معیدفر، جامعه شناس: حاکمیت گوشش بدهکار مصیبت‌های مردم نیست و ساز خود را می‌زند /مزیت‌های این سرزمین از دست رفته است

معیدفر، جامعه شناس: حاکمیت گوشش بدهکار مصیبت‌های مردم نیست و ساز خود را می‌زند /مزیت‌های این سرزمین از دست رفته است

یک جامعه شناس می گوید: حاکمیتی که ساز خود را می‌زند و اساسا گوشش بدهکار مصیبت‌های مردم نیست و همچنان در رویای سروری دنیا و دشمنی با شرق و غرب عالم به‌سرمی‌برد و از سمت دیگر مردمی که در نیازهای اولیه خود مانده‌اند.

جماران نوشت: اگرچه مشکلات جامعه به حوزه‌ای خاص محدود نمی‌شود و کشور در بسیاری از بخش‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به قول مسئولان دچار ناترازی شده است، اما به نظر می رسد طبق پیمایش ها و نظرسنجی های مختلف این مشکلات ریشه‌ای مشترک دارد و از بی‌اعتمادی جامعه و بخشهایی از حاکمیت نسبت به یکدیگر و شکاف عمیق بین این دو ناشی می‌شود.

نارضایتی مردم آن چنان عریان شده که چند روز پیش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در نشست خبری خود بیان کرد: «چالش عمده در کل حاکمیت، کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به حکمرانان است که در حوزه فرهنگ و هنر شتاب بیشتری دارد. روزهای سختی را پیش رو داریم و باید با توجه به موقعیت ایران و بحران‌هایی که ممکن است در پیش داشته باشیم، گردهم بیاییم و از نزدیک با هم باشیم و حرف هم را بهتر بفهمیم. تلاشم این بود که بر این موضوع متمرکز باشیم. همچنین تلاش کردیم بخش‌های دیگر نظام حکمرانی را به اینکه جامعه ما قابل اعتماد و قابل احترام است متوجه کنیم و اعتماد از دست رفته را برگردانیم.»

به گزارش جماران، دلسوزان کشور در مقاطع مختلف ایده‌هایی را برای ترمیم شکاف بی اعتمادی به عنوان تنها راهکار حل مشکلات کشور ارائه داده‌اند؛ این ایده‌ زمانی از سمت خاتمی با عنوان «آشتی ملی» مطرح شد و امروز از سمت پزشکیان با عنوان «وفاق ملی».

حاکمیت ساز خود را می‌زند و گوشش بدهکار مصیبت‌های مردم نیست

سعید معیدفر، استاد بازنشسته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران در این زمینه معتقد است علی‌رغم تمام تلاش‌های دولت پزشکیان برای کاهش فاصله با مردم، تندروی‌های جناح مقابل در پی مانع شدن از موفقیت خواهند بود.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار جماران با بیان اینکه در سال‌های اخیر هر چه جلوتر آمدیم، شکاف بین مردم و حاکمیت افزایش یافته است، اظهار کرد: این ناشی از این می‌شود که رفته‌رفته از منویات مردم فاصله گرفته شده است. در هر کشوری، ماموریت اصلی حکمرانان تحقق رفاه، امنیت و خواسته‌های مردم‌شان است و در قبال آنان مسئولیت دارند و بر همین اساس صرفا در جهت منویات جامعه‌شان تلاش می‌کنند.

معیدفر افزود: لازمه شکل‌گیری این نوع از حکمرانی در کشور، این است که حاکمیت در دوره‌های زمانی مختلف اعتبار خود را از مردم اخذ کند. هرچند در کشور ما انتخابات برگزار می‌شود، اما عملا با دخالت نهادهایی انجام می‌گردد و شورای نگهبان بعضا مانع از این است که نمایندگان واقعی مردم در پست‌های حاکمیتی قرار گیرند. لذا عملا امکان انتخاب افراد اصلح توسط مردم در این موارد فراهم نیست که به همین دلیل در هر دوره شاهد کاهش مشارکت مردم در انتخابات هستیم.

رئیس انجمن جامعه شناسی ایران ادامه داد: در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری نیز دیدیم که عده زیادی چون حس می‌کردند ردصلاحیت خواهند شد، اصلا حضور نیافتند. نهایتا هم که ما کلی زور زدیم و به مردم هشدار دادیم که عدم شرکت در انتخابات چه عاقبتی را برایشان رقم خواهد زد، حدود ۴۰، ۵۰ درصد پای صندوق آمدند. این اولین نشانه وجود شکاف بین حاکمیت و مردم است.

معیدفر با بیان اینکه دغدغه‌‌های حاکمیت کاملا متفاوت از مشکلات مردم است، عنوان کرد: مشکلات اقتصادی بیداد می‌کند و هر روز مردم بیشتر در ابعاد مختلف زندگی‌شان احساس ناامنی دارند و جوانان ناامیدتر می‌شوند، در حالی که سخنان حاکمیت تماما حول مسائل منطقه و… است. در حقیقت عده‌ای برای کشور اولویت تعیین می‌کنند و منابع و امکانات مردم را به آن سمت می‌برند. این کارشان هم نه‌تنها حفظ امنیت مردم را در پی نداشته، بلکه برعکس ایران عملا تبدیل به تهدید منطقه و جهان شده و امنیت اقتصادی خودش هم از بین رفته است.

وی تصریح کرد: اکنون حاکمیت باید پاسخ دهد که برای این مردم چه کرده است؟ اینکه از یک سمت بخش زیادی از جوانان‌ مهاجرت می‌کنند و از سمت دیگر مردمی که می‌مانند، با مصیبت‌های فراوان درگیرند، همه نشان می‌دهد مزیت‌های این سرزمین از دست رفته است. این‌ها همه نشانه‌های شکاف بین حاکمیت و مردم است؛ حاکمیتی که ساز خود را می‌زند و اساسا گوشش بدهکار مصیبت‌های مردم نیست و همچنان در رویای سروری دنیا و دشمنی با شرق و غرب عالم به‌سرمی‌برد و از سمت دیگر مردمی که در نیازهای اولیه خود مانده‌اند.

استاد بازنشسته جامعه‌شناسی دانشگاه تهران بیان کرد: وقتی زندگی مردم تعطیل شده و حاکمیت هم هیچ برنامه مشخصی برای آینده کشور ندارد، طبیعتا مشکلات دیگری نیز بروز پیدا می‌کند. اکنون اخلاقیات جامعه نیز دچار خدشه شده است. ما از پیامبر(ص) حدیث داریم که «من لا معاش له، لا معاد له» (کسی که معاشش تامین نباشد، معادی هم ندارد). در شرایطی که مردم درگیر زندگی روزمره اند و حداقل‌ها را هم ندارند، کم‌کم اعتقادات و ارزش‌های دینی و اخلاقی هم سقوط می‌کند.

معیدفر با اشاره به وضعیت فرهنگ در کشور، اضافه کرد: طبق چیزی که من از فیلم‌سازان شنیده‌ام، امروز حتی به فیلم‌های فاخر و اخلاقی مجوز داده نمی‌شود، بلکه صرفا برای فیلم‌هایی که لودگی را به نمایش می‌گذارد، مجوز صادر می‌شود.

یعنی حاکمیت آن قدر از ارزش‌های جامعه فاصله گرفته که اجازه نمی‌دهد فیلم‌سازان شرایط منحط را در جامعه به تصویر بکشند. این‌ نشان می‌دهد سینما و حوزه فرهنگ ما نیز سقوط کرده است. این‌ها همه حاکی از شکاف بین مردم و حاکمیت است.

وی با بیان اینکه دولت چهاردهم در پی تغییر رویکرد و تعدیل فضاست، گفت: اما بخش‌هایی از حاکمیت که بقای خود را در تداوم وضعیت قبلی می‌بینند، در مسیر دولت سنگ‌اندازی می‌کنند و مانع از تحقق اهداف آن می‌شوند. به عنوان مثال، اکنون دولت می‌خواهد ایران از عامل تهدید منطقه، به کشوری تبدیل شود که روابط عادی با دنیا دارد و در پی روابط دوستانه با جهان است، اما هر روز از تریبون‌های جریان مقابل فریاد یک نفر بلند می‌شود. به همین ترتیب در حوزه اقتصادی هم که دولت می‌خواهد گامی را بردارد، جریان مقابل موضوع استیضاح را مطرح می‌کند. در حوزه فرهنگ نیز وضعیت به همین شکل است.

این جامعه‌شناس با بیان اینکه در چنین شرایطی دولت چهاردهم عملا اخته شده است، عنوان کرد: دولت می‌خواهد گام‌هایی را بردارد، اما یک ماشین ضعیف در اختیارش قرار داده‌اند و جاده پیش‌رویش هم پر از دست‌انداز است. در چنین دولت چندان امکان موفقیت ندارد. متأسفانه حاکمیت هنوز متوجه عمق فاجعه نشده است و در رویای بازگشت به آرمان‌های خود است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۳/۱۰/۲۹ و ساعت 20:53 |