نتایج تحقیق تازه: نسل بشر در ۹۰۰ هزار سال پیش از خطر انقراض جان به در برده است

بازسازی انسان Homo erectus در موزه

گروهی از دانشمندان با انجام یک تحقیق دریافته‌اند تعداد اجداد بشر مدرن نزدیک به یک میلیون سال پیش در نتیجه دوره‌ای بحرانی از اقلیم زمین چنان کم‌شمار شده‌ که آنها در آستانه انقراض کامل قرار گرفته‌ بوده‌اند.

پیشتر در سال گذشته دانشمندان یک مقطع زمانی را ردیابی کرده بودند که در آن تعداد انسان‌های راست‌قامت (هومو ارکتوس)‌ها به جمعیتی بالغ بر ۱۳۰۰ نفر کاهش یافته بود. اکنون، یک مطالعه جدید نشان داده است که مهاجرت دسته‌جمعی انسان به خارج از آفریقا در همان زمان اتفاق افتاده است.

بازسازی حرکت انسان‌های اولیه از آفریقا به اروپا و آسیا دشوار است. بهترین شواهدی که محققان در اختیار دارند شامل بقایای پراکنده‌ای از استخوان‌ها و عمدتاً مصنوعات سنگی است که تفسیر آن‌ها می‌تواند مبهم و چالش‌برانگیز باشد.

حالا اما مطالعه دقیق ژنوم انسان نشان داده است که در یک برهه‌ زمانی خاص در ۹۰۰ هزار سال پیش، تنوع ژنتیکی به شدت کم شده و رخداد «گلوگاه جمعیت» رخ داده است. گلوگاه جمعیت یا گلوگاه ژنتیک اتفاقی فرگشتی است که در آن درصد قابل توجهی از اعضای یک اجتماع از میان می‌روند یا به دلایلی توان ادامه زاد و ولد از آنها سلب می‌شود.

نتایج یک مطالعه دیگر که بر مکان‌های باستان‌شناسی اولیه در اوراسیا تمرکز داشت، قدمت این گلوگاه را ۱.۱ میلیون سال پیش نشان داد. این اختلاف، شناسایی رویداد اقلیمی مسبب احتمالی کاهش موقت جمعیت را چالش برانگیز کرد و در نتیجه گروهی از زمین‌شناسان در دانشگاه میلان ایتالیا و کلمبیای آمریکا برای به دست آوردن زمانبندی دقیق این رویداد مشغول به کار شدند.

آنان در پژوهش‌های خود و با استفاده از تاریخ‌گذاری در سایت‌های قدیمی‌تر دریافتند که مکان‌های باستانی به طور قابل اعتمادی مربوط به ۹۰۰ هزار سال پیش هستند.

جمجمه یک انسان هومو ارکتوس در موزه ملی کنیا

جمجمه یک انسان هومو ارکتوس در موزه ملی کنیاAkrasia25/Wikipedia

محققان یافته‌های خود را با سوابق رسوبات دریایی مقایسه کردند تا زمان دقیق رویداد آب و هوایی را به دست بیاورند. نسبت اکسیژن به دام افتاده در لایه‌های رسوبی روشن می‌کند که آیا آب و هوا در زمان ته‌نشین شدن مواد معدنی در دریا گرم‌تر و یا سردتر بوده است.

این اطلاعات و همچنین داده‌های ژنومی و قدمت سایت‌های محل زندگی انسان‌های نخستین به دانشمندان نشان داد که رخداد گلوگاه جمعیت و مهاجرت همزمان بوده‌اند.

در دوران گذار اواسط دوره زمین‌شناسی پلیستوسن، سطح اقیانوس‌های جهانی کاهش یافت و لکه‌های خشکی‌ بزرگ در آفریقا و آسیا به وجود آمدند. در نتیجه انسان‌های راست‌قامت که در آفریقا زندگی می‌کردند با شرایط وحشتناکی مواجه شدند که آنها را از غذا و آب محروم می‌کرد.

با پایین آمدن سطح دریا، مسیرهای زمینی به اوراسیا در دسترس قرار گرفت و طبق مدل محققان، آنها توانستند با عبور از آنها وارد اروپا و آسیا شوند. نویسندگان در مقاله خود آورده‌اند: «مهاجرت سریع در پاسخ به یک محرک اقلیمی شدید و به وجود آمدن راه فرار زمینی، چیزی است که می‌تواند دلیل خروج انسان‌های اولیه از آفریقا در ۰.۹ میلیون سال پیش باشد.»

نتایج تحقیقات تازه در نشریه علمی «PNAS» منتشر شده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۹ و ساعت 18:40 |

ایسنا: سپردن دستگاه‌های فرهنگی به آقای صدیقی، فاقد توجیه است

ایسنا: سپردن دستگاه‌های فرهنگی به آقای صدیقی، فاقد توجیه است

متاسفانه ایشان نسبت به وقایعی که با آبرویشان در دنیا گره خورده است، اشراف ندارند و وقوع چنین تخلف بزرگی از سوی فردی که به زعم خودشان جزء نزدیکان تلقی شده‌اند، نشان از یک سهل‌انگاری دارد و اساسا چنین فردی معتمد مومنان نیست تا مخاطب توصیه‌های ایشان باشد. مساله‌ی شائبه برانگیز دیگر این است که، چگونه چنین موضوعی از دید تیزبین نهادهای نظارتی دور مانده است؟

خبرگزاری ایسنا در گزارشی ضمن تاکید بر این که "صحت و سقم پرونده‌ی زمین‌خواری در ازگل تهران در خصوص زمین ۴۰۰۰ متری، نیازمند زمان و اعلام‌نظر از سوی مقامات قضایی است" درباره افشاگری صورت گرفته در این باره نوشت: یک‌باره اخبار مرتبط با فساد از اشخاص و نهادهای مختلف با شیوه‌ای تکراری از طریق چند اکانت فجازی مجازی افشا و باورهای مردم روی سر آنها آوار می‌شود و دشمنان و فرصت‌طلبان هم که منتظر چنین خطاها و شائبه‌ها هستند از این فضای غبارآلود به طریق اولی بهره‌برداری کرده و آن را به تمام ارزش‌های اخلاقی و دینی ربط می‌دهند و این‌چنین می‌شود که اخبار مرتبط با فساد مثل موریانه به اعتماد مردم نفوذ کرده و تمام سرمایه‌های معنوی که طی این قرن‌ها و دهه‌ها با مرارت و جانفشانی انسان‌های مومن و وطن‌دوست به دست آمده است را، می‌خورد و در پایان ما می‌مانیم و اقشاری پر از شبهه و خشم که مدام تکرار خواهند کرد، مسبب این وضعیت چه کسانی هستند و آدرس‌های غلط را در جادوی رسانه‌ای دشمن و بی‌برنامگی عمیق برای تامین امنیت روانی مردم لاجرم دنبال خواهند کرد.

البته این بدبینی بی‌پایه نیست و متاسفانه ردپای برخی فرزندان کارگزاران کشور در پرونده‌های فساد دیده می‌شود و این نگرانی وجود دارد، کاری که دشمنان با بودجه‌های میلیاردی نتوانستند انجام دهند با این قبیل اقدامات و ورود بعدی رسانه‌های معاند با گرای داخلی در پی تسویه‌حساب‌های سیاسی محقق شود و مردم به مسئولان در رده‌های مختلف بی‌اعتماد شوند.

این خبرگزاری افزوده است: طبق افشاگری‌های صورت‌گرفته، حوزه علمیه امام خمینی(ره) در منطقه ازگل تهران که تحت تولیت آیت‌الله صدیقی اداره می‌شود، باغی به مساحت ۴۲۰۰ متر داشته است که حواشی آن به افکار عمومی رسیده است و گمانه‌زنی‌ها در خصوص فساد سیستماتیک در کشور را دوباره بر سر زبان‌ها انداخته است.

ایستا با اشاره با توضیحات آیت‌الله صدیقی در این باره نوشت: اظهارات آیت‌الله صدیقی چند ابهام دیگر را به ذهن متبادر می‌کند که پرداختن به آنها برای رفع شبهات ضروری است؛ چرا که در غیر این‌صورت سپردن دستگاه‌های عریض و طویل فرهنگی که به‌طور مستقیم با موضوعات دینی و ایمان مردم سر و کار دارند به آقای صدیقی، فاقد هرگونه توجیه است. چرا که متاسفانه ایشان نسبت به وقایعی که با آبرویشان در دنیا گره خورده است، اشراف ندارند و وقوع چنین تخلف بزرگی از سوی فردی که به زعم خودشان جزء نزدیکان تلقی شده‌اند، نشان از یک سهل‌انگاری دارد و اساسا چنین فردی معتمد مومنان نیست تا مخاطب توصیه‌های ایشان باشد.

مساله‌ی شائبه برانگیز دیگر این است که، چگونه چنین موضوعی از دید تیزبین نهادهای نظارتی دور مانده است؟"

با این حال ایسنا با انتقاد از افشا کنندگان، آنها را متهم کرد که "پیش از قرار دادن اطلاعات در اختیار دادستانی و مراجع ذی‌صلاح، اسنادی بررسی‌نشده و کلی" را منتشر می کنند و خواستار بررسی این این موضوع از سوی نهادهای مربوطه شد.

البته همکاران عزیز ما در خبرگزاری محترم ایسنا، حتما بهتر از ما می دانند که کار رسانه، اطلاع رسانی رسانه ای است و خبرنگاران، کارمندان نهادهای دولتی یا مخبرهای نهادهای امنیتی و ضابطان دستگاه قضایی نیستند که اطلاعات به دست آمده را در اختیار آنها بگذارند بلکه به عنوان رکن چهارم دموکراسی و "قوه ناظره" وطیفه دارند در راستای شفاف سازی و اطلاع رسانی، اطلاعات لازمه را در اختیار افکار عمومی قرار دهند. اگر هم نهادهای مربوطه بعد از خبرنگاران، از قضایا مطلع می شوند، این به ضعف خود آنها بر می گردد و روا نیست ناتوانی آنها با هجمه بر خبرنگاران افشاگر که "چرا قبل از انتشار به خود ما نگفتی؟" لاپوشانی شود و فرار به جلو کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۹ و ساعت 1:21 |

نقش کسی که مصباح‌یزدی را در خانه‌اش غسل داد، در ماجرای ازگل چیست؟

🔹️روزنامه اعتماد گزارشی از ماجرای حوزه علمیه ازگل متعلق به کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران دارد.

🔹️موضوع اما زمانی ابعاد وسیع‌تری پیدا کرد که نام کاظم صدیقی در لیست امامت جمعه روز جمعه شهر تهران گنجانده شد. بسیاری از چهره‌های سیاسی کشور و کارشناسان با انتقاد از چنین تصمیمی، آن را نشانه بی‌توجهی تصمیم‌سازان به حساسیت‌های عمومی تفسیر کردند.

🔹️مطابق اطلاعات افشا شده، مدرسه علمیه امام خمینی، نخست در اُزگل مکان‌یابی شد و کم‌کم با خرید زمین‌های اطراف از شهرداری تهران، سازمان اوقاف و برخی خیرین مانند تاجر پرحاشیه و نزدیک به جریان روحانیت سیاسی یعنی مطلبی‌کاشانی و توسعه زیربنایی، اکنون یک ملک حدودا ۲۳ هزار متری است./ اعتماد

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ و ساعت 22:46 |

ابعاد حقوقی ماجرای باغ ازگل / مجازات انتقال مال غیر در حقوق ایران چیست؟

ابعاد حقوقی ماجرای باغ ازگل / مجازات انتقال مال غیر در حقوق ایران چیست؟

نکته حقوقی مغفول مانده در این قضیه بررسی ارتکاب جرم سنگین «انتقال مال غیر» و یافتن شخص یا اشخاصی است که این جرم را مرتکب شده‌اند؛ یک نفر به یک دفترخانه مراجعه کرده است و یک زمین موقوفه را به یک مؤسسه غیرانتفاعی منتقل کرده است. چه کسی؟

یک حقوقدان ابعاد حقوقی ماجرای باغ ازگل را توضیح داد.

دکتر محسن برهانی*، استاد حقوق در این باره نوشت: موضوع انتقال ۴۲۰۰ متر زمین مرغوب به یک مؤسسه غیرانتفاعی نقل مجالس ایرانیان در روزهای گذشته است و احتمالاً تا مدتها این داستان ادامه دارد و بیشتر به این امر پرداخته می‌شود که چطور ممکن است امضای کسی را جعل کنند و بدون اطلاع شخصی، ملکی مرغوب را به نام وی منتقل کنند؟! اما این بخشِ کم اهمیت و در عین حال غیرقابل باور ماجراست. بخش جدی، جای دیگری است.

نکته حقوقی مغفول مانده در این قضیه بررسی ارتکاب جرم سنگین «انتقال مال غیر» و یافتن شخص یا اشخاصی است که این جرم را مرتکب شده‌اند؛ یک نفر به یک دفترخانه مراجعه کرده است و یک زمین موقوفه را به یک مؤسسه غیرانتفاعی منتقل کرده است. چه کسی؟

وی افزوده است: یک راه روشن برای احراز این حقیقت وجود دارد؛ انتشار سند قطعی غیرمنقول (بنچاق) که هم در دفترخانه موجود است و هم در دست خریدار و احتمالاً فروشنده (اگر خریدار و فروشنده یک نفر نباشند!). در این بنچاق دو امضا وجود دارد؛ انتقال‌دهنده و انتقال‌گیرنده. چه کسی و با چه سمتی این دو محل را امضا کرده است.
با روشن شدن این دو نفر (که شاید هم یک نفر باشد) همه ابعاد موضوع مشخص می‌گردد و مجرمین یا مجرم به دست عدالت سپرده خواهند شد.

این حقوقدان در پایان توصیه کرده که این سند منتشر گردد که هم دفترخانه و هم ساعت تنظیم سند و هم کسی که در آن ساعت وارد دفترخانه شده و سند را امضا نموده است مشخص گردد. احتمالاً دوربین‌های مداربسته در این امر بسیار راهگشاست.

یادآور می شود مجازات انتقال مال غیر ۷-۱ سال حبس و رد مال و جزای نقدی معادل مال منتقل شده است.
_____________________________________
*او دارای مدرک دکتری حقوق جزا از دانشگاه تربیت مدرس و علاوه بر آن دارای تحصیلات حوزوی است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ و ساعت 17:32 |

آقای صدیقی! حالا که با خبرنگار سیما حرف زدید، به 6 سؤال رسانه های دیگر هم جواب دهید:

چه کسی در ساعت 10:30 صبح در دفترخانه، سند انتقال باغ را امضا کرد؟ خودتان نبودید؟!

 
آقای صدیقی! حالا که با خبرنگار سیما حرف زدید، به 6 سؤال رسانه های دیگر هم جواب دهید: چه کسی در ساعت 10:30 صبح در دفترخانه، سند انتقال باغ را امضا کرد؟ خودتان نبودید؟!

اگر این ماجرا به این شکل و برای فرد دیگری اتفاق می افتاد به عنوان تولیت مدرسه چگونه پیگیری می کردید و به عنوان قاضی چه حکمی می دادید: اگر متوجه می شدید که فردی باغ 4200 متری حوزه شما را به اسم خود زده است آیا شکایت قضایی نمی کردید، حتی اگر آن فرد بعد از لو رفتنش، می آمد و می گفت ملک را بر می گردانم (چون تعرض به بیت المال کرده است و نه به حقوق شخصی شما)؟ و اگر دست بر قضا، این پرونده به شعبه تحت تصدی شما می رسید، درباره آن فرد چه حکمی می دادید؟

عصر ایران - آقای کاظم رجبی صدیقی ، بعد از ماجرای افشای اسناد انتقال غیر قانونی باغ 4200 متری حوزه علمیه امام خمینی (ره) به نام موسسه خود و پسرانش، در گفت و گوی کوتاهی با خبرنگار صدا و سیما در این باره توضیحاتی داده است.
اصل این که ایشان حاضر شده جلوی دوربین قرار بگیرد و "پاسخ اجمالی" به "سوال کلی" خبرنگار صدا و سیما دهد، خوب است چرا که بارها پیش آمده که مسوولی در مظان اتهامی قرار گرفته و حتی به خود زحمت تکذیب هم نداده است.

ضمن استقبال از اصل پاسخگویی و تاکید بر این که باید ادامه یابد، حال که ایشان با خبرنگار صدا و سیما گفت و گو کرده است، پیشنهاد می کنیم برای رفع ابهامات ماجرا که افکار عمومی را به شدت می آزارد، یک گفت و گوی آزاد با خبرنگاران سایر رسانه ها داشته باشد و همانجا نیز اسناد و مدارک را به همه نشان دهد تا مشخص شود هیچ قصور و تقصیری در این باره نداشته است. ایشان به خبرنگار صدا و سیما گفت که من یک طلبه در دسترس هستم و جا دارد با برگزاری این نشست خبری، در عمل هم ثابت کند.
 آقای صدیقی! حالا که با خبرنگار سیما حرف زدید، به 6 سؤال رسانه های دیگر هم جواب دهید: چه کسی در ساعت 10:30 صبح در دفترخانه، سند انتقال باغ را امضا کرد؟ خودتان نبودید؟!این پیشنهاد از این روی نیز جدی است که ایشان در صدا و سیما گفت که خبرهای منتشر شده در این باره، برای ضربه زدن به اعتقادات مردم است و از این روی، انتظار می رود این روحانی که نگران باورهای دینی مردم است، با این گفت و گوی آزاد رسانه ای، شبهات را برطرف و به تقویت ایمان مردم کمک کند.

اگر ایشان در آن کنفرانس خبری به این چند سوال پاسخ دهد، حتما نگرانی از تضعیف اعتقادات مردم برطرف می شود و در عین حال، متوجه مظلومیت ایشان خواهند شد. این به نفع اسلام، نظام و شخص ایشان خواهد بود:

1 - شما منتشر کنندگان خبر درباره خود را به شرارت و تلاش برای ضربه زدن به اعتقادات مردم و لطمه زدن به چهره های مورد وثوق آنها متهم کردید. در عین حال درباره اتهامی که به شما وارد شده، گفتید بدون این که دادگاهی در این باره حکم دهد، متهم تان کرده اند.
چگونه خودتان دیگران را بدون این که دادگاهی آنها را محکوم کند، متهم می کنید ولی نوبت به خودتان که می رسد می گویید حکمی در کار نیست؟

وام 50میلیونی به کارت میاد؟ همین حالا ثبت نام کن

اساساً چگونه از نیت منتشر کننده خبر مطلع شدید؟ آیا نیت خوانی بلد هستید؟

2 - نقش دو آقازاده شما در حوزه علمیه امام خمینی (ره) - که ظاهراً هیچکدام هم روحانی نیستند - چیست؟ همچنین نقش آنها در ثبت موسسه پیروان اندیشه های قائم چه بوده است؟

موسسه کاظم صدیقی و پسران

3 - آیا درست است که حوزه ای که ساخته اید، در زمینی بنا شده که کاربری پارک عمومی داشته ولی تغییر کاربری داده شده است؟ اگر بله، چرا و چگونه این اتفاق افتاده و چه لزومی داشته پارک عمومی تغییر کاربری داده شود؟ و چقدر درخت قطع شده است؟

4 - اساساً چه نیازی بوده است که ملکی بدان مرغوبی و گرانبهایی را در شمال شهر تهران و در کوهپایه های البرز بگیرید و آنجا مدرسه علمیه بسازید؟ آیا چون در شمال شهر تهران تقاضای جوانان برای طلبه شدن زیاد بود این کار را کردید؟
نمی شد در یکی از مناطق فقیر نشین حوزه بسازید تا طلابی که در آن درس می خوانند، با دردهای مردم بیشتر آشنا و در آینده روحانیون مردمی تری شوند؟

موقعیت ازگل روی نقشه تهران
ازگل

5 - حتی اگر حرف تان را حمل بر صحت کنیم که خبر نداشتید موسسه ای به اسم شما زده اند باید بپرسیم آن کسی که مثلا در ساعت 10:30 روز 19 آذر 1402 به دفترخانه رفته و سند انتقال باغ را به موسسه امضا زده چه کسی بوده است؟

اگر شما بودید که دیگر ادامه بحث بی فایده است چرا که با پای خود رفته اید و باغ 4200 متری را که می گویند حدود 1000 میلیارد تومان ارزش دارد به موسسه ای منتقل کرده اید که خود و پسران تان سهامداران اصلی اند. اینجا که دیگر نمی توانید کس دیگری را متهم کنید. خودتان امضا کردید و خودتان هم باید در محضر دادگاه پاسخگو باشید.

اما اگر فرد دیگری رفته و حتی به پیامک های شما هم که از دفترخانه برای تایید سند می آید دسترسی داشته و جای شما امضا کرده و اثر انگشت زده، اول از همه باید این فرد را معرفی کنید و سپس باید سراغ آن دفترخانه رفت که بدون این که خودتان مطلع باشید، باغ به اسم موسسه تان زده است.
در چنان دفترخانه ای را باید گِل گرفت!

اسناد انتقال مالکیت باغ حوزه به موسسه شخصی

6 - در گفت و گوی خود با خبرنگار صدا و سیما گفتید که بعد از این ماجرا، مجمع عمومی تشکیل دادید و همه اعضا اعلام کردند باغ مال حوزه است.
اگر باغ به طور قانونی و منطبق بر حق منتقل شده، این اعلام برای چیست؟
اگر هم خلاف حق و قانون منتقل شده، شما که عمری را در قوه قضائیه سر کرده اید می دانید که "انتقال مال غیر" جرم است و وصف کیفری آن، با بازگرداندن مال از بین نمی رود. بنابراین، اگر باغ، در فرایندی غیرقانونی منتقل شده، منتقل دهنده، چه شما باشید و چه دیگری، مرتکب جرم شده و باید مجازات شود. خاصه آن که بعد از رسانه ای شدن ماجرا، این بازگشت صورت می گیرد.

راستی آقای صدیقی!
به عنوان متولی فعلی حوزه علیمه و یک قاضی سابق جواب دهید:
اگر این ماجرا به این شکل و برای فرد دیگری اتفاق می افتاد به عنوان تولیت مدرسه چگونه پیگیری می کردید و به عنوان قاضی چه حکمی می دادید:
اگر متوجه می شدید که فردی باغ 4200 متری حوزه شما را به اسم خود زده است آیا شکایت قضایی نمی کردید، حتی اگر آن فرد بعد از لو رفتنش، می آمد و می گفت ملک را بر می گردانم (چون تعرض به بیت المال کرده است و نه به حقوق شخصی شما)؟
و اگر دست بر قضا، این پرونده به شعبه تحت تصدی شما می رسید، درباره آن فرد چه حکمی می دادید؟

قوه قضائیه

بعد از تحریر:

ما پای منبر شماها شنیده ایم و لذت برده ایم که حضرت علی علیه السلام در محکمه ای در دوران حکومت شان، چون ادله کافی نداشتند، در برابر ادعای یک غیر مسلمان، محکوم شدند و چه در دادرسی و چه بعد از محکومیت، یک کلمه نگفتند که این فرد برای ضربه زدن به اسلام و نظام اسلامی و من که امیرالمؤمنین هستم این گونه در برابر من قرار گرفته است.

شما که از نعوذبالله از مولایمان بالاتر نیستید. اگر در این ماجرا خطایی کرده اید باید محاکمه شوید. اتفاقاً عدم رسیدگی دقیق به این پرونده است که به اعتقادات مردم ضربه می زند. اگر محاکمه شوید و روند دادرسی شفاف و علنی و با سند و مدرک باشد، چه تبرئه شوید و چه محکوم، مردم باورمند تر می شوند.

ضربه به اعتقادات مردم زمانی است که باغی از بیت المال واقعاً به اسم موسسه شما شده و خودتان هم قبول دارید که این اتفاق افتاده است و خبرش درز کرده و شما نیز به جای این که در محکمه از خودتان دفاع کنید، منتشر کنندگان خبر را متهم کنید و آنها را همراستای امریکا و رسانه های خارجی بنامید و دوباره برگردید به نقطه سر خط!

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ و ساعت 15:34 |

نوروز آمد؛ روزگار ما کی نو می شود؟

نوروز آمد؛ روزگار ما کی نو می شود؟

می دانم که تن جامعه زخمی است و دیگر نمی توان با صدای بلند خندید و پایکوبی کرد و دغدغه‌ای برای حال و آینده نداشت؛ اما نوروز آمده است و به احترام پیام نوروز باید تلاش برای دگرگونی را از نو آغاز کرد و در برابر زشتی ها و سختی ها از خود مقاومت نشان داد.

عصر ایران؛ سجاد بهزادی - نو شدن روزگار که به گذر زمان نیست. می شود سال تازه گردد اما روزگار سیاه بخت بماند. می شود صحرا به گل و سبزه آراسته گردد، اما رخسار یک جامعه همچنان زردتر از همیشه بماند. می شود به قول منوچهر آتشی، شاعر پر آوازه جنوب " بهار آید و پیرهن بیشه نو شود ..." اما به خاطر فقر، جامعه در صف طولانی لقمه ای گوشت ونان باشد. با این اوصاف پس روز ما کی نو می شود و نوروز واقعی برای جامعه کی پدیدار می گردد؟

نوروز آغاز رستاخیز طبیعت است. نوروز امید دوباره زیستن است و جامعه می خواهد هم گام با طبیعت روزگار خود را نو کند و بر سر یک سفره بنشیند. اما فاصله طبقاتی در جامعه ایران در سالی که گذشته بیش تر و بیش تر شد. طبقه متوسط نحیف تر شد و سفره ها برای عده اندکی رنگین تر و برای بیش تر جامعه تهی تر گشت.

وام 50میلیونی به کارت میاد؟ همین حالا ثبت نام کن

کاش در سال جدید همه سر یک سفره می نشستیم و سبک زندگی فردی و جمعی همه ایرانیان تغییر می کرد."حول حالنا" برای عموم جامعه معنا و مفهوم پیدا می کرد و همه ما به "احسن الحال" می رسیدیم.

درسالی که گذشت تلاش کردیم شرافت مندانه زندگی کنیم اما هزینه های زیست شرافت مندانه بسیار بالا بود. گاهی افتادیم و دوباره بلند شدیم. گاهی ناامید شدیم و حضورمان در میدان به حداقل رسید. اما حالا نوروز می گوید باید همچنان امید داشت. نوروز می گوید اندوه و غم برای هیچ ملتی مدام نیست و باید اندیشه ای نو درانداخت.

حتی افغانستان دیگر کشور پارسی زبان و همسایه، که نوروز آن سامان نیز در چنبره طالبان گرفتار شده است وگزارش "جهانی شادی" به تازگی اعلام کرده است در فهرست شادترین کشورهای جهان در سال ۲۰۲۳ ، جایگاه آخر را به خود اختصاص داده است" باید همچنان امیدوار باشد و برای پایان دادن به غم واندوه مبارزه کند. نباید تنها نشست تا همه چیز تمام شود.

نوروز می گوید باید امیدوار بود و امید تنها یک خواب و خیال نیست. امید یعنی مبارزه برای تغییر و تلاش برای دیدن دوباره بهار.

نوروز یعنی در عین سختی، "روزنه ای" باید گشود. پیشینیان را یادتان هست. زندگی های فقرآلودی که در موسم نوروز، حال و هوای دیگری پیدا می کرد. سفره ها خالی بود اما مادر بزرگ تلاش می کرد با رنگینک ها و نان های شیرین شده اش، آن را متفاوت کند وهمه را دور هم بنشاند وزندگی را از بی معنایی بیرون بیاورد ولبخندی به لب ها هدیه دهد.

می دانم که تن جامعه زخمی است و دیگر نمی توان با صدای بلند خندید و پایکوبی کرد و دغدغه‌ای برای حال و آینده نداشت؛ اما نوروز آمده است و به احترام پیام نوروز باید تلاش برای دگرگونی را از نو آغاز کرد و در برابر زشتی ها و سختی ها از خود مقاومت نشان داد.

می دانم که حال خوش را نمی شود تزریق کرد، اما نباید خاموش و ناامید ماند. نوروز در ناامیدی و خاموشی ما بی معنا می شود و افرادی هم سوداگرایانه همین را طلب می کنند. نوروز طبیعت آمده است و بسیاری در جامعه ایران گرفتار تنگی معیشت هستند. اما در طول تاریخ این اولین بار نیست که چنین وضعیتی بر جامعه سنگینی می کند و آخرین بار هم نخواهد بود. خوشا ملتی که از نفش نیفتاد و تجلی بخش امید و زندگی دوباره شد.

در آستانه سال نو دعا کنیم از خشکسالی، بی تدبیری و ناکارآمدی درآییم و به دنبال این بهار، صحرا سرسبز گردد، انبارهای غله باز شود و انسدادهای سیاسی نیز برطرف شود. دعا کنیم صلح در جهان نیز فراگیر شود و به قول آن شاعر افغانستانی از خدا بخواهیم " انگورها برسند/جهان مست شود/تلوتلو بخورند خيابان‌ها/به شانه‌ي هم بزنند/ رئيس‌جمهورها و گداها... مستي به اشياء سرايت كند/پنجره‌‌ها/ ديوارها را بشكنند و تو هم چنان كه يارت را تنگ مي‌بوسي مرا نيز به ياد بياوري.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ و ساعت 15:7 |

آقای صدیقی! این 4 کار را انجام دهید

آقای صدیقی! این 4 کار را انجام دهید

گفته‌اید اطلاع نداشتید سند را به شرکتی با سهام‌داری شما و فرزندان انتقال داده اند. بسیار خوب! از اطلاع دهنده تشکر کنید

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- آقای کاظم صدیقی امام جمعۀ موقت تهران و ریاست عالیۀ ستاد امر به معروف و نهی از منکر و متولی مدرسۀ علمیۀ ازگل - مشهور به حوزۀ علمیۀ امام خمینی- گفته‌اند از انتقال اسناد مالکیت زمین/ باغ منتقل شده به مدرسۀ علمیۀ ازگل به شرکتی با سهام‌داری خود و فرزندان‌شان اطلاع نداشته‌اند و فردی با جعل امضا این کار را انجام داده است.

حمل بر صحت می‌کنیم. همیشه شعبان، یک بار هم رمضان. شنیده بودیم همواره افراد به نفع خودشان سند جعل می‌کنند، حالا لابد یک بار هم کسی بی هیچ منفعتی به سود دیگری این کار را انجام داده است. بسیار خوب! آدمی با وجنات و حسنات جناب آقای صدیقی که سخن ناصادقانه نمی‌گوید. بنا‌براین جا دارد ایشان 4 کار انجام دهند:

1. به جای این که خبرنگار تلویزیون نزد ایشان برود و هاج و واج او را بنگرد و هیچ سؤالی هم برای او پیش نیاید تا طرح کند خود حاج آقا صدیقی یک کنفرانس خبری ترتیب دهد و ترجیحا در همان محل مدرسۀ علمیۀ ازگل تا خبرنگاران مختلف بتوانند ابهامات و سؤالات خود را مطرح کنند و ایشان هم پاسخ دهد. آن بنده خدا خبرنگار تلویزیون هم باشد منتها تنها برای این که میکروفون را برای آقای صدیقی نگاه دارد.

2. اگر مصاحبه واقعی -و نه فقط با میکروفون صدا وسیما - برای ایشان دشوار است چون گفته‌اند از این قضیه – انتقال سند ملک مدرسۀ علمیه به شرکت خودشان - واقعاً اطلاع نداشته جا دارد از کسی که اطلاع داده (‌یاشار سلطانی، روزنامه‌نگار تحقیقی) تشکر کند که اطلاع داده است. کار ساده‌ای که هر یک از ما هنگام اطلاع از امری که اطلاع نداشتیم انجام می‌دهیم. به استاد اخلاق نباید درس اخلاق داد ولی اگر واقعا اطلاع نداشته‌اند و یکی پیدا شده و اطلاع داده تا این دین بر گردن‌شان نباشد قاعدتا باید تشکر کنند و بگویند: فرزندم! خبر نداشتم. ممنون که اطلاع دادی. سند را به نام مدرسۀ علمیه یا به قول خودشان حوزۀ علمیه برمی‌گردانم.

3. کار سوم همان جملۀ آخر بند بالاست. برگرداندن سند به نام مدرسۀ علمیۀ ازگل و انتشار آن. در بیانیه جدید اشاراتی شده ولی بهتر است تصاویر و اسناد هم منتشر شوند. چون ظاهرا قرار بوده این محل به تربیت‌های پیش‌حوزوی نوجوانان اختصاص یابد و با همان مجموعه مرتبط است یعنی قرار بوده باشد. استحضار دارند به لحاظ حقوقی صرف اعلام در مجمع عمومی کفایت نمی‌کند.

4. این که چه نیازی به افزودن باغ 4200 متری بوده و مهم‌تر: چگونه به تملک حوزۀ تحت تولیت ایشان درآمده هم اگر در توضیحات آقای صدیقی بیاید، بد نیست.

در بیانیۀ جدیدالانتشار البته آورده اند هدف، جذب نوجوانان و جوانان برای ورود به حوزۀ علمیه بوده است. وقتی خود مدرسۀ علمیه، نوجوانان و جوانان را جذب می کند چه ضرورتی داشته یک جای دیگر درست کنند تا آنان را آمادۀ ورود به مدرسۀ علمیه کنند؟! مگر در همان مدرسۀ علمیه و به قول خودشان حوزۀ علمیه نوجوانان و جوانان جذب نمی‌شوند؟ دبستان نیست که پیش‌دبستانی بخواهد! به جای مدرسه علمیه می گویند حوزه علمیه تا برای آن مدرسه تازه توجیهی بیابند؟!

فقرۀ اصلی اما همان تشکر از اطلاع‌دهنده است. همان گونه که وقتی یادمان می‌رود چراغ خودرو را حین پیاده شدن خاموش کنیم یا خبر نداریم چرخ آن کم‌باد یا پنچر است و کسی به ما اطلاع می‌دهد تشکر می‌کنیم.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ و ساعت 15:6 |

آزمون بزرگ قوه قضائیه ؛ کاظم صدیقی تا پایان رسیدگی به پرونده باغ ازگل، خطیب جمعه تهران می ماند؟

آزمون بزرگ قوه قضائیه ؛ کاظم صدیقی تا پایان رسیدگی به پرونده باغ ازگل، خطیب جمعه تهران می ماند؟

این پرونده آزمون بزرگ قوه قضائیه است و افکار عمومی بیش از این توان تحمل رفتارهای اعتمادزدا را ندارد و بعد از چای دبش و سکوتی که فعلا بر این پرونده حاکم شده انتظار برای فراموشی پرونده صدیقی منطقی نیست و مطمئنا افکار عمومی به دنبال توضیح و تصمیم دستگاه قضاست.

روزنامه شرق نوشت:

بسیاری از کاربران فضای مجازی معتقدند انتقال چهارهزار و ۲۰۰ متر زمین با امضای جعلی کمی عجیب است و باورش سخت، بنابراین این سؤالات مطرح است که صدیقی یا فرزندان یا عروسش یا خلاصه یکی از نزدیکانش در پیروان اندیشه‌های قائم، از خود نپرسیدند نحوه نقل و انتقال این زمین چگونه بوده است؟ ممکن است چنین غافل باشند و صاحب چنین دارایی عظیمی شوند و از خود نپرسند روند کار چگونه بوده؟ و آیا او همچنان تا پایان رسیدگی قضائی همچنان امام جمعه موقت تهران باقی خواهد ماند یا خیر؟

به هرحال باید منتظر ماند و رسیدگی قضائی را زیر نظر گرفت. این پرونده آزمون بزرگ قوه قضائیه است و افکار عمومی بیش از این توان تحمل رفتارهای اعتمادزدا را ندارد و بعد از چای دبش و سکوتی که فعلا بر این پرونده حاکم شده انتظار برای فراموشی پرونده صدیقی منطقی نیست و مطمئنا افکار عمومی به دنبال توضیح و تصمیم دستگاه قضاست.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ و ساعت 15:3 |

یک اتهام مالی دیگر؛ "واریز اجاره بها هتلی در مشهد به حساب کاظم صدیقی"

درحالی که انتقال مالکیت یک باغ ۴ هزار متری در ازگل تهران به #کاظم_ صدیقی و پسرانش هنوز شفاف‌سازی نشده، پرونده مالی دیگری مبنی بر واریز ماهانه یک میلیارد تومان به حساب او و پسرانش از طرف هتل "جهان" در مشهد مطرح شده است.

کاظم صدیقی، مشهور به "شیخ گریان" و دبیر ستاد "امر به معروف و نهی از منکر" در واکنش به این اخبار ابتدا مدعی شد که با جعل امضایش این سند مالکیت به نامش زده شده و سپس در یک مصاحبه افشای این پرونده را "شرارت" توصیف کرد.

حوزه علمیه "امام خمینی تهران" با سهام‌داری کاظم صدیقی و پسرانش، این انتقال مالکیت را "اشکالات شکلی" پیش آمده توصیف کرده که "رفع" شده است. یاشار سلطانی، روزنامه نگار به تازگی در وبسایت خود مدعی دستیابی به اسنادی شده که تأیید می‌کند درآمدهای حاصل از اجاره هتل "جهان" در مشهد که زیرمجموعه حوزه علمیه تحت ریاست کاظم صدیقی است به جای انتقال به حساب این حوزه به حساب موسسه شخصی کاظم صدیقی و پسرانش واریز شده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ و ساعت 15:1 |

یک حقوقدان به کاظم صدیقی: شما که نگران اعتقاد جوانان هستی، کل اسناد و مدارک را منتشر کن

کامبیز نوروزی، حقوقدان و کارشناس رسانه در خصوص ماجرایی که برای امام جمعه موقت تهران مطرح شده، نوشت:

🔹۱_اگر ادعای صدیقی درست باشد که یک جاعل اراضی وسیع در یکی از بهترین نقاط تهران را به نامشان زده یک جعل استثنایی رخ داده که در تاریخ کیفری دنیا سابقه ندارد. یک نفر امضای کسانی را جعل می‌کند که اموالی را به نام آنها کند. از نظر حقوقی اینجا اصلا جرمی رخ نداده است چون رکن مادی جرم محقق نشده است. بگذریم که عملیات اجرایی و تشریفات اداری چنین اقدامی که آقای صدیقی مدعی شده آنقدر مفصل و‌پیچیده است که در عمل ناممکن است.

🔹۲_سند رسمی مالکیت املاک و اسناد ثبت شرکت‌ها محرمانه نیستند. کاظم صدیقی به عنوان یک شخصیت سیاسی رسمی در شمار کسانی است که زندگی مالی‌اش حریم خصوصی نیست. سند مالکیت زمین و مدارک ثبت شرکت‌ منسوب به او را منتشر کنبد تا معلوم شود کدام طرف راست می‌گوید.

🔹۳_صدیقی مدعی است اطلاعی نداشته که این اموال به نامش شده‌اند. این بی‌خبری خودش عذر بدتر از گناه است.

🔹۴_اگر حقیقت همان است که آقای صدیقی گفته است که خبر نداشت یک نفر مثلا جاعل این کارها را کرده، راه حل آن ساده است:تمام ابن اموال را فورا، عینا و‌ بطور کامل برگردانید. بیشتر از چند روز ‌وقت نمی‌گیرد. نمی‌شود مدعی باشید انتقال این اموال کار یک مثلا جاعل است ولی آن را نگه دارید و برنگردانید.

🔹۵_دفاع تبلیغاتی در این مورد بیهوده است. این شیوه دفاع این برداشت را به ذهن می‌آورد که آقای صدیقی تحت حمایت یک جریان سیاسی خاص است که مانع از کشف حقیقت می‌شود.

🔹۶_ایشان مدعی است که کسانی که این خبر را منتشر کرده‌اند می‌خواهند اعتقاد جوان‌ها را بزنند. خب آقای صدیقی و دوستانش که بسیار گفته‌اند نگران اعتقاد جوان‌ها هستند، برای نجات اعتقاد جوانها، بجای شعار تبلیغاتی مدارک و اسناد کامل را منتشر کنند تا نگذارند اعتقاد جوان‌ها به‌خطر بیافتد.

🔹۷_سکوت مقامات و سازمانهای مسئول در مورد این بحث، باور عمومی به وجود اراده مبارزه با فساد را خرابتر از این می‌کند که هست.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ و ساعت 23:25 |

چه شد که از طالقانی به صدیقی رسیدیم؟

چه شد که از طالقانی به صدیقی رسیدیم؟

نامۀ آقای کاظم صدیقی به دادستان ماجرای زمین و باغ مشارالیه را وارد مرحلۀ تازه ای کرده است.


عصر ایران؛ یادداشت وارده - با نامۀ آقای کاظم صدیقی به دادستان عمومی و انقلاب تهران ماجرای زمین و باغ مشارالیه وارد مرحلۀ تازه‌ای شده و سؤالات جدیدی را قابل طرح ساخته است.

هر چند یادداشت صدر عصر ایران با طرح 5 پرسش حق مطلب را به نیکویی ادا کرده و حاجت به نکتۀ دیگری نیست و عباس عبدی هم مانند همیشه از زاویۀ متفاوتی نگریسته و پیش‌بینی کرده در صورت حضور آقای صدیقی در نماز جمعه نمازگزارانی اقدام به ترک کنند ولی خالی از لطف نیست یک نکته را هم در حاشیۀ آن 5 پرسش دقیق و آن توییت هوش‌مندانه طرح کنیم: چه شد که از طالقانی به صدیقی رسیدیم؟ طرح این پرسش از این رو اهمیت دارد که نسل تازه بداند در تاسوعا و عاشورای 57 سه میلیون نفر دنبال طالقانی راه افتادند یا نصف تهران پشت سر او به نماز می‌ایستاد و شیخ کاظم صدیقی نمی‌شناختند.

خس خس سرفه‌های طالقانی در سال‌های 57 و 58 فوج فوج را جذب کرد نه سیمای اشک‌آلود شیخ کاظم صدیقی و این که خبرگزاری فارس هم کمپین به راه انداخته یعنی نگرانی جدی‌تر از آن است که تصور می‌شود و درون اردوگاه اصول‌گرایی هم صداهایی برخاسته.

اگر روزی فروغ فرخ‌زاد گفته بود نام آن پرنده که از قلب‌ها گریخته ایمان است حالا باید گفت نام آن پرنده اعتماد است و همین اعتماد‌سوزی کاری کرده که در انتخابات 11 اسفند - رقابت اصول‌گرایان با خودشان یا با آرای باطله - رأی نماینده اول تهران کمتر از 8 درصد واجدین شرایط است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ و ساعت 21:23 |

افزایش فقر وضعیت ترک تحصیل دانش‌آموزان را نگران‌کننده کرده است

افزایش فقر وضعیت ترک تحصیل دانش‌آموزان را نگران‌کننده کرده است

نرخ فقر در سال۱۴۰۱ به ۳۰درصد رسیده است و بسیاری از مردم ایران توانایی تامین نیازهای ابتدایی خود را نیز ندارند و این مساله بر تحصیل فرزندانشان موثر است. بنابراین به نظر می‌رسد که برخی از دانش‌آموزان به جای تحصیل، برای تامین نیازهای خود وارد بازار کار می‌شوند. علاوه بر این، ارزش تحصیل برای کسب درآمد نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته و موجب شده است تا انگیزه دانش‌آموزان برای ادامه تحصیل کاهش یابد.

دنیای اقتصاد نوشت*: بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال تحصیلی 1402-1401 نرخ ترک تحصیل دانش‌آموزان در تمامی مقاطع تحصیلی افزایش یافته است. در این سال تحصیلی نرخ ترک تحصیل دانش آموزان در مقطع ابتدایی با افزایش 0.25واحد درصدی به 1.2درصد رسیده است.

ترک تحصیل در مقطع ابتدایی موجب افزایش بی‌سوادی در آینده می‌شود و بسیار نگران‌کننده است. کارشناسان معتقدند افزایش میزان ترک‌تحصیل با افزایش نرخ فقر در سال‌های گذشته رابطه تنگاتنگی دارد. در حال حاضر نرخ فقر در ایران 30درصد است. به عبارت دیگر حدود یک‌سوم از جمعیت ایران توانایی تهیه نیازهای اساسی خود را ندارند. در چنین شرایطی حتی اگر تحصیل رایگان باشد، هزینه‌های جانبی آن موجب می‌شود برخی از خانوارها از تحصیل فرزندان خود چشم بپوشند.

علاوه بر این، امکان آن وجود دارد که با توجه به افزایش پدیده کار کودکان، دانش‌آموزان ترک‌تحصیل‌کرده به کارهایی از قبیل شاگردی و زباله‌گردی مشغول شوند. علاوه بر این، برخی از دانش‌آموزان مقطع متوسطه دوم به دلایلی مانند ناکامی برخی از تحصیل‌کردگان در یافتن شغل متناسب با تحصیلات خود، ترجیح می‌دهند به جای ادامه‌تحصیل، زودتر وارد بازار کار شوند.

بر اساس اطلاعات منتشر‌شده توسط مرکز آمار، در سال تحصیلی 1402-1401، نرخ ترک‌تحصیل دانش‌آموزان در مقاطع تحصیلی مختلف افزایش یافته است. در سال مذکور نرخ ترک‌تحصیل در مقطع ابتدایی با فزایش 0.25واحد درصدی نسبت به سال تحصیلی 1401-1400، به 1.2درصد رسیده است. در این سال تحصیلی در دوره ابتدایی نرخ ترک‌تحصیل پسران 1.21 و نرخ ترک‌تحصیل دختران معادل 1.19درصد بوده است.

بسیاری از کارشناسان معتقدند افزایش میزان ترک‌تحصیل در این مقطع می‌تواند آسیب‌های قابل‌توجه و بعضا جبران‌ناپذیری را به دنبال داشته باشد. برای مثال اگر فردی در سال‌های اولیه مقطع ابتدایی ترک‌تحصیل کند، از داشتن مهارت‌هایی مانند خواندن و نوشتن نیز محروم می‌شود. علاوه بر این، آمارهای مربوط به بازماندگان از تحصیل نشان می‌دهد در سال تحصیلی 1402-1401، بیش از 175هزار از دانش‌آموزان دوره ابتدایی از تحصیل جامانده‌اند.

با وجود آنکه جمعیت جاماندگان از تحصیل نسبت به سال تحصیلی 1401-1400 کاهش یافته، با‌این‌حال همچنان عدد نگران‌کننده‌ای است. نگاهی به آمارهای سال گذشته نشان می‌دهد بیشترین میزان جاماندگی از تحصیل در مقطع ابتدایی مربوط به سال تحصیلی 1400-1399 بوده است. در این سال مدارس از ابتدای سال تحصیلی به صورت مجازی افتتاح شدند.

گفته می‌شد که برخی از دانش‌آموزان به دلیل عدم دسترسی به اینترنت و وسایل ارتباطی لازم برای دسترسی به آموزش‌های مجازی، مجبور به کناره‌گیری از تحصیل شدند.

تا پیش از این، میزان بازماندگان از تحصیل در دوره ابتدایی حدود 14هزار نفر بود. در حال حاضر نیز برخی از کارشناسان معتقدند اصلی‌ترین دلیل ترک‌تحصیل در این مقطع تحصیلی، مشکلات اقتصادی خانوارهاست. در سال 1401، نرخ فقر در ایران معادل 30درصد بوده است.

به عبارت دیگر در حال حاضر حدود یک‌سوم از جمعیت ایران توانایی تهیه نیازهای اساسی خود را ندارند. در چنین شرایطی حتی اگر تحصیل رایگان باشد، هزینه‌های جانبی آن موجب می‌شود برخی از خانوارها از تحصیل فرزندان خود چشم بپوشند. علاوه بر این، در سال‌های گذشته پدیده زباله‌گردی و تکدیگری کودکان به صورت قابل‌توجهی افزایش یافته و احتمال آن می‌رود که تعدادی از دانش‌آموزان ترک‌تحصیل‌کرده به این فعالیت‌ها بپردازند.

با تحصیلات آکادمیک می‌توان کار کرد؟

با تغییر مقطع تحصیلی از ابتدایی به متوسطه دوره اول، نرخ ترک‌تحصیل نیز افزایش می‌یابد. در سال تحصیلی 1402-1401، نرخ ترک‌تحصیل در مقطع متوسطه دوره اول با افزایش 1.1واحد درصدی به 5.47درصد رسیده است. در این مقطع تحصیلی نرخ ترک‌تحصیل پسرها معادل 6.5 و نرخ ترک‌تحصیل دخترها معادل 4.3درصد بوده است. در سال تحصیلی مذکور تعداد بازماندگان از تحصیل در مقطع دوره متوسطه اول با افزایش 8هزار نفری نسبت به سال تحصیلی قبلی، به 197هزار و 690نفر رسیده است.

با‌این‌حال بیشترین میزان افزایش نرخ ترک‌تحصیل مربوط به متوسطه دوره دوم بوده است. در سال تحصیلی گذشته نرخ ترک‌تحصیل در مقطع متوسطه دوره دوم با افزایش 1.72درصدی، به 4.04درصد رسیده است. در این سال نرخ ترک‌تحصیل دختران معادل 3.5 و نرخ ترک‌تحصیل پسران معادل 4.5درصد بوده است.

در سال‌های گذشته عواملی مثل ناکامی برخی از جوانان در یافتن شغل، در‌‌حالی‌که از تحصیلات آکادمیک برخوردار بودند، موجب شده برخی به این نتیجه برسند که آغاز فعالیت در بازار کار به جای ادامه‌تحصیل انتخاب بهتری است. بنابراین احتمال آن می‌رود که علاوه بر مشکلات اقتصادی، انگیزه‌های این‌چنینی نیز در زمینه ترک تحصیل افرادی که در این مقطع تحصیلی هستند، موثر باشد.

تاثیر اقتصاد بر آموزش

در سال تحصیلی 1402-1401، نسبت دانش‌آموزان مدارس غیردولتی به کل دانش‌آموزان افزایش یافته و با افزایش 1.6درصدی نسبت به سال 1401-1400 به 14درصد رسیده است. این نسبت در مقطع ابتدایی بیش از دیگر مقاطع است.

در سال‌های گذشته بسیاری از والدین دانش‌آموزان به این نتیجه رسیده‌اند که به جای استفاده از مدارس دولتی، با پرداخت شهریه فرزندان خود را در مدارس غیرانتفاعی ثبت‌نام کنند. مهم‌ترین دلیل والدین برای این کار تفاوت زیاد کیفیت آموزش در مدارس دولتی و غیردولتی است. گفته می‌شود در سال‌های گذشته تحریم‌های اقتصادی موجب شده درآمدهای دولت کاهش یابد.

کاهش این درآمدها در کیفیت آموزش دولتی نیز موثر واقع شده و اگر افراد توانایی پرداخت هزینه تحصیل فرزند خود را داشته ‌باشند، ترجیح می‌دهند که فرزندانشان در مدارس غیر‌دولتی تحصیل کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ و ساعت 17:18 |

5 سؤال از کاظم رجبی صدیقی: چرا درباره اصل ماجرا یعنی "انتقال باغ ازگل" یک کلمه ننوشتید؟!

عصر ایران - در پی افشای انتقال باغ ازگل متعلق به حوزه علمیه امام خمینی به موسسه ای با سهامداری آیت الله صدیقی و پسران و مدیر حوزه و یک نفر دیگر، افکار عمومی به طور جدی درگیر این موضوع شده است و اینک بعد از چند روز سکوت، ایشان طی نامه ای به دادستان تهران که در رسانه ها هم منتشر شده، توضیحاتی در این باره داده و نوشته است که امضای او و دیگران را "برای ثبت موسسه" جعل کرده اند ولی توضیحی درباره نحوه تملک باغ توسط این موسسه نداد.

نامه ایشان به دادستان تهران به شرح زیر است و بعد از آن، چند سوال از جناب ایشان برای شفاف شدن هر چه بیشتر موضوع مطرح می کنیم که امیدواریم پاسخ دهند و شائبه ها برطرف شود:

بسم الله الرحمن الرحیم

دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران

نماوا تقدیم میکند ، سریال جذاب جنگل آسفالت با بازی نوید محمدزاده

معروض می‌دارد، حوزه علمیه امام خمینی(ره) در چارچوب اساسنامه خود، سال‌ها قبل برای تمهید ورود نوجوانان و دانش آموزان علاقمند به آموختن دروس دینی و حوزوی تصمیم به تاسیس مجموعه آموزشی و فرهنگی پیش حوزوی‌ گرفته و برای تاسیس این مرکز اقدام به اخذ مجوزهای قانونی لازم نمود.

بر همین اساس لازم بود تا موسسه‌ای وابسته به حوزه علمیه امام خمینی تاسیس گردد و بخشی از زمین متعلق به حوزه برای ایجاد این مرکز پیش حوزوی به آن موسسه منتقل شود.

بر این اساس فردی به نام آقای **** که قبلا مورد اعتماد مجموعه بوده، مسئول پیگیری و انجام امور ثبت اداری موسسه شد. اما متاسفانه فرد مذکور با سوء استفاده از اعتماد اقدام به تدوین و ثبت اساسنامه، جعل امضاء اینجانب، تسهیم سهام به آن کیفیت و بدون اطلاع تولیت، مدیر حوزه و برخی اعضا نموده و مع الاسف حتی بدون ورود و امضاء اینجانب و برخی اعضا ثبت این قضیه صورت پذیرفته است.

بنابراین موسسه ثبت شده به کیفیتی که در رسانه‌ها انتشار یافت، بدون اطلاع اینجانب ومدیریت حوزه و بر خلاف اهداف مصوب آن به ثبت رسیده است.

لذا اینجانب کاظم صدیقی از جایگاه تولیت حوزه علمیه امام خمینی(ره) و به عنوان یک شهروند، بدون در نظر گرفته شدن سوابق قضایی و عناوین سیاسی اجتماعی استدعا دارم نسبت به ثبت شکایت رسمی از فرد مذکور و دیگر نقش آفرینان در این فقره، با عنوان جعل و خیانت در امانت اقدام فرموده تا ابعاد این مساله برای عموم‌مردم عزیز ایران، خاصه مومنین روشن و شفاف شود.

کاظم صدیقی
نامه صدیقی به دادستان تهران

چند سوال از آیت الله صدیقی

1 - اساساً وقتی حوزه علمیه فعال دارید، چه نیازی به موسسه ای برای آموزش های مذکور وجود داشته است که بعد نیاز شود، باغ به اسم موسسه شود؟

2 - آیا همان طور که در خبرها آمده، زمین مذکور باغ بوده است؟ اگر باغ بوده، آیا قرار بود آن را تغییر کاربری دهید؟ در جریان ممنوعیت تغییر کاربری باغ های تهران که هستید؟

3 - مرقوم فرموده اید کسی که مورد اعتماد بوده، مسوول ثبت موسسه می شود و او با جعل امضای شما و برخی دیگر از سهامداران، موسسه ای به اسم تان تاسیس می کند که "بدون اطلاع تولیت، مدیر حوزه و برخی اعضاء" بوده است.

سهامداران چه کسانی هستند؟ "خودتان، دو پسرتان، مدیر مدرسه تان و فردی دیگر به نام جواد عزیزی". (عروس تان هم بازرس موسسه است)
نوشته اید که خودتان در جریان نبودید، مدیر مدرسه تان هم نمی دانست، آیا حتی پسران تان هم متوجه نشدند که سهام دار شرکت شده اند؟ یا اگر متوجه شدند، حتی آنها هم به شما نگفتند تا این که یاشار سلطانی اسناد را منتشر کرد و شما از طریق رسانه ها فهمیدید در زمره مالکان موسسه هستید؟

موسسه صدیقی

4 - درباره ثبت موسسه توضیح داده اید. اما درباره اصل ماجرا یعنی "انتقال مالکیت باغ" توضیحی نداده اید و افکار عمومی و به تعبیر شما "خاصه مومنین" منتظر شفاف سازی در این باره اند.

طبق اساسنامه موسسه شما، کلیه اوراق و اسناد و عقود با امضای مدیر عامل و یکی از اعضای هیات مدیره (متفقاً) یا با امضای شخص شما (منفرداً) معتبر است.

پس انتقال اسناد باغ ازگل به موسسه مذکور باید قاعدتا با یکی از دو روش امضایی زیر صورت گرفته باشد:

- امضای مدیر عامل + امضای یکی از اعضای هیات مدیره (مدیر حوزه یا یکی از پسران شما)
- امضای شخص شما به تنهایی

اگر حالت اول بوده، لابد دستکم علاوه بر مدیر عامل، مدیر حوزه یا یکی از پسران شما در جریان بوده اند (مگر این که بگویید اینجا هم جعل کرده اند و باغ به نام شان شده است).

اگر حالت دوم بوده، پس خودتان به عنوان امضا کننده، در جریان بوده اید (مگر این که باز هم بگویید جعل کرده اند و باغ به نام تان شده است).

یعنی اگر اینجا هم مثل ثبت شرکت مدعی جعل شوید، معنایش این است که یکی رفته و ابتدا با جعل امضای شما و مدیر مدرسه شما و احتمالا پسران تان یک شرکت به اسم تان ثبت کرده و سپس مجدداً با جعل امضا، معامله ای انجام داده و باغی به اسم شما کرده است.

حوزه علمیه امام خمینی

حمل بر صحت می کنیم و سوال پنجم را مطرح می کنیم:

5 - در فقره باغ، یک "انتقال گیرنده" داریم که می شود همان شرکت کذایی که شما روح تان هم از آن خبر نداشت و مدیر مدرسه تان هم مطلع نبود و احتمالاً پسران تان هم در جریان نبودند که مالک و عضو هیات مدیره آن شده اند و جاعل همه شما را یک جا دور زده و به اسم تان شرکت ثبت کرده است.

اما در سوی دیگر، "انتقال دهنده" داریم یعنی حوزه علمیه امام خمینی(ره) که شما تولیت آن هستید. می دانیم که در دفاتر اسناد رسمی، صرفا با حضور شخص ذینفع یا نماینده قانونی یا وکیل او سندی انتقال می یابد و حتی اثر انگشت هم در سیستم ثبت می شود.

سوال مهم اینجاست: چه کسی اوراق انتقال سند را "از جانب حوزه علمیه" امضا کرده است؟
آیا اینجا هم کسی جعل کرده و از طرف شما امضا کرده و باغ حوزه را به شرکتی منتقل کرده که شما و پسران و مدیر مدرسه تان سهامداران آن بوده اید؟

یعنی هم «دهنده ملک» از طرف حوزه، جاعل بوده و هم «گیرنده ملک» از طرف موسسه، جعل کرده است؟ و شما هم کلا متوجه نشدید؟

اگر در این حد متوجه آنچه در اطراف تان می گذرد نیستید، در سمت های متعدد خودتان از ریاست ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور گرفته تا دبیرکلی بنیاد بین المللی غدیر، چه می کنید؟!

مردم ایران و "خاصه مومنین" منتظر پاسخ و شفاف سازی شما هستند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۷ و ساعت 17:1 |

کشف مواد اولیه حیات در یخ‌های میان‌ستاره‌ای

یک تیم بین‌المللی از ستاره‌شناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب، مواد اولیه حیات از جمله مولکول‌های مختلفی نظیر متان و اسید استیک و الکل را در میان گاز و غبارهای کیهانی و یخ‌های‌میان‌ستاره‌ای کشف کرده است.

دانشمندان یک تیم بین‌المللی تحقیقاتی با استفاده از رصدهای تلسکوپ فضایی جیمز وب، مولکول‌های مختلفی را در یخ‌های میان‌ستاره‌ای کشف کرده‌اند که به گفته آن‌ها از جمله اجزای اصلی و مواد اولیه شکل‌گیری حیات در سیارات زیست‌پذیر به شمار می‌روند.

به گفته ستاره‌شناسان این مولکول‌‌ها شامل متان و اسید استیک و اتانول، در مواد پیش‌ستاره‌ای و در گاز و غبارهای کیهانی پیدا شده‌اند که در آن‌ها هنوز سیارات تشکیل نشده‌اند.

وجود مولکول‌های آلی پیچیده جامد، از دهه‌ها پیش از این، پیش‌بینی شده بود و تلسکوپ‌های فضایی دیگر نیز از وجود آن‌ها پرده برداشته بودند اما اینک ابزار فروسرخ میانی (MIRI) تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا، این مواد را به صورت جداگانه در یخ‌های میان‌ستاره‌ای شناسایی کرده است.

دانشمندان هنوز نمی‌دانند که این مولکول‌ها که به نوعی مواد اولیه حیات در گیتی محسوب می‌شوند چگونه می‌توانند به سیاراتی که بعدا شکل می‌گیرند راه پیدا کنند اما گمان می‌کنند که دنباله‌دارها و سیارک‌ها، این مواد را به سیارات می‌رسانند.

تلسکوپ فضایی جیمز وب، پیش از این نیز در قالب بخشی از پروژه Ice Age ERS، در تاریک‌ترین و سردترین مناطق ابر مولکولی در کیهان، یخ‌های مولکولی پیدا کرده بود.

آن چه که بیش از هر چیز، سبب اهمیت این مشاهدات می‌شود این است که یکی از منابع مورد بررسی به نام IRAS 2A، به عنوان یک پیش‌ستاره کم‌جرم شناخته می‌شود و ممکن است شباهت‌هایی با مراحل اولیه شکل‌گیری منظومه شمسی خودمان داشته باشد.

دانشمندان می‌گویند در این صورت، مواد شیمیایی شناسایی شده در این پیش‌ستاره، احتمالا در اولین مراحل شکل‌گیری منظومه شمسی ما در حدود ۴.۶ میلیارد سال پیش نیز وجود داشته‌‌اند و بعدا به زمین رسیده‌اند.

یکی از پژوهشگران این پروژه از دانشگاه لایدن هلند، این یافته‌ها را راهی برای پاسخ دادن به یکی از پرسش‌های دیرینه اخترشیمی توصیف می‌کند و می‌گوید این کشف به ما کمک خواهد کرد تا دریابیم خاستگاه مولکول‌های آلی پیچیده در گیتی چیست و آیا این مولکول‌ها در حالت گازی ساخته می‌شوند و یا در حالت یخی.

به گفته دانشمندان، حیاتی که ما بر روی زمین می‌شناسیم بر مبنای ترکیبات آلی است و مولکول‌های مهم آن از کربن تشکیل شده‌اند و اغلب شامل عناصر دیگری از جمله هیدروژن، اکسیژن، نیتروژن، فسفر و گوگرد می‌شوند.

این عناصر هم در جو سیاره‌ای و هم در مولکول‌هایی مانند قندها، الکل‌ها و اسیدهای آمینه ساده، اجزای مهمی به شمار می‌روند و گمان می‌رود که در منظومه شمسی ما، در اثر برخورد دنباله‌دارهای یخی یا سیارک‌ها به سطح زمین رسیده‌ باشند.

بیشتر بخوانید: آیا تصاویر تلسکوپ فضایی جیمز وب، نظریه بیگ‌بنگ را رد می‌کند؟

افزون بر این، کیهان‌شناسان بر این باورند که چنین یخ‌هایی به احتمال زیاد، پیش‌تر در ابر تاریکی از غبار و گاز سرد در گیتی وجود داشته‌اند که در نهایت، منظومه شمسی از دل آن‌ها ساخته شده است.

در این مناطق از گیتی، دانه‌های گرد و غبار یخی، محیطی منحصربه‌فرد را برای برخورد اتم‌ها و مولکول‌ها فراهم می‌کنند که این می‌تواند سبب ایجاد واکنش‌های شیمیایی شود که آب تولید می‌کنند.

در مطالعات آزمایشگاهی پیش از این نشان داده شده که برخی مولکول‌های ساده پیشازیستی، می‌توانند در این شرایط یخی تشکیل شوند.

به گفته دانشمندان، کشف مولکول‌های آلی پیچیده مانند متانول و اتانول، نشان می‌دهد که مولکول‌ها در منظومه‌‌های ستاره و سیاره‌ای در حال شکل‌گیری، در حالت شیمیایی نسبتا پیچیده به جا می‌مانند و معنای آن می‌تواند این باشد که وجود مولکول‌های پیشازیستی در منظومه‌های سیاره‌ای، ویژگی منحصر به فرد منظومه شمسی ما نیست بلکه به طور کلی یک نتیجه متداول و رایج از فرایند تشکیل ستاره است.

تلسکوپ فضایی قدرتمند جیمز وب ناسا (JWST)، از زمان راه‌اندازی خود تصاویر بی‌نظیری را ثبت کرده و بخش‌هایی از گیتی را رصد کرده است که تلسکوپ‌های پیشین نمی‌توانستند آن‌ها را مشاهده کنند‌. تلسکوپ فضایی جیمز‌وب همچنین قادر است نشانه‌های وجود مولکول‌های به‌خصوص را با دقت بسیار بالایی تشخیص دهد.

این نخستین باری نیست که تلسکوپ فضایی جیمز وب، این گونه مولکول‌های خاص را کشف کرده است. پیش از این نیز رصدهای تلسکوپ فضایی جیمز وب، مولکول‌های آلی پیچیده‌ای را در کهکشانی در فاصله ۱۲.۳ میلیارد سال نوری از زمین نشان داده‌ بودند.

شناسایی سردترین مولکول‌های یخ در گیتی و یافتن شواهدی از وجود آب یخ‌زده در یک دنباله‌دار نزدیک به زمین، ازجمله مشاهدات دیگر این تلسکوپ به شمار می‌روند که بررسی‌های بعدی آن‌ها ممکن است به توضیح معمای وجود حیات در زمین کمک کند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۶ و ساعت 19:35 |

کشته شدن دختر 21 ساله در شلیک اشتباه پلیس / دایی نگار کریمیان : مامور انتظامی اصلا ايست نداد

کشته شدن دختر 21 ساله در شلیک اشتباه پلیس / دایی  نگار کریمیان : مامور انتظامی اصلا ايست نداد

4 سال قبل هم در این جاده یک نفر به دلیل شلیک اشتباه پلیس کشته شد/ دايی نگار: هيچ ماشين ديگری در جاده فرعی نبود.

یک دختر 21 ساله به نام نگار کریمیان در شلیک اشتباه پلیس به یک خودرو در استان لرستان، جان باخت.

این ششمین حادثه مشابه در 3 سال اخیر است که منجر به کشته شدن 6 نفر شد.

روزنامه اعتماد در گزارشی به قلم بهاره شبانكارئیان درباره جزئیات حادثه نوشت: هفته گذشته خبر كشته شدن دختری ۲۱ساله به دلیل شلیك اشتباهی یكی از ماموران نیروی انتظامی پاسگاه چمن‌سلطان در نزدیكی روستایی با همین نام در شهرستان الیگودرز استان لرستان رسانه‌ای می‌شود كه «اعتماد» برای صحت و سقم خبر آن را پیگیری می‌كند. «اعتماد» در همان ابتدا تلاش كرد با پدر، مادر و یكی از خواهران دختر صحبت كند، اما آنها به دلایلی اظهار كردند امكان مصاحبه ندارند. در حالی كه دایی او حاضر شد در مورد جزییات حادثه با «اعتماد» گفت‌وگویی داشته باشد.

حادثه چگونه اتفاق افتاد؟

بامداد جمعه، نوزدهم اسفند‌ماه جاری وقتی «نگار كریمیان» به همراه پدر، دو خواهر و داماد خانواده از مراسم خاكسپاری دایی خود در روستای فرسش الیگودرز در حال بازگشت به محل زندگی‌شان؛ اصفهان بودند، ناگهان از سوی یكی از ماموران نیروی انتظامی هدف گلوله قرار می‌گیرد.

تخفیف 500 هزار تومانی محصولات شیائومی (فقط در سایت جانبی)

در این میان تیر ابتدا از كنار دست پدر خانواده می‌گذرد و سپس به پهلوی این دختر جوان برخورد می‌كند. دست پدر خانواده مجروح می‌شود و نگار نیز پس از انتقال به بیمارستان امام جعفرصادق تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد، اما بعد از عمل هنگامی كه به بخش‌ای‌سی‌یو بیمارستان منتقل می‌شود به خاطر خونریزی داخلی جانش را از دست می‌دهد.

نگار کریمیان 21 ساله در شلیک نیروی انتظامی به خودرو در جاده الیگودرز استان لرستان کشته شد - عکس : روزنامه شرق

کشته شدن دختر 21 ساله در شلیک اشتباه پلیس / دایی  نگار کریمیان : مامور انتظامي اصلا ايست نداد

خبر جان باختن دختر جوان در شهرستان الیگودرز آن هم با شلیك اشتباهی مامور نیروی انتظامی سوالات زیادی در ذهن خانواده داغدار این دختر جوان و افكار عمومی ایجاد كرده است.

نیروی انتظامی چه می گوید؟

فرمانده انتظامی شهرستان الیگودرز ۲۵ اسفندماه جاری در رابطه با این اتفاق اعلام كرد: «شب حادثه یكدستگاه خودرو پژو 405 بدون توجه به علائم ایست و بازرسی و اخطارهای مكرر ماموران برای ایست و بازرسی به‌طور غیرمجاز عبور كرده كه ماموران به فرض اینكه این خودرو شامل مواد مخدر است، جهت توقیف خودرو اقدام به تیراندازی هوایی و در تعاقب به سمت لاستیك خودرو كردند كه یكی از گلوله‌ها پس از اصابت به بدنه خودرو به یكی از سرنشینان خودرو كه دختر جوانی به نام نگار كریمیان بود، برخورد و موجب جراحت او شد.»

دایی دختر : مامور انتظامی اصلا ایست نداد

این در حالی است كه دایی این دختر جوان در این مورد می‌گوید: «مامور انتظامی اصلا ایست نداده است. شوهر خواهر من چهل‌سال است كه راننده اتوبوس است. اكثرا بیش از ۳۰ مسافر را به مقصد می‌رساند. چطور می‌شود ایست پلیس را متوجه نشده باشد؟! مگر تازه گواهی‌نامه گرفته بود كه این حرف‌ها را می‌زنند. الیگودرز كه سیستان و بلوچستان نیست كه ماموران در كمین باشند و یك ماشین هم فرار كند. حرف‌هایی كه گفته شده صحت ندارد. ما تا پای قصاص پیش خواهیم رفت.»

حالا دایی نگار كریمیان در گفت‌وگو با «اعتماد» جزییات شب حادثه را بازگو كرده است.

مامور انتظامی از چه كسی دستور شلیك گرفته بود؟

مهدی رضایی، دایی جان باخته در مورد این حادثه به «اعتماد» می‌گوید: «یكی از برادرانم چند وقت پیش به خاطر مشكل قلبی فوت می‌كند. برای همین خواهرم، همسرش، سه دختر و داماد خانواده‌شان برای مراسم عزاداری به روستای فرسش می‌آیند. ما اصالتا اهل روستای فرسش الیگودرز هستیم. قرار شد بعد از مراسم خاكسپاری، خواهرم یعنی مادر نگار تا مراسم هفتم برادرمان بماند و شوهرش، سه خواهرزاده‌ام و همسر خواهرزاده‌ام به اصفهان برگردند.

چون خواهر كوچك نگار می‌خواست به مدرسه برود. وقتی همگی سوار ماشین می‌شوند، نگار صندلی جلو كنار پدرش می‌نشیند و دو خواهر دیگر او به همراه داماد خانواده صندلی عقب می‌نشینند. وسط جاده فرعی نزدیك روستای چمن سلطان یكی از ماموران انتظامی كه درجه استواری هم داشته به ماشین آنها كه پژو ۴۰۵ نقره‌ای بود، شلیك می‌كند. تیر از كنار دست شوهر خواهرم رد می‌شود و به پهلوی چپ نگار اصابت و سپس به ستون ماشین برخورد می‌كند.

آنها از ماشین پیاده و متوجه می‌شوند تیر به پهلوی نگار شلیك شده است. وقتی مامور نیروی انتظامی می‌بیند خانواده داخل ماشین بوده، سریع می‌گوید اشتباه شده است. در حالی كه چه اشتباهی؟! مگر در آن جاده چند ماشین بود كه اشتباه شلیك شده باشد؟ می‌گویند شخصی به اشتباه به همان مامور خاطی گفته بود ماشینی كه در حال گذر است، مواد مخدر حمل می‌كند. البته این طوری به ما گفتند. خود من از قاضی كشیك پرسیدم این مامور از چه كسی دستور شلیك گرفته بود؟ قاضی كشیك هم گفت من دستور شلیك نداده بودم. ما متوجه نمی‌شویم مگر می‌شود بدون دستور مافوق، شلیك كرد!»

كارشناس اعلام كرد فاصله تیر با ماشین نزدیك بوده است

به گفته دایی نگار نیم ساعت بعد از این حادثه خواهر نگار با او تماس گرفته و گفته كه تصادف كردند، اما اصل ماجرا را برای او تعریف نكرده و داخل بیمارستان متوجه شده چه اتفاقی افتاده است. رضایی می‌گوید كه خواهر بزرگ نگار شب حادثه را برایش اینگونه تعریف كرده و گفته: «ما داشتیم در جاده فرعی می‌رفتیم و ماشین مامور نیروی انتظامی هم داشت از مقابل می‌آمد كه یك دفعه صدایی شنیدیم. اول فكر كردیم چیزی به سمت ماشین پرت شده یا اینكه تصادف كردیم. پدرم ترمز كرد تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است.

همسرم در حالی كه عصبانی بود از ماشین پیاده شد و به مامور گفت كه چه كار كردی؟ در همین حین مامور نیروی انتظامی هم از ماشین پیاده شد و گفت؛ اشتباه شده است. بعد هم پرسید؛ همه سالم هستید؟! همسرم كه متوجه تیراندازی نشده بود در جواب مامور از او پرسید، چطور؟ مامور هم گفت شلیك شده است. وقتی مامور متوجه شد تیر به پهلوی نگار برخورد كرده، به ما گفت كه فقط دنبال من بیایید. تا جایی رفتیم كه نیروهای هلال احمر ایستاده بودند. آنجا نگار را سوار آمبولانس‌های آنها كردیم و خود مامور هم جلوی آمبولانس رفت تا به بیمارستان امام جعفر صادق رسیدیم.»

مهدی رضایی دایی نگار می‌گوید: «پزشكان، نگار را سریع به اتاق عمل منتقل می‌كنند، اما بعد از جراحی وقتی به بخش ‌ای سی یو منتقل می‌شود با وجود اینكه چند واحد خون به او تزریق شده بود از شدت خونریزی تمام می‌كند. تیر از سمت چپ وارد پهلوی نگار شده بود و از سمت راست پهلوی او خارج و به ستون ماشین برخورد كرده بود. كارشناسی كه برای بازدید از ماشین آمده بود، اعلام كرد؛ وقتی تیر شلیك شده، فاصله زیادی با ماشین نداشته و تقریبا از فاصله نزدیك شلیك شده .

این اولین‌بار نیست كه در این جاده چنین اتفاقی می‌افتد. چهار سال پیش هم ماموران نیروی انتظامی یك نفر به اسم شهرام رضایی را اینگونه كشتند و گفتند؛ تیر اشتباه شلیك شد. تیر به قلب شهرام رضایی برخورد كرد و او هم درجا جان باخت.

او زن و بچه داشت. یك پسر و دختر. پسرش بعد از این اتفاق درس را رها كرد و رفت كارگری تا بتواند مخارج خانواده را تامین كند. بعد هم در توجیه تیری كه به اشتباه به این مرد شلیك شده بود، گفتند او اعتیاد داشته و دیه‌اش را به خانواده پرداخت كردند. این‌بار هم كه شلیك اشتباهی دامن خانواده ما را گرفت و دختر جوان‌مان جانش را از دست داد.»

دایی نگار همچنین به سوالات دیگر «اعتماد» پاسخ می‌دهد.

- خواهرتان چند فرزند دارد و نگار فرزند چندم خانواده بود؟

سه فرزند دختر. نگار ۲۱‌ساله و فرزند دوم خانواده بود. خواهر بزرگ‌ترش ازدواج كرده و خواهر كوچك‌ترش هم مدرسه می‌رود.

- نگار دانشجو بود یا كار می‌كرد؟

نگار تمام كلاس‌های مربوط به آرایشگری را گذرانده بود، اما خودش ناخن كار بود.

- ماموری كه به سمت ماشین شلیك كرده‌ بازداشت است؟

بله، بازداشت است. مامور درجه استواری داشته. هر كاری كردم كه اسم و فامیل او را به من بگویند، نگفتند. فقط گفتند زن و بچه دارد، اما من زنش را ندیدم. به ما گفتند همان شب اول اسلحه او را گرفتیم و بازداشتش كردیم. اول گفتند مامور اشتباه شلیك كرده در صورتی كه ماشین دیگری در جاده نبوده، اما بعد طور دیگری گفتند؛ گفتند گزارش شده بود ماشینی كه در جاده در حال تردد بوده، حامل مواد مخدر بوده است. این مامور می‌توانست راه ماشین را ببندد نه اینكه در حین حركت شلیك كند.

خرداد 1402 خوزستان : کشته شدن کودک 9 ساله در شلیک پلیس


در خرداد گذشته (1402) یک کودک 9 ساله در شلیک ماموران نیروی انتظامی به یک خودرو در خوزستان کشته شد.

کشته شدن دختر 21 ساله در شلیک اشتباه پلیس / دایی  نگار کریمیان : مامور انتظامي اصلا ايست نداد

"جعفر دلف‌زرگانی" پدر این کودک 9 ساله همان زمان در گفت‌و‌گو با خبرنگار جماران در خصوص این سانحه گفته بود: ماشین پلیس بدون هیچ هشدار یا اعلام ایست یا آژیر، ماشین را به رگبار بست و تیر به کودک ۹ ساله ما اصابت کرد و در همان لحظه فوت کرد. به ما گفته شد که قاتل، بازداشت شده است، اما خود ما هنوز مطلع نیستیم که چه کسی بازداشت است و تنها شنیده‌ایم که بازداشت است.

فرمانده نیروی انتظامی شهرستان شوشتر خوزستان گفته بود که این اتفاق به هنگام توقیف یک خودروی سرقتی روی داد و ماموران برای توقف خودرو، شلیک کردند اما کودک که در خودرو بود کشته شد.

در مقابل پدر این کودک با تکذیب سرقتی بودن این خودرو، اقدام اشتباه مامور نیروی انتظامی در شلیک به سمت خودرو را دلیل مرگ فرزندش گفت.

دی 1401 - هرمزگان : کشته شدن دختر 12 ساله در شلیک اشتباه پلیس


در 5 دی 1401 نیز یک دختر 12 ساله در شلیک نیروی انتظامی به یک خودرو در منطقه بستک استان هرمزگان، کشته شد.

در آن زمان، جانشین فرمانده انتظامی هرمزگان در واکنش به این حادثه گفته بود: توجه نکردن راننده یک‌دستگاه خودرو پژو پارس شیشه‌دودی حامل مواد مخدر به دستور ایست ماموران پلیس، حادثه ساز شد.
نیروی انتظامی و خانواده این نوجوان هر دو درباره جزئیات حادثه ادعاهایی را مطرح کرده بودند.

جانشین انتظامی هرمزگان تاکید کرده بود: فرمانده انتظامی استان دستور ویژه ای برای رسیدگی موضوع و علل و عوامل حادثه صادر نموده و بررسی زوایای پرونده با نظارت میدانی مقام قضائی تحت پیگیری می باشد که متعاقبا اعلام می‌شود.


آبان 1400 - خوزستان : کشته شدن یک زن در شلیک اشتباه پلیس


در آبان 1400 هم در شلیک اشتباه نیروی انتظامی به سمت یک خودرو، یک زن به نام ساناز کشته شد. پلیس مدعی شده بود به سمت خودروی سرقتی شلیک می کند اما همسر این زن گفت کجای دنیا سارق مسلح با زن و بچه به سرقت می رود؟

ساناز

اردیبهشت 1400 - سیستان و بلوچستان : کشته شدن کودک در شلیک پلیس

در 21 اردیبهشت 1400 نیز رسانه ها از کشته شدن یک کودک در شلیک نیروی انتظامی در سیستان و بلوچستان خبر دادند و بعد از آن مقامات، بازداشت ماموران شلیک کننده را اعلام کردند.

دادستان نظامی استان سیستان و بلوچستان در آن زمان از تشکیل پرونده‌ای در ارتباط با حادثه مرگ یک کودک بر اثر تیراندازی مأمورین انتظامی شهرستان ایرانشهر خبر داده بود.

به گزارش ایسنا، علیرضا موسایی دادستان نظامی استان سیستان و بلوچستان در این ارتباط گفته بود: به دنبال وصول خبر کشته شدن یک کودک پنج ساله در جریان تیراندازی مامورین انتظامی شهرستان ایرانشهر بلافاصله تحقیقاتی در این ارتباط در دادسرای نظامی آغاز شد. از همان لحظات اولیه حادثه، پیگیرها به سرعت صورت گرفت و مأمورینی که در این حادثه تیراندازی نموده بودند احضار و پس از تحقیقات مقدماتی جهت بررسی زوایای مختلف حادثه بازداشت شدند.

دادستان نظامی استان سیستان و بلوچستان تأکید کرد: پرونده به طور ویژه در دست رسیدگی است.این حادثه ظهر روز گذشته در جریان تعقیب و یک دستگاه خودروی پژو پارس توسط مأموران نیروی انتظامی در شهر ایرانشهر رخ داده است.


خرداد 98 - استان مرکزی : کشته شدن 2 کودک در شلیک نیروی انتظامی

در 16 خرداد سال 98 نیز در حادثه مشابه، دو کودک در شلیک نیروی انتظامی به یک خودرو در در شهرستان کمیجان استان مرکزی ،کشته شدند. در آن حادثه هم نیروی انتظامی اعلام کرده بود این خودرو متعلق به دزدان سیم برق بوده و پلیس در تعقیب این دزدها، مجبور به تیراندازی شده بود.

پلیس همچنین تاکید کرده که مامورانش قبل از تیراندازی، متوجه حضور دو کودک در خودرو نبودند.

مرکز اطلاع رسانی پلیس استان مرکزی در آن زمان اعلام کرده بود: "با ابراز تأسف از قربانی شدن این کودکان در این عملیات، پنج سرنشین دیگر این خودرو دستگیر و یک قبضه کلت کمری، یک دستگاه شوکر به همراه ابزار آلات سرقت و چندین کلاف سیم‌های برق سرقت شده از آنان کشف شد.

در این گزارش گفته شده است: در این خصوص پرونده‌ای تشکیل و با هماهنگی مرجع قضائی در حال سیر مراحل قانونی است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۶ و ساعت 18:15 |

پوکی استخوان زنان؛ چگونه می‌توان آن را به تاخیر انداخت؟

canva

جمعیت جهان در حال تغییری عظیم است و زندگی انسان نسبت به گذشته طولانی‌تر شده است. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، در سال ۲۰۲۰ میلادی تعداد افراد ۶۰ سال و بالاتر در سراسر جهان، از تعداد کودکان کمتر از پنج سال، بیشتر بوده است.

تنها در بریتانیا، بیش از ۱۱ میلیون نفر ۶۵ سال یا بیشتر از آن دارند و در ۱۰ سال آینده این تعداد به ۱۳ میلیون نفر یا ۲۲ درصد از کل جمعیت افزایش خواهد یافت.

به همین دلیل است که یکی از موضوعات مرتبط با وضعیت سلامت که اغلب نادیده گرفته می‌شود (به ویژه در زنان) بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته است؛ یعنی پوکی استخوان و شکستگی استخوان.

آمارها حاکی از آن است که در سراسر جهان، بیماری پوکی استخوان سالانه باعث بیش از ۸.۹ میلیون شکستگی می‌شود. به عبارت دیگر در هر سه ثانیه یک شکستگی ناشی از پوکی استخوان در جایی در جهان روی می‌دهد.

این بیماری بیش از ۲۰۰ میلیون زن را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می‌دهد و تخمین زده می‌شود که از هر ۳ زن بالای ۵۰ سال نیز ۱ نفر دچار شکستگی استخوان مرتبط با پوکی استخوان می‌شود.

مطالعات همچنین نشان داده است که پوکی استخوان یکی از دلایل مهم ناخوشی و مرگ و میر زنان در این گروه سنی است.

چرا با افزایش سن، وضعیت سلامت استخوان‌ها بدتر می‌شود؟

در استخوان‌های ما سلول‌های ویژه‌ای به نام «استئوبلاست» وجود دارند که بافت استخوان‌های جدید را تشکیل می‌دهند.

در انتهای چرخه زندگی اسکلت ما نیز سلول‌های دیگری به نام «استئوکلاست» وجود دارند که بافت‌های استخوانی قدیمی و آسیب دیده را حل می‌کنند تا بتوان آن‌ها را با بافت‌های جدید و سالم‌تر جایگزین کرد.

یک عامل کلیدی در سلامت استخوان‌ها، برقراری توازن در فعالیت این دو نوع سلول است. یعنی اگر فعالیت آنها متعادل باشد، هیچ تغییر مشکلی در بافت استخوان‌ها بوجود نخواهد آمد و بافت‌های جدید استخوانی بطور منظم جایگزین بافت‌های قدیمی می‌شوند.

معمولا تا سن ۳۰ سالگی فعالیت سلول‌های «استئوبلاست» بیشتر است؛ به این معنی که ما بیشتر از آنچه که از دست می‌دهیم استخوان جدید می‌سازیم.

در واقع تا این سال، سلول‌های «استئوبلاست‌» در حال ساختن بافت استخوانی جدید، بازسازی استخوان‌های موجود و ترمیم استخوان‌های آسیب‌دیده به کمک موادی هستند که از ترکیبی از کلسیم، کلاژن و سایر مواد سازنده توده استخوان‌های ما بوجود آمده‌اند.

اما وقتی به سن ۳۵ سال رسیدیم، با شروع فعالیت سلول‌های «استئوکلاست‌» تراکم استخوان‌های ما و کیفیت آنها شروع به کاهش می‌کند و این کار، هرساله منجر به از دست دادن حدود کمتر از ۱ درصد از بافت استخوانی بدن می‌شود.

این وضعیت به طور قابل توجهی در زنان پس از یائسگی تشدید می‌شود زیرا در این زمان، سطح استروژن تولید شده توسط بدن به طور چشمگیری کاهش می‌یابد.

به نظر می‌رسد که افت سطح استروژن باعث کاهش تعداد استئوبلاست‌ها و افزایش طول عمر استئوکلاست‌ها می‌شود و به همین دلیل سلول‌های گروه دوم برای مدت طولانی‌تری فعال می‌مانند.

وضعیت «استئوپنی» زمانی پدیدار می‌شود که سطح خاصی از تراکم استخوان‌ها از بین رفته باشد و اگر تراکم در استخوان‌های بخشی از بدن به قدری کاهش یابد که استخوان‌ها به راحتی بشکنند، آنگاه این وضعیت به «پوکی استخوان» تبدیل می‌شود.

نشانه‌های پوکی استخوان چیست؟

متأسفانه پوکی استخوان هیچ علامتی را پیش از وقوع آن نشان نمی‌دهد و معمولا بصورت «اتفاقی» و زمانی تشخیص داده می‌شود که یک زن قبلاً دچار شکستگی استخوان شده باشد و سپس پزشک دستور اسکن‌ استخوان‌ها را بدهد.

همه زنان مبتلا به «استئوپنی» نیز به پوکی استخوان مبتلا نمی‌شوند؛ اگرچه احتمال آن در میان آنها بالاست.

سیگار کشیدن و مشکلاتی مانند بیماری تیروئید و دیابت نیز می‌تواند منجر به تبدیل «استئوپنی» به پوکی استخوان شود. مصرف برخی از داروها مانند استروئیدها نیز می‌توانند بر تراکم استخوان تأثیر بگذارند.

چگونه می‌توان از پوکی استخوان جلوگیری کرد؟

مانند همه اقدامات پیشگیرانه، هیچ‌وقت برای مراقبت از استخوان‌ها زود نیست. یک راه مهم برای محافظت از استخوان‌ها، خوردن یک رژیم غذایی متعادل، متنوع و غنی از کلسیم است.

اگر لبنیات (شیر، تخم مرغ، پنیر) می‌خورید، احتمالا دوز کافی کلسیم را دریافت خواهید کرد. با این حال، اگر گیاهخوار هستید یا لبنیات مصرف نمی‌کنید، ممکن است نیاز به مصرف مکمل‌هایی داشته باشید تا سطح کلسیم بدنتان را بالا ببرید.

اما کلسیم به تنهایی نیاز استخوان‌های ما را برطرف نمی‌کند. بدن ما نیاز به تولید «ویتامین دی» از طریق قرار گرفتن در معرض نور خورشید نیز دارد.

اگرچه کلسیم و «ویتامین دی» برای داشتن استخوان‌هایی سالم مهم هستند اما ورزش، به‌ویژه فعالیت‌هایی که بر استخوان‌ها فشار وارد می‌کند مانند تمرینات مقاومتی پیشرونده، می‌توانند با تحریک فعالیت «استئوبلاست‌ها» از پیشرفت پوکی استخوان جلوگیری کنند و آن را به تاخیر بیندازد.

این کار سرعت تشکیل استخوان‌های جدید را افزایش و آرایش کلاژن استخوان‌ها را تغییر می‌دهد که همگی باعث افزایش استحکام اسکلتی می‌شوند.

علاوه بر این، مطالعات نشان می‌دهد تمرینات مقاومتی که باعث تقویت قدرت عضلانی و بهبود تعادل می‌شود، به ما کمک می‌کند تا وضعیت بدنی سالمتری داشته باشیم و خطر کلی افتادن و شکستگی را کاهش می‌دهد.

با این حال باید توجه داشت که پس از یائسگی، اثربخشی ورزش و افزایش سطح مواد معدنی مورد نیاز استخوان، به شدت به دسترسی کافی به کلسیم و «ویتامین دی» بستگی دارد، بنابراین مصرف مکمل‌ها اکیداً توصیه می‌شود.

انواع مختلفی از داروها نیز وجود دارد که می‌توانند پوکی استخوان را درمان کند یا به تاخیر بیندازند. به همین دلیل استروژن که به عنوان بخشی از درمان جایگزینی هورمون مصرف می‌شود (درمان پیشنهادی برای پیشگیری از پوکی استخوان در زنان یائسه، به ویژه آنهایی که دچار نارسایی زودرس تخمدان هستند) توصیه می‌شود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۶ و ساعت 17:58 |

آیا یک عامل ناشناخته بر سرعت انبساط گیتی اثر می‌گذارد؟

دانشمندان می‌گویند که دلیل اختلاف در نتایج اندازه‌گیری‌های "ثابت هابل" نامشخص است و این واگرایی در نتایج، ناشی از خطای اندازه‌گیری نیست. کیهان‌شناسان همچنین می‌گویند که درک کنونی ما از گیتی ممکن است اشتباه باشد.

ثابت هابل از حدود یک قرن پیش، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های دانش کیهان‌شناسی بوده است. دانشمندان بر اساس محاسبه و اندازه‌گیری این ثابت، می‌توانند نرخ انبساط گیتی و همچنین عمر کیهان را تخمین بزنند. به موازات پیشرفت فناوری، این اندازه‌گیری‌ها مدام دقیق‌تر شده‌اند، اما این افزایش دقت لزوما برای دانشمندان خوشحال‌کننده نبوده است.

واقعیت این است که روش‌های مختلف اندازه‌گیری انبساط گیتی، نتایج متفاوتی را نشان می‌دهند و در عین حال، دانشمندان هیچ ایده‌ مشخص و قطعی در دست ندارند که بگویند دلیل احتمالی این اختلاف چیست.

برخی از دانشمندان می‌گویند که این ممکن است نشان‌دهنده آن باشد که اندازه‌گیری‌ها نادرست بوده‌اند، برخی دیگر بر این باورند که ما احتمالا در درک خود از گیتی و فیزیک آن به کلی مسیر اشتباهی را پیموده‌ایم.

کیهان‌شناسان در مطالعه جدیدی که نتایج آن در "آستروفیزیکال ژورنال لترز" منتشر شده است با استفاده از داده‌های تلسکوپ فضایی جیمز وب و تلسکوپ فضایی هابل، تحقیقاتی را انجام دادند که به گفته آن‌ها نشان می‌دهند اندازه‌گیری‌‌های ثابت هابل درست‌ بوده‌اند و در واقع گویا چیزی در شناخت گیتی وجود دارد که ما از آن آگاه نیستیم و این عامل ناشناخته بر سرعت انبساط گیتی تاثیر می‌گذارد.

آدام ریس، فیزیک‌دان دانشگاه جانز هاپکینز در بالتیمور می‌گوید که تیم او با حذف خطاهای اندازه‌گیری به این نتیجه رسیده که احتمالا ما گیتی را به اشتباه درک کرده‌ایم، چرا که داده‌های به دست آمده از جیمز وب و هابل با اطمینان بسیار بالا نشان می‌دهند که خطای اندازه‌گیری وجود ندارد و عامل بروز "تنش هابل" چیز دیگری است.

از نظر تاریخی، کیهان‌شناسان تا کنون از ابزارهای مختلفی برای اندازه‌گیری ثابت هابل استفاده کرده‌اند اما این اندازه‌گیری‌ها چندان رضایت‌بخش نبوده است و به یک سردرگمی جدی منجر شده که کیهان‌شناسان اصطلاحا از آن با عنوان "تنش هابل" یاد می‌کنند.

ادوین هابل، کیهان‌شناس مشهوری که کشف انبساط گیتی، بر مبنای یافته‌های او بنا شده است، در سال ۱۹۲۹ میلادی این عدد را به اشتباه، نزدیک به ۵۰۰ کیلومتر بر ثانیه در هر میلیون پارسک برآورد کرده بود اما تحقیقات و اندازه‌گیری‌ها و محاسبات جدید به ویژه محاسبات ماهواره پلانک سازمان فضایی اروپا در سال ۲۰۱۳، این عدد را در حدود هشت برابر کمتر از آن یعنی ۶۷.۴ کیلومتر بر ثانیه نشان می‌داد.

بررسی‌های بعدی دانشمندان در سال ۲۰۱۹ با استفاده از هم‌گرایی گرانشی و با بررسی ۷۴۰ ابرنواختر در گیتی، این عدد را ۸۲ محاسبه کرد که از محاسبات نخستین که خود ادوین هابل انجام داده بود به مراتب کمتر است.

کیهان‌شناسان در سال ۲۰۲۳ به منظور بررسی رصدهای تلسکوپ فضایی هابل، از تلسکوپ جدید‌تر و مدرن‌تر جیمز وب استفاده کردند و به این نتیجه رسیدند که اندازه‌گیری‌های قبلی درست بوده‌اند.

در پژوهش جدید، دانشمندان از داده‌های هر دو تلسکوپ فضایی استفاده کردند و نشان دادند ظاهرا هیچ ایرادی در اندازه‌گیری‌ها وجود ندارد.

معنی انبساط عالم چیست؟

مفهوم "تنش هابل" اصطلاحا به میزان اختلاف در محاسبه ثابت هابل گفته می‌شود و به این موضوع اشاره دارد که چرا اندازه‌گیری‌های مختلف، سرعت‌های متفاوتی را نتیجه می‌دهند.

کیهان‌شناسان می‌گویند ما در یک گیتی منبسط‌شونده زندگی می‌کنیم و انبساط گیتی موجب می‌شود که کهکشان‌ها از یکدیگر دور شوند. به عبارت دیگر به هر میزان که کهکشان‌ها از ما دورتر باشند، با سرعت بیشتری نیز از ما دور می‌شوند. در واقع، ثابت هابل، رابطه میان سرعت دور شدن و فاصله کهکشان‌ها را بیان می‌کند و می‌گوید که گیتی ما ایستا نیست و با نرخ ۷۰ کیلومتر بر ثانیه در هر مگاپارسک در حال انبساط است.

مشکل بزرگ اما این است که عدد محاسبه‌شده برای نرخ انبساط گیتی در مدل موسوم به مدل استاندارد کیهان‌شناسی، با داده‌های تجربی تطابق ندارد و به گفته دانشمندان، زمانی که نرخ انبساط عالم را با استفاده از کهکشان‌ها و ابرنواخترهای نزدیک (یعنی ستاره‌های در حال انفجار) اندازه‌گیری می‌کنیم، این میزان ۱۰ درصد از زمانی که آن را با تابش زمینه کیهانی پیش‌‌بینی می‌کنیم، بزرگ‌تر است.

دانشمندان می گویند درک ما از انبساط گیتی ممکن است اشتباه باشددانشمندان می گویند درک ما از انبساط گیتی ممکن است اشتباه باشد

دانشمندان می گویند درک ما از انبساط گیتی ممکن است اشتباه باشدعکس: NASA/ESA/CSA/STScI/Adam G. Riess (JHU, STScI)

تابش زمینه کیهانی، تابشی معادل تابش سیاه در حدود ۳ کلوین در کیهان است که می‌توان آن را از هر جهت آسمان دریافت کرد و کشف آن یکی از شواهد تایید درستی نظریه بیگ‌بنگ (مِهبانگ) به شمار می‌رود.

این تابش با فرکانس حدود ۱۶۰ گیگاهرتز به گفته کیهان‌شناسان به حدود ۱۳.۷ میلیارد سال پیش باز می‌گردد و وجود مِهبانگ، تنها توضیح قانع‌کننده‌ای است که می‌تواند وجود آن را تبیین کند.

ثابت هابل و به عبارتی محاسبه نرخ انبساط گیتی، برای تخمین سن عالم نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. امروزه ما عمر گیتی را در حدود ۱۳.۷ میلیارد سال تخمین می‌زنیم در حالی که محاسبات اولیه‌ خود ادوین هابل در دهه ۱۹۲۰ میلادی نشان می‌داد که مه‌بانگ، یعنی آغاز گیتی چیزی حدود ۱.۵ میلیارد سال پیش رخ داده است.

تنش هابل، تنها مشکل و بحران در نظریه‌های کیهان‌شناسی امروز نیست. اگرچه مدل استاندارد قادر به توضیح بسیاری از پدیده‌های کیهان‌شناسی است، اما همچنان جنبه‌های مبهم، ناسازگاری‌ها و ناهنجاری‌هایی در آن وجود دارد که کیهان‌شناسی را با بحران مواجه کرده است. برای نمونه، نقطه سرد تابش زمینه کیهانی جایی در گیتی است که به طور باورنکردنی، ۷۰ میکروکلوین از میانگین دمای تابش زمینه کیهانی (۲.۷ کلوین) سردتر است و دانشمندان هنوز نتوانسته‌اند توضیحی برای آن پیدا کنند.

از جمله ناهنجاری‌های موجود در مدل استاندارد کیهان‌شناسی، وجود حفره بسیار عظیمی به قطر ۱.۸ میلیارد سال نوری در فاصله احتمالا ۳ تا ۱۰ میلیارد سال نوری از کهکشان ما است که حدود هزار برابر از بزرگ‌ترین حفره‌های موجود در گیتی بزرگ‌تر است و بر اساس مدل استاندارد کیهان‌‌شناسی هنوز نمی‌توان توضیحی برای آن پیدا کرد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۲/۱۲/۲۵ و ساعت 21:28 |

ثبت تصویر خیره‌کننده از لحظه «اسپاگتی‌ شدن» یک ستاره توسط سیاهچاله‌ای با جرم یک میلیون برابر خورشید

لحظه بلعیده شدن ستاره توسط سیاه‌چاله

دانشمندان در پهنه کیهان سیاهچاله‌ای پرجرم را مشاهده کرده‌اند که در حال بلعیدن و فروپاشاندن یک ستاره عظیم است.

این سیاه‌چاله در کهکشان «ان‌جی‌سی ۳۷۹۹» (NGC 3799) که یک میلیون برابر خورشید جرم دارد، در فاصله ۱۶۰ میلیون سال نوری از زمین و در صورت فلکی شیر واقع است.

«رویداد اختلال جزر و مدی» (TDE) زمانی اتفاق می‌افتد که ستاره‌ها به سیاه‌چاله‌های پرجرم، که در قلب کهکشان‌ها حاضر هستند و جرمی میلیون‌ها یا میلیاردها برابر خورشید دارند، خیلی نزدیک می‌شوند.

نیروهای گرانشی عظیم سیاه‌چاله‌ها، نیروهای جزر و مد عظیمی را ایجاد می‌کنند که ستاره‌های نزدیک‌شده را همچون یک اسپاگتی که به دور چنگال پیچیده می‌شود به صورت افقی فشرده می‌کنند و در عین حال آنها را به صورت عمودی می‌کشند.

در اثر این فرآیند که به اصطلاح «اثر اسپاگتی» نامیده می‌شود، ستارگان به رشته‌هایی کیهانی از مواد ستاره‌ای تبدیل شده و در اطراف سیاه‌چاله‌های عظیم پخش می‌شوند. پس از این مرحله، هر ستاره نابود‌شده به تدریج توسط سیاه‌چاله‌ی پرجرم جذب می‌شود.

این فعل‌و‌انفعال کهکشانی شعله‌های بسیار درخشانی ایجاد می‌کند که با تلسکوپ‌های قوی از روی زمین قابل مشاهده هستند. دانشمندان می‌گویند اگرچه این پدیده نسبتاً رایج است، با این حال یافتن‌ جزر و مدهای عظیمی که نسبتاً نزدیک به زمین اتفاق بیفتند بسیار نادر است.

کهکشان «ان‌جی‌سی ۳۷۹۹» در سمت راست و پایین تصویر

کهکشان «ان‌جی‌سی ۳۷۹۹» در سمت راست و پایین تصویرDonald Pelletier/Wikipedia

به گفته اخترشناسان، این جزر و مد تنها در ۱۵ روز ظاهر شد و پس از یک درخشش عظیم نور خود را از دست داد و کمرنگ شد. این پدیده انرژی بسیار کمتری نسبت به سایر جزر و مدها تولید کرد، هرچند دو برابر سریع‌تر از آنها بود، و به همین خاطر جزو جزر و مدهای «دارای درخشندگی کم و سریع» طبقه‌بندی شده است.

ویلم هوگندام، که هدایت این مطالعه را بر عهده داشت، در این باره گفت: «قبلاً سیاه‌چاله‌هایی که ستاره‌ها را نابود می‌کنند دیده شده بودند، با این حال این اولین موردی است که این پدیده را با استفاده از نور مرئی می‌بینیم.»

وی اضافه کرد: «این کشف نشان می‌دهد پدیده سیاه‌چاله‌هایی که ستاره‌ها را نابود می‌کنند می‌تواند بسیار رایج‌تر از آن چیزی باشد که قبلاً تصور می‌شد. فقط ما شاهد وقوع مکرر آن نبوده‌ایم.»

ثبت تصاویر از این پدیده با استفاده‌ از رصدخانه‌های زمینی و فضایی، از جمله تلسکوپ‌های سامانه هشدار نهایی برخورد سیارک به زمین (ATLAS) در کوه‌های هاوایی و تلسکوپ‌ کِک (W. M. Keck) در رصدخانه مونوکی، امکان‌پذیر شده است.

دکتر هوگندام می‌گوید: «ثبت این پدیده می‌تواند به ما درک بهتری از چگونگی رشد سیاهچاله‌های کلان‌جرم و نحوه جمع‌آوری اجرام در اطراف توسط آنها بدهد.»

یافته‌های مطالعه جدید قرار است این ماه در نشریه علمی «انجمن سلطنتی نجوم» در بریتانیا منتشر شود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۲/۱۲/۲۵ و ساعت 18:52 |

چرا غذاهای چرب و شیرینی‌ها تا این اندازه هوس‌انگیز هستند؟

تازه‌های پزشکی هفته به این موضوع می‌پردازد که چرا غذاهای چرب و شیرین اینقدر هوس‌انگیزند؟ همچنین نگاهی دارد به این عناوین: نوشیدن مقادیر کم الکل و افزایش خطر سرطان پستان. میکروپلاستیک‌ها و افزایش خطر حمله قلبی و سکته مغزی

یک مطالعه جدید توضیح می‌دهد که چرا مقاومت در برابر غذاهای خاصی که قند و چربی دارند بسیار سخت است: «شما از طریق اتصال ذهن و بدن به طور غیرقابل‌اجتناب به این غذاها علاقه‌مند هستید.» این نتیجه اصلی این مطالعه است که در مجله "Cell Metabolism" منتشر شده است.

به گزارش نشریه پزشکی Prevention، چربی و قند مسیرهای خاصی را در مغز ما باز می‌کنند. باز شدن هر دو مسیر در مغز، می‌تواند سبب پرخوری شود یا اینکه باعث شود ما بعد از صرف یک وعده غذای کامل، هوس دسر کنیم.

در این مطالعه، محققان دریافتند که "دو مسیر جداگانه اما موازی برای چربی و قند وجود دارد که توسط سلول‌های عصبی سیگنال‌هایی را از روده به مغز می‌فرستند. وقتی غذاهایی مانند بستنی، کلوچه و کیک می‌خورید، مراکز پاداش دوپامین در بدن فعال می‌شوند." (دوپامین هورمونی است که بر روی مغز تاثیر می‌گذارد و باعث ایجاد احساس لذت می‌شود.)

این مطالعه همچنین نشان داد که "عصب واگ که روده و مغز را به هم متصل می‌کند، اطلاعاتی را ارسال می‌کند که میل به مصرف چربی‌ها و قندها را افزایش می‌دهد. این همان هوس ناخودآگاه به خوردن قند و چربی است. حتی اگر مدام بر دوری از آن پافشاری کنید."

محققان می‌گویند: «دو مسیر جداگانه اما موازی برای چربی و قند وجود دارد که توسط سلول‌های عصبی سیگنال‌هایی را از روده به مغز می‌فرستند. وقتی غذاهایی مانند بستنی، کلوچه و کیک می‌خورید، مراکز پاداش دوپامین در بدن فعال می‌شوند.»محققان می‌گویند: «دو مسیر جداگانه اما موازی برای چربی و قند وجود دارد که توسط سلول‌های عصبی سیگنال‌هایی را از روده به مغز می‌فرستند. وقتی غذاهایی مانند بستنی، کلوچه و کیک می‌خورید، مراکز پاداش دوپامین در بدن فعال می‌شوند.»

محققان می‌گویند: «دو مسیر جداگانه اما موازی برای چربی و قند وجود دارد که توسط سلول‌های عصبی سیگنال‌هایی را از روده به مغز می‌فرستند. وقتی غذاهایی مانند بستنی، کلوچه و کیک می‌خورید، مراکز پاداش دوپامین در بدن فعال می‌شوند.»عکس: Marcus Brandt/picture-alliance/ dpa

متخصصان می‌گویند این میل ریشه در تکامل انسان دارد. از نظر تاریخی، این مواد مغذی، کمیاب و برای بقا بسیار ارزشمند بودند، منابع انرژی را فراهم می‌کردند و به ذخیره انرژی برای زمان‌های کمبود غذا کمک می‌کردند.

اکنون چربی و شکر کمیاب نیستند، اما بدن ما همچنان آنها را دوست دارد. شکر یک راه بسیار سریع برای دریافت انرژی است. وقتی شیرینی می‌خوریم، بدن ما سریع‌تر آماده فعالیت می‌شود. اگر خسته باشیم، واقعاً هوس شیرینی می‌کنیم. چربی نیز انرژی بیشتری را فراهم می‌کند. همچنین هوس چربی راهی برای ذخیره انرژی است. این هوس‌ها اغلب بیشتر در ارتباط با جستجوی مغز برای لذت و پاداش است تا نیاز واقعی بدن به یک ماده غذایی خاص.

اگر هوس چربی و قند ناخواسته دارید چه باید بکنید؟

کارشناسان اعتراف می‌کنند که مبارزه با این هوس‌ها می‌تواند دشوار باشد، آنها این راهکارها را پیشنهاد می‌کنند:

- به آرامی غذا بخورید تا از غذای خود لذت ببرید.

- استرس می‌تواند باعث ایجاد هوس قند و چربی شو. ورزش، مدیتیشن و یوگا می‌تواند باعث کاهش استرس شود.

- سعی کنید در اطراف خود مواد چرب و شیرین کمتری داشته باشید.

- خواب کافی برای تنظیم هورمون‌ها ضروری است، که می‌تواند بر ولع غذا تأثیر بگذارد.

- به قدر کافی آب بنوشید. گاهی اوقات تشنگی با گرسنگی یا ولع غذا اشتباه گرفته می‌شود.

مطمئن شوید که در رژیم غذایی خود به قدر کافی پروتئین و چربی‌های سالم دارید، این به شما کمک می‌کند برای مدت طولانی‌تری احساس سیری کنید

حتی نوشیدن کمی الکل، خطر ابتلا به سرطان پستان را افزایش می‌دهد

تنها یک زن از هر پنج زن در اروپا می‌داند که الکل یک عامل خطر برای ابتلا به سرطان پستان است.

تصویری از گیلاس شرابتصویری از گیلاس شراب

ارتباط نوشیدن مقادیر کم الکل و خطر ابتلا به سرطان پستانعکس: Finn Winkler/dpa/picture alliance

به گزارش نشریه پزشکی مدیکال اکسپرس، سازمان جهانی بهداشت (WHO) در بیانیه‌ای با اشاره به اینکه این آگاهی در میان مردان حتی کمتر است، اعلام کرد: «تنها ۲۱ درصد از زنان در ۱۴ کشور اروپایی از ارتباط بین مصرف الکل و خطر ابتلا به سرطان پستان آگاه‌اند و فقط ۱۰ درصد از مردان از این خطر اطلاع دارند.»

در سال ۲۰۲۲ حدود ۶۰۰ هزار مورد مبتلا به سرطان پستان در اروپا گزارش شده است.

داده‌های سال ۲۰۲۰ آژانس بین‌المللی تحقیقات سرطان نشان داده از ۵۷۵ هزار و ۹۱۷ مورد ابتلا به سرطان پستان، ۳۹ هزار و ۲۴۸ مورد (۷ درصد موارد) مربوط به "مصرف الکل" بوده است.

مصرف الکل بر سطوح هورمون استروژن تأثیر می‌گذارد که نقش مهمی در بروز و پیشرفت بسیاری از سرطان‌های پستان ایفا می‌کند. بنا به هشدار سازمان جهانی بهداشت، حتی سطوح نسبتاً پایین مصرف الکل نیز می‌تواند در خطر ابتلا به سرطان پستان نقش داشته باشد.

آمارها نشان می‌دهد که سالانه حدود یک سوم موارد جدید ابتلا به سرطان پستان به دلیل نوشیدن تنها "دو لیوان شراب" در روز است.

سرطان پستان، شایع‌ترین سرطان در ایران نیز محسوب می‌شود. محمد اسماعیل اکبری، رئيس مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه بهشتی اسفندماه سال ۱۴۰۱ با اشاره به بررسی‌های انجام شده در طی ۳۰ سال گذشته گفت: «شایع‌ترین سرطان در کشور و در هر دو جنس زن و مرد سرطان پستان است. این سرطان با شیوع ۱۲ درصدی بالاترین میزان شیوع سرطان را دارد که ۲۶ درصد سرطان زنان را تشکیل می‌دهد.»

میکروپلاستیک‌ها و افزایش خطر حمله قلبی و سکته مغزی

میکروپلاستیک‌های موجود در پلاک شریانی انسان با افزایش خطر حمله قلبی، سکته مغزی و مرگ ارتباط دارد.

به گزارش اشپیگل‌آنلاین، در مطالعه‌ای که به تازگی در "مجله پزشکی نیوانگلند" منتشر شد، محققان در پلاک شریانی انسان میکروپلاستیک‌‌هایی را شناسایی کرده‌اند که با پیامدهای نامطلوب قلبی عروقی مرتبط است.

اخیرا وجود میکروپلاستیک در بدن انسان به تایید رسیده استاخیرا وجود میکروپلاستیک در بدن انسان به تایید رسیده است

اخیرا وجود میکروپلاستیک در بدن انسان به تایید رسیده استعکس: Alexander Stein/JOKER/picture alliance

میکروپلاستیک‌ها و نانوپلاستیک‌ها - تکه‌های میکروسکوپی پلاستیک که وارد محیط می‌شوند - در همه جا از اقیانوس‌ها گرفته تا غذا و شیر مادر یافت شده‌اند. با وجود شناخت رو به رشد از میکروپلاستیک‌ها به عنوان یک خطر زیست‌محیطی، اثرات سلامتی این ذرات ریز هنوز به خوبی شناخته نشده است.

محققان برای این مطالعه، نمونه‌های پلاک شریانی بیش از ۲۵۰ بیمار را که تحت عمل جراحی برداشتن پلاک شریانی قرار داشتند را بررسی کردند. آنها در نزدیک به ۶۰ درصد بیماران "میکروپلاستیک‌های پلی‌اتیلن" و در حدود ۱۲ درصد آنها "میکروپلاستیک‌های پلی‌ونیل کلراید" را کشف کردند.

پلی‌اتیلن و پلی‌ونیل کلراید در همه چیز از بطری گرفته تا مصالح ساختمانی استفاده می‌شوند.

بر اساس این مطالعه، به طور متوسط ۳۴ ماه پس از جراحی، بیمارانی که میکروپلاستیک در پلاک شریانی خود داشتند، در مقایسه با افرادی که شریان‌هایشان حاوی پلاستیک نبود، ۴.۵ برابر بیشتر احتمال داشت که در معرض حمله قلبی، سکته مغزی، یا مرگ قرار گیرند.

سالانه بیش از ۳۸۰ میلیون تن پلاستیک تولید می‌شود. پلاستیک‌ها بسیار بادوام هستند و همین یکی از دلایل محبوبیت آنهاست. هنگامی که آنها شروع به تجزیه شدن می‌کنند، به صورت ذرات پلاستیکی ریز به محیط‌زیست وارد می‌شوند.

میکروپلاستیک‌ها، ذرات کوچک‌تر از ۵ میلی‌متر، و نانوپلاستیک‌ها، ذرات کوچک‌تر از ۱۰۰۰ نانومتر، تقریباً در همه جا، از جمله برخی مکان‌های بسیار بعید، یافت شده‌اند. یک مطالعه از سال ۲۰۲۲ وجود پلاستیک در شیر مادر را کشف کرد. در سال ۲۰۲۳، محققان مقادیر قابل‌توجهی میکروپلاستیک را در "غار کلیف" در میسوری آمریکا یافتند، غاری که در سی سال گذشته به روی عموم بسته بود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۲/۱۲/۲۵ و ساعت 17:26 |

کاظم صدیقی کیست؟

کاظم صدیقی کیست؟

مدرسه علمیه ای که او تأسیس کرده و تولیتش را بر عهده دارد، همواره مورد نقد بوده است چرا که در یکی از گران ترین نقاط ایران و تهران و با معماری بسیار شیک ساخته شده است و منتقدان آن را مدرسه لاکچری می دانند...

عصر ایران - کاظم صدیقی (با نام کامل کاظم رجبی صدیقی) اول فروردین ۱۳۳۰ در شهرستان ابهر از توابع زنجان به دنیا آمد. او در 12 سالگی راهی حوزه علمیه شد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، وارد قوه قضاییه شد.

او در دستگاه قضایی، مسؤولیت‌های مهمی مانند ریاست محاکم عمومی تهران و ریاست دادگاه عالی انتظامی قضات را بر عهده گرفت و هم اکنون نیز مشاور رئیس قوه قضاییه است.

شهرت وی وقتی عمومی شد که به امامت جمعه موقت تهران منصوب شد و خطبه هایش که گاه همراه با وعظ و اشک بود، مورد توجه عموم قرار گرفت.

او در سال 1382 در منطقه ازگل در شمال تهران یک حوزه علمیه به نام مدرسه امام خمینی بنا نهاد و تولیت آن را بر عهده گرفت و نیز عهده دار تدریس دروس "امر به معروف و نهی از منکر" ، تفسیر قران ، اخلاق اسلامی و درس خارج فقه شد. همچنین در مسجد جامع ازگل تدریس درس اخلاق را به صورت هفتگی آغاز کرد.

5 سال ذخیره کنید، بعد به صورت یکجا برداشت کنید؛ بعد از 5،‌ 10یا 15 سال

کاظم صدیقی که در مدرسه تحت تولیت خودش، درس خارج فقه (اجتهاد) تدریس می کند در انتخابات چهارم و پنجم مجلس خبرگان رهبری در حوزه تهران ثبت نام کرده بود؛ اما شورای نگهبان او را به دلیل عدم شرکت در امتحان اجتهاد رد صلاحیت کرد.

صدیقی در برنامه تلویزیونی

کاظم صدیقی کیست؟

سمت ها:

ــ مؤسس و تولیت حوزه علمیه امام خمینی (ره)
ــ نائب رئیس شورای مدیریت حوزه علمیه تهران
ــ امام جمعه موقت تهران از سال ۱۳۸۸
ــ مشاور عالی رئیس قوه قضاییه
ــ دبیرکل بنیاد بین‌المللی غدیر
ــ رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور
ــ عضو هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی

صدیقی در سال های اخیر، سخنانی گفته که بسیار مورد انتقاد قرار گرفته اند. از معروف ترین ادعاهای وی، باز شدن چشم آیت الله مصباح و نگاه مهربانانه وی حین غسل میت بود.
بخوانید:
"آیت الله مصباح یزدی را در خانه غسل دادند و کسی غسل داد که آیت الله حق شناس را غسل داده بود؛ دامادِ داماد ایشان آقای دکتر محمدی جزو مریدان آیت الله حق شناس بود او تعریف کرد آیت الله جاودان به ما پیام داد که اگر از آقای مصباح یک کرامتی دیدید به ما بگویید. غسال روایت می کند وقتی این پیام را دریافت کردم آرزو کردم که ای کاش آیت الله مصباح در آن دنیا شفاعتی بکند. تا این آرزو را کردم دیدم آیت‌الله مصباح چشمانشان را باز کردند و یک نگاه مهربانانه‌ای کرد و دوباره چشمانش را بست." (فیلم اظهارات صدیقی)

دیدار با آیت الله مصباح

کاظم صدیقی کیست؟

بعد از موج انتقادها ، صدیقی حرف خود را پس گرفت و گفت: شاید آن غسال به دلیل این که محبتی داشته است برایش توهمی پیش آمده است.

دو سال قبل هم در خطبه ها گفت : «اگر مردم خدا را در نظر می‌گرفتند مبتلا به مشکلات معیشتی نمی‌شدند»!
این سخن نیز مورد انتقاد قرار گرفت و منتقدان او را متهم کردند که مشکلات اقتصادی را به گردن مردم و عدم توجه آنها به خداوند می اندازد.

یک بار هم گفته بود: «آقای رئیسی در این شرایط به موقع حقوق کارکنان را می‌دهد و این امداد الهی است.»!

همچنین مدرسه علمیه ای که او تأسیس کرده و تولیتش را بر عهده دارد، همواره مورد نقد بوده است چرا که در یکی از گران ترین نقاط ایران و تهران و با معماری بسیار شیک ساخته شده است و منتقدان آن را مدرسه لاکچری می دانند و می گویند در حالی که مدارس استان های محروم کشور، در بدترین وضعیت از نظر ساختمانی هستند، ساخت این قبیل مدارس علمیه لاکچری چه توجیهی دارد؟


مدرسه علمیه امام خمینی

کاظم صدیقی کیست؟

مدرسه علمیه امام خمینی

این روزها نیز با مطرح شدن ماجرای باغ 1000 میلیاردی این حوزه بار دیگر نام این مدرسه و متولی آن بر سر زبان ها افتاده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۲/۱۲/۲۵ و ساعت 16:14 |

باغ 1000 میلیارد تومانی "ازگل" و چند سوال ساده از آیت الله کاظم صدیقی

اساساً چه لزومی داشته که مؤسسه ای تاسیس کنند و ملک مدرسه تحت تولیت خود را - که جزو اموال عمومی است - به آن مؤسسه که متعلق به خودشان و پسران و رفقایشان است، منتقل کنند؟! آن هم درست یک ماه بعد از تأسیس؟!

عصر ایران - خبری که توسط یاشار سلطانی، خبرنگار ضد فساد کشورمان در سایت رسمی او درباره یک باغ 1000 میلیارد تومانی در شمال تهران منتشر شده، به سرعت در کانون توجهات عمومی قرار گرفته است و جا دارد، مسوولان قضایی موضوع را به صورت جدی پیگیری کنند و آیت الله کاظم صدیقی در این باره به افکار عمومی توضیح دهد.

طبق آنچه در سایت یاشار سلطانی آمده، حوزه علمیه امام خمینی در منطقه ازگل تهران که تحت تولیت آیت الله صدیقی اداره می شود، باغی به مساحت 4200 متر داشته است که قیمت روز آن، حدود 1000 میلیارد تومان برآورد می شود.
اما آبان امسال، شرکتی به نام "موسسه غیر تجاری پیروان اندیشه های قائم" ثبت می شود و بعد از آن، اسناد مالکیت این باغ گرانبها به نام این شرکت می شود.

مالکان این شرکت آیت الله صدیقی و چند تن از پسران و دوستان او هستند و عروسش نیز بازرس شرکت است.

ماجرا به روایت تصویر و اسناد

1
باغی که صحبتش را می کنیم در این تصویر مشخص است؛ 4200 متر دارد، 3 بر است و قیمتش 1000 میلیارد تومان برآورد می شود
باغ 1000 میلیارد تومانی
2
طبق این سند، این باغ متعلق بوده به حوزه علمیه امام خمینی و در واقع جزو اموال عمومی محسوب می شده است

باغ 1000 میلیارد تومانی

3

5 سال ذخیره کنید، بعد به صورت یکجا برداشت کنید؛ بعد از 5،‌ 10یا 15 سال

در آبان 1402 موسسه پیروان اندیشه های قائم توسط آیت الله کاظمی، پسران و شرکا تاسیس می شود
باغ 1000 میلیارد تومانی

4

و یک ماه بعد از تاسیس شرکت، باغ از ملکیت مدرسه در می آید و به نام موسسه آیت الله صدیقی، پسران و شرکا می شود
باغ 1000 میلیارد تومانی

حال جا دارد آیت الله صدیقی به این چند سوال پاسخ دهد:

1 - آیا این ملک 1000 میلیارد تومانی، همان گونه که در اسناد منتشره آمده، منتقل شده است؟ و اگر پاسخ مثبت است، تحت کدام یک از عقود اسلامی و قانونی؟ ممکن است بفرمایند که مثلاً این ملک توسط موسسه پیروان اندیشه های قائم به بهای روز خریداری شده است که در این صورت، حرجی نیست و مانند هر معامله دیگری معتبر است و به قول معروف خداوند به طرفین معامله برکت دهد!
امیدواریم جناب ایشان اسناد انتقال از قبیل مبایعه نامه، صلح نامه و نیز ثمن معامله را مستنداً اعلام کنند تا شائبه ها پایان یابد.


آیت الله صدیقی در حال تدریس اخلاق در مدرسه علمیه امام خمینی
آیت الله صدیقی در حال تدریس اخلاق در مدرسه علمیه امام خمینی


2 - اگر این ملک خریداری شده است، با توجه به قیمت بالای آن، بد نیست ایشان، پسران و شرکا درباره منشأ مالی پولی که پرداخت کرده اند، توضیحاتی ارائه کنند. خریدن ملک 1000 میلیارد تومانی آن هم توسط یک روحانی و چند پسر و رفیق شان، قطعاً بحث برانگیز می شود و اگر توضیحات قانع کننده ای بدهند و به این بحث ها پایان دهند، قطعا به نفع خودشان خواهد بود.

3 - اساساً چه لزومی داشته که مؤسسه ای تاسیس کنند و ملک مدرسه تحت تولیت خود را - که جزو اموال عمومی است - به آن مؤسسه که متعلق به خودشان و پسران و رفقایشان است، منتقل کنند؟! آن هم درست یک ماه بعد از تأسیس؟!
اگر در این باره هم توضیح دهند، حتماً مفید خواهد بود.

نمایی از حوزه علمیه امام خمینی
حوزه علمیه امام خمینی - تهران

اما اگر این انتقال، غیر قانونی بوده و مالی متناسب با ارزش ملک پرداخت نشده است، باید از قوه قضائیه انتظار داشت که این پرونده را بدون توجه به جایگاه افراد به طور جدی و علنی و فوری مورد رسیدگی قرار دهد و آبروی نظام و دستگاه قضایی را قربانی افراد نکند.

این روزها، پرونده فساد مالی پسران معاون اول قوه قضائیه بدون لاپوشانی و با اطلاع رسانی به افکار عمومی در حال رسیدگی است و حتی کار به استعفای معاون اول نیز کشیده است؛ این، نشانه امید بخشی است که امیدوارمان می کند قوه ای که پسران معاون اولش را محاکمه می کند و بر اعتبار خودش می افزاید، این "اعتبار سخت به دست آمده" را ، به راحتی قربانی اشخاص ولو صاحب منصب نمی کند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۴ و ساعت 23:42 |

آقای رییس جمهور! یک روز با حقوق کارمند و کارگر به بازار بروید

عصرایران ؛ مصطفی داننده - کمتر از یک هفته دیگر تا آغاز سال تازه زمان باقی نمانده است. متاسفانه به دلیل تورم و گرانی شدید این سال‌ها دیگر خیلی نوروزها رنگی نیست و مردم حالی برای دیدن روزهای دست نخورده‌ای که می‌دانند با گرانی و بی‌پولی همراه است ندارند.

دوست دارم برای یک روز، تنها برای یک روز دولتمردان و نمایندگان مجلس سری به بازار شب عید بزنند. یا کت و شلوارشان را در بیاورند و لباس مستاجران را به تن کنند تا کمی حال آنها را درک کنند.

مستاجری که می‌داند با آمدن سال جدید یا باید به دنبال خانه باشد یا پول پیش و کرایه افزایش دهد، حس جشن گرفتن دارد؟ یادمان نرفته این همان مستاجری است که سال‌ها به او می‌گفتند «خوش نشین»

اشکالی ندارد برای یک روز وزیر کار یا نه اصلا شخص رئیس جمهور دست سه فرزند یک خانواده را بگیرد، حقوق سرپرست خانواده را در جیب بگذارد و به بازار برود. ببینم آقای رئیسی چگونه این خانواده را مدیریت می‌کند؟ چگونه می‌تواند با یک حقوق کارمندی هم لباس عید بخرد و هم زندگی را بچرخاند.

نمایندگان مجلسی که شب و روز خود را برای قانون حجاب گذاشته‌اند، از حال و هوای مردم استان‌های خود خبر دارند؟ می‌دانند آنها شب عید با تورم چه می‌کنند؟ البته بعید می‌دانم، خیلی از آنها تا چندی پیش تنها به دنبال رأی بودند و خیلی کاری با مشکلات نداشتند. دیدید در اولین جلسه بعد از انتخابات هم برخی از آنها غایب بودند مثل کلاس‌های خالی بعد از سیزده به در!

چه می‌گویم؛ مسئولان که خیال‌شان راحت است، هرماه سر وقت حقوق‌شان با همه اضافات به حساب واریز می‌شود و به راحتی سر سفره شام و ناهار می‌نشینند و برای مردمی که شاید چند ماه حقوق نگرفتند تصمیم می‌گیرند و البته شعار هم می‌دهند.

روزهای آخر اسفند برای خانواده‌هایی که وضع به سامانی ندارند، از تلخ‌ترین روزهاست. فرزندان خیلی نمی‌دانند حقوق نگرفته‌ام یا همه حقوق به اجاره خانه می‌رود یعنی چه. آنها ذوق لباس نو عید را دارند و دوست دارند آجیل عید را بخورند.

آنها تمام سال را منتظر مانده‌اند تا نوروز بیاید تا سفر بروند و حالا به آنها بگو که خرج یک سفر دو برابر حقوق سرپرست خانواده است.

شاید شما هم دیده باشید که پیران شهر هم رو به مسافر کشی آورده‌اند. به یاد دارم در یکی از همین روزهای پایانی اسفند یکی از همین رانندگان در میان حرف‌های رد و بدل شده میان مسافر و راننده، گفت: بچه‌ها عید میان خونه، شام و ناهار هم میان، فامیل میاد دید و بازدید تازه کنه، به خاطر همین گفتم کمی با ماشین کار کنم. خرج زیاده آقا، درآمدمون کفاف زندگی را نمی‌دهد.

آقایان مسئول، شرمندگی بد دردی است. برخی حاضرند بمیرند اما شرمنده خانواده خود نشوند. دست از شعار دادن بردارید. شعار برای مردم نان و آب نمی‌شود. با واقعیت‌های ایران و جهان زندگی کنید تا مردم هم کمی نفس بکشند و بتوانند همچون گذشته با آمدن نوروز کمی لبخند بزنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۴ و ساعت 19:35 |

چند سوژه مناسب عکاسی برای "دوربین به دست ها"یی که دنبال خانم ها هستند

عصر ایران - در تیر ماه 1393 ، اتفاق عجیبی در مجلس شورای اسلامی رخ داد. آن روز دو نماینده مجلس (علی مطهری و ناصر موسوی لارگانی) از وزیر کشور درباره خانم های ساپورت پوش و علت عدم برخورد با آنها سوال داشتند. همزمان با طرح سوال آنها ، مانیتورهای مجلس، تصاویری از خانم های ساپورت پوش را پخش کردند تا احتمالا نمایندگانی که نمی دانند ساپورت چیست، در جریان باشند!

در واکنش به این اقدام مجلس، عصر ایران در روز 15 تیر مطلبی با این عنوان منتشر کرد: "تصاویر پیشنهادی عصرایران برای پخش در مانیتورهای مجلس شورای اسلامی".

زنان ساپورت پوش در مجلس

آن روز نوشتیم:

5 سال ذخیره کنید، بعد به صورت یکجا برداشت کنید؛ بعد از 5،‌ 10یا 15 سال

"با توجه به این که گویا مجلسی ها فکر می کنند که مهم ترین مشکلات جامعه،‌ عدم تغییر در ساعات کاری رمضان، ساپورت پوشیدن چند زن و دختر،‌ وازکتومی کردن چند مرد و ممنوع نبودن حرف زدن رئیس جمهور پیشین است،‌ تصاویر زیر را به عنوان مشتی نمونه خروار به مجلسی ها عرضه می کنیم تا بلکه این ها را هم از مانیتورهای مجلس پخش کنند و در جریان باشند که مردم ایران با مشکلات بزرگتری دست و پنجه نرم می کنند."
و سپس عکس های زیر را منتشر کردیم.

امروز هم که بحث تصویربرداری از خانمی که در درمانگاه قم حجابش را رعایت نکرده بود داغ است و مجلسی ها، بدون درس و عبرت گرفتن از تندروهای قبلی، همچنان بر این تصورند که با تصویب قوانینی مانند جریمه و عکاسی از خانم های بی حجاب و بدحجاب می توانند آنان را محجبه کنند، دوباره همان تصاویر را عیناً تکرار و منتشر می کنیم تا به یادشان بیاوریم که جامعه مسائل مهم تری دارد که اگر بدانها رسیدگی شود، در همه عرصه و از جمله حجاب شاهد تحولات مثبت خواهیم بود.

دوربین به دست ها و حامیان آنها در دولت و مجلس، از سوژه های زیر هم عکاسی کنند و بدانها بها دهند راه دوری نمی رود؛ حتما که نباید سوژه عکاسی شان خانم های جوان بی حجاب باشد.

سرقت و زورگیری از مشکلاتی است که مردم را بسیار می آزارد و حتی در روز روشن و مرکز شهر هم اطمینانی به این که زورگیرها و کیف قاپ ها نخواهند آمد،‌ نیست. آیا نباید به طور ریشه ای این مشکل ضدامنیتی را به حداقل رساند؟ وجود زورگیرها،‌ از حضور ساپورت پوش ها حتماً خطرناک تر است.

آسیب های اجتماعی


جاده های نامناسب،‌ خودروهای بی کیفیت و فرهنگ پایین رانندگی سالانه بیش از 20 هزار ایرانی را به کام مرگ می کشد. تعداد بیشتری را مجروح می کند و هزاران میلیارد تومان هزینه های مادی آنی و آتی به جامعه تحمیل می کند. نمایندگان برای الزام خودروسازان به همسان سازی کیفیت خودروهایشان با انواع مشابه خارجی، بهسازی و ایمن سازی راه ها و ارتقای فرهنگ رانندگی مردم چه کرده اند؟ فرهنگ، فقط در نوع پوشش خانم ها خلاصه نمی شود. بهبود وضع رانندگی هم کار فرهنگی می خواهد. (توجه: امسال که در سال 1402 هستیم، آمار از 20 هزار فراتر رفته است.)

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی


- 55 درصد از طلاق‌ها در کشور به دلیل اعتیاد است.
- 65 درصد از همسرآزاری‌ها به دلیل اعتیاد است.
- 30 درصد از کودک‌آزاری‌ها به دلیل اعتیاد است.
- 25 درصد از قتل‌ها به دلیل اعتیاد است.
- 23 درصد از نزاع‌ها و خشونت‌ها به دلیل اعتیاد است.
- 35 تا 40 درصد از سرقت‌ها به دلیل اعتیاد است.
- 65 درصد زندانی ها مستقیم یا غیر مستقیم با مقوله مواد مخدر سر و کار دارند.
- برای مبارزه با مواد مخدر 3 هزار و 750 نفر شهید شده اند و 12 هزار تن دیگر جانباز.
مجلسی ها بفرمایند آیا این فاجعه بزرگ ملی نیاز به طرح های چند فوریتی و البته نظارت بر اجرای قاطع مصوبات ندارد؟
آیا برای دیدن عکس جوانان مملکت که در وضعیت اسفناک اعتیاد گرفتار شده اند هم مانیتورهای صحن علنی را روشن خواهند کرد یا فقط زنان و دختران ساپورت پوش را می بینند؟

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

هزاران نفر بر اثر آلودگی مستمر هوا در سال می میرند. از ریزگردهایی که زندگی را بر مرزنشیان تنگ کرده تا گازهای آلاینده ای که مردم شهرهای بزرگ را خفه می کند.
راستی وقتی بنزین های آلوده توزیع می شد چرا خبری از طرح های دو فوریتی و کارت زرد نبود؟

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی


این عکس تزئینی است ولی می توان آن را به عنوان نمادی از پارازیت به کار برد و از مجلسی ها پرسید:‌ آیا شده یک بار هم طرح دو فوریتی بدهید برای بررسی این که آیا پارازیت ها بر روی سلامت مردم اثر منفی دارد یا خیر؟

آسیب های اجتماعی

خود مجلسی ها بهتر از هر کس دیگری می دانند که چند درصد مردم زیر خط فقرند. تازه فقیر صرفاً کسی نیست که در حاشیه ها و بیغوله ها زندگی می کند بلکه بسیاری از کارمندان و کارگرانی که اگر نیازمند یک عمل جراحی ساده شوند شیرازه مالی زندگی شان از هم می پاشد هم فقیرند ولو آن که لباس های مرتب بپوشند و صورت به سیلی سرخ دارند.

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

کودکان کار،‌ نه توطئه استکبار است و نه حل این مشکل در بن بست تحریم ها گرفتار. این ها کسانی هستند که طبق قانون اساسی باید از تحصیلات رایگان برخوردار شوند و طبق اعلامیه حقوق بشر که ایران نیز آن را امضا کرده، از کودکی خود لذت ببرند. اما کار در محیط بی رحم جامعه بزرگسالان آنان را از رشد باز می دارد و بعضی هایشان هم مجرمانی می شوند که جامعه ساخته است. مجلسی ها،‌ خود فرزند دارند ولی چرا برای حل مشکل این فرزندان مظلوم ایران، کاری نمی کنند؟ راستی جرم انگاری برای وازکتومی مهم تر است یا رسیدگی به حال کودکانی که پدران شان وازکتومی نکردند و کودکانی محروم از لذت کودکی با جامعه تحویل دادند؟!

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

محیط زیست ایران با سرعت تمام در حال نابودی است. بسیاری از گونه های جانوری و گیاهی از بین رفته اند یا در معرض انقراض اند. وضعیت جاهایی مانند دریاچه ارومیه و بختگان و جنگل های بلوط زاگرس و اراضی شمال و سواحل جنوب و ... هم که روز به روز بدتر می شود.
آقایان و خانم های نماینده! اینجا ایران است و شما هم ایرانی.

آسیب های اجتماعی

کمبود،‌ گرانی و قاچاق دارو
آیا مجلسی ها نسخه به دست برای پیدا کردن یک دارو کل شهر را گشته اند؟!

آسیب های اجتماعی

سونامی سرطان
کجای دنیا این همه آدم سرطان می گیرند؟‌ مجلسی ها از خودشان پرسیده اند علت چه می تواند باشد؟

آسیب های اجتماعی

تکدی گری
(بدون شرح)

آسیب های اجتماعی

یک چهارم ازدواج ها به طلاق منجر می شود. مجلسی ها بهتر است به جای ابراز ناراحتی از فروپاشی بنیان های خانواده در غرب، فکری به حال فروپاشی خانواده های ایرانی کنند.

تصاویر پیشنهادی عصرایران برای پخش در مانیتورهای مجلس شورای اسلامی


زنان کارتن خواب
بله!‌ اینجا هم ایران است و اگر مجلسی ها این صحنه ها را نمی بینند،‌ می توانند تصاویرش را در مانیتورهای مجلس تماشا کنند تا بدانند دور و برشان چه می گذرد؟! چرا فقط زنان ساپورت پوش را می بینند و این زنان را نه؟!

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

آسیب های اجتماعی

البته این تصاویر همان طور که ذکر شد، مشتی بود نمونه خروار و اگر چشم بگشایند و اندکی از سیاسی کاری دست بردارند، واقعیت های زیادی را پیرامون شان می بینند لعلهم یتفکرون!

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۴ و ساعت 15:41 |

این که مردم ، دارایی های خود را به طلا و ارز تبدیل می کنند چه معنایی دارد؟

این که مردم ، دارایی های خود را به طلا و ارز تبدیل می کنند چه معنایی دارد؟

افراد به دنبال دارایی‌های باثبات‌تر و امن‌تری هستند. تمایل به تبدیل دارایی های ملی به پول‌های خارجی یا طلا، نه‌تنها نشان‌دهنده کاهش اعتماد به ارزش پایدار ریال است، بلکه نشان‌دهنده تلاش برای حفاظت از سرمایه در برابر افت ارزش پول و افزایش تورم است.

دنیای اقتصاد نوشت: نااطمینانی اقتصادی در ایران، نه‌تنها به دلیل تحریم‌های بین‌المللی و نوسانات سیاسی بلکه به دلیل چالش‌های داخلی نظیر تورم بالا، کسری بودجه، ناترازی بانک‌ها، مسائل مربوط به صندوق‌های بازنشستگی و ناپایداری ارزی، تاثیرات عمیق و گسترده‌ای بر پایه‌های اقتصادی کشور گذاشته است. این نااطمینانی می‌تواند به طور قابل‌توجهی بر انتخاب‌های مالی افراد تاثیر بگذارد و به طور خاص، باعث شود تا اعتماد به ریال به عنوان پول ملی کاهش یابد.

بنابراین افراد به دنبال دارایی‌های باثبات‌تر و امن‌تری هستند. تمایل به تبدیل دارایی‌های ملی به پول‌های خارجی یا طلا، نه‌تنها نشان‌دهنده کاهش اعتماد به ارزش پایدار ریال است، بلکه نشان‌دهنده تلاش برای حفاظت از سرمایه در برابر افت ارزش پول و افزایش تورم است.

در نتیجه این امر تقاضای بی‌سابقه‌ای را برای پول‌های خارجی و طلا ایجاد کرده که خود موجب وارد آمدن فشاری مضاعف بر افزایش قیمت ارز و طلا در کشور شده است.

افزایش تقاضا باعث می‌شود که ارزش ریال در برابر پول‌های خارجی به‌شدت کاهش یابد. تشدید تورم نیز می‌تواند بر قیمت کالاها و خدمات تاثیر مستقیم داشته باشد و به کاهش قدرت خرید عمومی منجر شود که این خود دلیلی بر افزایش نااطمینانی اقتصادی است. این چرخه معیوب، ثبات کلی اقتصاد را تهدید می‌کند و آسیب‌های فزاینده‌ای به آن وارد می‌سازد.

نااطمینانی اقتصادی و کاهش ارزش ریال، به چالشی اساسی برای جامعه تبدیل شده است. رویارویی با این شرایط نیازمند اصلاحات ساختاری، بهبود روابط بین‌المللی و تقویت بنیان تولید است. بدون مداخله در عمق این نااطمینانی‌ها و یافتن ریشه‌ها و علل آن، اقتصاد ایران در آینده نیز مانند گذشته با این چالش‌ها مواجه خواهد بود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ و ساعت 22:33 |

تیشه به ریشه پول ملی

تیشه به ریشه پول ملی

اخیرا یکی از نمایندگان مجلس از لایحه‌‌‌ای موسوم به «حجاب و عفاف» رونمایی کرده است که مطابق آن اگر شهروندان به تعبیر او «مرتکب بی‌‌‌حجابی» شوند، دولت به عنوان جریمه از حساب بانکی آنها به‌طور مستقیم پول کسر می‌کند. علاوه بر آثار ویرانگر و غیرقابل جبران این سیاست‌‌‌ها بر مهاجرت نیروی انسانی و فرار سرمایه، یکی از عوامل اثرگذار بر سقوط ارزش ریال که معمولا کمتر به آن پرداخته می‌شود، اثر اینگونه دعاوی بر اعتماد مردم به پول ملی است.

کاظم بهرامی در دنیای اقتصاد نوشت: ارزش هر دارایی به میزان تمایل کنشگران بازار به خرید، استفاده، تصاحب و نگهداری آن وابسته است. واحد‌های پولی هم از این قاعده مستثنی نیستند. تمایل مردم به استفاده از ریال در مراودات مالی و نگهداری دارایی خود به شکل ریال یا برعکس، استفاده از گزینه‌های دیگر، بر ارزش ریال اثرگذار است.

از آنجا که یکی از کارکرد‌های پول ذخیره ارزش است، اعتماد کاربران نخستین و مهم‌ترین عاملی است که تمایل آنان به استفاده از یک واحد پولی را شکل می‌دهد. برای حفظ ارزش یک واحد پولی، اولین و مهم‌ترین شرط این است که کاربران اطمینان حاصل کنند که هرگونه دست درازی به دارایی‌های آن‌ها تحت هر شرایطی غیرممکن است.

به‌عنوان مثال، طراحی اسکناس به گونه‌ای که امکان جعل و تقلب را به حداقل برساند، یکی از تدابیر امنیتی است که ناشر پول برای حفاظت از دارایی مردم و جلب اعتماد آنان و تشویق به استفاده از آن انجام می‌دهد. همچنین تامین زیرساخت دیجیتالی که امنیت تراکنش‌های مالی در برابر تهدید‌های سایبری و امکان دسترسی هکر‌ها و سارقان به دارایی و اطلاعات شهروندان را تامین می‌کند، یکی دیگر از خدمات ناشر پول برای جلب اعتماد کاربران است.

قاعدتا اگر ارزش پول ملی یک کشور دغدغه حاکمیت باشد، باید به شهروندان اطمینان دهد که می‌توانند در امنیت کامل و با خیال آسوده از خدمات بانکی بهره‌مند شوند و دارایی آن‌ها درمقابل هر خطری محفوظ است. به‌طور مثال، وقتی نظام بانکی نتواند دارایی و اطلاعات شهروندان را از دسترسی هکر‌ها محفوظ نگاه دارد، طبیعی است شهروندان به گزینه‌های دیگر تمایل پیدا کنند و ارزش واحد پولی مورد نظر که مستقیما به سطح اعتماد و اطمینان کاربران آن وابسته است، کاهش پیدا کند.

حال تصور کنید ناشر پول، خود اولین تهدید برای دارایی مردم باشد و به اشکال مختلف به آنان اعلام کند که ما ازطریق پولی که منتشر می‌کنیم قصد داریم شما را کنترل کنیم، خواسته‌های خود را بر شما تحمیل کنیم و اگر به خواسته‌های ما تن ندهید هیچ تضمینی برای مالکیت شما بر دارایی‌ها و اموالتان وجود ندارد. هرآنچه در دسترس ما قرار دارد، صاحب واقعی آن ما هستیم و هرموقع اراده کنیم آن را مصادره می‌کنیم.

بدیهی است که در چنین شرایطی مردم تا جایی که امکان دارد به گزینه‌های دیگر روی می‌آورند. کم وبیش این قاعده درباره همه پول‌های فیات (پول‌هایی که دولت‌ها منتشر می‌کنند) صدق می‌کند و دولت‌ها به اشکال گوناگون از انحصاری که در انتشار پول دارند استفاده می‌کنند. مثلا از طریق تکثیر پول و خلق تورم، دارایی شهروندان را هرگونه که صلاح می‌دانند به دیگران انتقال می‌دهند.

کاهش ارزش پول‌های فیات درمقابل دارایی‌های دیگر مثل طلا و ارز‌های دیجیتال به‌خوبی از این واقعیت پرده برمی‌دارد. با این حال سوءاستفاده همه دولت‌ها یکسان نیست و به عواملی مانند میزان برخورداری آن‌ها از استاندارد‌های حکمرانی مانند شفافیت و پاسخگویی و همچنین تمایل آن‌ها به کنترل زندگی شهروندان یا به عبارتی درجه تمامیت خواهی دولت‌ها بستگی دارد. در ایران حاکمیت همیشه تلاش کرده است حیطه اختیارات خود را از طریق اهرم‌های مختلفی که در اختیار دارد گسترش دهد و دامنه نفوذ خود را به همه عرصه‌های زندگی بگستراند.

یکی از این اهرم‌ها دسترسی دولت به دارایی‌ها و اطلاعات حساب‌های بانکی مردم است. طبیعتا شهروندان سعی می‌کنند دولت را از عرصه خصوصی پس بزنند و متقابلا با ابزار‌ها و روش‌های خود آن را محدود کرده و کنترل عرصه خصوصی را به دست گیرند. این رویارویی و هماوردی همیشه زیر پوست جامعه جریان دارد و مسائل مالی هم بخشی از آن است.

مورد اخیر نیز نشان‌دهنده گسترش دامنه این نزاع است. به هر میزان که دولت پول ملی را در این رویارویی دخیل کند و از آن به عنوان یک سلاح علیه شهروندان استفاده کند، شهروندان به گزینه‌های دیگر روی می‌آورند تا از این طریق، هم از دارایی و حریم شخصی خود حفاظت کنند و هم اهرم‌های کنترلی دولت را خنثی کنند.

کماکان ارزش ریال مهم‌ترین قربانی این رویارویی است. بازی بیش از حد با کارت ریال و استفاده آشکار از آن به عنوان یک سلاح، بیش از پیش افراد را به رویگردانی از پول ملی دعوت می‌کند و چه‌بسا این رویگردانی را به عنوان یک عمل نمادین در نزاع موجود تبدیل کند.

براین مبنا لایحه مذکور و مطرح کردن آن در این موقعیت موید دو نکته است؛ نخست اینکه بانیان این کار از چند و، چون بده‌بستانی که با آن مواجه هستند، آگاه نبوده و ابتکار عمل افراد در خنثی کردن اهرم‌های کنترلی دولت –به‌خصوص با امکاناتی که فناوری در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد- را نادیده می‌گیرد و دیگر اینکه آخرین چیزی که برای بانیان این لایحه اهمیت دارد، ارزش پول ملی است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ و ساعت 22:32 |

روزانه چه غذاهایی را برای سلامت مغز، طول عمر و تندرستی باید مصرف کنید؟

عکس تزیینی است

داشتن یک رژیم غذایی متعادل یکی از کلیدهای داشتن زندگی سالم و موفق است، اما کارشناسان بر این باورند که برخی از غذاها به دلیل داشتن مواد مغذی‌تر و سالم‌تر از سایرین متمایز هستند.

سی‌ان‌بی‌سی در گفتگو با چندین پزشک تغذیه، پنج نوع ماده غذایی را که متخصصان درباره مصرف روزانه آن برای داشتن سلامت مغز، قلب، طول عمر و سلامتی کلی اتفاق نظر دارند منتشر کرده است.

پنج غذایی که پزشکان و متخصصان تغذیه هر روز برای سلامتی بهتر مصرف می‌کنند:

۱. سبزیجات برگ‌دار

اهمیت سبزیجات برگ‌دار در رژیم غذایی روزانه شما را نمی‌توان نادیده گرفت - متخصصان بارها و بارها آن را توصیه کرده‌اند. خوردن سبزیجات برگ‌دار مانند اسفناج و کلم پیچ از سلامت مغز حمایت می‌کند. در واقع غذاهای غنی از فیبر با کاهش احتمال ابتلا به افسردگی مرتبط هستند.

همچنین این سبزیجات سرشار از مواد مغذی ضروری از جمله ویتامین A، اسید فولیک، ویتامین C، آهن، ویتامین K، پتاسیم و کلسیم هستند. سبزیجات برگ‌دار سبز را به راحتی می‌توان با سایر سبزیجات و میوه‌های مغذی به سالاد اضافه کرد.

۲. توت‌ها

متخصصان پیشنهاد می‌کنند در صورت امکان هر روز میوه بخورید. به نظر می‌رسد از بین همه میوه‌ها، توت‌ها از نظر فواید سلامتی در صدر قرار دارند.

نیل پاولوین، محقق طول عمر، بلوبری را به طور خاص «مقدس‌ترین» غذای طول عمر نامیده است. پاولوین می‌گوید این میوه سرشار از ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌هایی است که «مانند زره‌ای از بدن شما در برابر عفونت محافظت می‌کند». او همچنین می‌افزاید که توت‌ها برای سلامت چشم، بازیابی عضلات، سلامت مغز و تقویت سلول‌های شما عالی هستند.

تمام توت‌ها رنگ خود را از فلاونوئیدها می‌گیرند که با بهبود سلامت مغز و کاهش زوال عقل مرتبط است. همچنین توت‌ها نسبت به میوه‌های دیگر مانند موز و انبه قند کمتری دارند.

۳. ماهی و سایر پروتئین‌های بدون چربی

پزشکان و متخصصان تغذیه در سراسر جهان شما را تشویق می‌کنند مصرف گوشت قرمز خود را محدود و آن را با گزینه‌های سالم‌تر مانند پروتئین‌های بدون چربی از جمله ماهی سالمون، تخم مرغ، ماهی تن و توفو جایگزین کنید.

ماهی سالمون در بین کارشناسان محبوب است چرا که به گفته دکتر اوما نائیدو، روانپزشک تغذیه‌ در هاروارد و نویسنده کتاب «ذهنتان را با غذا آرام کنید»، سرشار از ویتامین‌های B است که برای سلامت مغز فوق‌العاده است.

دکتر الیزابت کلوداس، متخصص قلب و عروق معتقد است که ماهی و صدف همچنین کلسترول کمتری نسبت به گوشت قرمز دارند و برای داشتن قلبی سالم گزینه‌های بهتری هستند. او ترجیح می‌دهد به سراغ گزینه‌های پروتئین بدون چربی مانند ماهی‌های گوشتی سفید از جمله تیلاپیا، ماهی کاد، خارماهی و لوزی‌ماهی برود.

۴. حبوبات

حبوبات، غذای «دست کم گرفته شده» برای طول عمر بیشتر هستند، اما سامانتا هلر، متخصص تغذیه برای تقویت سیستم ایمنی بدنش روزانه حبوبات مصرف می‌کند. او می‌گوید که حبوبات سرشار از پروتئین، فیبر، آنتی‌اکسیدان و مواد معدنی مانند منیزیم و آهن هستند.

برخی از حبوباتی که می‌توانید به وعده‌های غذایی خود اضافه کنید عبارتند از: عدس، لوبیا سیاه، نخود فرنگی، سویا، سویا سبز، لوبیا لیما، لوبیا چیتی و لوبیا قرمز. میزان بالای فیبر موجود در حبوبات، آن‌ها را به انتخابی عالی برای داشتن یک مغز سالم تبدیل می‌کند.

۵. آجیل‌ها و دانه‌ها

با اینکه آجیل‌ها و دانه‌ها اغلب نادیده گرفته می‌شوند، اما این خوراکی‌های کوچک سرشار از اسیدهای چرب امگا۳ هستند. به گفته‌ی لیزا جنوا، متخصص علوم اعصاب از دانشگاه هاروارد، امگا۳ به «سلامت سلول‌های مغز کمک کرده و التهاب را کاهش می‌دهد».

دکتر نائیدو می‌گوید تخمه آفتابگردان هم «یکی از بهترین منابع گیاهی ویتامین B5» است. او اشاره می‌کند که تنها ۳۰ گرم از این تخمه‌ها می‌تواند ۲۰ درصد از نیاز روزانه‌ شما به این ویتامین را تامین کند.

دکتر نائیدو ادامه می‌دهد که آجیل، به ویژه فندق و گردو، سرشار از پلی‌فنل‌ هستند. او می‌گوید غذاهای غنی از پلی‌فنل‌ «بسیار مهم هستند، زیرا دارای خواص ضدالتهابی، آنتی‌اکسیدانی و فیبر بوده و همچنین حاوی چندین ریزمغذی مورد نیاز بدن ما هستند.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ و ساعت 13:8 |

نتایج یک پژوهش؛ دانستن زبان‌های خارجی بیشتر با عملکرد مغز چه ارتباطی دارد؟

زبان‌های خارجی

در حالی که اکثر مردم فقط به یک یا نهایتا دو زبان صحبت می کنند، برخی افراد در زبان‌های زیادی مهارت دارند. این افراد را «پلی‌گلات» می‌نامند. آن‌ها به ما کمک می‌کنند تا بفهمیم مغز چطور با زبان، که مهم‌ترین روش ارتباطی انسان‌هاست، برخورد می‌کند.

در یک مطالعه‌ی جدید، فعالیت مغزی گروهی از پلی‌گلات‌ها که بین ۵ تا ۵۴ زبان بلد بودند، با استفاده از دستگاه تصویربرداری رزونانس مغناطیسی عملکردی (fMRI) بررسی شد. در این آزمایش برای آنها نسخه‌های صوتی از متونی به زبان‌های مختلف پخش شد تا آنها با شنیدن این نوارها مغزشان را درگیر کنند.

فعالیت نواحی قشر مغز که مسئول پردازش زبان هستند، در زمان گوش دادن به زبان‌هایی که این افراد در آن‌ها مهارت بیشتری داشتند، نسبت به زبان‌هایی با مهارت کمتر یا بدون مهارت، افزایش پیدا کرد. البته یک استثنای جالب وجود داشت.

دکتر اِولینا فدورنکو، عصب‌شناس مؤسسه‌ی تحقیقات مغزی مک‌گاورن در مؤسسه‌ی فناوری ماساچوست و نویسنده‌ی ارشد این پژوهش که در مجله‌ی «قشر مغز» منتشر شده است، می‌گوید: «ما فکر می‌کنیم دلیل این موضوع این است که وقتی زبانی را که به خوبی می‌دانید پردازش می‌کنید، می‌توانید از کل مجموعه‌ی عملیات زبانی (عملیاتی که سیستم زبان در مغزتان از آن‌ها پشتیبانی می‌کند) استفاده کنید.»

او ادامه می‌دهد: «می‌توانید به تمام معانی کلمات از حافظه‌تان دسترسی پیدا کنید، می‌توانید با کلمات جداگانه، عبارات و جملات بسازید و به معانی پیچیده‌ی سطح جمله برسید.»

اما یک استثنا توجه محققان را جلب کرد. در بسیاری از شرکت‌کنندگان، گوش دادن به زبان مادری‌شان باعث واکنش مغزی کمتری نسبت به شنیدن زبان‌های دیگری که بلد بودند (به طور متوسط حدود ۲۵% کاهش) می‌شد. و در برخی پلی‌گلات‌ها، گوش دادن به زبان مادری فقط بخشی از شبکه‌ی زبان مغز را فعال می‌کرد، نه کل آن.

اولسیا جوراولف کارلتون عصب شناس دیگری که در این پژوهش شرکت کرده در این خصوص می‌گوید: «افرادی که به زبان‌های زیادی مسلط هستند (پلی‌گلات‌ها) در پردازش زبان مادری خود به صرفه‌جویی در فعالیت مغزی دست پیدا می‌کنند. به عبارت دیگر، شبکه‌ی زبان در مغز آن‌ها برای درک زبان مادری نسبت به زبان‌های دیگر، به اندازه‌ی زیادی فعال نمی‌شود.»

تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که زبان مادری افراد، حداقل در مورد افرادی که به زبان‌های زیادی مسلط هستند (پلی‌گلات‌ها)، جایگاه ویژه‌ای در مغز دارد. همانطور که دکتر فدورنکو، از محققان این مطالعه می‌گوید، شبکه‌ی زبان در مغز شامل بخش‌هایی در لوب‌های پیشانی و گیجگاهی است و به ما در درک و تولید انواع زبان (گفتاری، نوشتاری، اشاره و غیره) کمک می‌کند. همچنین به ما اجازه می‌دهد تا افکار خود را به رشته‌ی کلمات درآوریم و منظور دیگران را از صحبت‌هایشان بفهمیم.

دکتر سمیرا ملک مورالدا، نویسنده‌ی همکار این مطالعه و دانشجوی دکتری در رشته‌ی علوم و فناوری زیست‌شناسی گفتار و شنوایی در دانشگاه‌های هاروارد و MIT، می‌گوید یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که میزان استخراج معنا، پاسخ مغز به زبان را کنترل می‌کند. او توضیح می‌دهد: «هر چه بتوانید معنای بیشتری از زبانی که می‌شنوید استخراج کنید، واکنش نواحی مرتبط با زبان در مغزتان بیشتر خواهد بود، به جز در مورد زبان مادری. دلیل این است که فرد در استخراج معنا از زبان مادری خود کارآمدتر است و نیازی به فعال‌سازی شدید این نواحی ندارد.»

در این مطالعه بر روی ۳۴ نفر (۲۰ مرد و ۱۴ زن) با رده سنی ۱۹ تا ۷۱ سال آزمایش شد. ۲۱ نفر از آن‌ها انگلیسی‌زبان بودند و بقیه به زبان‌های فرانسه، روسی، اسپانیایی، هلندی، آلمانی، مجارستانی و چینی ماندارین صحبت می‌کردند.

فعالیت مغزی این افراد در حالی که به نسخه‌های صوتی از متن‌هایی به هشت زبان مختلف گوش می‌دادند، مورد بررسی قرار گرفت. این زبان‌ها شامل: زبان مادری، سه زبانی که در آن تخصص بالایی داشتند، زبانی با تخصص متوسط، زبانی با تخصص کم و در نهایت چهار زبانی بود که هیچ شناختی از آن‌ها نداشتند. نیمی از شرکت‌کنندگان داستان‌های کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوئیس کارول را شنیدند و نیمی دیگر داستان‌هایی از کتاب مقدس را.

کاهش فعالیت مغزی در حین شنیدن زبان مادری در شرکت‌کنندگانی که داستان‌های کتاب مقدس را می‌شنیدند، بیشتر مشهود بود. دلیل این امر، طبق گفته‌ی فدورنکو، سادگی زبانی بیشتر داستان‌های کتاب مقدس نسبت به نوشته‌های کارول است.

فدورنکو در پایان می‌گوید: «تحقیقات زیادی در علم زبان‌شناسی بر روی افراد با مشکلات زبانی (مادرزادی یا اکتسابی) متمرکز شده است. اما با بررسی افرادی که در یک کارکرد خاص «متخصص» هستند، می‌توانیم چیزهای زیادی در مورد زیرساخت‌های شناختی و عصبی آن کارکرد یاد بگیریم. پلی‌گلات‌ها نوعی از «متخصصین» زبان هستند.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ و ساعت 13:5 |

هشدار فرشاد مومنی ؛ سونامی خطرناک در راه ایران است!

هشدار فرشاد مومنی ؛ سونامی خطرناک در راه ایران است!

فرشاد مومنی اقتصاددان سونامی خطرناک فقرای بیکار را گوشزد می‌کند و می گوید: وقتی صحبت حجاب می‌شود عزیزان می‌گویند به خیر و شر و دینی و غیردینی بودن آن کاری نداریم، این قانون است. ما می‌گوییم خدا پدرتان را رحمت کند که به قانون ارجاع می‌دهید. مگر همان قانون نگفته در تعیین حداقل دستمزد استاندارد حداقلی که حکومتگران باید رعایت کنند این است که به اندازه نرخ تورمی که رسما اعلام شده قدرت خرید از دست رفته را جبران کنند.

یک اقتصاد‌دان گفت: امروز به واسطه سیاست‌های دولت در حوزه اقتصاد با سونامی بسیارخطرناک و نگران کننده پدیده شاغلان فقیر در اقتصاد سیاسی ایران مواجه شده‌ایم.

به گزارش اکونگار، با وجود آنکه سبد معیشت از سوی نمایندگان کارگری ۱۸ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان اعلام شده، اما نمایندگان کارفرمایی به در نظر گرفتن سبد معیشت ۱۴ میلیون تومانی اصرار دارند. از آنجا که دولت نیز به عنوان یک کارفرمای بزرگ، به سمت کارفرمایان گرایش دارد احتمال آنکه امسال نیز مانند سال گذشته مقابل تعیین دستمزد کارگران مطابق ماده ۴۱ قانون کار بایستند، وجود دارد.

این در شرایطی است که فرشاد مومنی اقتصاددان سونامی خطرناک فقرای بیکار را گوشزد می‌کند.

امروز ۳۰ درصد از جمعیت کشور زیر خط فقر هستند و ۴۰ درصد دیگر از جمعیت در آستانه افتادن به زیر خط فقر هستند. در این شرایط با روش تعیین دستمزدی که همواره عقب‌تر از تورم است، هر سال از سطح رفاه خانوار‌ها کم می‌شود.

وقتی این داده را مورد توجه قرار دهیم که ۶۰ درصد از فقرا در کشور شاغل هستند به این نتیجه بسیار مهم خواهیم رسید که تمرکز صرف دولت بر کمیت اشتغال بدون توجه به کیفیت آن زمینه‌های رشد فقر را بیش از گذشته فراهم کرده است. دولت عموما به رابطه بین فقر و مشاغل غیررسمی توجه نمی‌کند در حالی که رشد مشاغل غیررسمی یکی از عوامل ازدیاد فقر است.

اغلب فقرا بیکار نیستند، اما از محل شغل خود نمی‌توانند نیاز‌های اساسی خود را تامین کنند. این یعنی شغل‌هایی با دستمزد‌هایی پایین، بدون امنیت لازم و بدون داشتن پوشش بیمه‌ای مسبب سقوط خانوار‌ها به زیر خط فقر شده است.

با این حال مسئولان مدام بر این گزاره تاکید می‌کنند که با افزایش دستمزد، تورم هم افزایش بیشتری پیدا می‌کند. اما فرشاد مومنی اقتصاددان و استاد دانشگاه در گفتگو با «اکونگار» صحبت از مارپیچ مزد و تورم را فریب افکار عمومی می‌داند.

*سیاست‌های دولت در سال ۱۴۰۲ را به ویژه از زاویه سیاست‌های رفاهی و حفظ توان خرید مردم چگونه ارزیابی می‌کنید؟

امروز به واسطه سیاست‌های دولت در حوزه اقتصاد با سونامی بسیارخطرناک و نگران کننده پدیده شاغلان فقیر در اقتصاد سیاسی ایران مواجه شده‌ایم. گزارش‌های رسمی حکایت از این دارد که چیزی بالغ بر ۶۰ درصد خانوار‌های فقیر سرپرست شاغل دارند. این آمار نشان دهنده این است که امتیازدهی غیرعادی به رانتجو‌ها و رباخور‌ها بحران حادی در بنیه تولید ملی پدیدار کرده که اندازه اشتغال بخش غیررسمی را به طرز وحشتناکی بالا برده و در شرایط کنونی تقریبا بالاترین سطح بیکاری نیز متوجه دانش آموختگان دانشگاهی شده است. چطور می‌شود به عواقب این تسخیرشدگی غیرمتعارف سیاست‌های پولی و مالی و تجاری کشور بی اعتنایی کنند.

در مورد آمار‌های اشتغال و بیکاری همین چند ماه پیش مرکز پژوهش‌های مجلس گزارشی منتشر کرده و با ۱۱ دلیل ثابت کرده که آنچه به عنوان نرخ بیکاری به صورت رسمی ارائه می‌شود عملا بخش بسیار ناچیزی از واقعیت را به نمایش می‌گذارد.

دولت محترم باید از خود بپرسد که حساسیت زدایی مشکوک درباره توزیع فاجعه آمیز نقدینگی و حساسیت زدایی مشکوک‌تر درباره سقوط کیفیت اشتغال و قابل مناقشه شدید بودن آمار‌های مربوط به اشتغال و بیکاری به نفع چه کسانی تمام می‌شود و ضرر چه کسانی را به دنبال دارد.

سطح بسیار نازل کیفیت نهاد‌های نظارتی هم باعث می‌شود خطا‌های مهلک و آینده سوز تبدیل به پدیده‌های ساری و جاری در کشور شود.

دولت عموما آماری در حوزه اشتغال غیررسمی به تفکیک اعلام نمی‌کند. اما با سیاست‌هایی که در بخش دستمزد دارد و جلوگیری از رشد متناسب دستمزد با تورم ایجاد شده، افراد را به سمت شغل‌های غیررسمی سوق می‌دهد.

نکته مهمی که تاکید دارد ماجرای توسعه ماجرای اجتناب ناپذیر است و هر لحظه غفلت از آن می‌تواند برای ما مخاطره‌های بیشتری به همراه بیاورد مساله خطیر مزد و حقوقی است که به عنوان پاداش به انسان‌های شرافتمندی داده می‌شود که می‌خواهند از طریق عرضه کالا و خدمات مولد و مورد نیاز جامعه یک زندگی شرافتمندانه را اداره کنند.

در ادبیات توسعه یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کشور‌هایی که پشت به توسعه دارند این است که گذران امور را بر محور فقرفروشی سامان می‌دهند. یعنی به جای اینکه مزیت رقابتی خود را در مقیاس منطقه‌ای و بین المللی بر محوریت فناوری، خلاقیت و نوآوری قرار دهند از طریق استثمار نیروی کار و به فقر انداختن مردم و در میان مردم به فقر انداختن شرافتمندانه‌ترین مردم در بازار‌های جهانی کسب ارز می‌کنند.

آقایان می‌گویند رابطه‌ای میان مزد و بهره‌وری نیروی کار وجود داشته باشد و کل مسئولیت بهره‌وری نیروی کار را هم محدود کردند به سهم کارگرها. اگر از این دریچه مباحث را دنبال کنیم نکته‌های عجیبی وجود دارد.

*با توجه به سیاست‌های اتخاذ شده، وضعیت جامعه به لحاظ افت سطح معیشت چگونه است؟

ببینید هر بار که در ایران یک شوک وارد می‌شود چگونه جمعیت فقیر افزایش پیدا می‌کند. می‌خواهد این شوک قیمت نفت باشد یا شوک قیمت ارز و حامل‌های انرژی دارد. در اسناد رسمی انتشار یافته به خصوص گزارش سه جلدی وزارت کشور تحت عنوان وضعیت اجتماعی کشور داده‌های تکان دهنده‌ای وجود دارد. در آنجا ذکر شده سال ۱۳۸۵ که نخستین سال بزرگترین جهش‌ها در قیمت نفت بوده، نسبت به سال ۱۳۸۴ رشد سرقت ۳۰۸ درصد بوده است. چون موضوع رانت است و رانت هم بسیار ناعادلانه در کشور توزیع می‌شود. عین این قضیه را در سال ۱۳۹۷ داشتیم که چند شوک نرخ ارز ایجاد شد. هم مسئولان کمیته امداد و هم مسئولان بهزیستی در پایان آن سال به صراحت اذعان کردند که مراجعه به ما با یک افزایش چشمگیر روبرو شده است.

پیوند تمام عیار وجود دارد بین فقر و گسترش بخش غیررسمی در ایران. امروز به اعتبار گزارش‌های مراکز پژوهش رسمی اعلام می‌شود که حدود ۳۰ درصد جمعیت از اساس زیر خط فقر قرار دارد و آنچه تکان دهنده‌تر است اینکه ۴۰ درصد جمعیت نیز در آستانه فرو افتادن به زیر خط فقر هستند.

وقتی صحبت حجاب می‌شود عزیزان می‌گویند به خیر و شر و دینی و غیردینی بودن آن کاری نداریم، این قانون است. ما می‌گوییم خدا پدرتان را رحمت کند که به قانون ارجاع می‌دهید. مگر همان قانون نگفته در تعیین حداقل دستمزد استاندارد حداقلی که حکومتگران باید رعایت کنند این است که به اندازه نرخ تورمی که رسما اعلام شده قدرت خرید از دست رفته را جبران کنند.

چگونه می‌شود که مقامات رسمی اعلام می‌کنند اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک کمک کنند تورم را روی ۴۰ درصد نگه می‌داریم، اما وقتی صحبت تعیین حداقل دستمزد می‌شود، می‌گویند قدرت خرید از دست رفته نیروی کار را جبران نکنید، چون در معرض مارپیچ مزد و تورم قرار می‌گیریم. ما مگر گفتیم به قیمت‌های واقعی مزد را افزایش دهید؟ ما می‌گوییم آن چیزی که به واسطه تورم از جیب مردم بریده شده به آن‌ها باز گردانید.

مارپیچ مزد و تورم مربوط به زمانی است که جهش در قدرت خرید ایجاد شود نه زمانی که قدرت خرید از دست رفته را جبران می‌شود. اصلا این‌ها یک چیز نیست.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ و ساعت 13:2 |

این سه‌شنبه شب یا آن سه‌شنبه شب؟ چهارشنبه‌سوری امسال دقیقاً چه روزی است؟

چهارشنبه‌سوری

در نبود نهاد رسمی برای اعلام زمان جشن چهارشنبه‌سوری امسال، در برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نظرات متفاوتی برای برگزاری آن مطرح شده است. چهارشنبه سوری امسال دقیقا چه روزی است، سه‌شنبه ۲۲ اسفند یا سه‌‌شنبه ۲۹ اسفند؟

بسیاری از ایرانیان گمان می‌کنند که چون امسال لحظه تحویل سال، بامداد چهارشنبه یکم فروردین ۱۴۰۳ است، مراسم چهارشنبه‌سوری را باید در شامگاه سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲ جشن بگیرند، اما پژوهشگران آئین‌های باستانی می‌گویند شامگاه سه‌شنبه ۲۲ اسفند چهارشنبه‌سوری است.

دو پژوهشگر ایران‌شناس در گفتگوی تلفنی با یورونیوز فارسی نظر خود را در این مورد گفته‌اند.

محمدعلی دادخواه: چهارشنبه‌سوری امشب است

محمدعلی دادخواه، وکیل دادگستری و پژوهشگر نوروز می‌گوید چهارشنبه‌سوری امسال همین امشب ۲۲ اسفند است. او در ذکر اهمیت روز چهارشنبه در فرهنگ ایرانی، یادآوری کرد که این روز همچنین متناظر با چهار فصل سال، چهار جهت اصلی جغرافیایی و چهار آخشیج (عنصر) طبیعت است.

این وکیل و کنشگر منتقد که در فرصت مرخصی زندان با یورونیوز فارسی گفتگو کرد، همچنین اصطلاح فارسی «چهار ستون بدن» را در پیوند با اهمیت عدد چهار می‌داند و می‌افزاید که بوعلی سینا در کتاب «قانون» نیز بدن آدمی را به چهار بخش تقسیم کرده است.

  • سفری به آتشکده زرتشتیان یزد؛ «عده‌ای دنبال خاموش کردن آتش بودند»

نویسنده کتاب «نوروز و فلسفه هفت‌سین» با یادآوری این شعر فردوسی:

بشد چارشنبه هم از بامداد

بدان باغ کامروز باشیم شاد

می‌گوید که روز چهارشنبه، همواره روز شادی و کامروزی برای ایرانیان بوده است. او در عین حال با استناد به این بیت نظامی:

از دگر روز هفته آن به بود

ناف هفته مگر سه‌شنبه بود

از سه‌شنبه به عنوان روز «تراز» هفته یاد می‌کند و می‌افزاید که به همین دلیل ایرانیان آخرین چهارشنبه سال را در شامگاه سه‌شنبه پیش از آن جشن می‌گیرند. محمدعلی دادخواه با یادآوری این که جشن چهارشنبه‌سوری بخشی از مراسم ایرانیان برای آماده شدن پیش از فرا رسیدن نوروز بوده است، می‌گوید که این آمادگی به مراسم جشن شامگاه سه‌شنبه ختم نمی‌شده و ایرانیان همان گونه که شامگاه سه‌شنبه با پریدن از روی آتش آئین خود را به جای می‌آورده‌اند، بامداد چهارشنبه نیز از روی آب می‌پریده‌اند.

او با این توضیح می‌گوید: «بنابراین چون فرصتی برای آماده شدن نوروزی در روز چهارشنبه بعدی نمی‌ماند، طبعا چهارشنبه‌سوری را همین سه‌شنبه شب جشن می‌گیریم.»

چهارشنبه‌سوری

چهارشنبه‌سوریویکی‌پدیا

مجتبی روهنده: جشن چهارشنبه آخر امسال را نمی‌توانیم روز اول سال بعد بگیریم

مجتبی روهنده، پژوهشگر ایرانی مقیم فرانسه هم مانند محمدعلی دادخواه بر این باور است که چهارشنبه‌سوری را باید امشب جشن گرفت.

او می‌گوید: «این جشن همان گونه که از اسمش پیداست، جشن چهارشنبه آخر سال است. چهارشنبه هفته آینده، روز نخست سال آینده است، بنابراین نمی‌تواند چهارشنبه سال جاری تلقی شود.»

این پژوهشگر با یادآوری این که چهارشنبه‌سوری از جشن‌های متعلق به دوران ایران زرتشتی و پیشا اسلامی است می‌گوید: «این جشن در اصل مربوط به بازگشت روان درگذشتگان به روی زمین بوده است. بر اساس باورهای ایرانی، مردگان در این روز به زمین بازمی‌گردند تا ببینند زندگی بازماندگان‌شان به‌هنجار و اَشَوان است.»

روهنده که ایران‌شناس و ایرلندشناس است، با یادآوری این که پنج روز آخر سال به نام «پنجه گمشده» معروف بوده، می‌گوید اگر ما چهارشنبه هفته آینده را جشن بگیریم، دیگر از پنجه آخر سال خارج شده‌ایم.

او درباره رسوم چهارشنبه‌سوری تصریح می‌کند: «البته در ایران باستان از روی آتش نمی‌پریدند چون این کار اهانت بزرگی به آتش به حساب می‌آمده و تمام این رسوم و شعرها، از جمله "زردی من از تو، سرخی من از تو" در دوران اسلامی به این جشن افزوده شده است.»

مجتبی روهنده در باب فلسفه این رسوم می‌گوید: «چیزی که درون چهارشنبه‌سوری نهفته است، روح مقاومت در برابر دین دیگری است که بر ایرانیان تحمیل شده است. نفس جشن چهارشنبه‌سوری بزرگداشت آتش است که خودش مرجع است، این آئینی است که از نیاکان به ما به ارث رسیده و به نظر من باید آن را به خوبی برگزار کنیم.»

ابراهیم پورداوود، مهرداد بهار، کتایون مزداپور از جمله نویسندگانی هستند که درباره آئین‌های ایران باستان و از جمله در زمینه چهارشنبه‌سوری پژوهش انجام داده‌اند.

چهارشنبه‌سوری امروزه از کم‌شمار جشن‌های همگانی ایرانیان است، اما دستگاه‌های رسمی و دولتی جمهوری اسلامی با آن سر سازگاری ندارند، تا جایی که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در اسفند ۹۴ فتوا داد که این جشن «هیچ مبنای شرعی ندارد» و بنایراین «مناسب است از آن اجتناب شود».

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۲ و ساعت 16:17 |

جیمز وب تصاویری خیره‌کننده از یک منطقه ستاره‌ساز در کهکشان مثلثی را ثبت کرد

تصویر اخیر جیمز وب

اویر زیبای فضا از تلسکوپ فضایی جیمز وب دیده نشده است، اما این تلسکوپ ۱۰ میلیارد دلاری به اندازه زمین تنیس، با تصویری خیره کننده از یک کهکشان همسایه به میدان بازگشته است.

این تصویر که از سوی ناسا، ایسا (ESA) و آژانس فضایی کانادا (CSA) منتشر شد، منطقه‌ای ستاره‌ساز در کهکشان مثلث (همچنین به نام M33) را نشان می‌دهد که در کنار کهکشان بسیار معروف‌تر آندرومدا (M31) قرار دارد.

دو تصویر فروسرخ از این منطقه منتشر شده: یکی با دوربین مادون قرمز نزدیک (NIRCam) و دیگری با ابزار مادون قرمز میانی (MIRI) تلسکوپ وب ثبت شده است.

کهکشان مثلث حدود ۲.۷۳ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد. در این کهکشان، ناحیه‌ «ان‌جی‌سی ۶۰۴» قرار دارد که محل تولد پر هرج و مرج و خشن ستاره‌ها است.

«ان‌جی‌سی ۶۰۴» حدود ۳.۵ میلیون سال قدمت دارد و وسعت آن به ۱۳۰۰ سال نوری می‌رسد.

این ناحیه محل زندگی بیش از ۲۰۰ تا از داغ‌ترین و عظیم‌ترین نوع ستارگان است که همگی هنوز نسبتا جوان هستند.

ستارگان موردنظر از نوع B و O هستند که نوع دومی می‌توانند تا ۱۰۰ برابر خورشید ما جرم داشته باشند.

مطالعه‌ نواحی پرگرد و غبار فضا مانند این ناحیه در کهکشان مثلث با نور مرئی دشوار است، زیرا تلسکوپ‌های نوری نمی‌توانند از میان غبار کیهانی عبور کنند.

اما دید فروسرخ تلسکوپ وب به کهکشان مثلث به اخترشناسان امکان می‌دهد تا از میان غبار نگاه کنند و نگاه دقیق‌تری به آن داشته باشند.

تصویر جدید جیمز وب

تصویر جدید جیمز وبناسا

تصویر NIRCam (دوربین فروسرخ نزدیک) وب از منطقه‌ کهکشان مثلث رشته‌های غبارآلود قرمز روشن و توده‌های تابش را نشان می‌دهد.

جریان‌های ذرات باردار از ستاره‌های جوان، که به بادهای ستاره‌ای معروف هستند، حفره‌هایی را که در تصویر دیده می‌شوند ایجاد می‌کنند، در حالی که تابش فرابنفش آن‌ها گازهای اطراف را یونیزه می‌کند و به صورت سفید و آبی دیده می‌شود.

خطوط نارنجی رنگ در تصویر NIRCam (دوربین فروسرخ نزدیک) نشان دهنده‌ مولکول‌های حاوی کربن است که به هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای معروف هستند و نقش کلیدی در تشکیل ستارگان و سیارات دارند، اما منشا آن‌ها همچنان یک راز است.

تصویر وب از «ان‌جی‌سی ۶۰۴» همچنین دو ستاره‌ی جوان و درخشان را نشان می‌دهد که در حال ایجاد حفره‌هایی در غبار، درست بالای سحابی مرکزی هستند.

اخترشناسان همچنین متوجه شده‌اند که در تصویر MIRI وب از «ان‌جی‌سی ۶۰۴» (بالا) ستارگان کمتری وجود دارد، زیرا ستارگان داغ در طول موج‌های MIRI نور کمتری ساطع می‌کنند.

برعکس، در تصاویر MIRI، ابرهای بزرگتری از غبار و گاز سردتر درخشش دارند و نشان می‌دهند که چگونه ابزارهای NIRCam و MIRI وب می‌توانند با هم کار کنند تا تصویر کامل‌تری از یک منطقه‌ی هدف را آشکار کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۱ و ساعت 21:18 |