دولت هیچ برنامه ای برای اداره کشور ندارد، هیچی!

عباس عبدی با انتقاد صریح از بی برنامه بودن دولت رئیسی، می گوید: از اول گفتند ما ۷ هزار صفحه داریم ، مگر کسی در دنیا ۷هزار صفحه برنامه می دهد؟ ۷ خط بدهید کافی است تا معلوم شود که می خواهید چکار کنید.

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب که چندی پیش مهمان «کافه خبر» خبرآنلاین، بود با انتقاد از جریانی که قائل به جمهوریت نیست گفت؛«در جناح حاکم جریان های دیگری هم هستند که به لحاظ اعتقادی شاید به این مساله جمهوریت معتقد نباشند، اما به لحاظ عملی خوب می فهمند که بدون حدی از صندوق رای، بقایشان در خطر قرار می گیرد. »

بخش هایی از گفتگو با عباس عبدی، فعال و تحلیلگر سیاسی اصلاح طلب در «کافه خبر» را بخوانید؛

*آقای عبدی در بحث مربوط به انتخابات شاهد نفوذ جریانی در هیات های اجرایی و نظارت هستیم که خیلی قائل به اصل جمهوریت نیستند...

اصلا قائل به جمهوریت نیستند.

*این موضوع چقدر می تواند به سرخوردگی مردم نسبت به صندوق رأی دامن بزند و در مقابل البته به این جریان قدرت بدهد که نفوذ خود را بیشتر کند صندوق رأی را از آن هویت خود دور کند؟

درست است که چنین چیزی وجود دارد و آنها از این موضوع بهره برداری می کنند. ولی چه کاری می شود انجام داد؟ از یک طرف آن جریان یک صندوق بی خاصیت جلوی ما می گذارد و حالا شما می گویید رای مردم که برای این جریان بااهمیت نیست و ما با حضور(خود) داریم به این افراد کمک می کنیم و او هم مدعی می شود که ما مردم سالار هستیم. بنابراین اینجا مردم و جامعه باید انتخاب کنند که دستشان هم متاسفانه باز نیست.

اما یک نکته وجود دارد، اینکه آن جریان، مخالف جمهوریت است، حرف درستی است. ولی آنها تنها جریان حاکم نیستند. در جناح حاکم جریان های دیگری هم هستند که به لحاظ اعتقادی شاید به این مساله جمهوریت معتقد نباشند، اما به لحاظ عملی خوب می فهمند که بدون حدی از صندوق رای، بقایشان در خطر قرار می گیرد. بنابراین آنها هم می توانند جهت را تغییر بدهد

این فرایندی است که در همه جای دنیا رخ داده است. فکر نکنید که در غرب صبح از خواب بیدار شدند دیدند که استبداد به کنار رفت، باید همه رای دهند. از ابتدای جریان در فرانسه که مردم حق رای پیدا کردند شاید ۱۰۰ هزار نفر حق رای داشتند، شاید یک قرن طول کشید تا به این نقطه رسیدند که همه شهروندان بالای ۱۸ یا ۲۰ سال حق رای دارند یا زنان بعدها اضافه شدند و آدم های فقیر هم همینگونه بودند.

سال ۸۳ قیمت ها را تثبیت کردند و امروز به راحتی حدیث می آورند که قیمت گذاری بدعت است

بنابراین این هم ناشی از اعتقاد نیست، بلکه ناشی از الزامات و ضروریت هایی است. ما کلا با اعتقاد آدم ها خیلی کاری نداریم. من در یادداشتی اخیرا تاکید کردم، اینها تا دیروز طرفدار ثبات قیمت ها بودند، در سال ۱۳۸۳ بزرگترین ضربه را به اقتصاد این کشور زدند و قیمت های حامل انرژی را از برنامه چهارم بیرون آورده و تثبیت کردند و امروز به راحتی حدیث می آورند که این قیمت گذاری بدعت است. معلوم است که این چیزها عقیده نیست، اگر عقیده بود که چنین حدیثی ۱۰ یا ۲۰ سال پیش هم بود، نمی شود که امروز درآمده باشد.

آن زمان منافعشان برای کسب قدرت آن بود و امروز منافعشان برای کسب قدرت این است. بنابراین این افراد اصلا عقیده ندارند، نه خدا نه پیغمبر نه اسلام همه اینها به نظر من برای اینها شوخی محض است نه اینکه هیچ کسی عقیده ندارد، بلکه در قدرت اینگونه رفتار می کنند.

تا آنجاییکه به نفعش است از قیمت گذاری حمایت یا مخالفت می کند، برای هر دو هم از جعبه پاندورا یک چیزی پیدا می کند و از آستینش حدیثی چیزی در می آورد و در تائیدش چیزهایی می گویند. بنابراین مسئله عقیده نیست بلکه مسئله منافع است و اینها باید بفهمند که ادامه این وضع منافع آنها را به شدت تحت خطر قرار می دهد.

دولت هیچ برنامه ای برای اداره کشور ندارد، هیچی!

*و از نگاه شما دولت رئیسی درحال نهادینه کردن این نگاه در نهاد اجرایی کشور است و ...

خیلی اطلاعات داخلی(از آنها) ندارم و دنبال آن هم نیستم. فکر نمی کنم این اطلاعات هم از دقت بالایی برخوردار باشد. ما از روی اعمال و نتایج اعمال نگاه می کنیم. از پشت صحنه ماجرا اطلاع چندانی نداریم و دخالت هم نمی توانیم کنیم. اطلاعات ما هم ممکنه ناقص باشد. آنچه که برایمان مهم است، این است که دولت هیچ برنامه ای برای اداره کشور ندارد. هیچی!

مگر کسی در دنیا، ۷ هزار صفحه برنامه می دهد؟! ۷ خط بدهید کافی است

از اول گفتند ما ۷ هزار صفحه داریم ، مگر کسی در دنیا ۷هزار صفحه برنامه می دهد؟ ۷ خط بدهید کافی است تا معلوم شود که می خواهید چکار کنید. حالا بعد از گذشت ۳۰ ماه می گویند که ۲۳ یا ۲۷ مطلب برنامه ریزی شده است. قبلا مگر ننوشته بودید؟ هیچی ندارند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۲۷ و ساعت 13:16 |

چرا بار سنگین تورم بر دوش دهک های آسیب پذیر افتاده است؟

تورم اقلام خوراکی در سال‌های اخیر به شکل پلکانی افزایش یافته است این افزایش تا حدی پیش رفته که اقشار کم درآمد و اسیب پذیر جامعه در خرید ساده‌ترین اقلام خوراکی با مشکلاتی جدی مواجه شده اند.

اخیرا مهدی سروی، کارشناس اندیشکده اقتصاد مقاومتی و از مشاوران اقتصادی دولت، در یک برنامه تلویزیونی صراحتا گفت: «میانگین مصرف گوشت خانواده‌ها در کشور، هشت کیلوگرم و در سه دهک پایین جامعه، ۲ کیلوگرم در سال است و سرانه مصرف گوشت قرمز برای هر نفر در سه دهک پایین جامعه، حدود ۷۰۰ گرم در یک سال است.»

به گزارش فرارو، برای درک این که چرا این آمار نگران کننده و بسیار پایین است، کافی است نگاهی به آمار‌های مصرف گوشت در طول سال‌های گذشته داشته باشیم. در دهه ۱۳۹۰، سرانه سالانه مصرف گوشت در ایرانی‌ها بالاتر از ده کیلوگرم و به عبارتی بیش از ده برابر امسال بود.

برای مثال این آمار در سال ۱۳۹۱ حدود ۱۲ کیلوگرم بود و اکنون در دی ماه ۱۴۰۲ به حدود ۲.۶ کیلوگرم رسیده است. محسن رضایی، دبیر شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا، درباره کاهش مصرف گوشت قرمز در کشور گفته است: «با وجود هزاران کیلومتر ساحل دریایی و اقیانوسی در اطراف ایران وضعیت گوشت، غذا و معیشت مردم نباید در تنگنا باشد.» با این وجود برای برخی خانوار‌های دهک‌های پایین، حتی تامین دیگر انواع گوشت از جمله تامین گوشت مرغ، کار بسیار دشواری خواهد بود.

فرهاد اکبری، رئیس اتحادیه دامداران کشور، گرانی گوشت در روز‌های اخیر را ناشی از عرضه کم دام به بازار و بالا رفتن نرخ نهاده دامی می‌داند و می‌گوید: «دولت باید با در نظر گرفتن تسهیلات برای تأمین نهاده‌ها به تولیدکننده کمک کند دام خودش را برای مدت بیشتری نگه دارد تا پرواری شود؛ در غیر این صورت عرضه دامی که وزن کافی نگرفته است موجب کمبود گوشت در بازار می‌شود.» علی اکبر سرحدی، رئیس اتحادیه چایخانه‌داران، طباخان و آشکده‌های کرج نیز با اشاره به افزایش قیمت‌های طباخی‌ها گفت: «به دلیل اینکه کله پاچه خام کوچک دستی ۵۰۰ و درشت دستی ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان در بازار به فروش می‌رسد، کله پز اگر این را بپزد باید درگیر این موضوع باشد که به چه قیمتی باید به مردم بفروشد که بتواند سود کند.»

بر اساس آمار‌های بازار اقلام خوراکی، یک کارگر سرپرست خانوار ۴ نفره، برای تهیه یک سبد از حداقل اقلام خوراکی باید «حدود ۶۵ درصد» از درآمد خود را هزینه کند. این در حالی است که از سال ۱۳۵۹ تاکنون قدرت خرید کارگران با حداقل دستمزد بیش از ۶۵ درصد کاهش یافته و به کمتر از نصف رسیده و حداقل دستمزد حقیقی کارگران در سال جاری به کمترین مقدار طی ۲۸ سال اخیر رسیده است. با این شرایط کارگران و اقشار ضعیف جامعه، نه فقط در خرید گوشت، بلکه در خرید اقلام دیگری از جمله حبوبات و نان نیز با مشکلاتی مواجه خواهند شد.

با توجه به این شرایط پرسش‌هایی مطرح است از جمله این که چرا تورم اقلام خوراکی تا این حد افزایش یافته و برای حل بحران تورم مواد غذایی چه می‌توان کرد؟ حسین راغفر، عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا و اقتصاددان در گفتگو با فرارو به این پرسش‌ها پاسخ داده است:

وضعیت گسترش فقر در کشور طی ۷۰ سال اخیر بی سابقه است

حسین راغفر به فرارو گفت: «مرکز آمار ایران گزارش داده که میانگین خانوار‌های کشور، ۶۵ درصد درامد خود را صرف تامین غذا می‌کنند. این آمار بسیار تکان دهنده است و علت نگرانی این است که در سال‌های نه چندان دور این رقم در شهر تهران ۱۶ درصد بود و در سطح مناطق شهری کشور، ۲۵ الی ۲۶ درصد بود و در روستا‌ها تا ۳۵ درصد می‌رسید و به میزانی که جامعه فقیرتر می‌شود، سهم بیشتری از درامد خانوار‌ها صرف غذا می‌شود.

نکته ناراحت کننده‌تر این که ارقامی که مطرح شده است، با توجه به حداقل اقلام خوراکی با حداقل کالری و پایین‌ترین مولفه‌های تشکیل دهنده سبد غذایی است. این وضعیت نشان می‌دهد که خانوارها، ریزمغذی‌های لازم برای رشد را دریافت نمی‌کنند و مصرف گوشت خانوار‌ها از سالی سه کیلوگرم به ۲ کیلوگرم رسیده است که این ارقام باورکردنی نیست. این را هم در نظر داشته باشیم که یک خانواده فقط با غذا زنده نمی‌ماند و احتیاجات دیگری نیز دارد. از جمله این احتیاجات می‌توان به مسکن اشاره کرد.»

وی افزود: «طی سال گذشته، مخارج مسکن در سطح کشور، ۵۰ درصد از مخارج خانوار‌ها را تشکیل می‌داد و نمی‌دانم که با توجه به این وضعیت اقلام غذایی، هزینه‌های مسکن در خانوار‌ها چگونه تامین می‌شود. همه این‌ها منجر به نوعی استیصال در خانوار‌ها می‌شود. برنامه‌هایی که دولت برای مواجهه با فقر دارد، بسیار ناکارامد و ناکافی است و از مرحله بحران عبور کرده است.

نکته ناراحت کننده‌تر این که تمامی این موارد درباره افرادی است که شغل دارند و سر کار می‌روند. بخش قابل توجهی از جامعه، فاقد شغل هستند و یامشاغل ناپایدار و غیر رسمی دارند. یکی از مشخصه‌های مشاغل غیررسمی، دستمزد نازل است. عمده این افراد به طبقات محروم وابستگی دارند؛ بنابراین ما با یک وضعیت بی سابقه، طی هفتاد سال گذشته در کشور رو به رو هستیم که چنین وضعیتی را هرگز به لحاظ عمر و گسترش فقر شاهد نبودیم.»

لزوم حل مسئله «اقتصاد سیاسی تورم» در ایران

این اقتصاددان گفت: «به خاطر همه این دلایل است که این روز‌ها شاهد مهاجرت گسترده نیروی کار هستیم. حتی نیروی کار نه چندان ماهر نیز از کشور می‌رود و نیروی کار نیمه ماهر نیز به دنبال مهاجرت است. اغلب کشور‌های همجوار ما، فرصت‌های سرمایه گذاری دارند و به نیروی کار نیمه ماهر و نه چندان ماهر نیز نیاز دارند. سالهاست که از مهاجرت مغز‌ها از کشور نیز آسیب می‌خوریم و در بیست سال گذشته همزمان شاهد فرار سرمایه و مهاجرت افراد صاحب سرمایه بودیم.

همه این ها، تاثیری بسیار معنادار و تعیین کننده بر حجم سرمایه گذاری در کشور می‌گذارد. فرصت‌های شغلی که می‌توانست در کشور انجام شود، به دلیل فرار سرمایه از کشور، عملی نمی‌شود. با توجه به این شرایط لازم است که یک ستاد بحران در این زمینه تعریف شود تا شاید بتواند این مسئله فقر جامعه را کالبد شکافی کند و دلایل اصلی آن را شناسایی کند و برای رفع کانون‌های آسیب زا اقدام کند.»

وی افزود: «تصمیم‌گیران در حاکمیت، کمتر به ریشه‌های بحران می‌پردازند و علت این مسئله این است که بخش بزرگی از بحران‌های کشور، به حضور نهاد‌های غیرخصوصی در اقتصاد کشورمان باز می‌گردد. برای همین هم تصمیم گیرندگان ساده‌ترین راه را برای کنترل شرایط انتخاب می‌کنند که شامل افزایش پرداخت‌های یارانه نقدی، به عنوان یکی از راه حل‌های همیشگی است.

این در حالی است که دولت اصلا منابع ندارد و ناگزیر است که منابع خود را از جایی به جایی دیگر منتقل کند، ضمن این که پرداخت یارانه نقدی، خود، یکی از مشکلات اساسی حکومت‌ها است و برای رفع این مشکلات، باید نظام دستمزدی، اصلاح و فرصت‌های شغلی ایجاد شود.

این استاد دانشگاه گفت: «در حال حاضر «مسئله اقتصادسیاسی تورم» در ایران، یک مسئله جدی است که بسیاری از افزایش قیمت‌ها سود می‌برند و بنابراین، تورم، مدافعان پر قدرتی دارد. این افراد نه تنها از افزایش قیمت‌ها استقبال می‌کنند، بلکه برای افزایش قیمت‌ها، زمینه چینی می‌کنند. اتفاقی که در نهایت رخ می‌دهد این است که هزینه‌های این شرایط در زندگی مردم قابل مشاهده خواهد بود. باید بسیاری از نهاد‌هایی که نقش ثبات بخش دارند، از اقدامات بی ثبات کننده در جامعه کنار گذاشته شوند.

این شرایط، خود زمینه را برای اختلاس و فساد اقتصادی، فراهم کرده است. بدون دفع این کانون‌های عفونی در اقتصاد کشور، امکان اصلاحات کاملا منتفی است و نمی‌توان با وجود کانون‌های فساد، اصلاحات اقتصادی انجام داد. باید قلمرو فعالیت برخی نهاد‌ها در اقتصاد محدود شود و باقی قلمرو‌ها در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد. در چنین حالتی امکان بازگشت سرمایه‌های بخش خصوصی به کشور نیز فراهم می‌شود.

این اقدامات، شرط لازم برای بازگشت اعتماد سرمایه‌های خارج شده از کشور، به کشور است. افزون بر همه این‌ها به اصلاحات گسترده نظام بانکی نیاز داریم تا مشخص شود بانک‌ها به چه افرادی تسهیلات ریالی داده‌اند و چه تسهیلات ارزی از سوی بانک مرکزی به آنان داده است. مثل پرونده چای دبش که ارقام نجومی ریالی از بانک‌ها تسهیلات گرفته اند. همه این‌ها می‌توانست مصروف توسعه اقتصادی و خلق شغل در کشور شود و بدتر از این‌ها سلب اعتمادی است که از بخش خصوصی و مردم انجام شده است.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۲۷ و ساعت 13:14 |

فوران آتشفشان در ایسلند؛ چرا هسته زمین پس از میلیاردها سال سرد نمی‌شود؟

فوران آتشفشانی در ایسلند

تاریخ انتشار ۱۵/۰۱/۲۰۲۴ -

روز یکشنبه ۱۴ ژانویه (۲۴ دی) یک آتشفشان در جنوب غربی ایسلند فوران کرد و گدازه‌های مذاب در منطقه وسیعی جاری شدند.

مقامات ایسلند می‌گویند خانه‌های نزدیک به این مکان قبلا تخلیه شده‌اند و خطر جانی مردم این ناحیه را تهدید نمی‌کند.

اما چرا آتش درون زمین بعد از میلیاردها سال سرد نشده و به این زودی‌ها هم قصد سرد شدن ندارد؟

برای پاسخ به این سوال نخست باید گفت که زمین ما ساختاری شبیه به پیاز دارد که در آن لایه‌‌ها روی هم قرار گرفته‌اند.

سطحی از زمین که روی آن راه می‌رویم پوسته نام دارد، بعد از این لایه که عمق‌اش تا ۳۰ کیلومتر می‌رسد گوشته قرار گرفته که عمدتا از سنگ جامد تشکیل شده است. اگر باز هم پاین‌تر برویم به هسته بیرونی می‌رسیم که در آن آهن مایع وجود دارد و در نهایت در پایین‌ترین سطح هسته درونی وجود دارد که از آهن جامد تشکیل شده است.

پربیننده‌ترینبیشتر بخوانیدجزئیاتی از مراسم عروسی ده روزه شاهزاده برونئی؛ یکی از ثروتمندترین های دنیا

هر چه به عمق برویم، درجه حرارت بالاتر می‌رود تا جایی که بخش‌هایی از هسته دمایی به اندازه دمای سطح خورشید پیدا می‌کنند.

در حالی که دما در عمق ۱۰۰ کیلومتری حدود ۱۳۰۰ درجه سانتی‌گراد است، زمانی که به مرز بین گوشته و هسته بیرونی می‌رسیم دما به ۲۷۰۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. در مرز بین هسته‌های بیرونی و درونی، دما دو برابر می‌شود و تا ۶ هزار درجه سانتیگراد بالا می‌رود که رقمی معادل دمای سطح خورشید است.

این دما اگر روی زمین بود تقریباً همه‌چیز از فلزات و الماس گرفته تا خود انسان‌ها را بخار می‌کرد، اما از آنجایی که هسته در اعماق سیاره و در فشار بالایی قرار دارد، باعث می‌شود آهن خالصی که از آن تشکیل شده جامد باقی بماند. در واقع نقطه ذوب آهن که در حدود ۱۵۰۰ درجه است با افزایش فشار تغییر می‌کند و این ماده در دمای بالاتر هم تبدیل به مایع نمی‌شود.

این همه گرما از کجا می‌آید؟

هرچند خورشید ما و همه گیاهان و جانداران روی سطح زمین را گرم می‌کند، اما نور خورشید نمی‌تواند به داخل سیاره نفوذ کند و در نتیجه گرمای داخل زمین از خورشید سرچشمه نگرفته است. در عوض دو منبع دیگر برای گرمای داخلی زمین وجود دارد.

یکی گرمایی است که زمین در زمان شکل‌گیری در ۴.۵ میلیارد سال پیش به ارث برده است. زمین از فعل و انفعالات درون یک ابر گازی و در نتیجه برخوردها و ادغام‌های بی‌پایانی بین میلیاردها تکه سنگ و سیارک در فرآیندی ده‌ها میلیون ساله شکل گرفته است.

در طی این برخوردها مقدار زیادی گرما تولید شد که اگرچه مقداری از آن گرما در فضا از بین رفت، بقیه آن اما در داخل زمین محبوس شد و حتی امروز نیز بسیاری از آن باقی مانده است.

منبع گرمای دیگر واپاشی ایزوتوپ‌های ناپایدار رادیواکتیو است که در هسته زمین پخش شده‌اند. ایزوتوپ های رادیواکتیو جریان ثابتی از انرژی را آزاد می کنند که به گرما تبدیل می‌شود. پتاسیم-۴۰، توریم-۲۳۲، اورانیوم-۲۳۵ و اورانیوم-۲۳۸ چهار ایزوتوپ رادیواکتیو هستند که درون زمین را گرم نگه می‌دارند.

ساختار هسته زمین

ساختار هسته زمینعکس: کانوا

برخی از این نام ها ممکن است برای شما آشنا به نظر برسند، نظیر اورانیوم ۲۳۵ که به عنوان سوخت در نیروگاه‌های هسته‌ای استفاده می‌شود. اما باید گفت اگرچه این ایزوتوپ اورانیوم و همینطور برای مثال پتاسیم-۴۰ موجود در زمین تا حد زیادی از بین رفته‌اند، با این حال زمین در خطر تمام شدن منابع گرما نیست و توریم-۲۳۲ و اورانیوم-۲۳۸ کافی برای میلیاردها سال دیگر وجود دارد.

در واقع نیمه عمر تمامی این مواد بیش از ۷۰۰ میلیون سال و برای مثال برای توریم ۱۴ میلیارد سال است، امری که باعث می‌شود آنها به این زودی تمام نشوند و زمین را در مقابل سرد شدن کامل هسته محافظت کنند.

این ایزوتوپ‌های آزادکننده انرژی همراه با هسته داغ و گوشته، گرما را برای حرکت صفحات فراهم می‌کنند و حرکت این صفحه‌ها است که در طول میلیون‌ها و میلیاردها سال خشکی‌ها و اقیانوس‌های جدید را می‌سازد. بدون گرمای داخلی زمین، صفحات حرکت نمی‌کردند و زمین به نحوی سرد می‌شد که دنیای ما احتمالاً غیرقابل سکونت بود.

علاوه بر این دو منبع اصلی، عوامل دیگری نیز می‌توانند به گرم نگه داشتن هسته زمین کمک کنند. برای نمونه چرخش زمین، ایجاد نیروی گریز از مرکز را در پی دارد که این امر به نوبه خود باعث گرم شدن هسته می‌شود. اصطکاک ناشی از حرکت صفحات زمین نیز خود از عوامل دیگر تولیدکننده گرما است.

اما شاید این سوال مطرح شود که چرا گرما در هسته می‌ماند و سریع به سطح زمین نمی‌رسد؟ دلیل حفظ گرما در هسته این است که تنها فرآیندهای انتقال گرما در آنجا، انتقال همرفتی و رسانش گرمایی است که دومی به خصوص فرآیند نسبتاً کندی است.

هسته زمین در نتیجه این انتقال گرما سرد می‌شود، اما محاسبات زمین‌شناسی نشان می‌دهد که هسته از ابتدای تشکیل تا کنون تنها ۲۵۰ درجه سرد شده و با نرخ سرد شدن امروزی، چیزی در حدود ۹۱ میلیارد سال دیگر طول می‌کد تا به صفر درجه برسد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۲۵ و ساعت 15:28 |

بیماری‌ آمیزشی چیست و چگونه می‌توان از آن در‌ امان ماند؟

دست زنی که کاندوم به دست مردی می‌دهد

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

به گفته کارشناسان بهداشتی، استفاده صحیح از کاندوم لاتکس تا حد زیادی خطر ابتلا یا شیوع بیماری‌های مقاربتی را کاهش می‌دهد

به گزارش سازمان بهداشت جهانی بیش از یک میلیون نفر هر روز در سراسر جهان مبتلا به نوعی بیماری آمیزشی می‌شوند. بیماری آمیزشی و انواع آن چیست و چه نشانه‌هایی دارد و چگونه می‌توانیم از آن در امان بمانیم؟‌

بیماری آمیزشی یا بیماری مقاربتی نوعی بیماری است از طریق رابطه جنسی یا تماس جنسی از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود.

به گزارش سازمان بهداشت جهانی روزانه در سراسر جهان بیش از یک میلیون نفر به نوعی از بیماری‌های آمیزشی مبتلا می‌شوند.

عفونت‌ها بیشتر اوقات فاقد نشانه‌های آشکار هستند و به همین دلیل تشخیص آنها آسان نیست. وقتی‌ عفونت و نشانه‌های شاخص بیماری وجود داشته باشد آن را بیماری آمیزشی می‌نامند.

بیماری‌های آمیزشی به‌طور معمول بر اثر رابطه جنسی منتقل می‌شوند اما گاهی ممکن است با هر نوع تماس جنسی هم به فرد دیگر انتقال پیدا کنند.

برخی از بیماری‌های آمیزشی می‌تواند در جریان بارداری، زایمان یا شیردهی از مادر به نوزاد منتقل شود.

روش‌های دیگر انتقال بیماری‌های آمیزشی از طریق انتقال خون یا استفاده از سوزن‌های تزریق مشترک است.

بیماری‌های آمیزشی باعث بروز عوارض ناگواری در بدن از جمله سرطان، درد مزمن ناحیه لگن، آبستنی یا بارداری برون‌زهدانی یا خارج‌ از رحم و ناباروری شود.

انواع بیماری‌های آمیزشی

بیش از ۳۰ باکتری، ویروس و میکروب می‌تواند از طریق تماس جنسی منتقل شود.

افراد ممکن است هم‌زمان به چند بیماری آمیزشی مبتلا شوند.

شایع‌ترین بیماری‌های آمیزشی سیفلیس، سوزاک، کلامیدیا و تراکوماتیس است. این بیماری‌ها همه درمان‌پذیر هستند.

نشانه‌های بیماری آمیزشی

بیماری‌هایی که با تماس جنسی منتقل می‌شود به ‌طور معمول بی‌نشانه یا دارای نشانه‌های خفیف هستند.

به همین دلیل ممکن است مبتلا به بیماری باشید بی‌آنکه خودتان خبر داشته باشید.

با وجود بی‌نشانه بودن بیشتر بیماری‌های آمیزشی این بیماری‌ها می‌توانند در هنگام تماس و رابطه جنسی منتقل شوند و به افراد آسیب برسانند.

این نشانه در بیماری‌های آمیزشی مشاهده می‌شود:

  • ترشحات غیر‌عادی از آلت تناسلی یا مهبل
  • زخم یا زگیل در ناحیه تناسلی
  • ادرار مکرر یا دردناک
  • خارش و قرمز شدن پوست ناحیه تناسلی
  • تاول یا زخم در اطراف دهان
  • بوی غیر‌عادی مهبل
  • خارش و زخم و خون‌ریزی مقعدی
  • درد در ناحیه زیر شکم و لگن

دلیل شیوع بیماری‌های آمیزشی

در سال ۲۰۲۰، سازمان بهداشت جهانی برآورد کرد که ۳۷۴ میلیون از مبتلایان جدید به بیماری‌های آمیزشی به یکی از چهار بیماری شایع آمیزشی مبتلا شده‌اند: تراکوماتیس (۱۵۶ میلیون مورد)، کلامیدیا (۱۲۹ میلیون مورد)، سوزاک (۸۲ میلیون مورد) و سیفلیس (۷ میلیون مورد).

بنا‌بر آمار سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۶ حدود ۴۹۰ میلیون نفر مبتلا به تبخال تناسلی بودند و حدود ۳۰۰ میلیون هم مبتلا به ویروس پاپیلوم انسانی بودند که عامل اولیه بروز سرطان ناحیه لگن در زنان و سرطان ناحیه مقعدی در مردانی است که با مردان رابطه جنسی برقرار می‌کنند.

لوله آزمایش اس‌تی‌آی

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

اگر علائم اس‌تی‌آی شناسایی شد، بسیار مهم است که فوراً به مرکز مراقبت‌های بهداشتی مراجعه کنید تا آزمایش و درمان شود

دکتر تئودورا الویرا وی سرپرست بخش جهانی ایدز، هپاتیت و بیماری‌های آمیزشی برنامه‌های سازمان بهداشت جهانی می‌گوید:«رابطه جنسی نیاز طبیعی انسان است و مثل خوردن و نوشیدن بخشی از طبیعت انسان است».

«انسان به طور طبیعی رابطه جنسی برقرار می‌کند و در نتیجه ممکن است مبتلا به بیماری‌های آمیزشی شود. به همین دلیل است که تعداد مبتلایان به این بیماری‌ها بسیار بالاست».

دکتر تئودورا الویرا وی همچنین به این واقعیت اشاره می‌کند که به دلیل بی‌نشانه بودن بیشتر بیماری‌های آمیزشی افراد بدون اینکه بدانند بیماری را به دیگری منتقل می‌کنند.

به‌ نظر دکتر وی احتمال ابتلا به بیماری‌های آمیزشی افزایش پیدا کرده چون فرهنگ و نگرش به رابطه جنسی موقتی تغییر کرده است و افراد راحت‌تر از گذشته به رابطه جنسی دسترسی دارند و هم‌زمان بیش از یک شریک جنسی دارند و افزایش استفاده از اپلیکیشن‌های دوست‌یابی را هم باید در نظر داشت.

البته تحقیقات جدید نشان می‌دهد که تعداد جوانانی که رابطه جنسی موقتی دارند رو به کاهش است اما میزان استفاده از کاندوم هم کاهش پیدا کرده است.

دکتر وی تأکید می‌کند زمانی که درمانی برای بیماری ایدز وجود نداشت افراد از برقراری رابطه جنسی موقت به‌ویژه بدون استفاده از کاندوم پرهیز می‌کردند.

او اشاره می‌کند که افراد در بسیاری نقاط جهان معتقدند که می‌توانند آزمایش ایدز بدهند و دارو‌های خود را مصرف کنند و درمان شوند. «شاید به همین دلیل است که استفاده از کاندوم کاهش پیدا کرده است».

بنابر داده‌های سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۲۲ حدود ۱٬۳ میلیون نفر در جهان به ویروس ایدز مبتلا شدند.

سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که هر سال بیش از ۶۰۰ هزار نفر بر اثر این ویروس جان خود را از دست می‌دهند چون نمی‌دانند که مبتلا به بیماری ایدز هستند و در پی درمان بر‌نمی‌آیند یا درمان خود را خیلی دیر شروع می‌کنند.

چگونه از بیماری‌های آمیزشی در امان بمانیم؟

دکتر وی می‌گوید: «لطفاً از کاندوم استفاده کنید. این کار باعث می‌شود که به بیماری‌های آمیزشی مبتلا نشوید».

«اگر می‌خواهید با فردی که نمی‌شناسید رابطه جنسی برقرار کنید یا اگر رابطه موقتی است باید مسئولانه رفتار کنید. بهتر است شیوه استفاده از کاندوم و لذت بردن با وجود استفاده از آن را یاد بگیرید».

بنا به گفته کارشناسان بهداشتی استفاده صحیح از کاندوم‌های لاتکس تا میزان بالایی جلوی خطر ابتلا و سرایت بیماری‌های آمیزشی را می‌گیرد هرچند به‌طور کامل این احتمال را از بین نمی‌برد.

اگر به لاتکس حساسیت داشته باشید توصیه این است که از کاندوم‌های پلی‌اورتان استفاده کنید.

هم‌چنین فراموش نکنید هنگام مشاهده نشانه‌های بیماری آمیزشی فوراً به مراکز بهداشت و درمان مراجعه کنید تا آزمایش شوید و درمان را شروع کنید.

دکتر وی می‌گوید:«سراغ داروخانه نروید تا دارویی بخرید و خوددرمانی کنید چون این کار کمکی به درمان بیماری نمی‌کند. اگر به طور صحیح درمان نشوید ممکن است منجر به عوارض حادّی مانند ناباروری شود».

او در ادامه می‌گوید:« سهل‌انگاری در مداوای بیماری‌های آمیزشی سلامت افراد را تهدید می‌کند، این بیماری‌های باعث بیماری‌های التهابی لگن و مشکلات دوران بارداری می‌شوند و سالانه حدود یک تا دو میلیون مورد ناباروری بر اثر ابتلا به سوزاک و کلامیدیا درمان‌نشده در زنان مشاهده می‌شود».

«ابتلا به سیفلیس در دوران بارداری سالانه باعث بیش از ۳۵۵هزار پیامد‌های پس از زایمان و ۱۴۳ مرده‌زایی و ۶۱هزار مورد مرگ و میر نوزادان می‌شود. ویروس پاپیلوم انسانی سالانه باعث مرگ حدود ۳۴۲هزار نفر بر اثر سرطان ناحیه لگن می‌شود».

کاندوم

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،

بدنامی‌های زیادی در مورد بیماری‌های مقاربتی وجود دارد که درمان آن را مانند هر عفونت دیگری دشوار می‌کند

درمان بیماری‌های آمیزشی چیست؟

بیماری‌های آمیزشی که بر اثر باکتری یا میکروب‌ ایجاد می‌‌شوند با آنتی‌بیوتیک‌ها درمان‌پذیر هستند اما درمانی برای بیماری‌های آمیزشی که بر اثر ویروس منتقل می‌شوند مانند تبخال تناسلی و پاپیلوم انسانی وجود ندارد.

دارو‌ها فقط می‌توانند نشانه‌های بیماری را تسکین دهند و جلوی گسترش و پیشروی آن را بگیرند.

واکسن‌هایی هم برای جلوگیری از ابتلا به پاپیلوم انسانی و هپاتیت بی وجود دارد.

دکتر وی می‌گوید سازمان بهداشت جهانی در تلاش برای تهیه واکسن سوزاک و واکسن درمانی تبخال تناسلی است که ساز‌و‌کار آنها مشابه واکسن‌های ام آر ان ای (mRNA)استفاده شده برای بیماری کوویدــ۱۹ است.

دکتر وی همچنین اشاره می‌کند که مراحل مقدماتی تهیه واکسن کلامیدیا و همینطور پژوهش‌های آغازین برای یافتن ساز‌و‌کارهای ممکن برای تهیه واکسن سیفلیس شروع شده است.

دولت‌ها برای پیشگیری از بیماری‌های آمیزشی چه می‌توانند بکنند؟

در بیشتر نقاط جهان بودجه برای برنامه‌های دولتی پیشگیری و مهار بیماری‌های آمیزشی محدود است.

دکتر وی می‌گوید: «به دلیل شرم اجتماعی موجود از بیماری‌های آمیزشی این برنامه‌ها اولویت ندارند. تلاش برای تأمین بودجه خدمات پیشگیری بیماری‌های آمیزشی برای نامزد‌های انتخاباتی هوشمندانه نیست چون برای آنها استقبال عمومی در صندوق‌های رأی به ارمغان نمی‌آورد».

دکتر وی تأکید می‌کند که دولت‌ها باید امکان دسترسی آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر به خدمات بهداشتی و درمانی را فراهم کنند و بودجه بیشتری به توسعه روش‌های تشخیص و درمان بیماری‌های آمیزشی شایع اختصاص دهند، روش‌هایی مانند تست‌های سریع، بالینی و تأمین واکسن.

«بیماری‌های آمیزشی به عنوان بیماری عفونی کاملاً نادیده گرفته می‌شود. ما باید احساس شرم و بدنامی درباره این بیماری‌ها را کنار بگذاریم و آنها را مانند همه بیماری‌های دیگر درمان کنیم».

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۲۴ و ساعت 18:1 |

آن‌ها که گوشت را حتی قسطی هم نمی‌توانند بخرند!

آن‌ها که گوشت را حتی قسطی هم نمی‌توانند بخرند!

نگاهی به نمودار‌های تاریخیِ مصرف سرانه گوشت قرمز در کشور، یک روند کاهشی مداوم را نشان می‌دهد، این افت از سال‌های ابتدای دهه ۹۰ شمسی آغاز شد و در سال‌های پایانی این دهه به تدریج شتاب گرفت.

در روز‌های اخیر، آمار تازه‌ای از مصرف سرانه‌ی گوشت قرمز در صداوسیما اعلام شد؛ آماری که رسانه‌ها آن را «بهت آور» توصیف کردند.

به گزارش ایلنا، مهدی سروی، کارشناس اندیشکده اقتصاد مقاومتی و از مشاوران اقتصادی دولت، در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد «میانگین مصرف گوشت خانواده‌ها در کشور ۸ کیلوگرم و در سه دهک پایین جامعه ۲ کیلوگرم در سال است». به گفته او سرانه مصرف گوشت قرمز برای هر نفر در ۳ دهک پایین جامعه، حدود ۷۰۰ گرم در یکسال است.

اگر همان ۸ کیلوگرم را به عنوانِ میانگین مصرف گوشت خانواده‌ها در نظر بگیریم و یک خانواده متوسط ایرانی را ۳ نفر فرض کنیم، سرانه سالانه مصرف گوشت در ایران، ۲.۶ کیلوگرم می‌شود، به عبارتی هر فرد به طور متوسط در سال ۲.۶ کیلوگرم گوشت قرمز مصرف می‌کند و این در حالی‌ست که مصرف سالانه گوشت قرمز برای هر نفر در ۳ دهک فرودست، فقط ۷۰۰ گرم است! به عبارتی هر ایرانی متعلق به سه دهک کم‌درآمد که از قضا قاطبه‌ی مزد و حقوق بگیرانِ شاغل و بازنشسته نیز در همین گروه قرار می‌گیرند، در هر سال، یک کیلوگرم گوشت قرمز هم مصرف نمی‌کنند.

نگاهی به نمودار‌های تاریخیِ مصرف سرانه گوشت قرمز در کشور، یک روند کاهشی مداوم را نشان می‌دهد، این افت از سال‌های ابتدای دهه ۹۰ شمسی آغاز شد و در سال‌های پایانی این دهه به تدریج شتاب گرفت.

براساس آمار‌ها در سال ۱۳۹۰ سرانه مصرف گوشت قرمز در کشور ۱۳ کیلوگرم بود، در آن زمان هر ایرانی در طول سال، ۱۳ کیلوگرم گوشت قرمز مصرف می‌کرده است که به نسبت ارقام امروز بسیار قابل قبول‌تر بوده است، اما در سال‌های بعد، به مرور و با افزایش قیمت گوشت قرمز، سرانه مصرف هر سال یک کیلوگرم کاهش یافت به گونه‌ای که سرانه مصرف گوشت قرمز در سال ۱۳۹۱ به ۱۲ کیلوگرم، در سال ۱۳۹۲ به ۱۱ کیلوگرم، سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ در محدوده ۱۰ تا ۱۱ کیلوگرم و در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ با افزایش قیمت ارز، مصرف گوشت قرمز هم افت کرد و سرانه آن، به ۸ کیلوگرم رسید و در سال ۱۳۹۹ باز هم سرانه مصرف گوشت افت داشت و میانگین مصرف به ۷ کیلوگرم رسید و در سال ۱۴۰۰ این میزان به ۶ کیلوگرم و در سال ۱۴۰۱ با یک کیلوگرم کاهش میزان مصرف به ۳ کیلوگرم رسید.

حالا، اما به نظر می‌رسد در میانه سال ۱۴۰۲ مصرف سرانه گوشت هر ایرانی به کمتر از ۳ و حدود ۲.۶ کیلوگرم در سال رسیده است؛ و این در حالیست که براساس اعلام فائو در سال ۱۳۹۹، متوسط سرانه مصرف گوشت در جهان، ۴۱ کیلوگرم است؛ سرانه مصرف سالانه کویت بیش از ۶۷ کیلوگرم برای هر نفر، امارات بیش از ۶۲ کیلوگرم و عربستان حدود ۵۴ کیلوگرم است.

تورم سنگین گوشت قرمز

کاهش مصرف سرانه گوشت قرمز در ایران، رابطه مستقیم با تورم سنگین این بخش و افولِ قدرت خرید مردم به خصوص گروه‌های مزدبگیر دارد؛ تنها نگاهی به «گزارش افزایش قیمت اقلام خوراکی در ماه آذر» که در روز‌های گذشته از سوی مرکز آمار منتشر شده به خوبی نشان می‌دهد که چرا نمودار‌های مصرف گوشت تا این اندازه دچار کاهش شده است.

در این گزارش، تورم نقطه به نقطه‌ی اقلام پروتئینی مثل گوشت گوسفند و گاو و ماهی، بیش از ۱۰۰ درصد است؛ به عبارتی این اقلام در آذرماه سال جاری به نسبت آذر سال قبل، بیش از ۱۰۰ درصد افزایش قیمت داشته‌اند؛ به این ترتیب، در طول یکسال منتهی به آذرماه، ماهی قزل آلا ۹۰ درصد، گوشت قرمز گاو و گوساله ۱۳۰ درصد و گوشت گوسفند ۱۳۶ درصد گران‌تر شده‌اند.

با استناد به این داده‌ها، انواع گوشت قرمز در فاصله‌ی آذر سال گذشته تا آذرماه سال جاری، بیش از ۱۳۰ درصد گران شده است؛ امروز قیمت هر کیلو گوشت قرمز در بازار بیش از ۵۰۰ یا حتی ۶۰۰ هزار تومان است؛ حالا باید پرسید کارگر یا بازنشسته‌ای که زیر ۹ میلیون تومان حقوق ماهانه دارد چطور می‌تواند بیش از ۶۰۰ هزار تومان بدهد و یک کیلو گوشت قرمز بخرد؟ به گفته‌ی ابراهیم یوسف‌زاده، عضو هیات مدیره کانون بازنشستگان رشت، «همان ۷۰۰ گرم در سال هم زیاد است، چراکه بازنشستگان کم‌درآمد در ماه‌های متوالی سال، حتی صد گرم گوشت قرمز هم نمی‌خرند!»

بازنشستگانی که توان خرید قسطی گوشت را هم ندارند!

براساس داده‌هایی که یک کارشناس اقتصادی در صداوسیما اعلام کرده «مصرف سرانه گوشت قرمز در سه دهک فرودست، ۷۰۰ گرم است»، اما یوسف‌زاده به نمایندگی از جانب ضعیف‌ترین گروه‌های مزدبگیر کشور به ایلنا می‌گوید: بازنشستگان اصلاً قدرت خرید ندارند، گوشتِ کیلویی ۶۵۰ هزار تومان را نمی‌توانند بخرند؛ وقتی بازنشسته ۶ یا ۷ میلیون تومان حقوق می‌گیرد، چطور می‌تواند در سفره گوشت قرمز داشته باشد، حتی توان خرید قسطی گوشت را هم ندارد.

به گفته این فعال صنفی بازنشستگان، حداقل حقوق بازنشستگان زیر ۸ میلیون تومان است و در شهر رشت، ۶۰ درصد بازنشستگان و مستمری‌بگیران تامین اجتماعی با این حقوقِ حداقلی زندگی می‌کنند.

یوسف‌زاده در پاسخ به این سوال که «فکر می‌کنید مصرف ماهانه و سالانه‌ی گوشتِ این بازنشستگانِ کم‌درآمد چقدر است» می‌گوید: این بازنشستگان در ماه به هیچ‌وجه نمی‌توانند گوشت قرمز بخرند؛ ماه پشت ماه می‌گذرد و این‌ها گوشت قرمز نمی‌خرند؛ ممکن است در سال یکی دو ماه باشد که این بازنشستگان میهمان داشته باشند یا مراسم خاصی در میان باشد که ۱۰۰ گرم یا ۲۰۰ گرم گوشت قرمز بخرند؛ خیلی از این بازنشستگان در سال ۷۰۰ گرم گوشت قرمز هم مصرف نمی‌کنند.

مزدبگیران با درآمد ثابت توان خرید گوشت قرمز را ندارند

به این ترتیب، کارگران و مزدبگیرانی که درآمد ثابت ماهانه دارند، از قدرت خرید گوشت قرمز محروم هستند؛ فصلی‌کاران، کارگران غیررسمی و کارگران بدون درآمد ثابت، اوضاع به مراتب بدتری دارند؛ زهره، یک زن دستفروش در متروی تهران، در جواب این سوال که «در سال چند کیلو گوشت قرمز می‌خری» می‌گوید: اگر بگویم در کل سال، یک یا دو کیلو گوشت قرمز برای یک خانواده ۴ نفره نمی‌خرم، دروغ نگفته‌ام.

او اضافه می‌کند: من با دستفروشی بتوانم کرایه خانه را بدهم، خیلی هنر کرده‌ام، می‌دانی به جای گوشت ما چی مصرف می‌کنیم، سیب‌زمینی، تخم مرغ، گوجه فرنگی.. این‌ها هم گران شده است.

در حالیکه داده‌های استاندارد جهانی نشان می‌دهد که هر فرد باید به طور متوسط در سال بیش از ده یا بیست کیلو گوشت قرمز مصرف کند، هر فرد متعلق به خانواده‌ی کارگری در ایران، سالی یک کیلو یا ۷۰۰ گرم گوشت قرمز هم مصرف نمی‌کند؛ این شرایط نشان می‌دهد که طرح‌های دولت برای تامین اقلام سفره‌های مردم مثل یارانه یا کالابرگ الکترونیک نتوانسته سفره‌های خالی فرودستان را از فقر غذایی نجات دهد، ضمناً این طرح‌ها از مدیریت قیمت اقلام ضروری خوراکی در بازار ناتوان بوده‌اند و کاهش مصرف پروتئین با یک شیب تند تداوم داشته است.

یک کارگر ساختمانی بانه در استان کردستان که به گفته خودش نیمی از سال را بیکار است و نیمی دیگر را با دستمزد ناچیز روزگار می‌گذارند، در پاسخ به همان سوال تکراریِ ما می‌گوید: «گوشت قرمز، گوشت سفید یا حتی برنج، از سفره‌های ما پر کشیده‌اند، ما بتوانیم همان نان و تخم مرغ را فراهم کنیم، خیلی کار است؛ مخصوصاً وقتی خانه نداری و زیر سقف‌های گرانِ مردم مستاجری، دیگر پولی برای غذا و گوشت نمی‌ماند.».

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۲/۱۰/۲۲ و ساعت 17:17 |

تلسکوپ شاهکار بشر؛ جیمز وب در دو سالی که آینه‌هایش را گشود ما را تا کجای کیهان برد و چه آموخت؟

کهکشان چرخ گاری

نگارش از یورونیوز فارسی

دو سال پیش در ۸ ژانویه ۲۰۲۲، تلسکوپ فضایی جیمز وب با باز کردن آینه‌های خود برای اولین بار شروع به ارسال عکس‌هایی از کیهان به زمین کرد که که قبلاً هرگز ندیده بودیم.

چشم غیرمسلح ما هرگز نمی‌تواند آنچه را که این تلسکوپ می‌بیند مشاهده کند. جیمز وب ناسا با سفر در نور و فضا می‌تواند منشأ جهان را ببیند، چیزی که ذهن ما به سختی می‌تواند آن را درک کند.

این تلسکوپ قدرتمند که در فاصله ۱.۶ میلیون کیلومتری زمین قرار گرفته همچون یک ماشین زمان عمل می‌کند. کهکشان‌های دوردست، مرگ ستارگان و جو سیارات خارج از منظومه شمسی را به ما نشان می‌دهد و به دانشمندان و در واقع تمامی بشریت تصاویر نفس‌گیر جدیدی از فضا هدیه می‌دهد.

در زیر نگاهی می‌اندازیم به شماری از خیره‌کننده‌ترین تصاویری که این تلسکوپ تا کنون به زمین ارسال کرده است:

نگاهی عمیق‌تر به «ستون‌های آفرینش»

تلسکوپ جیمز وب جزئیات بسیار دقیقی از ستون‌های نمادین آفرینش، نامی که پس از ثبتش برای اولین بار توسط تلسکوپ هابل ناسا در سال ۱۹۹۵ به آن معروف شد، به تصویر کشیده است.

ستون‌های آفرینش از دریچه دوربین تلسکوپ هابل (چپ) و تلسکوپ جیمز وب (راست)

ستون‌های آفرینش از دریچه دوربین تلسکوپ هابل (چپ) و تلسکوپ جیمز وب (راست)عکس‌ها: ناسا

در این تصویر ستارگان جدیدی از میان ابرهای متراکم گاز و غبار در حال شکل‌گیری هستند. اگرچه این ستون‌های سه‌بعدی به شکل صخره‌های سنگی باشکوهی به نظر می‌آیند، اما بسیار نفوذپذیرتر از سنگ هستند.

در واقع این ستون‌ها از گازها و غبارهای سرد میان‌ستاره‌ای تشکیل شده‌اند و در نوری با طول موج نزدیک به فروسرخ نیمه‌شفاف به نظر می‌رسند.

این تصویر در حقیقت برشی از سحابی «عقاب» (M16) است که در فاصله ۶۵۰۰ سال نوری از زمین قرار دارد و اخترشناسان کمک می‌کند تا مدل‌های تشکیل ستارگان خود را بهتر بازسازی کنند. در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۲، ناسا تصویر دومی از ستون های آفرینش را منتشر کرد که این بار توسط ابزار فروسرخ میانی وب (MIRI) گرفته شده بود.

تصویر تلسکوپ جیمز وب از لبه‌های ستون‌های آفرینش

تصویر تلسکوپ جیمز وب از لبه‌های ستون‌های آفرینشعکس: ناسا

منظره‌ای به گفته ناسا «ترسناک» و در عین حال «سرد و وهم‌انگیز» که با همان ابزار گرفته شده و به جزئیات غبارها در لبه‌های این ناحیه اختصاص دارد.

هزاران ستاره جدید در سحابی رتیل

در تصویر منتشر شده توسط ناسا در سپتامبر ۲۰۲۲، می‌توان سحابی «رتیل» (Tarantula Nebula) را با تمامی شکوهی که دارد دید.

این سحابی به عنوان یکی از بزرگترین و درخشان‌ترین مناطق ستاره‌ساز در کهکشان‌های نزدیک به راه شیری ما، مورد علاقه اخترشناسانی است که در حال مطالعه تشکیل ستارگان هستند.

سحابی رتیل

سحابی رتیلعکس: ناسا

سحابی رتیل در فاصله ۱۶۱ هزار سال نوری از ما در کهکشان ابر ماژلانی بزرگ قرار دارد و نام خود را از رشته‌های گرد و غبار بلندی گرفته است که در تصاویر قدیمی‌تر شبیه پاهای یک رتیل هستند.

در این عکس تلسکوپ جیمز وب، این مهد کودک ستاره‌ها را در سطوح جدیدی از وضوح تصویر می‌کند و ده‌ها هزار ستاره جوان را که قبلاً در غبار کیهانی پوشیده شده و هرگز دیده نشده بودند، به نمایش می‌گذارد.

کهکشان شبح

کهکشان مسیه ۷۴ موسوم به شبح

کهکشان مسیه ۷۴ موسوم به شبحعکس: ناسا

این تصویر خیره کننده مربوط به کهکشان «مسیه ۷۴» (M74) یا شبح است و توده‌هایی از گاز و غبار را در بازوهای کهکشان و همچنین یک خوشه متراکم از ستاره‌ها را در هسته آن نشان می‌دهد.

اولین تصویر از سیاره‌ای فراخورشیدی در کهکشانی دور

برای نخستین بار تلسکوپ وب تصویر مستقیمی از سیاره فراخورشیدی «HIP 65426 b»، یک غول گازی با جرم حدوداً ۶ تا ۱۲ برابر مشتری، که خارج از منظومه شمسی قرار دارد مخابره کرد.

ناسا می گوید که گرفتن تصاویر مستقیم از سیارات فراخورشیدی چالش‌برانگیز است، زیرا ستارگان بسیار درخشان‌تر از سیارات هستند.

سیاره فراخورشیدی HIP 65426 b

سیاره فراخورشیدی HIP 65426 bعکس: ناسا

این سیاره در فاصله ۳۵۵ سال نوری از زمین قرار دارد و در مقایسه با زمین ۴.۵ میلیارد ساله ما، بسیار جوان‌تر است و تنها حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون سال سن دارد.

این سیاره فراخورشیدی از ستاره میزبان خود ۱۰۰ برابر دورتر از زمین از خورشید است، بنابراین به اندازه کافی از ستاره خود فاصله دارد که وب بتواند به راحتی سیاره را از ستاره موجود در تصویر جدا کند. اما همچنین بیش از ۱۰ هزار بار کم نورتر از ستاره میزبان خود در فروسرخ نزدیک است.

آرین کارتر، محقق فوق دکتری در دانشگاه کالیفرنیا که هدایت تجزیه و تحلیل این تصویر را بر عهده داشت، می‌گوید: «به دست آوردن این تصویر مانند حفاری برای یافتن یک گنج فضایی بود. در ابتدا تنها چیزی که می‌توانستم ببینم نور ستاره بود، اما با پردازش دقیق تصویر توانستم آن نور را حذف کنم و سیاره را کشف کنم.»

مشتری و قمرهایش که قبلاً آنها را ندیده‌اید

دانشمندان ناسا همچنین به کمک تلسکوپ جیمز وب تصاویر جدیدی از بزرگترین سیاره منظومه شمسی منتشر کردند.

این عکس در ژوئیه ۲۰۲۲ گرفته شده و مناظر بی‌سابقه‌ای از نورهای شمالی و جنوبی مشتری و مه چرخان قطبی آن ثبت کرده است.

مشتری و قمرهایش از دریچه تلسکوپ جیمز وب

مشتری و قمرهایش از دریچه تلسکوپ جیمز وبعکس: ناسا

در این تصویر حلقه‌های کم‌نور در اطراف سیاره و همچنین دو قمر کوچک را در پس‌زمینه کهکشانی‌شان نشان می‌دهد.

ایمکه دی پاتر، ستاره‌شناس سیاره‌ای از دانشگاه کالیفرنیا که در هدایت رصدها دست داشت، می‌گوید: «ما هرگز مشتری را به این شکل ندیده‌ایم. همه اینها کاملاً باورنکردنی است.»

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

تغییر و تحول کهکشان چرخ گاری

تصاویر جدید وب در سال گذشته همچنین ما را با آنچه پس از برخورد دو کهکشان اتفاق می‌افتد، بیشتر آشنا کرد.

این تلسکوپ با نگاه کردن به غبار کیهانی ایجاد شده در اثر برخورد از طریق دوربین‌های فروسرخ خود، تصویری از چگونگی تغییر کهکشان «چرخ گاری» پس از برخورد با کهکشانی کوچک‌تر در میلیاردها سال پیش به ما داد.

کهکشان چرخ گاری

کهکشان چرخ گاریعکس: ناسا

دانشمندان تصور می‌کنند کهکشان چرخ گاری در فاصله بیش از ۵۰۰ میلیون سال نوری زمانی بخشی از یک مارپیچ بزرگ مانند راه شیری بوده ولی با برخورد یک کهکشان دیگر دچار تغییر شده است.

به گفته ناسا، ظاهر این کهکشان که دانشمندان را به یاد چرخ یک گاری می‌اندازد ناشی از آن برخورد پرسرعت است.

دانشمندان پیش از این هرگز قادر به مشاهده آشفتگی کهکشان چرخ‌ گاری و مناطق غبارآلود و ستاره‌های جوان آن نبودند.

تصویر قبلی تلسکوپ هابل از کهکشان چرخ گاری

تصویر قبلی تلسکوپ هابل از کهکشان چرخ گاریعکس: ناسا

تلسکوپ فضایی هابل قبلاً به این کهکشان نگاه کرده بود، اما مقدار گرد و غباری که کهکشان چرخ‌ گاری را احاطه کرده بود، مانع از مشاهده پدیده‌های درون‌کهکشانی می‌شد.

اکنون اما به لطف دوربین‌های فروسرخ تلسکوپ جیمز وب، دانشمندان می‌توانند به مرکز درخشان کهکشان نگاه کنند. کهکشانی که همچنان در حال تغییر است و به دگرگونی خود ادامه خواهد داد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۲۰ و ساعت 17:15 |

در پارکینگ خودروهای توقیف شده برای بی حجابی چه می‌گذرد؟

در پارکینگ خودروهای توقیف شده برای بی حجابی چه می‌گذرد؟

پسر جوان دیگری که یک کلاه نقاب‌دار به سر دارد، پس از سه بار توقیف برای بی حجابی همراه مادرش به مرکز مراجعه کرده. می‌گوید که قبلا مو‌های بلندی داشتم و به همین علت برایم گزارش کشف حجاب ثبت شده است.

لیست پارکینگ‌های طرف قرارداد فراجا را روی بلوک سیمانی سبز، کمی دورتر از ساختمان پلیس امنیت گذاشته‌اند و نام و آدرس ۴۵ پارکینگ در آن نوشته شده است. وقتی به محل می‌رسید، جمعیت اطراف آن به قدری زیاد است که احتمالا لیست به چشم‌تان نمی‌آید. ابتدا باید به اتاقی بروید که مخصوص زنان است و از اپراتور‌ها استعلام خودرو بگیرید.زن‌ها می‌آیند، شماره پلاک می‌خوانند و اپراتور با بی‌حوصلگی جواب می‌دهد که کشف حجاب مربوط به سرنشین بوده یا نه، «اینجا نوشته راننده و در نهایت اینکه باید ماشین را به پارکینگ ببری». این پرشمارترین جمله‌ای است که از سوی زنان آن طرف شیشه، به زنان این طرف شیشه داده می‌شود.

سرطان و اضطراب توقیف خودرو

به گزارش اعتماد، طرح ناظر اگرچه در سال‌های قبل از سوی پلیس به صورت محدود‌تر اجرا می‌شد، اما امسال با شدت بیشتری پیگیری می‌شود و از چند ماه گذشته، توقیف خودرو به بهانه سابقه کشف حجاب در آن و با توجه به گزارش ناظران در حال انجام است. این اقدام مسائل زیادی را برای شهروندان ایجاد کرده است، بنابراین این روزها، آدم‌های بسیاری در رفت و آمد میان مراکز مختلف انتظامی و پارکینگ‌ها هستند.

«شیوا» یکی از آن‌ها است که بعد از دو هفته توقیف، هنوز امکان ترخیص خودروی خود را ندارد، ۱۷ بار پیامک داشته و می‌گوید بعد از ترخیص هم احتمالا باز برایش پیامک بیاید چرا که دفعات توقیف خودرو برایش مهم نیست. دیگری زن میانسالی است که چند روز قبل سر مسافر با یک راننده تاکسی بحث کرده و تهدید شده و حالا معتقد است که او شماره پلاکش را برداشته و برایش گزارش بی‌حجابی رد کرده است.

«آذر خانم» که گونه‌هایش از شدت عصبانیت سرخ است، مقنعه‌اش را از چانه به سمت جلو می‌کشد و فریاد می‌زند: این بی‌حجابی است؟ اپراتور هم پس از چند جمله کوتاه، در نهایت از پشت شیشه با بی‌تفاوتی، شانه بالا می‌اندازد و دیگر جواب نمی‌دهد. نفر بعدی زنی ناشنوا است که به سختی کلماتی نامفهوم را ادا می‌کند: «دددد.. ررررر» اپراتور متوجه حرفش نمی‌شود.

زن، روی کاغذ کوچکی، جمله‌ای می‌نویسد و گوشی تلفن همراهش را نشان می‌دهد؛ حتما برای او هم پیامک توقیف خودرو ارسال شده است وگرنه این ساعت روز، او اینجا چه می‌کند؟ بیرون همان اتاقی که گفته می‌شود به تازگی به ساختمان پلیس امنیت اضافه شده، زنی جوان با صورت نگرانی ایستاده و در انتظار خواهرش است تا از ساختمان بیرون بیاید. می‌گوید؛ همین حالا او را از جلسه شیمی‌درمانی به اینجا آورده‌ام، چون برایش پیامک توقیف خودرو آمده است. خواهرم حتی یک تار مو هم ندارد چطور کسی می‌تواند گزارش کشف حجاب او را داده باشد؟ اضطراب برای او خوب نیست و با توجه به شرایطی که دارد حالش را بدتر می‌کند.

رانندگی کنم یا حواسم به روسری مسافر باشد؟

نفر دیگر «نیلوفر»، زن جوانی است که مدتی است به خاطر تسویه بدهی‌هایش، مجبور شده با تاکسی‌های آنلاین کار کند و آنطور که می‌گوید در حالی پیامک توقیف خودرو دریافت کرده است که در آن ساعت به خاطر سرما، شال و حتی کلاه داشته است. به او گفته‌اند؛ در سیستم ناظر، بی‌حجابی سرنشین ثبت شده است، اما این را قبول ندارد و می‌گوید که در آن ساعت، یک آقا و دو زن نسبتا مسن در خودرو نشسته بودند و هر دو زن در حال سوار شدن و پیاده شدن، روسری به سر داشته‌اند: «مبدا آن‌ها بیمارستان بود و با اضطراب زیادی در حال رفتن به مرکز تصویربرداری بودند تا ام. آر. آی تهیه کنند.

می‌گویند شما باید تذکر دهید و بی‌حجاب سوار نکنید، انگار اصلا از شرایط اقتصادی خبر ندارند. اصلا به فرض که لحظه‌ای یکی از این افراد روسری‌اش کمی عقب رفته باشد، راننده چطور می‌تواند متوجه شده باشد و اصلا چطور می‌تواند مدام به مسافر بگوید روسری سر کن یا شالت را جلو بکش. این‌ها توقع دارند کاری که اصلا به راننده مربوط نیست و خودشان سال‌ها نتوانستند انجام دهند را انجام دهیم؟ این چه توقعی است؟»

او یک بار هم به دفتر اسنپ مراجعه کرده و آن‌ها هم گفته‌اند، تنها کاری که می‌توانند انجام دهند این است که اگر خودرو توقیف شد، نامه بزنند که خودرو پنج روزه رفع توقیف شود.

بیرون از این اتاق و جلوی ساختمان و همان قسمتی که ورودی مردان است، مرد‌ها اغلب با یک پوشه ایستاده‌اند و هرکدام به زبانی با نگهبان جلوی در حرف می‌زنند، بلکه نرم شود و آن‌ها بتوانند برای پیگیری کارشان به داخل ساختمان بروند، اما نرم نمی‌شود و پاسخ همین است: فقط کسانی که یک هفته از توقیف خودروشان گذشته می‌توانند داخل بروند بقیه بیخود اینجا نایستند.

«سعید» پوشه به دست، پشت صف ایستاده. سرش را پایین می‌گیرد تا هنگام صحبت، گوشه خیس چشم‌های روشنش معلوم نباشد. روزی که ماشینش را توقیف کردند به او گفتند، پنج‌روزه رفع توقیف می‌شود، اما در روز پنجم اجازه ترخیص به او نداده‌اند. «این ماشین خرج خانواده می‌دهد و این انگار اصلا برای کسی مهم نیست. آخر مگر حجاب دختر و زن مردم به گفتن من است. من که نمی‌توانم مدام چشمم به زن مردم باشد که شالش را سر کرده یا روی شانه‌اش است. من باید فرمان ماشین را رها کنم و گردنم را به سمت صندلی عقب بگردانم، مسافر را نگاه کنم که اگر روسری‌اش افتاد بگویم، روسری افتاده. به فرض من این کار را انجام دهم چه کسی حواسش به خیابان و رانندگی باشد؟»

تقریبا با هر راننده‌ای در هر کجا که حرف می‌زنید، همین حرف‌ها را دارد که کاملا هم منطقی است ولی گویا گوشی برای شنیدن آن نیست. «می‌گویند در آینده یک آیتم اضافه می‌کنند که مسافر بی‌حجاب را گزارش کنیم. آخر این هم شد کار؟ مگر ما گزارشگر و مفتش هستیم؟ واضح است که با این کار همه به جان هم می‌افتند.»

اگر همین اتفاق‌ها از شبکه‌های خارجی پخش شود...

پیرمرد انگار جان به لبش رسیده باشد، دست‌های سیاهش را بالا می‌برد و بلند اعتراض می‌کند. سربازی که جلوی در ایستاده می‌گوید؛ حالا چرا داد می‌زنی؟ مرد، اما عصبانی است و حرف‌هایش مشابه همان حرف‌ها و گلایه‌هایی است که همه دارند؛ اینکه چرا کسی پاسخگو نیست و این چه وضعی است برای مردم درست کرده‌اند؟ می‌گوید؛ حالا اگر همین اتفاقات، از رسانه‌های خارج از ایران پخش شود به ما می‌گویند معاند.

مرد دیگری که وکیل دادگستری هم هست بعد از تصادف، فهمیده که خودروی او باید برای پیامک کشف حجاب به پارکینگ برود و در روز ترخیص به او گفته‌اند برگه‌ها و رسید‌هایی که آورده، کامل نیست و باید برود و فردا برگردد. زن و شوهری هم که حدود ۳۰ بار پیامک توقیف دریافت کرده‌اند، حالا بعد از گذشت سه هفته، هنوز نمی‌توانند خودرو را ترخیص کنند. بدون اینکه سندی به آن‌ها نشان دهند، گفته‌اند چندین بار گزارش برهنگی در خودرو برای آن‌ها ثبت شده است در حالی که اصلا این موضوع را قبول ندارند.

بی‌توجهی به شکایت‌ها

روایت‌ها و داستان‌ها عجیب است، یک نفر ادعا می‌کند که وقت ترخیص خودرو متوجه آسیب به آن شده و حالا هیچ‌کس پاسخگو نیست و موضوع را گردن نمی‌گیرد، دیگری که تازه ماشینش ترخیص شده، دوباره در کمتر از یک هفته پیامک توقیف دریافت کرده است در حالی که آن را قبول ندارد: «پیامک را که دیدم با ۱۹۷ تماس گرفتم آن‌ها هم گفتند به پلیس امنیت مراجعه کنم، شاید مساعدت کنند، اما این‌ها اصلا می‌گویند ما هیچ کاره‌ایم، بروید ۱۹۷ زیر پل کالج.»

تماس مردم با ۱۹۷ مرکز نظارت همگانی پلیس اغلب نتیجه چندانی ندارد و ماجرا فقط در حد بازتاب پیام است و مشکل رفع نمی‌شود، تازه اگر اپراتور عصبانی نشود و تلفن را قطع نکند. این موقعیت چند روز پیش برای «شجاعی» یکی از فعالان رسانه‌ای پیش آمده. او در اینستاگرام خود ماجرا را شرح داده و نوشته در حالی پیامک کشف حجاب و توقیف سیستمی ارسال شده است که هر دو سرنشین خودرو مذکر بوده‌اند. «در ساعت ۲۰:۲۶ همان روز (روزی که پیامک توقیف دریافت شده) به سامانه ۱۹۷ زنگ می‌زنم، نفر چهارم هستم و باید منتظر بمانم، بعد از حدود پنج دقیقه انتظار نوبت به من می‌رسد و فردی جواب می‌دهد، ظاهرا حوصله سلام و خسته نباشید شنیدن من را ندارد. می‌پرسم که آیا حجاب برای آقایان اجباری شده و ما بی‌خبریم؟ با عصبانیت می‌گوید به ما مربوط نیست و باید به پلیس امنیت اخلاقی مراجعه کنید.

می‌گویم چنین پیامکی آمده و برای من سوال پیش آمده برای یافتن پاسخ زنگ زده‌ام، احتمالا بدموقع مزاحم آقای مسوول پاسخگویی و رسیدگی به شکایت رعایا از دستگاه نظمیه شده‌ام. چون ایشان مرحله به مرحله همراه با افزایش عصبانیت از پرسش‌های من صدایش را هم بالا و بالاتر می‌برد و با لحنی توام با تمسخر و تحقیر می‌گوید: فارسی متوجه می‌شوی؟ می‌گویم باید به پلیس امنیت اخلاقی مراجعه کنی؟ در جواب می‌گویم پیامکی به اشتباه برای من آمده و من برای پیگیری این اشتباه طبیعی است که به مرجع رسیدگی به شکایات زنگ بزنم به علاوه به چه دلیل بابت چنین اشتباهی من باید وقت خود را صرف مراجعه حضوری به مقر پلیس امنیت اخلاقی بکنم؟ در نهایت کار به جایی می‌رسد که این مامور با حوصله و صبور و مودب؛ شما بخوانید عصبی، بی‌حوصله، بی‌ادب در میانه مکالمه‌ای که در آن با داد و هوار از من می‌خواست صدایم را پایین بیاورم، تلفن را قطع می‌کند.»

نیلوفر هم برای اعتراض به پیامک توقیف با این سامانه تماس گرفته و اگرچه با برخورد مودبانه اپراتور روبرو شده، اما می‌گوید مشکلش رفع نشده است: «بعد از تماس با ۱۹۷ یک روز آقایی با من تماس گرفت و دوباره برایم توضیح داد که اگر مسافر حجاب ندارد باید به او تذکر دهم و نهایتا اینکه، وقتی پیامک آمده کاری نمی‌شود کرد.»

این در حالی است که وقتی پیامک اول را دریافت کرده اصلا در آن محل حضور نداشته است: «در آن پیامک لینک اعتراض وجود داشت؛ اعلام کردم که اصلا در آن محل نبوده‌ام و طبق پیام سیستم، اعتراضم با لفظ «شهروند گرامی» مورد قبول واقع شد، اما حالا پیامک دیگری آمده است که می‌گوید: «با توجه به تکرار تخلف...» مگر می‌شود نسبت به گزارش غلط، اعتراض شاکی را قبول کنید بعد آن را حذف نکنید و تذکر تلقی کنید؟ می‌گویند؛ اگر پیامکی دریافت کردید و خودروی شما در آن محل نبود همزمان با پلیس ۱۱۰ تماس بگیرید و با یک گوشی دیگر از تماس‌تان فیلم بگیرید و برای اثبات به پلیس ارایه دهید، اما مگر می‌شود؟ مثلا اگر من خواب باشم یا پیامک را ساعتی بعد ببینم یا اصلا گوشی دیگری برای ضبط تماس نداشته باشم باید چه کنم؟»

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۲۰ و ساعت 16:29 |

سطح فلاکت زندگی در 23 استان بالاتر از میانگین کشوری است

سطح فلاکت زندگی در 23 استان بالاتر از میانگین کشوری است (+نمودار)

شاخص فلاکت با مجموع نرخ تورم سالانه و نرخ بیکاری محاسبه می‌شود. پیامد افزایش فلاکت؛ افزایش جرم و جنایت، نا‌آرامی‌های اجتماعی، افزایش نااطمینانی اقتصادی و ناامیدی به آینده است.

طبق آمار منتشر شده در پاییز ۱۴۰۲ شاخص فلاکت در ۱۴ استان ایران شاهد رشد بوده است.

به گزارش اکوایران، بررسی شاخص فلاکت در پایان پاییز ۱۴۰۲ نشان می‌دهد استان چهار محال و بختیاری بیشترین فلاکت را در میان استان‌های کشور داشته است و تهران نیز کمترین در میان سایر استان‌ها بوده است. هم‌چنین باوجود کاهش کلی این شاخص در سال اخیر برای کل کشور، میزان فلاکت در ۱۴ استان افزایش یافته است.

شاخص فلاکت به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتصادی اندازه‌گیری رفاه برای پاییز امسال قابل بررسی است.

این نرخ از مجموع دو نرخ بیکاری و تورم سالانه به دست می‌آید. بیکاری و تورم دو شاخصی هستند که اثر مستقیمی بر وضعیت زندگی مردم دارند.

بیکاری منبع درآمد افراد را قطع می‌کند و تورم، به معنای افزایش قیمت کالا‌ها و خدمات، آن‌ها را برای مصرف دچار مشکل می‌کند؛ بنابراین هر دو شاخص بر سطح رفاه اثری جدی می‌گذارند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد شاخص فلاکت کشور در پایان پاییز ۱۴۰۲ برابر با ۵۲ واحد بوده که نسبت به پاییز ۱۴۰۱ به مقدار ۱.۲ واحد کاهش یافته است.

در این میان بررسی وضعیت این شاخص به تفکیک استان‌ها نشان می‌دهد چهار محال و بختیاری رکورددار فلاکت در پاییز امسال بوده است.

نسبت به پاییز سال گذشته نیز فلاکت در ۱۴ استان بیشتر شده است.

چهار محال و بختیاری در صدر شاخص فلاکت در پاییز ۱۴۰۲

اندازه‌گیری رفاه مردم یک منطقه به شیوه‌های مختلفی انجام می‌شود و شاخص‌های مختلفی برای آن وجود دارد. یکی از این شاخص‌ها، شاخص فلاکت است که در آن مجموع نرخ تورم سالانه و نرخ بیکاری محاسبه می‌شود. هر چه عدد این شاخص بالاتر باشد سطح فلاکت زندگی افراد بیشتر است.

پیامد افزایش فلاکت افزایش جرم و جنایت، نا‌آرامی‌های اجتماعی و افزایش نااطمینانی اقتصادی و در نتیجه کاهش تمایل سرمایه‌گذاران برای سرمایه‌گذاری خواهد بود.

از آنجا که توزیع بیکاری و تورم در سطح کشور یکسان نیست، هر استان شاخص فلاکت متفاوتی دارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد در میان استان‌های کشور استان چهار محال و بختیاری بیشترین نرخ فلاکت را در پاییز امسال داشته است. نرخ فلاکت در این استان برابر با ۶۳.۲ واحد بوده که از مجموع نرخ بیکاری برابر با ۱۱.۵ درصد و نرخ تورم سالانه برابر با ۵۱.۷ درصد حاصل شده است؛ بنابراین می‌توان گفت این استان از نظر وضعیت اقتصادی شرایطی چالش‌برانگیز را تجربه می‌کند و مردم آن کیفیت زندگی پایینی دارند. یزد، لرستان و کرمانشاه دیگر استان‌هایی بوده‌اند که فلاکت بالایی داشته‌اند.

این در حالی است که پایین‌ترین شاخص فلاکت در این فصل برای استان‌های تهران، سمنان و مازندران بوده است. کمترین نرخ فلاکت در میان استان‌های کشور در استان تهران برابر با ۴۴.۶ واحد بوده و در این استان نرخ بیکاری ۵.۴ درصد و تورم سالانه ۳۹.۲ درصد به ثبت رسیده است.

با وجود کاهش کلی شاخص فلاکت در سطح کشور، میزان این شاخص در ۱۴ استان کشور نسبت به پاییز سال قبل بیشتر شده است. در این میان بیشترین افزایش فلاکت در استان یزد رخ داده است.

رشد شاخص فلاکت در ۱۴ استان ایران (+نمودار)

افزایش فلاکت در ۱۴ استان در یک سال اخیر

بالا بودن نرخ فلاکت در کشور در سال‌های اخیر بیشتر از جانب تورم بوده است تا نرخ بیکاری. با این حال کاهش نسبی تورم و نرخ بیکاری در یک سال اخیر سبب شده نرخ فلاکت نیز در کشور مقداری کاهش یابد. به طوری که از ۵۳.۲ در پاییز سال گذشته به ۵۲ واحد در پاییز امسال رسیده است. به دنبال این کاهش کلی، در ۱۶ استان کشور نیز فلاکت کم شده و در دو استان تغییری نکرده است. با این حال در این مدت در ۱۴ استان میزان فلاکت افزایش یافته است.

بررسی‌ها نشان می‌دهد شاخص فلاکت در استان اصفهان ۶.۳ واحد نسبت به سال قبل بیشتر شده که بیشترین میزان افزایش فلاکت در بین استان‌های کشور در این یک سال است. شاخص فلاکت در پاییز ۱۴۰۱ در این استان برابر با ۵۲.۹ بود که در پاییز امسال به ۵۹.۲ واحد رسید.

یزد، چهار محال و بختیاری و قم دیگر استان‌هایی هستند که در این یک سال فلاکت آن‌ها بیشتر شده و در نتیجه سطح رفاهی مردم آن‌ها کاهش یافته است.

رشد شاخص فلاکت در ۱۴ استان ایران (+نمودار)

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۹ و ساعت 23:19 |

عمامه صورتی ؛ دل منو بردی ...

عمامه صورتی ؛ دل منو بردی ...

عصر ایران ؛ نهال موسوی - حدود ده روز است که مستند نیم ساعته «عمامه صورتی» ساخته حسین شمقدری پسر جواد شمقدری (رئیس سازمان سینمایی دوره احمدی نژاد) منتشر شده است و بخش‌هایی از آن هم در شبکه‌های اجتماعی پربازدید شده است.

مستند عمامه صورتی سعی دارد با محور قرار دادن یک روحانی (حجت الاسلام حسین صفری) و همگام با او به مباحث مهم امروز در جامعه چون حجاب و امر به معروف و نهی از منکر بپردازد.

فارغ از کیفیت این فیلم مستند به لحاظ فرم فیلم مستند که چندان حرفی برای گفتن ندارد بیشترین اتکا این فیلم بر موضوعاتی است که به آن پرداخته و به همین دلیل پرداختن به چند موضوع مختلف یک نوع آشفتگی در سراسر فیلم دیده می‌شود.

البته نکته جالب توجه این است که به موضوعاتی پرداخته است و یا سخنانی در این مستند به میان آمده است که یک نوع تابوشکنی و ساختارشکنی در سیستم محسوب می‌شود و بدون تعارف باید گفت اگر شاید شخص دیگری غیر از حسین شمقدری چنین مستندی را ساخته بود معلوم نبود عاقبت او به کجا ختم می‌شد!

عمامه صورتی دل منو بردی ...

اگرچه چند سایت و چند کانال یوتیوبی و ... آن را مورد نقد قرار دادند و حتی این بحث به میان آمد که تمام این کارها به جای مستند سازی تحقیقی بیشتر تجارت با تابوهاست ولی واقعیت این است که موضوعات و سخنانی که در این مستند مطرح می‌شود قطعا حرف و پرسش‌های بخشی از جامعه است و نمی‌توان این قضیه را انکار کرد.

این که دختران جوان بدون حجاب در جامعه امروز ایران وجود دارند و آنها هم حرف و خواسته یا اظهار نظرهای خودشان را دارند قابل کتمان نیست. این که بخشی از جامعه قطعا با نظرات و قوانین موجود در کشور زاویه دارد را هم که حرف تازه‌ای نیست اما اصل مطلب اینجاست که تا به امروز کسی به شکل رسمی به میان آنها نرفته و به این شکل پای حرف آنها ننشسته است.

قطعا این جوانانی که در فیلم حرف می‌زنند یا غیر از آنها مردان و زنان دیگری هم که در این فیلم به صراحت خواسته‌هایشان را در مقابل یک روحانی مطرح می‌کنند نشان دهنده این نکته است که مردم جامعه یا اصطلاحا مردم کف خیابان تا چه اندازه به لحاظ طرح خواسته‌هایشان شفاف و بی تعارف هستند و اتفاقا اگر گوش شنوایی باشد آنها از گفتن آنچه می‌خواهند پرهیزی ندارند.

با وجود مستند عمامه صورتی اتفاقا می‌توان به سادگی پی برد که سیستم عریض و طویل صداوسیما در پرداختن و گوش دادن به حرف بخشی از جامعه تا چه اندازه خنثی، بی تفاوت و سانسور زده عمل کرده است.

طبیعی است که هر مخاطبی با دیدن این فیلم پی می‌برد که در پشت این موضوعات مطرح شده می‌خواهد به برخی افراد و یا جریانهای سیاسی هم طعنه بزند و یا حتی به نوعی از برخی اتفاقات افشاگری کند.

ولی واقعیت این است که اگر به قصد کاملا سیاسی زدن طرف مقابل هم چنین فیلمی ساخته شده باشد، چون موضوعاتی که درباره حجاب و امر به معروف و نهی از منکر در آن به شکلی صریح و واقعی نشان داده شده است، من مخاطب، ترجیحم و تمایلم به دیدن چنین مستند سیاسی است تا آنکه واقعیت را کتمان کند یا به شکلی وارونه آن را جلوه دهد.

عمامه صورتی دل منو بردی ...

چند نکته تکان دهنده در این مستند است مانند حرف‌هایی که در مصاحبه‌ها درباره یک امام جمعه زده می‌شود و یا آن شخص نیروی انتظامی که می‌گوید من کارمند بخش سرقتم ولی حال به شکل مامور مخفی در حال توقیف ماشین زنانی است که بی حجاب هستند.

نکته جالب توجه این است که گروه فیلمبرداری با هر شخصی (افراد بی حجاب و ...) با دوربین یا موبایل روشن جلو رفته و حرف می‌زنند حال شخص راضی می‌شود که مصاحبه کند یا خیر را می‌بینیم اما در شهر قم برای تصویربرداری از یک روحانی که در حال تبلیغ برای حجاب است کاملا با ترس و لرز دراند تصویر می‌گیرند و بیشتر به شکل دوربین مخفی یا فیلمبرداری پنهانی است.

همه این اتفاقات در آن نیم ساعت، گفته و ناگفته، آشکار و پنهان، بر بسیاری از واقعیت‌های موجود در جامعه کشورمان دلالت دارد که از طرف رسانه‌های جریان رسمی کاملا مغفول مانده و یا طرد شده است.

با تمام ضعف‌ها و سوگیری‌هایی که در مستند عمامه صورتی کاملا مشخص است اما ساخت و وجود آن یک اقدام لازم برای درک بهتر و بیشتر جامعه امروز است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۹ و ساعت 18:10 |

«خورشید مصنوعی » کره جنوبی؛ به‌روز‌رسانی‌های تازه رویای همجوشی هسته‌ای پایدار را محقق می‌کند؟

توکاماک کره جنوبی

دانشمندان در مرکز تحقیقات پیشرفته توکامک کره جنوبی ماشین «خورشید مصنوعی» خود را به تجهیزاتی مجهز کرده‌اند که می‌تواند به آن اجازه دهد پلاسمای با دمای بیش از ۱۰۰ میلیون درجه سانتی‌گراد را برای زمان بیشتری نگه دارد.

این دستگاه عظیم که در شهر دائجون این کشور قرار دارد، در واقع یک راکتور عظیم است که می‌تواند فرایند همجوشی هسته‌ای در مرکز خورشید و ستارگان را بر روی زمین بازتولید کند.

برای اینکه بتوان چنین فرایندی را روی زمین شبیه‌سازی کرد، ایزوتوپ‌های هیدروژن در درون دستگاه همجوشی موسوم به توکامک قرار می‌گیرند تا در شرایط پلاسما یون‌ها و الکترون‌ها از هم جدا شده و یون ها در دمای بالا نگهداری شوند.

«خورشید مصنوعی» کره جنوبی برای اولین بار در سال ۲۰۱۸ به دمای ۱۰۰ میلیون درجه سانتی‌گراد رسید، با این وجود تنها توانست ۱.۵ ثانیه در آن حالت دوام بیاورد. در سال ۲۰۱۹ این زمان به ۸ ثانیه افزایش یافت، سپس در سال ۲۰۲۰ به ۲۰ ثانیه نزدیک شد و سرانجام در آخرین رکورد‌گیری در سال ۲۰۲۲ این دستگاه توانست دما را برای مدت ۳۰ ثانیه حفظ کند.

حالا اما به تازگی بر روی این دستگاه مجموعه‌ای از ارتقاءهای جدید نصب شده که می‌تواند به آن اجازه دهد این دمای شگفت‌انگیز را برای مدت طولانی‌تری نگه دارد.

به گفته مسئولان پروژه به‌روز‌رسانی‌های تازه شامل جایگزینی ماده دیورتور کربن با تنگستن می‌شود که دارای نقطه ذوبی بالا و سایر کیفیت‌های مطلوب است. تیم محققان انتظار دارند با کمک این تجهیزات جدید، تا پایان سال ۲۰۲۶ به رکورد حفظ ۱۰۰ میلیون درجه سانتی‌گراد تا ۳۰۰ ثانیه برسند.

همجوشی هسته‌ای زمانی اتفاق می‌افتد که دو هسته اتمی سبک با هم ترکیب می‌شوند و هسته سنگین‌تری را تشکیل می‌دهند و مقدار عظیمی انرژی در این فرآیند آزاد می‌کنند. این انرژی عظیم به لحاظ نظری می‌تواند برای تولید مقادیر تقریباً نامحدود الکتریسیته به کار رود.

این فرآیندی است که در قلب بزرگترین دستگاه همجوشی در منظومه شمسی ما، یعنی خورشید، رخ می‌دهد. هر چند بشر رکورد تولید دما در مرکز خورشید، معادل ۱۵ میلیون درجه سانتی‌گراد، را شکسته با این حال سختی کار برای بازتولید کامل فرایند همجوشی هسته‌ای روی زمین آن است که پلاسما را در این دمای بالا را بتوان نگه داشت.

توکامک کره جنوبی

در خورشید این کار به دلیل نیروی گرانش شدید حاصل از جرم بالا امکان‌پذیر است، اما در زمین با توجه به جرم کمتر و به تبع آن نیروی گرانش ضعیف‌تر نگه‌داشتن حالت پلاسما کار به مراتب دشوارتری است.

برای غلبه بر دافعه الکتریکی متقابل بین هسته‌ها به تولید دماهایی بالا نیاز است و پلاسما نیز باید توسط میدان‌های مغناطیسی قوی محصور شود.

دانشمندان دهه‌هاست است که برای توسعه فناوری همجوشی هسته‌ای تلاش می‌کنند تا به واسطه آن به یک منبع پاک، فراوان و ایمن انرژی متصل شوند. این فناوری به بشر امکان می‌دهد تا وابستگی خود را به سوخت‌های فسیلی که منشا اصلی بحران‌های آب و هوایی، آلایندگی و تغییرات اقلیمی در جهان خوانده می‌شوند، قطع کند.

در این میان کشورهای پیشرفته مبالغ هنگفتی را صرف تلاش برای توسعه همجوشی هسته‌ای به عنوان یک جایگزین مناسب برای دیگر منابع تولید انرژی کرده‌اند، چرا که به گفته وزارت انرژی ایالات متحده دستیابی به گداخت هسته‌ای پایدار می‌تواند به «تضمین آینده‌ی انرژی پاک» منجر شود.

با این حال همجوشی هسته‌ای در صورتی می‌تواند به صرفه و با دوام باشد که بتواند به طور مداوم برق شبکه را تامین کند. امری که دانشمندان تحقق آن را دستکم تا ۱۵ سال آینده امکان‌پذیر نمی‌بینند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۷ و ساعت 21:16 |

علت افت نرخ بیکاری در ایران، غیرفعال شدن میلیون‌ها جوان

مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود اشاره‌ای به غیرفعال شدن خیل عظیمی از شهروندان نکرده، اما مقایسه آمار افراد فعال جامعه (شاغل‌ها و کسانی که به دنبال شغل می‌گردند) با آرشیو آمارهای پاییز ۱۳۹۸ نشان می‌دهد، علت افت نرخ بیکاری در واقع این بوده که صدها هزار نفر از جستجوی شغل ناامید شده و تبدیل به قشر غیرفعال جامعه شده‌اند.

نرخ بیکاری عبارت از نسبت افراد بیکارِ در جستجویِ کار به کل افراد فعال جامعه است. نرخ بیکاری تنها زمانی می‌تواند کاهش یابد که یا افرادِ در جستجوی کار، شغل پیدا کنند و یا شمار افراد فعال جامعه کاهش یابد.

در مورد بخصوص ایران، گزینه دوم اتفاق افتاده است.

آرشیو مرکز آمار ایران نشان می‌دهد، پاییز ۱۳۹۸ حدود ۴۴.۳ درصد از افراد ۱۵ سال به بالا در کشور فعال بوده‌اند، اما گزارش جدید این نهاد حکومتی نشان می‌دهد، شمار افراد فعال جامعه تنها ۴۱.۵ درصد بوده است.

طی چهار سال گذشته ۲.۹ میلیون نفر به جمعیت بالای ۱۵ سال کشور اضافه شده است. از طرف دیگر شمار افراد فعال جامعه نیز با افتی ۵۲۰ هزار نفری به ۲۶ میلیون و ۸۱۹ هزار نفر کاهش یافته است.

به عبارتی ساده، طی چهار سال گذشته تقریبا ۳.۵ میلیون نفر در کشور به شمار افراد غیرفعال که نه کاری دارند و نه به دنبال کار می‌گردند، اضافه شده است.

اگر این ۳.۵ میلیون نفر از جستجوی کار مایوس نمی‌شدند و کماکان فعال می‌ماندند، نرخ واقعی بیکاری در پاییز امسال بالای ۱۸ درصد می‌شد.

از طرف دیگر، جزئیات گزارش مرکز آمار نشان می‌دهد، دو میلیون نفر از جمعیت ۲۴.۷۷ میلیونی شاغل کشور اشتغال ناقص دارند؛ یعنی هفته‌ای کمتر از ۴۴ ساعت کار می‌کنند.

پیش‌تر مرکز پژوهش‌های مجلس نیز با اشاره به ناامید شدن جوانان از جستجوی شغل و غیرفعال شدن آنها گفته بود، نرخ واقعی بیکاری در کشور ۲.۵ برابر آمار رسمی است.

دولت ابراهیم رئیسی بدون اشاره به این واقعیت‌ها، تنها با محاسبه افراد بیکارِ در جستجوی کار به شمار افراد فعال جامعه، مدعی کاهش چشمگیر نرخ بیکاری در کشور شده است.

آمارهای بانک جهانی نیز نشان می‌دهد، نسبت شاغلان ایران به جمعیت فعال کشور طی چهار سال گذشته کاهش یافته است.

اشتغال پایین زنان و جوان تحصیل‌کرده

جزئیات گزارش جدید مرکز آمار نشان می‌دهد که ۴۳ درصد از کل بیکارانِ در جستجوی کار در کشور، دارای تحصلات عالی هستند؛ موضوعی که نشان می‌دهد افراد فارغ‌التحصیلِ جوان در یافتن شغل با چالش چشمگیری مواجه هستند.

همچنین نرخ مشارکت اقتصادی زنان بسیار نازل است و تنها حدود ۱۱.۴ درصد از زنان در سنین کار ایران شاغل هستند؛ به عبارتی نزدیک به ۹۰ درصد از زنان بالای ۱۵ سال ایران هیچ شغلی ندارند و حتی در مشاغل خانواده، مانند دامداری و کشاورزی نیز کار نمی‌کنند.

آمارهای بانک جهانی نشان می‌دهد که در میان کشورهای منطقه تنها عراق و یمن نسبت به ایران وضعیت بدتری از لحاظ اشتغال دارند.

در مقام مقایسه، نسبت زنان شاغل به کل زنان ۱۵ سال به بالای جامعه در قطر و امارات به ترتیب حدود ۵۷ درصد و ۴۹ درصد است. وضعیت مشابهی در کویت و بحرین نیز حاکم است و در جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز نسبت زنان به نیروی کار بالای ۵۶ درصد است.

حتی کشور سنتی عربستان سعودی نیز که پنج سال پیش نسبت زنان شاغل به کل زنان بالای ۱۵ سال کشور هم‌رده با ایران بود، اکنون این رقم را به ۲.۵ برابر ایران رسانده و بیش از ۲۹ درصد زنانِ در سن کار عربستان شاغل هستند. وضعیت مشابهی نیز در عمان حاکم است.

در حالی که از نیمه دهه گذشته همه کشورهای یادشده از لحاظ اشتغال زنان پیشرفت چشمگیری داشته‌اند، نسبت زنان شاغل ایران به جمعیت زنان در سنین کار، از نزدیک ۱۴ درصد به ۱۱.۴ درصد سقوط کرده است.

شاخص فلاکت و دستمزدها

مجموع نرخ بیکاری و تورم، شاخص فلاکت خوانده می‌شود. ایران طی چند سال گذشته در میان چند کشور انگشت‌شمار از لحاظ تورم افسارگسیخته بوده و همواره در صدر کشورهای با بالاترین نرخ شاخص فلاکت قرار داشته است.

دستمزدها در ایران نیز بدترین وضعیت را در منطقه دارد و متوسط درآمد افراد شاغل در عربستان، امارات و قطر به ترتیب ۷ برابر، ۱۳ برابر و ۱۸ برابر ایران است و حتی در جمهوری آذربایجان و ارمنستان نیز دستمزدها تقریبا دو برابر ایران است.

چنین حجم عظیمی از اختلاف دستمزد در حالی است که برای سال آینده دولت ابراهیم رئیسی، حداقل دستمزد را حدود ۲۰ درصد افزایش داده که حتی معادل نصف تورم حاکم بر کشور نیز نیست.

نکته دیگر اینکه بخش قابل توجهی از زنان شاغل ایران اصولا دستمزدی دریافت نمی‌کنند و مشغول کار در مشاغل خانواده خود، خصوصا در بخش کشاورزی و دامداری هستند.

بانک جهانی برآورد کرده است که تنها ۶۰ درصد از زنان شاغل ایران دستمزد دریافت می‌کنند؛ در حالی که این رقم در قطر ۱۰۰ درصد، امارات ۹۴ درصد و عربستان بالای ۸۸ درصد است.

بدین ترتیب نه تنها نسبت شاغلان زن ایران به جمعیت زنان در سنین کار در مقایسه با کشورهای عرب منطقه بسیار نازل است، بلکه بخش قابل توجهی از زنان ایرانی بدون دریافت هیچ دستمزدی در مشاغل خانوادگی کار می‌کنند.

از طرف دیگر، آمارهای صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد، اختلاف حقوق زنان و مردان ایرانی در مشاغل رسمی حدود ۲۳ درصد و در مشاغل غیردولتی حدود ۳۶ درصد است؛ موضوعی که نشان از شکاف جنسیتی چشمگیر دستمزدها در ایران دارد.

مرکز آمار ایران بدون اشاره به همه مواردی که ذکر آن رفت، تنها به افت نرخ بیکاری اشاره کرده و توضیح نداده است که علت اصلی آن غیرفعال شدن میلیون‌ها نفر در کشور به خاطر ناامیدی از پیدا کردن کار بوده، نه ایجاد اشتغال.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۳ و ساعت 17:54 |

قدرت مخرب تورم در سال ششم / از چه چیزی غفلت کرده‌ایم؟

قدرت مخرب تورم در سال ششم / از چه چیزی غفلت کرده‌ایم؟

این بسیار ضروری و مهم است که بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت، درک درستی از مفهوم «طول دوره تورم » و شدت «تورم‌های مدت دار» داشته باشند و احساس نکنند که در سال ۱۴۰۲ تورم، ۴۰ درصد است، پس این ۴۰ درصد، همان ۴۰ درصد سال ۱۳۹۷ است. من معتقدم تورم ۴۰ درصد سال ۱۴۰۲ شاید معادل تورم ۱۰۰ درصدی باشد که مثلا در سال ۱۳۹۷ در کشور اعمال می‌شد؛ چرا که طول دوره تورم مدام ادامه پیدا کرده است.

نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در آذر امسال بعد پنج ماه دوباره از مرز ۴۰ درصد عبور کرد. شاخصی که نشان می‌دهد خانوار ایرانی در ماه گذشته برای فراهم‌کردن یا خرید مجموعه‌ای از کالا و خدمات حدود ۴۰ درصد بیشتر از آذر پارسال هزینه کرده است.

به گزارش فرارو، وضعیت نرخ تورم در ۶ سال اخیر کم و بیش به همین شکل بوده است. اما «وقتی تورم طولانی مدت و مزمن می‌شود، به تدریج، شرایط اقتصاد کشور را وخیم می‌کند. مثل زمانی که کرونا وارد کشور شده بود و مسئولان بهداشت کشور می‌گفتند اگر این تب تا سه روز کاهش پیدا نکند، وضعیت بیمار، وخیم‌تر می‌شود. درست است که کرونا با تب بالای ۳۸ درجه شناخته می‌شد، اما مدت زمان کاهش تب و کنترل آن نیز مهم بود.

یک وام حساب شده - فوری - تا ۷۵ میلیون تومان - بدون ضامن

در تورم نیز دقیقا همین شرایط حاکم است. یعنی اگر یک الی دو سال، شاهد تورم باشیم، قابل تحمل خواهد بود، اما وقتی طول دوره تورم بیشتر باشد، شرایط وخیم‌تر می‌شود.» این نکته ای است که چندی پیش وحید شقاقی به فرارو گفت.

با توجه به تثبیت شرایط تورمی در اقتصاد کشور پرسش‌هایی مطرح است از جمله این که تداوم وضعیت تورمی در کشور چگونه قابل درمان است و آیا سیاست‌های فعلی مسئولان اقتصاد دولت سیزدهم می‌تواند اثرگذاری بلندمدتی در کنترل و کاهش نرخ تورم داشته باشد؟ باری دیگر به سراغ دکتر وحید شقاقی شهری، اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه خوارزمی رفتیم تا پاسخ این پرسش ها را دریابیم.

بی توجهی مسئولان به «تداوم طول دوره تورمی» در اقتصاد کشور

چرا آفت «تورم‌های مدت دار» به جان اقتصاد کشور افتاده است؟وحید شقاقی به فرارو گفت: «از سال ۱۳۹۷ که دور دوم تحریم‌ها شروع شد، تورم نیز، روند افزایشی را تجربه کرد. به شکلی که میانگین تورم ۶ سال گذشته، ۴۰ درصد بود. بر اساس آمار‌های تورمی که از سوی بانک مرکزی منتشر شده است، در هیچ دوره‌ای، ما بیش از سه سال پیاپی، تورم نداشتیم.

در طول ۶۰ سال اخیر، نهایت دوره‌ای که تورم بالا به ما ایرانی‌ها تحمیل شده، بیش از ۳ سال پشت سر هم نبوده. این اولین باری است که ما ایرانی‌ها، ۶ سال پیاپی تورم بالا را تجربه می‌کنیم و با فرض حل مسائل بین المللی، حل مسئله تحریم‌ها و اجماع درون اقتصاد ایران، اگر از همین لحظه تورم را کنترل کنیم، دو الی سه سال دیگر هم تورم بالا همراه ما خواهد بود.

از زمانی که «حفیظه غایه ارکان» رئیس بانک مرکزی ترکیه شده است و سیاست‌های ضدتورمی ترکیه آغاز شده است، اعلام شده که از هم اکنون تا سال ۲۰۲۵، طول می‌کشد تا اثرات این فعالیت‌ها نشان داده شود. در آمریکا نیز سیاست‌های ضد تورمی از ۲ سال پیش توسط بانک مرکزی ایالات متحده آغاز شد و حدود یک سال و نیم الی ۲ سال بعد اثرات آن ظاهر شد.»

وی افزود: «اگر ما از هم اکنون، اصلاحات ضد تورمی را با تدبیر و هوشمندی و تجربه جهانی شروع کنیم و در کنار آن، مسائل تحریم و سیاست‌های تنش زدایی نیز حل شود و انتظارات تورمی نیز مهار شود، باز هم تورم ۴۰ درصدی تا دو الی سه سال آینده مهمان ایرانیان خواهد بود. اگر در حالتی بدبینانه تصور کنیم که ممکن است تحریم‌های علیه ایران، طی این بازه زمانی تشدید شود، شرایط متفاوت خواهد بود. ضمن این که سال آینده میلادی، سالی بسیار خاص است، چرا که انتخابات آمریکا در راه است و اگر دونالد ترامپ در گردونه انتخابات بماند و نتایج انتخابات به نفع آمریکا باشد، شرایط، بسیار سخت‌تر خواهد شد.»

این استاد دانشگاه گفت: «اگر ما طی یک دهه تورم بالا داشته باشیم، به این معناست که به تدریج، طبقات متوسط کشور، وارد محرومیت اقتصادی خواهند شد. مسئله دیگر این است که هنوز هیچ اقتصاددانی در ایران درباره طول دوره تورم گزارش نداده است. ما تورم ۴۰ درصدی را می‌فهمیم، ولی هنوز، درکی از تورم ۴۰ درصدی سال ششم نداریم.

در یک میدان نبرد یا میدان بوکس، ضربه اول با شدت ۴۰ واحد زده می‌شود، ولی بوکسور را زمین نمی‌زند، اما وقتی ۶ بار ضربه‌ای به قدرت ۴۰ واحد به بوکسور زده می‌شود، روی زمین خواهد افتاد. علت چیست؟ چون برای بوکسور شدت ضربه ۴۰ واحد در بار ششم قدرت بالاتری دارد تا بار اول. منظور من از این مثال این است که بگویم هنوز اقتصاددانان ایرانی درخصوص میزان شدت تورم ۴۰ درصدی سال ششم تحلیلی ارائه نداده اند. من معتقدم تورم ۴۰ درصدی سال ششم، به لحاظ اثرگذاری شدت، شاید بیش از ۱۰۰ الی ۱۵۰ درصد قدرت دارد. هر اندازه که طول دوره تورم بیشتر می‌شود، شدت و اثرگذاری آن بیشتر می‌شود.»

وی افزود: «سال اول، تورم ۴۰ درصد است. در سال اول و دوم تورم ۴۰ درصدی، مردم از پس انداز‌های خود استفاده می‌کنند و اختلاف حساب حقوق و دستمزد با تورم را با پس انداز‌های خود پوشش می‌دهند، در نتیجه تورم را کمتر احساس می‌کنند. طی سال سوم، چهارم و پنجم، افراد شروع به فروش املاک و مستغلات و سرمایه‌های مختلف خود می‌کنند و با درآمد حاصل از این موارد، شکاف ناشی از حقوق و دستمزد و تورم را پوشش می‌دهند. اما زمانی که طول دوره تورم بیشتر می‌شود، خانوار‌ها پس اندازی ندارند و سرمایه‌های خود را نیز فروخته اند.

در چنین شرایطی، به تدریج، شدت تورم ۴۰ درصدی را به طور کامل لمس می‌کنند. به همین دلیل مایلم این موضوع را به اقتصاددان‌های ایرانی بگویم که حتما به «تداوم طول دوره تورم» به شکل ویژه نگاه کنند و متوجه باشند که تورم ۴۰ درصدی سال ششم به لحاظ شدت بسیار بیشتر از تورم ۴۰ درصدی سال اول است. در ضمن ۲ الی ۳ سال دیگر نیز تورم با ما همراه خواهد بود و اگر تحریم‌ها تشدید شود، به شدت تورم‌های سال آینده ادامه خواهد داشت و بیشتر هم خواهد شد.»

برای حل ناترازی‌ها ۵۰۰ میلیارد دلار لازم است

این اقتصاددان گفت: «این بسیار ضروری و مهم است که بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت، درک درستی از مفهوم «طول دوره تورم» و شدت «تورم‌های مدت دار» داشته باشند و احساس نکنند که در سال ۱۴۰۲ تورم، ۴۰ درصد است، پس این ۴۰ درصد، همان ۴۰ درصد سال ۱۳۹۷ است. من معتقدم تورم ۴۰ درصد سال ۱۴۰۲ شاید معادل تورم ۱۰۰ درصدی باشد که مثلا در سال ۱۳۹۷ در کشور اعمال می‌شد؛ چرا که طول دوره تورم مدام ادامه پیدا کرده است.

در حال حاضر هم دولت و هم بانک مرکزی در تلاشند با سیاست‌های انقباضی بودجه‌ای و پولی تا حدودی رشد نقدینگی و کسری بودجه را کنترل کنند، اما باز هم معتقدم که سهم انتظارات تورمی بسیار بالاست و امسال موتور انتظارات تورمی خاموش بود. اما هیچ اطمینانی وجود ندارد که سال آینده نیز موتور انتظارات تورمی خاموش بماند. ممکن است با تشدید تحریم‌ها یا پیروزی جمهوری خواهان در انتخابات ایالات متحده، یا با کاهش قیمت جهانی انرژی، یک بار دیگر انتظارات تورمی تشدید شود.»

وی افزود: «موضوعی که در حوزه تورم برای من باعث نگرانی بسزایی شده، این است که ناترازی‌ها ما مدام افزایش پیدا می‌کند. در دوره‌ای من به رئیس کل بانک مرکزی، بحث ناترازی‌ها را مطرح کردم و ایشان در پاسخ گفت که ناترازی ها، ربطی به بانک مرکزی ندارد. من از این جمله تعجب کردم و بعد از جلسه به ایشان گفتم که اتفاقا اولین نهادی که ناترازی‌های اقتصاد کشور به آن مرتبط است، بانک مرکزی است.

مثال هم زدم و گفتم اگر ناترازی آب، برق، فرونشت زمین، گاز و امثالهم تشدید شود، اولین نهادی که باید تامین مالی و کمک کند و تسهیلات ارائه کند، بانک مرکزی است و اتفاقا ناترازی‌ها از منظر تامین مالی، کاملا به بانک مرکزی مرتبط خواهد بود. اگر ما نتوانیم ناترازی‌ها را کنترل کنیم و این ناترازی‌ها مدام تشدید شوند، به سرعت اثرات آن را در تشدید تورم مشاهده خواهیم کرد و من مدام نگران این موضوع هستم که ما در حوزه بحث کنترل ناترازی ها، هنوز برنامه مشخصی نداریم. آن هم در شرایطی که حل ناترازی‌ها حداقل برای دو الی سه سال آینده، ۵۰۰ میلیارد دلار منابع مالی (خواه سرمایه داخلی و خواه سرمایه خارجی) نیاز دارد.

تامین این منابع مالی در شرایط تحریم، کار بسیار دشواری است و اگر نتوانیم ناترازی‌ها را مهار کنیم، خود می‌تواند تورم‌های بالاتری را بر کشور تحمیل کند. دولت در حوزه وضعیت بدهی داخلی و بدهی خارجی وضعیت بهتری دارد و طی سه الی چهار سال آتی نگران ابرتورم نیستم، اما اگر این ناترازی‌ها تشدید شود، دولت مجبور خواهد بود بر بدهی داخلی و خارجی خود بیفزاید و این موضوع، مسیر ابرتورم را در کشور ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که معتقدم ناترازی‌ها در کشور بسیار مهم است.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۲ و ساعت 19:49 |

فضاهای انقلابی / دریا موسوی

چه‌گونه پراکسیس رهایی‌بخش اشکال جدیدی از زندگی شهری را امکان‌پذیر می‌کند؟

در حاشیه‌ی جنوب شرقی شهر مکزیک (مکزیکوسیتی)،* در میانه‌ی یکی از فقیرترین مناطق شهری، جامعه‌ا‌ی انقلابی نهفته است که ساختار توسعه‌ي شهری سرمایه‌داری را به چالش می‌کشد. متن پیش رو، روایتی از جامعه‌ي «سازمان مردمی مستقل چپ فرانسیسکو وی‌یا»[1] است که گواهی بر قدرت زندگی جمعی و خودگردانی است.

این جامعه که با نام «پانچو» نیز شناخته می شود، با الهام از اندیشه‌های رهبر انقلابی مکزیک، فرانسیسکو (پانچو) وی‌یا، به‌عنوان یک شاخه‌ی رادیکال جنبش مردمی و در پاسخ به بحران شدید مسکن در دهه‌ی ۱۹۸۰ و اوایل دهه‌ی بعد در حاشیه‌ی شهر مکزیک ظهور کرد. برخلاف بسیاری از مبارزات شهری که به سمت مدل‌های لیبرالی جامعه‌ی مدنی و شهروندی تغییر کرده‌اند، پانچوها با رد کردن احزاب سیاسی به‌نفع کنش مستقیم و اشتراکی، مسیر انقلابی را دنبال کرده‌اند. هدف این جامعه خلق چیزی فراتر از مسکن بود. هدف آن ایجاد یک زیست جمعی و جامع بود، که اندیشه‌های پانچو وی‌یا در مبارزه برای حقوق حاشیه‌نشینان را منعکس می‌کرد.

در بطن این شکل زندگی جمعی و خودگردان یک «پراکسیس رهایی‌بخش»[2] (۱) وجود دارد که با انگاره‌ی «قدرت رهایی‌بخش[3]» جورجو آگامبن بهتر فهمیده می‌شود.(۲) به زعم آگامبن، «قدرت مؤسس»[4] ساختار دولتی را بازتولید می‌کند؛ درحالی‌که، قدرت رهایی‌بخش، ساختارهای زیست‌سیاست موجود را که زندگی را از فرم آن جدا می‌کند از کار می‌اندازد، و در نتیجه «قلمرو ضرورت اقتصادی» را فرو می‌ریزد. پراکسیس رهایی‌بخش پانچو، اجتناب مداوم از اغواگری‌های دولتی و نهادینه‌سازی پراتیک سیاسی است. این استراتژی‌ انقلابی که بر ماهیت ضد سرمایه‌داری و تقویت تصمیم‌گیری افقی و همیاری در سطح محلی تمرکز دارد، خلق اشکال جدیدی از زندگی جمعی را امکان‌پذیر می‌کند. پراکسیس پانچو با خلق یک موقعیت زندگی جمعی که در آن نیازهای اساسی به‌طور اشتراکی برآورده می‌شوند، از قلمرو ضرورت اقتصادی فراتر رفته و به افراد این امکان را می‌دهد که فقط برای بقا کار نکنند و کنترل زندگی اقتصادی خود را در دست داشته باشند.

پانچوها بیش از سه دهه است که زمین‌های بی‌استفاده را اشغال کرده و آنها را به هشت اجتماع مملو از زندگی تبدیل کرده‌اند. بزرگ‌ترین جامعه‌ی مسکونی پانچوها در جنوب شرقی شهر مکزیک، ۶۰۰ خانواده و در مجموع بیش از ۳۰۰۰ نفر را اسکان می‌دهد. این مجموعه از یک فضای نمایش و گردهمایی، یک زمین ورزشی و چندین زمین بازی کودکان برخوردار است. همچنین با رویکردی «خود‌بسنده» خدمات رفاهی مانند آب‌و‌برق را تقریباً مستقل از دولت برای ساکنین فراهم می‌کند. این مجموعه‌ی مسکونی دارای سیستم برداشت آب باران و تصفیه‌ی آب و همچنین مجهز به انرژی خورشیدی است. سیستم کشت گلخانه‌ای فضایی در اختیار ساکنین قرار می‌دهد که محصولات ارگانیک و درمانی تولید کنند و همچنین روش‌های نوین کشت را به کودکان آموزش دهند.

روش مدیریت و سازمان‌یابی در این جامعه مبتنی بر مرکزگرایی (سانترالیسم) دموکراتیک است. این رویکرد تضمین می‌کند که تصمیمات جامعه بازتابی از اجماع جمعی باشد در حالی که خط مشی کلی را حفظ می‌کند. ساکنان این جامعه بر اساس اصول «خودسازماندهی» و «خودانتقادی» هر ماه در «مجمع عمومی» شرکت می‌کنند و برای جامعه‌ی خود تصمیم‌گیری می‌کنند. سپس تصمیمات در کمیسیون‌های مختلف از طریق مشارکت مردمی اجرا می‌شوند. کمیسیون ساخت و نگهداری، بر توسعه‌ی مسکن و نگهداری زیرساخت‌ها نظارت و اطمینان حاصل می‌کند که فضای کالبدی جامعه بازتابی از ارزش‌های آن باشد. کمیسیون نگهبانی، امنیت جامعه را تأمین و اختلافات داخلی را حل‌و‌فصل می‌کند. کمیسیون ارتباطات، که رادیو و روزنامه‌ی جامعه را اداره می‌کند، به‌عنوان بستری حیاتی برای پیوند اجتماعی عمل می‌کند. کمیسیون ورزش، کلاس و مسابقات ورزشی برگزار می‌کند. کمیسیون سلامت به‌طور جامع از پیشگیری و سلامت زنان گرفته تا بهداشت روانی را در‌بر می‌گیرد. اعضای کمیسیون سلامت معمولاً هیچ دانش قبلی ندارند اما در طول کار در کمیسیون سلامت و در جریان کارگاه‌های آموزشی و همکاری با سایر گروه‌ها مهارت‌های لازم برای ارائه به جامعه‌ی خود را کسب می‌کنند. این کمسیون به‌ویژه در حیطه‌ی آموزش پیشگیری و سلامت جنسی فعالیت می‌کند. کمیسیون آموزش و فرهنگ با تأکید بر روش‌های آموزشی بدیل، آموزش بزرگسالان، مشارکت جوانان و حفاظت از محیط زیست، برای کودکان و جوانان کارگاه‌های آموزشی هنرهای اجرایی، صنایع دستی و آشپزی برگزار و همچنین از کتابخانه‌ی جامعه نگهداری می‌کند. این فعالیت‌ها نه‌تنها بیان هنری را ترویج میدهند، بلکه پیوندهای جمعی و فرهنگی را تقویت می‌کنند.

رویکرد جامعه به آموزش به‌ویژه قابل‌توجه است، زیرا سعی دارد آگاهی، تفکر انتقادی، همیاری و مسئولیت اجتماعی را در نسل جوان پرورش دهد. با این‌که بسیاری از کارگاه‌های آموزشی و فعالیت‌های کمیسیون آموزش و فرهنگ در این مرکز اتفاق می‌افتد، اما آموزش به‌طور کلی محدود به این فضا نیست. آموزش در تمامی کمیسیون‌ها به صورت افقی در حال انجام است. کمیسیون‌ها نه‌تنها کارکردی، بلکه آموزشی هستند؛ و در تقابل با سیستم‌ متداول آموزشی، به‌عنوان فضاهایی عمل می‌کنند که در آنها علوم کاربردی بازیابی و زندگی جمعی تمرین می‌شود. در این فضاها، نیازهای فردی از «کمبود» به «فرصت‌»هایی برای کنش و سازمان‌یابی جمعی تبدیل می شوند.

یکی از برجسته‌ترین دستاوردهای پانچوها ایجاد یک محیط امن و بر پایه‌ی همیاری بدون اتکا به پلیس یا نیروهای امنیتی خارجی است. در قلب یکی از ناامن ترین مناطق شهر مکزیک، پانچوها توانسته‌اند محیطی بسازند که در آن بچه‌ها بدون نظارت والدین بازی می‌کنند، زنان شب‌ها با خیال راحت تردد می‌کنند، و اختلافات جامعه در داخل جامعه حل می‌شود، که این نشان‌دهنده‌ی یک اعتماد عمومی عمیق و مسئولیت مشترک است.

در حوزه‌ی زیست‌سیاست‌، جایی که کنترل بدن ها اغلب تحت تأثیر ساختارهای اجتماعی هنجارگرا قرار می‌گیرد، جنبش جبهه‌ی مردمی پانچو وی‌یا، نمونه‌ای برجسته از قدرت خودمختاری است. این منطقه‌ی خودگردان فقط یک پروژه‌ی مسکن نیست، بلکه یک رویکرد انقلابی به «رفاه کل‌نگر» است. در ساختار اجتماعی متداول که دسترسی به علم و اطلاعات انحصاری و خصوصی‌سازی شده و فقط متخصصان و نهادهای سلامتی مانند بیمارستانها و درمانگاه‌ها به آن دسترسی دارند، کمیسیون بهداشت در تقابل با این سازوبرگ نهادی به یک فضای جایگزین آموزشی بدل شده و با بازیابی و تمرین علوم پزشکی و کاربردی، پراکسیس رهایی‌بخشی را ارتقا می‌بخشد. این مدل جامعه-محور افراد را توانمند می‌کند و به آنها اجازه می‌دهد تا بر بدن و انتخاب های خود اختیار کامل داشته باشند. پانچوها نشان می‌دهند که چگونه جوامع خودگردان می‌توانند زندگی را نهادینه-زدایی کرده و خدمات مختلف مانند سلامت و آموزش را در دسترس‌تر و با نیازهای منحصربه‌فرد یک جامعه هماهنگ کنند.

با این حال، چالش هایی که پانچوها با آن روبرو هستند قابل‌توجه است. آنها در یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان، جایی که زندگی عمیقاً نهادینه-سازی شده است و اتکا به کارِ مزدی و نهادهای دولتی یک امر عادی است، زیست می کنند. با وجود این، تجربه‌ی آن‌ها نشان می‌دهد که ساخت مناطق شهری خودگردان، به چالش کشیدن روابط اجتماعی سرمایه‌داری و ارائه‌ی شیوه‌های نوین زندگی اشتراکی شهری امکان‌پذیر است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۰ و ساعت 21:38 |

بابک زنجانی؛ کی پشت او بود؟ / ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار کجاست

بابک زنجانی؛ کی پشت او بود؟ / ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار کجاست

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- امروز دهمین سالگرد بازداشت بابک زنجانی در ۹ دی ۱۳۹۲ است. جوانی گمنام که در وضعیت تحریمی دوران احمدی‌نژاد واسطه فروش نفت ایران با ادعای ارتباط با برخی بانک های خارج از تحریم شد ولی به جای آن که پول شرکت ملی نفت ایران را مسترد کند با آن دست به تجارت های کلان و پول شویی زد.


با روی کار آمدن دولت حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ و بازگشت بیژن نامدار زنگنه به وزارت نفت، شرکت ملی نفت ایران از او شکایت کرد و بابک زنجانی در ۹ دی ۱۳۹۲ دستگیر شد.

کانال عصر ایران در تلگرام


دو سال و دو ماه بعد و در حالی که اقتصاد ایران با ورود به دوران پسا برجام نفس تازه می‌کرد حجت الاسلام محسنی اژه‌ای در مقام سخن‌گوی قوه قضاییه در ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ از محکومیت او و دو نفر دیگر به اعدام به اضافه رد مال شاکی (شرکت ملی نفت ایران) خبر داد.

بابک زنجانی

دنبال وامی لپ تاپت رو عوض کنی؟ آخرین فرصت ثبت نام وام 75 میلیون تومانی


این حکم در ۱۳ آذر سال بعد (۱۳۹۵) تایید شد ولی اعدام او 2/7 میلیارد دلار پول را زنده نمی کرد بنابراین ترجیح دادند اعدام نشود تا پول ها را برگرداند. از سوی دیگر احتمالا او هم شنیده بود که دادستان کل وقت گفته است تا زمان استرداد اموال حکم اجرا نمی شود و در این وضعیت شاید هر که جای بابک زنجانی از حیث طمع اقتصادی و نه الزامات اخلاقی بود تردید می کرد که اگر پول ها را برگرداند جان او هم ستانده خواهد شد و چرا باید چنین کند؟


پس از آن بود که حجت الاسلام احمد مرتضوی رییس دیوان عالی کشور اعلام کرد: حکم اعدام قطعی است اما اگر همکاری کند و پول‌ها برگردد در حکم تخفیف داده خواهد شد. یعنی اگر می‌خواهد جانش را نجات دهد پول‌ها را برگرداند.


در این میان البته بخشی از دارایی‌های غیر منقول نقد شد ولی همچنان او یک بدهکار کلان است. برای آن که بدانیم معمای بابک زنجانی چقدر پیچیده است کافی است سخنان تازه اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوری سابق در جشن ۲۱ سالگی روزنامه دنیای اقتصاد در هفته گذشته را نقل کنیم.

در نظر داشته باشید این سخنان را کسی می‌گوید که ۸ سال مرد شماره دو اجرایی و فرمانده اقتصادی دولت روحانی بوده هم در وضعیت بهبود برجامی و هم در شرایط تحریمی و هم رییس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی و طبیعی است که به جد پی‌گیر بازگرداندن اموال و کشف خط و ربط بابک زنجانی بوده باشد چرا که به لحاظ سیاسی هم مربوط به دوران احمدی‌نژاد بود و مشکلی را متوجه خودشان نمی‌کرد.

جهانگیری یک شنبه گذشته -سوم دی ۱۴۰۲ - گفت:‌

« وقتی در مقام معاون اول رییس جمهور گفتم داستان بابک زنجانی سمبل فساد و بزرگ‌ترین فساد قرن و حتی تاریخ است برخی از بزرگان از من انتقاد کردند چرا چنین گفتی؟ پاسخ دادم: با دقت و قاطعیت گفتم چون همین گونه است. 2/7 میلیارد دلار پول نفت را به بابک زنجانی دادند در حالی که بیش از یک میلیارد دلار آن پول نقد بود. البته عدد از این هم بزرگ‌تر است. بابک زنجانی دستگیر و محاکمه و حکم اعدام هم برای او صادر و در دیوان عالی کشور هم تایید شد.

در آن زمان من با همه مذاکره کردم که برای دولت بازگرداندن 2/7 میلیارد دلار مهم است. چون این پول تک‌تک ملت ایران است. باید مشخص شود کی پشت بابک زنجانی بوده اما هیچ کس نفهمید چه کسی پشت بابک زنجانی بوده. از جمله خود من که رییس ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی بودم.

من هم متوجه نشدم کی پشت او بوده. آقای مهندس زنگنه وزیر نفت هم متوجه نشد کی پشت او بوده. برای دانستن این موضوع اگر ۱۰۰ جلسه دادگاه هم لازم بود باید برگزار می‌شد.»

۱۰ سال بعد از زندانی شدن او و با گذشت بیش از ۷ سال از تایید حکم اعدام او پرسش اصلی این نیست که چرا هنوز اعدام نشده است زیرا افکار عمومی در ایران دیگر مانند سال‌های اول انقلاب از اعدام‌ها به هیجان و غلیان نمی‌آید و چاره کار را در دادگاه‌های خلخالی نمی‌بیند و تنها در مواردی مانند خفاش شب مشهد مردم دنبال اعدام بودند تا زودتر این لکه ننگ پاک شود.

چرا که در فقره بابک زنجانی کشف دو موضوع مهم‌تر است: اول این که 2/7 میلیارد دلار پول کجاست و اگر هم بداند و بخواهد آیا می‌تواند برگرداند یا نه؟ دوم همان که معاون اول رییس جمهور سابق گفته است: کی پشت او بوده. چون باو‌ر کردنی نیست بی هیچ حمایت و پشتوانه‌ای بتواند دست به این کار بزند.


داستان بابک زنجانی حتی با ماجرای اخیر فساد چای دبش هم متفاوت است. چون در اینجا مشخص است ارز دولتی گرفته‌اند و سود کلان ناشی از تبدیل به ارز آزاد تحت پوشش واردات چای و ماشین آلات است و گفته شده با فروش اموال مطالبات را برمی‌گردانند.


در قصه بابک زنجانی اما اولا بحث پول نفت مطرح است. نه وام و تسهیلات و ارز دولتی. اصل پولی که به خاطر دور زدن تحریم‌ها به او پرداخت شده و باید برمی‌گردانده. ثانیا این که پول‌ها کجاست و اصلا پولی در کار است یا سر بابک را هم کلاه گذاشته‌اند و پرسش سوم از همه بالاتر و مهم‌تر همان : کی پشت سر بابک زنجانی بود؟

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۹ و ساعت 17:5 |

آشنایی با افزودنی های مجاز در صنایع لبنی و دلایل و فواید استفاده از آن

آشنایی با افزودنی های مجاز در صنایع لبنی و دلایل و فواید استفاده از آن

در زمان قدیم بیشتر مواد غذایی به طور طبیعی تهیه و مصرف می‌شد، اما امروزه محصولات غذایی در کارخانه ها تولیدشده و برای ماندگاری بیشتر و سالم ماندن محصول از افزودنی‌های مجاز و مواد ضد میکروبی استفاده می‌شود. اغلب مردم دوست دارند از مواد نگهدارنده در محصولات غذایی استفاده نشود.

آیا شما با افزودنی های مجاز در صنایع لبنی آشنایی دارید؟ برای تهیه و نگهداری بسیاری از محصولات دارویی، غذایی و بهداشتی و آرایشی از افزودنی های مجاز شیمیایی استفاده می شود. اگر به برچسب روی جلد محصول دقت کنید، نام ترکیبات مجاز که به آن اضافه شده است را می توانید ببینید.

در زمان قدیم بیشتر مواد غذایی به طور طبیعی تهیه و مصرف می شد. اما امروزه محصولات غذایی در کارخانه ها تولید می شود و برای ماندگاری بیشتر و سالم ماندن محصول از افزودنی های مجاز و مواد ضد میکروبی استفاده می شود. اغلب مردم دوست دارند که از مواد نگهدارنده در محصولات غذایی استفاده نشود ولی متخصصان تغذیه اعتقاد دارند که استفاده از مواد نگهدارنده ضد میکروبی در کنار فرایندهای انجام شده بر روی محصول نقش مهمی در حفظ سلامتی مواد غذایی دارد.

افزودنی مواد غذایی چیست؟

مواد شیمیایی یا طبیعی که در طی فرایند تهیه یک ماده غذایی جهت بالا بردن کیفیت، طعم، مزه و رنگ آن و به میزان کم استفاده می شود را افزودنی مواد غذایی می گویند. همچنین افزودنی باعث افزایش ماندگاری محصول می شود. افزودنی های مجاز در صنایع لبنی، در هنگام فرآیند تولید، بسته بندی و نگهداری به مواد لبنی اضافه می شوند و هدف از این کار حفاظت از ارزش ماده لبنی، کاهش ضایعات، افزایش استقبال مصرف کننده از خرید محصول، بالا بردن مدت زمان ماندگاری ماده لبنی، جلوگیری از فاسد شدن محصول لبنی و بهبود طعم و رنگ و غلظت محصول است.

افزودنی های مجاز در صنایع لبنی طبق یک برنامه مشخص و تحت نظارت و بر اساس نوع محصول و به میزان مشخص افزوده می شود.

آشنایی با افزودنی های مجاز در صنایع لبنی و دلایل و فواید استفاده از آن

فواید استفاده از افزودنی های مجاز در صنایع لبنی

۱ - تامین ایمنی مواد لبنی

۲- طولانی شدن عمر نگهداری محصول لبنی

۳ - کم شدن میزان ضایعات مواد لبنی

لیست افزودنی های مجاز در صنایع لبنی

۱- فسفات کلسیم

۲- پلی فسفات سدیم

۳- صمغ گوار

۴- اسید لاکتیک

۵ - صمغ لوبیای لوکاست

۶ - کنستانتره پروتئین شیر

۷ - ناتامایسین

۸ - دی فسفات سدیم

۹ - صمغ زانتان

۱۰ - ویتامین D۳

۱۱ - ویتامین A و روغن پالم

۱۲- ویتامین A استات

۱۳ - سوکرالوز

۱۴- سویا لیستین

۱۵ - سلولز پودر شده

۱۶ - پلی سوربات ۸۰

۱۷ - نشاسته ذرت اصلاح شده

۱۸ - فروکتوز

۱۹ - کاراگینان

۲۰ - دی گلیسیریدها

۲۱ - اسید سیتریک

کاربرد پلی فسفات سدیم به عنوان یک افزودنی مجاز در صنایع لبنی

نمک های پتاسیم و سدیم مثل پلی فسفات سدیم جهت تهیه محصولات لبنی کاربرد دارد. پلی فسفات سدیم به عنوان امولسیفایر، تثبیت کننده، معلق کننده، اتصال دهنده چربی و رطوبت، تشدید کننده حلالیت، بافر و گیرنده یون فلزی در محصولات غذایی استفاده می شود.

پلی فسفات سدیم در تهیه پنیر پروسس و همچنین پنیر پیتزا استفاده می شود و برای کمک به حفظ بافت مواد غذایی در محصولات فرآوری شده استفاده می شود.

در کشور ما ایران، تنها تولید کننده پلی فسفات سدیم ، شرکت غزال نجم (بسام) می باشد که طی چندین سال تلاش توانسته به فرمول منحصر به فرد این محصول دست پیدا کند و نیاز صنایع داخلی کشور مثل صنایع لبنی را به این محصول برطرف نماید.

آشنایی با افزودنی های مجاز در صنایع لبنی و دلایل و فواید استفاده از آن

معرفی سایر افزودنی های مجاز در صنایع لبنی که منشاء طبیعی دارند

۱- بتاکاروتن

۲- اسید مالیک

۳- پکتین

۴ - اسید مالیک

صنایع لبنی سالم باید چگونه باشد؟

۱- پنیر باید دارای شیر کشت شده، آنزیم و نمک باشد پنیر ممکن است دارای پروبیوتیک های خاص باشد.

۲ - شیر باید به طور خالص باشد ولی امروزه در همه محصولات لبنی ویتامین D۳ وجود دارد.

۳ - ماست بایداز شیر و مواد پروبیوتیک های زنده تهیه شده باشد.

۴ - خامه های ترش دارای خامه کشت شده می باشند.

افزودن چه موادی به محصولات غذایی در همه کشورها ممنوع است؟

۱ - نیترات سدیم

۲ - ساکارین

۳ - کافئین

۴ - آسه سولفام پتاسیم: نوعی شیرین کننده مصنوعی که موجب بروز تومورهای ریه، پستان، سرطان خون و بیماری مزمن تنفسی در موش صحرایی شده است. قرار گرفتن به مدت طولانی در معرض اسه سولفام پتاسیم موجب بروز سردرد، گیجی، افسردگی، حالت تهوع و تاثیر بر کلیه و کبد می شود.

۵ - اولسترا

۶ - رنگ های مصنوعی

۷ - آناتو: رنگ خوراکی نارنجی که یک رنگ مصنوعی است و موجب بروز سردرد، بی قراری، تحریک پذیری، ایجاد اختلال در دستگاه گوارش، سیستم عصبی، تنفس و پوست می شود.

۸ - کارمین: رنگ قرمز متمایل به صورتی، که موجب ایجاد واکنش های آلرژیک مثل آسم و عطسه می‌شود. همچنین باعث شوک آنافیلاکتیک می‌شود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۲/۱۰/۰۸ و ساعت 0:39 |

تعصب دینی با جهان چه می‌کند؟ بی‌دین‌ها چه می‌گویند؟

اسد سیف

جنگ‌ها و خونریزی‌هایی که امروز در دنیا می‌گذرد، نقش و جایگاه دین در جامعه را دگربار به پرسشی بنیادین تبدیل کرده است. اسد سیف، پژوهشگر، در یادداشت خود کوشیده است گوشه‌هایی از این موضوع را در تاریخ بازجوید.

ماه گذشته اعلام شد که روند دین‌گریزی در آلمان شتاب دارد و از هر ده نفر هشت نفر گفته‌اند که دین برایشان بی‌اهمیت است. یک پژوهشگر کلیسا نیز گفته است تا پایان همین دهه افراد غیرمذهبی در آلمان اکثریت خواهند داشت. هم‌اکنون ۵۶ درصد مردم آلمان خود را سکولار می‌دانند.

جهان دینداران

اگرچه بی‌دینان در کلیت خویش گردانندگان اصلی چرخه فکر و اندیشه فلسفی در جهان هستند و علم و دانش و دانایی را در دنیا پیش می‌برند، اعلام بی‌دینی از سوی اشخاص هنوز در شمار تابوهاست. هر سال هزاران نشست و سمینار و کنگره از سوی دینداران برپا می‌گردد، ولی بی‌دینان دنیا معمولا تحت چنین عنوانی گرد هم نمی‌آیند. اعلام بی‌دینی حتی در کشورهایی چون ایران، همانا پذیرش مرگ است. به چنین "جرمی" پس از انقلاب هزاران نفر در زندان‌های جمهوری اسلامی به عنوان "مرتد" کشته شدند.

جیمز فریزر، مردم‌شناس نامدار قرن نوزدهم، در اثر جاودانه خویش "شاخه زرین" هزاران گونه دین را برمی‌شمارد که گرچه دیگر وجود ندارند، ولی هنوز هم به شکلی دیگر در ما و با ما زندگی می‌کنند. پنداری خدایان برای انطباق با محیط خود را تغییر داده‌اند.

در این باره که دین از کجا آمده و چرا در جهان چنین گسترده شده، هر کس نظری عنوان می‌کند که می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد، ولی آن‌چه هم‌اکنون در جهان شاهدیم، بسیار کسان به خاطر عقیده یا اعتقادات دینی‌ شکنجه می‌شوند، کشته می‌شوند و مورد تعقیب و آزار قرار می‌گیرند. آزاردهندگان عموماً به دینی دیگر تعلق دارند. با نگاه به جهانِ دو دینی که با هم در جنگند، تفاوت عمده‌ای در آن‌ها نمی‌یابیم. هر یک انسان‌دوستی خویش را به رخ آن دیگری می‌کشد، ولی در واقع هر انسانی را که چون خود او نباشد، طرد کرده، می‌کشد. باورمندان به این ادیان آن چیزی را می‌بینند که خود می‌خواهند ببینند. هر آن‌چیزی که مخالف و یا منتقد آنان باشد، دوست نمی‌دارند، پس نمی‌بینند و نمی‌خواهند که ببینند.

از میان خدایان جهان، خدای ادیان ابراهیمی خشن‌ترین، تنگ‌نظرترین، و خونریزترین خدای جهان است؛ خدایی انتقامجو، ضد زن، تبعیض‌گر و قدرت‌پرست، که هر کس، قوم و یا حتی نسلی با وی به مخالفت برخیزد، به بدترین شکل خواهد کشت و قتل‌عام خواهد کرد. این هیولای ستمکار از کودکان و حیوانات نیز نمی‌گذرد؛ همه باید او را بنده باشند. حاکمیت بر ذهن‌ها تنها با ترس ممکن می‌گردد. ترس از جهان موجود به جهان غیبی نیز سرایت می‌کند.

پیروان هر دین خود را برحق می‌دانند و حقیقت را از آن خود. اعتقادات خویش را مقدس می‌شمارند و دستورات کتاب مقدس‌شان اصولی خدشه‌ناپذیر و ازلی و ابدی هستند. با هر استدلالی که خلاف باورشان باشد، به ستیز برمی‌خیزند. ایمان دینی، صدای هر عقلی را در گلو خفه می‌کند. تنها آموزه همگانی دین‌ها این است که ایمان را به امری مقدس به عنوان فضیلت بدل کنند، آن‌سان که هیچ دینداری در ایمان خویش شک روا ندارد.

می‌گویند اسلام دین صلح است. اگر نخستین دهه حیات مسلمانان را که در اقلیت بودند کنار بگذاریم، از چند سالی پس از کوچیدن پیامبر و پیروان او به مدینه، خون و کشتار جانشین صلح شد. به قول خمینی: «اسلام دین جنگ است و جنگ رحمت است». مسیحیان نیز چنین شیوه‌ای را در قرون وسطی برقرار کرده بودند.

جهان بی‌دینان

بسیاری از مردم فکر می‌کنند که آته‌ئیسم فرزند عصر روشنگری‌ست، در واقع اما در میان فیلسوفان یونان و مصر باستان شک و خداناباوری وجود داشته است. شک در مسیحیت امری بسیار تازه‌تر است. پیامبران خداباور در روند تاریخ گذرنده‌ای بیش نبوده‌اند، آنان بسیار کوشیده‌اند تا در نفی شک، توهمات خویش را به عنوان امری یقینی تبلیغ کنند. آنان رفتند، ولی شک هم‌چنان با پیشینه‌ای حداقل چهارهزارساله پابرجاست.

موضوع خلقت انسان، مرگ او و جهان موجود، بحثی بسیار کهن است. از همان آغاز همیشه ذهن‌هایی شکاک وجود داشته است. در اسنادی که از ۱۴۵۰ سال پیش از میلاد در مصر کشف شده، این جمله تابناک یگانه است: «زندگی را دوست بدار، گور نجات‌بخش تو نیست».

«اگر قدرتی مافوق وجود دارد، پس چرا رنج و مرگ و حوادث طبیعی جان انسان‌ها را می‌گیرند؟». این پرسشی‌ست از سال‌های کهن که ذهنِ بسیارانی را در پی هر حادثه مرگ‌آوری به خود مشغول داشته است. در افکار فیلسوفان چین باستان همین ذهنیت چه بسیار به چالش گرفته شده است. می‌گویند در یونان قدیم، در ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد، در جنگ بین آتن و اسپارت، آن‌گاه که جزیره "ملوس" از سوی دشمن تسخیر شد، مردم دست یاری و پرسش به سوی خدایان دراز کردند، پاسخی اما دریافت نداشتند و این مایه تعجب آنان شد. و سقراط از همین تعجب شک‌برانگیز سخن گفته است.

همین شک بود که سقراط را به دادگاه کشاند و مرگ او را موجب شد. "تئودوروس"، آته‌ئیستی که به بی‌خدایی مشهور بود، در ۳۳۵ قبل از میلاد از یونان گریخت، از طریق دریا خود را به اسکندریه رساند و در آن‌جا بود که نخستین کتاب آته‌ئیستی جهان را با عنوان "درباره خدایان" نوشت. می‌گفت: «هدف زندگی لذت بردن و دوری از غم است. آن‌که عقل دارد، دنبال لذت است. نادانان غم می‌جویند». ابوالعلا معری، فیلسوفِ عربِ قرن چهارم هجری نیز جمله‌ای مشابه دارد: «آن‌که عقل دارد، دین ندارد. آن‌که دین دارد، عقل ندارد».

در میان ایرانیان پورسینا و عمر خیام بیش از دیگران با شک فلسفی به مفاهیم هستی نزدیک شده‌اند. جذابیت اشعار خیام وامدار همین شک است.

طبیعی‌ست که آته‌ئیسم در میان مردمی که به چندخدایی اعتقاد داشتند بیش‌تر و زودتر رشد کرد تا نسبت به آنانی که به خدایی واحد اعتقاد داشتند.

ایپکور، فیلسوف یونانی که ۳۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می‌زیست و در خارج از شهر آتن مدرسه‌ای بنیان گذاشته بود، به شاگردان خود می‌گفت که ترسی از خدایان به دل راه ندهند، چون آنان علاقه‌ای به انسان‌ها ندارند. او از مردم می‌خواست تا شادی خویش را پاس دارند و از زندگی لذت ببرند، زیرا پس از آن دیگر چیزی نیست.

افکار ایپکور هنوز هم جالب و خواندنی‌ست و در جهان طرفداران زیادی دارد. توماس جفرسون، یکی از بنیانگذاران آمریکا، خود را آته‌ئیستی ایپکوری می‌دانست. "تلاش در رسیدن به خوشبختی انسان‌ها" شعار او در تنظیم قانون اساسی آمریکا بود.

جان استوارت میل، متفکر قرن نوزدهم، می‌گفت: «جهان مبهوت خواهد شد اگر بداند که تابناک‌ترین گوهرهایش، برجسته‌ترین چهره‌هایی که عقل و فضیلت آنان شهره خاص و عام است، در قبال دین شکاک‌اند». و این واقعیتی‌ست که هر روز کسان بیشتری خدا را به آسمان می‌سپارند تا بر زمینی زندگی کنند که خود می‌سازند.

با این همه، هنوز سخن برتراند راسل ملموس است که می‌گوید: «اکثریت افراد فرهیخته هیچ باوری به مسیحیت ندارند ولی آن را مخفی نگاه می‌دارند، چون اگر برملا گردد، درآمدشان را از دست خواهند داد».

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۷ و ساعت 23:34 |

نتیجه یک تحقیق: دین‌گریزی در جامعه آلمان رو به گسترش است

۱۴۰۲/۸/۲۳۱۴۰۲ آبان ۲۳, سه‌شنبه

بر اساس یک نظرسنجی پژوهشی کلیسای انجیلی آلمان، از هر ده نفر، هشت نفر گفته‌اند که دین برای آنها بی‌اهمیت و یا کم‌اهمیت است. احتمال داده می‌شود که سال آینده شمار افراد دارای وابستگی مذهبی در آلمان به زیر ۵۰درصد نزول یابد.

پیوندهای کلیسایی و دینداری آلمانی‌ها با روندی سریع‌تر از آنچه انتظار می‌رفت سیر نزولی دارد. این یک نتیجه محوری از ششمین مطالعه موسوم به "عضویت در کلیسا" است که کلیسای انجیلی آلمان (EKD) در شهر اولم در نشست شورای این کلیسا منتشر کرد.

اکثریت احتمالا دیگر عضو یک کلیسا نخواهند شد

بر اساس روند کنونی، سهم افراد دارای پیوندهای کلیسایی در آلمان در سال آینده به زیر ۵۰درصد خواهد رسید.

کریستوفر یاکوبی، پژوهشگر انستیتوی علوم اجتماعی کلیسای انجیلی آلمان، به هنگام ارائه پژوهش خود به ۱۲۸ نماینده این کلیسا توضیح داد که انتظار می‌رود افراد غیرمذهبی در پایان دهه ۲۰۲۰ از مرز ۵۰درصد فراتر روند و بدین گونه اکثریت مطلق جمعیت را تشکیل خواهند داد.

این نظرسنجی جامعه‌شناختی همچنین به این نتیجه رسیده است که کاهش شمار اعضای کلیسای انجیلی یا پروتستان تا سال ۲۰۶۰ به نصف، که چهار سال پیش توسط پژوهش دیگری پیش‌بینی شده بود، احتمالاً در دهه ۲۰۴۰ محقق خواهد شد. تنها ۲۷درصد از کاتولیک‌های که مورد سوال قرار گرفته‌اند، در حال حاضر خروج از کلیسا را رد می‌کنند. این رقم در میان پروتستان‌ها ۳۵درصد است. در نظرسنجی حدود ده سال پیش عضویت کلیسا ۷۴درصد خروج از کلیسا را منتفی می‌دانستند.

بر اساس این پژوهش، اکثریت شکننده‌ای از آلمانی‌ها در حال حاضر پیوند مذهبی کلیسایی دارند. در صورتی که اعضای تمام مذاهب مسیحی، از جمله اعضای کلیساهای ارتدوکس و آزاد را جمع بزنیم، سهم آنها از جمعیت در پایان سال ۲۰۲۲ به ۵۲درصد بالغ بوده است.

طبق این پژوهش جامعه‌شناختی، هم امروز نیز افراد مذهبی به وضوح در جامعه آلمان در اقلیت هستند، چرا که پیوندهای افراد باورمند به مذهب هم سست شده است. حدود ۱۳درصد از افراد پرسش‌شده خود را مذهبی کلیسایی می‌دانند، ۲۵درصد از دین دوری گزیده‌اند، ۵۶درصد خود را سکولار می‌دانند، و حتی در میان اعضای کلیسا، همه خود را مذهبی نمی‌دانند.

اکثریت بزرگی خواستار اصلاحات در کلیسا هستند

فولکر یونگ، رئیس کلیسای هسن-ناسائو، در این رابطه گفت که رویگردانی دائمی و یا تدریجی مردم از کلیسا با انتظار مربوط به تحول در کلیسا و آموزه‌های مرتبط است.

بیشتر بخوانید: رسوایی جنسی کلیسا؛ انتقاد اسقف اعظم مونیخ از پاپ پیشین

بر اساس این مطالعه، ۸۰درصد از اعضای کلیسای پروتستان خواستار تغییراتی در آموزه‌ها و ارزش‌های کلیسایی هستند. یونگ که رئیس هیئت مشورتی تحقیقات عضویت کلیسا و عضو شورای کلیسای پروتستان آلمان است، گفت: اما این به تنهایی راهنمای عمل نیست. اکنون باید در مورد پیامدهای نتایج بحث شود.

ششمین بررسی عضویت کلیسا در آلمان

پژوهش "عضویت در کلیسا" از سال ۱۹۷۲ بدین سو تقریباً هر ده سال یکبار منتشر می‌شود. این یک مطالعه دینی- جامعه‌شناختی است که به بررسی نگرش نسبت به دین و کلیسا در جامعه آلمان می‌پردازد.

در پژوهش حاضر، نتایج عضویت در کلیسای کاتولیک نیز برای اولین بار بررسی شده است. این نظرسنجی میان اکتبر و دسامبر ۲۰۲۲ از سوی انستیتوی نظرسنجی فورسا صورت گرفته است. در مجموع ۵۲۸۲ نفر مورد پرسش قرار گرفتند. این مطالعه زیر نظر انستیتوی علوم اجتماعی کلیسای پروتستان آلمان صورت گرفت و کنفرانس اسقف‌های کاتولیک آلمان برای اولین بار در آن شرکت داشت.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۷ و ساعت 23:21 |

سفره مردم در ۱۴۰۳ چقدر کوچک می‌شود؟

سفره مردم در ۱۴۰۳ چقدر کوچک می‌شود؟

اخذ مالیات های سنگین نسبت به سال‌های قبل، فشارهای مضاعفی است بر دوش ملت؛ که خود خسته از تورم دو رقمی در کشیدن بار زندگی بر دوش‌شان هستند و این سال‌ها دارند با سیلی صورت‌شان را سرخ نگه می‌دارند.

روزنامه اعتماد نوشت: در بودجه ۱۴۰۳شوک‌های تورمی بالای ۵۰درصدی، فشارهای مالیاتی در حوزه‌های مختلف کسب و کار، مالیات بر درآمد، مالیات بر حقوق کارکنان، مسکن، خودرو که تاب‌آوری در برابر استرس‌های تورمی را ندارند و از سوی دیگر بحران مدیریت مالی بر سر کالاهای یارانه‌ای سبد استراتژیک معیشت مردم سایه شوم خود را افکنده است.

همچنین در صدر آنها، بحران حامل‌های انرژی و سوخت بنزین که تازه از طریق سوخت‌های گوگردی با مازوت‌سوزی و فاقد کیفیت لازم است!

در واقع زیست طبیعی شهروندان را مختل و سلامت نسل‌های آینده را نیز به ‌طور جد تخریب و تهدید نموده است! (آمارهای رسمی مرگ و میرهای ناشی از آلودگی هوای کلانشهرها و شهرهای بزرگ در محاذات صنایع و همچنین کیفیت سوخت خودروها، خود گواه بر این مدعاست).

اکنون مردم شاهد آن هستند که مبحث مالیات نیز یک گونه مضاعفی ایجاد کرده است. گرچه مالیات به خودی خود اثرات ضد تورمی خواهد داشت، لیکن در شرایط تداوم تورم دو رقمی با اعلام رسمی دولت در حد ۴۰% و در واقعیت با قابلیت انتظار حداقل ۵۰% دوگانه ناهمواری است برای دولت و ملت ایران؛ یعنی در ازای افزایش درآمدهای مالیاتی دولت با رشد سالانه ۵۰درصدی و تغییرات و نارسایی در مورد معافیت‌های مالیاتی در برخی کالاها و خدمات معاف از مالیات که برای پیشرانی اقتصاد پروژه‌ها تنظیم می‌شوند؛ در کنار امکان تاب‌آوری مردم و بنگاه‌های اقتصادی برای واجد بودن تحقق سیاست‌های مالیاتی دولت، نوعی نافرجامی را از هم‌اکنون حکایت می‌کنند.

در نتیجه اخذ مالیات‌های سنگین نسبت به سال‌های قبل، فشارهای مضاعفی است بر دوش ملت؛ که خود خسته از تورم دو رقمی در کشیدن بار زندگی بر دوش‌شان هستند و این سال‌ها دارند با سیلی صورت‌شان را سرخ نگه می‌دارند.

البته هوشیاری حاکمیت یکدست در کوچک کردن هزینه‌های جاری دولت سیزدهم و بستن بودجه به صورت انقباضی، با کاهش فزاینده‌تر نسبت به رشد دو سال قبل؛ سال اول (رشد بودجه ۱۴۰۰ معادل ۱۲۴%) و سال دوم (رشد بودجه ۱۴۰۱ معادل ۵۰%) داشته است. با این قرینه‌سازی، افزایش قیمت‌ها تا ۴۶% و حس آثار تورمی ناشی از تصمیمات و اقدامات ناپخته و خام و از طرفی لمس کسری‌های بودجه در سال‌های مزبور، توخالی بودن شعارها را اثبات و او را به درک واقعیت اجتناب‌ناپذیرِ کم کردن سرعت و نرخ رشد تورم رسانیده است!

منابع عمومی دولت در بودجه با رشد ۱۶.۷درصدی به ۲۴۲۹ هزار میلیارد تومان (همت) و درآمدهای پایدار نیز با رشد ۴۱.۹درصدی به ۱۴۹۵ همت پیش‌بینی شده است. فروش نفت هم در لایحه ۱۴۰۳ نسبت به قانون بودجه سال گذشته کاهش ۱۶درصدی داشته است.

پیش‌بینی رشد منابع عمومی دولت با ۲/۱۸% رشد از ۲۰۸۲ همت در سال ۱۴۰۲ به ۲۴۶۲ همت در سال ۱۴۰۳ در حوزه درآمدها تخمین زده شده است. این موارد شامل: رشد ۹/۴۱% از ۱۰۵۴ همت در سال ۱۴۰۲ به ۱۴۹۶ همت در سال ۱۴۰۳ و کاهش ۶/۱۱% واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای از ۷۳۲ همت در سال ۱۴۰۲ به ۶۴۷ همت در سال ۱۴۰۳ و البته افزایش ۹/۷% واگذاری دارایی‌های مالی از ۲۹۶ همت در سال ۱۴۰۲ به ۲۴۶ همت در سال ۱۴۰۳ است.

همچنین طبق جدول اعلامی بودجه ۱۴۰۳ سقف درآمدهای دولت و تراز عملیاتی، با بهبود نرخ رشد تراز عملیاتی منفی ۳۲درصدی پیش‌بینی شده است.

اما اینکه آیا دولت براساس مبنای اندازه‌های واقعی اقتصادی، اندازه خودش را به میزان ۳۰% کوچک‌تر کرده است یا خیر؟! باید مشاهده کرد این کوچک شدن اندازه‌های اقتصادی دولت از منابع بخش سرمایه‌گذاری بوده که ضدتورم است یا صرفا نوعی ارزش اسمی و غیرقابل تحقیق است! یا تحقق منابع بخش درآمدهای مالیاتی نیز که مانع گسترش تورم بوده، چقدر از پیش‌بینی‌های بودجه‌ای آن قابل تحقق است؟!

همه موارد فوق براساس مفروضات منابع و مصارفی است که طبق جدول شماره ۶ بودجه سال بعد، پیش‌بینی شده که اولا در آن واحد ارز از دلار به یورو تغییر یافته است. مقدار صادرات نفت خام و میعانات ۱.۳۵۰.۰۰۰ (یک میلیون و سیصد و پنجاه هزار) بشکه در روز با قیمت هر بشکه نفت صادراتی معادل ۶۵ یورو تخمین زده شده است. اما آنچه که تا به امروز ملموس بوده است، دست‌کم در بهترین حالت با تورم ۵۰%، افزایش حقوق ۲۰% و فشار مضاعف با اعمال مالیات افزایشی بیش از ۵۰%؛ تحقق کوچک‌تر شدن سفره‌های مردم تا حدود ۳۰% دیگر در سال آتی قابل تخمین می‌باشد!

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۷ و ساعت 18:16 |

هم میهن :

اختلاس گران و مفسدان اقتصادی چه می کنند که دولت متوجه خلاف شان نمی شود/ جز این است که خود دولت در آن سهیم است؟

هم میهن : اختلاس گران و مفسدان اقتصادی چه می کنند که دولت متوجه خلاف شان نمی شود/ جز این است که خود دولت در آن سهیم است؟

جالب اینجاست که در هر دولتی یک یا چند مورد اختلاس کلان رخ داده که معلوم می‌شود علت اختلاس، گرایش‌ها و رویکردهای مسئولان دولت هم نیست؛ بلکه سیستم اقتصادی کشور دچار اختلال‌هایی است که اجازه اختلاس به افراد یا وابستگان هر گرایشی را می‌دهد.

هم میهن نوشت: هر بار که خبر اختلاسی منتشر می‌شود، این سوال شکل می‌گیرد که زمینه بروز چنین تخلفات و سوءاستفاده‌هایی در سیستم اقتصادی چیست؟

هرکس که در زندگی خود یک بار در آزمون و مصاحبه استخدامی شرکت کرده باشد، می‌داند که سخت‌ترین گزینش‌های اعتقادی و بزرگترین فیلترهای راستی‌آزمایی مربوط به سیستم اداری و استخدامی کشور ماست؛ اما چه می‌شود که بزرگترین اختلاس‌های اقتصادی نیز مربوط به کشور ماست؟ در واقع، افرادی که بدنه مجموعه دولت را تشکیل می‌دهند، در هنگام ورود مشکلی ندارند؛ اما وقتی وارد مجموعه‌ای دولتی می‌شوند به حفره‌های سوءاستفاده اقتصادی از بخش دولتی پی می‌برند و در این شرایط، دیگر اعتقادات و شرعیاتی که هنگام استخدام از آنها پرسیده شده، تضمین خودداری آنان از سوءاستفاده از حفره‌های سیستم نیست.

جالب اینجاست که در هر دولتی یک یا چند مورد اختلاس کلان رخ داده که معلوم می‌شود علت اختلاس، گرایش‌ها و رویکردهای مسئولان دولت هم نیست؛ بلکه سیستم اقتصادی کشور دچار اختلال‌هایی است که اجازه اختلاس به افراد یا وابستگان هر گرایشی را می‌دهد.

اینجاست که می‌توان گفت گزینش استخدامی افراد نمی‌تواند تعهدی بر اختلاس‌گر نشدن افراد در بدنه دولت باشد.

در فساد اخیر چای دبش ثبت سفارش این شرکت برای چای درجه یک هندی بوده، اما چای درجه دو کنیایی وارد کرده که اختلاف قیمت آن برای هر کیلوگرم به ۱۲دلار می‌رسیده؛ سپس چای نامرغوبی که به قیمت ۲دلار در هر کیلوگرم خریداری شده، در بازار به قیمت ۱۴دلار به فروش می‌رسیده است.

جالب آنکه مجموعه‌ای متشکل از سازمان استاندارد، گمرک و حتی وزارتخانه‌هایی چون جهاد کشاورزی و سازمان غذا و دارو نیز کیفیت چای وارداتی را تأیید کرده‌اند. آیا آن افرادی که مسئول تایید کیفیت چای در جهاد کشاورزی و سازمان غذا و دارو و گمرک و سازمان استاندارد بوده‌اند، برای استخدام گزینش نشده‌اند؟

اینجاست که سوالی دیگر ایجاد می‌شود که در این اختلاس‌ها یا افراد در سازمان‌ها و ارگان‌ها تامین مالی می‌شوند یا تهدید جانی و شغلی که باید شرکت ما و کیفیت محصول ما (در اینجا چای) را و نیازمندی ما به ارز دولتی و نیمایی را تایید کنید. چرا دولت باید مبلغ یک میلیارد و چهارصد و هفتاد و دو میلیون دلار ارز دولتی به شرکتی کمک کند؟

درست است که آن شخص مورد نظر، دولت نیست و بخش خصوصی محسوب می‌شود، ولی یک شرکت تشکیل می‌شود و همه متخلفان در آن شریک می‌شوند یعنی احتیاج به ابزاری دارد که بعضی از آن در اختیار واردکننده چای است و بعضی در اختیار شخصی در گمرک، در بانک مرکزی، در بخش ثبت سفارش وزارت صمت و جهاد است؛ بنابراین برای خروجی این فساد، باید این حلقه در جاهای مختلف به درستی شکل بگیرد. اما وقتی پای صحبت با اخلال‌گران اقتصادی می‌نشینیم، می‌گویند ما برای دولت و دور زدن تحریم‌ها تجارت اقتصادی کردیم، ما کارآفرین بودیم و اصطلاحاً فاینانس (وام از شرکت‌های خارجی) دریافت کرده‌ایم‌.

اما سوال ما از این اختلاس‌گران محترم که روزگاری معتبر بودند این است که آیا شما برای دور زدن تحریم‌ها و ورود کالا و خدمات به داخل کشور از منابع اختصاصی خویش استفاده کرده‌اید یا وام چندهزار میلیاردی و دیربازده از بیت‌المال گرفته‌اید؟ و اگر می‌گویید فاینانس (وام) از شرکت‌های خارجی و داخلی گرفته‌اید این شرکت‌ها به کدام اعتبار خصوصی شما وام داده‌اند؟ مگر اینکه شما به‌عنوان نماینده یک شرکت دولتی و ثبت‌شده در کشور توانسته باشید برای خود اعتبار درست کنید.

متاسفانه سیستم برای آدمی که ۵۰ هزار دلار یا ۱۰۰ هزار دلار واردات دارد، با سختگیری زیاد عمل می‌کند، ولی گویا برای ارقام بزرگ‌تر این سیستم منفعل می‌شود. یک دلیل آن هم این است که وقتی شخصی بخواهد یک میلیون دلار واردات انجام دهد، نمی‌تواند به کسی حق حساب بدهد، ولی وقتی ۱۰۰ میلیون دلار واردات شد، آن موقع شخص متخلف می‌تواند یک میلیون دلارِ آن را هزینه کند و حق حساب بدهد و خیلی‌ها را با همین یک میلیون دلار با خود همراه کند.

فارغ از بحث‌های سیاسی، اتفاقاتی همچون اغتشاشات اجتماعی که از سال ۹۶ به این سو شکل گرفت، ریشه آن‌ها همین تبعیض و نابرابری اقتصادی و تنگی معیشت بوده است که مردم احساس کردند و همچنین آنها را عصبانی کرده است. مجموعه این اتفاقات باعث شده تا بین مردم و دولت‌ها یک دیوار بی‌اعتمادی شکل بگیرد.

اگر قرار است در کشور ارزهای چندنرخی داشته باشیم، باید بانک مرکزی و دولت به‌عنوان ناظر بر این سازوکار، بر ۱۰۰ درصد ارزهای حاصل‌شده برای کشور تسلط داشته باشد وقتی که ارز را به واردکننده اختصاص می‌دهید که واردات انجام دهد و ۱۸ ماه فرصت است تا این ارز را تسویه کند؛ معنایش این است که یک‌سال‌ونیم به واردکننده اجازه می‌دهیم هر بهانه‌ای بیاورد اما اگر بانک مرکزی متمرکز عمل کند، دیگر این زمان یک سال و نیم اشکال دارد.

شاید بارها نام سوئیفت را شنیده باشید؛ سوئیفت یک دستگاه خودپرداز بین‌المللی است. وقتی شما دسترسی به دستگاه عابربانک (خودپرداز) نداشته باشید برای اینکه بخواهید از شهرستان مبلغ زیادی را به فرزندتان در تهران برسانید مجبورید این مبلغ را دست یک‌ راننده اتوبوس بدهید تا آن را به مقصد شما برساند؛ آن راننده مبلغی را به‌عنوان دستمزد برمی‌دارد و مبلغی را هم امکان دارد خودش در بی‌اطلاعی شما بردارد و مبلغی را به شاگردش بدهد و حتی بگوید ماشین خراب شد مجبور شدم مبلغی را برای تعمیر خودرو استفاده کنم و به فرزندتان بگوید پدر شما همین پول را به من داده حال شما هرچقدر راننده را گزینش کرده باشید و همچون آزمون و مصاحبه استخدامی از فیلترهای شرعی عبور داده باشید، چون راهکار نرم‌افزاری ندارید و دسترسی به دستگاه خودپرداز ندارید، مجبورید به اقدام این راننده که الان اختلاس‌گر شده تن دهید.

تحریم سوئیفت علیه ایران موجب فشار اقتصادی به کشور در تحریم‌ها شده که نظام اقتصادی کشور نتواند از درگاه بین‌المللی، پولی به حساب شرکت‌های خارجی واریز کند و در اقتصاد دنیا شریک باشد پس باید به راننده‌ای همچون بابک زنجانی‌ها و شرکت‌ها اعتماد کند تا آنها با عنوان یک شرکت خصوصی برایش تجارت کنند و اینجاست افراد و شرکت‌هایی ظهور می‌کنند که دولت به آنها اعتماد کرده و ارز دولتی داده تا به‌عنوان یک شرکت خصوصی یا کارآفرین تحریم‌ها را در زمینه صادرات و واردات دور بزنند.

در یک‌نگاه کلان، عامل مهم فساد در کشور دولتی بودن مجموعه‌هاست. وقتی مجموعه‌ای از بیت‌المال، تامین منابع مالی می‌کند و خودش مولد و تولیدکننده پول نباشد، دست در جیب ذخایر دولتی دارد. حال شما ادعا کنید متشرع‌ترین فرد را در استخدام گزینش کرده‌اید و در آنجا گذاشتید اما باز اختلاس رخ می‌دهد. اما اگر آن شرکت خصوصی و سهامی خاص باشد، افراد می‌دانند درصورتی‌که با کسری روبه‌رو شوند و بدهکار و مقروض، باید از جیب خویش به آن مجموعه هزینه را برگردانند. باید قبول کنیم که دولت تاجر خوبی نیست و کشور باید از اقتصاد دستوری و دولتی فاصله بگیرد؛ اقتصادی که دولت ارز بدهد و برای صادرات و واردات و حتی ساعت بانک‌ها تصمیم بگیرد، اقتصادی پویا نیست؛ زیرا دولت نمی‌تواند بر تمام سطوح زیرین یک تجارت ورود کند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۷ و ساعت 0:31 |

آنتونیو نگری و جنبش چپ ضد سرمایه داری ایتالیا!

از دهه شصت قرن بیستم، جنبش انقلابی ایتالیا با اندیشه های آنتونیو (تونی) نگری آمیخته گشته است، زیرا او بود که پرچم مبارزه ی طبقاتی و بطریق اولی ضد سرمایه داری در ایتالیا را حفظ می نماید و با سازشکاری سندیکاها و حزب کمونیست ایتالیا که در چارچوب بروکراسی دولت های بورژوازی فعالیت دارند، گسست می کند.

آنتونیو نگری در اول اوت ۱۹۳۳ میلادی در شهر پادووا (Padova) در شمال ایتالیا و در نزدیکی “ونیز” دو خانواده ای متولد می شود که مادرش آموزگار و پدرش، بلونیایی (Bologna) که در “پادووا” کارگری می نمود و در ضمن یکی از بنیان گذاران حزب کمونیست ایتایا در اولین کنگره در شهر “لیورنو” (Livorno) بود. آنتونیو نگری ۶ ساله بود که جنگ جهانی دوم برای تقسیم مجدد دنیای سرمایه داری تحت نام جنگ علیه فاشیسم آغاز می گردد و سپس در نوجوانی به نیروهای مذهبی کاتولیک ها ملحق می شود و در سال های ۱۹۵۴ و ۵۵ با پذیرش اندیشه ی برابرطلبانه به حزب کمونیست ایتالیا می پیوندد. او از ابتدای سال های شصت میلادی با رفرمیسم احزاب کمونیستی وداع می کند و با نوشتن “دفترها و یا یادداشت های سرخ” (Quaderni Rossi) که به فرانسه مفهوم (Cahiers Rouges) به خود می گیرد، همراه با رفقای خود آنرا در کارخانه های شهرهای پادووا، ونیز، تورینو و نیز میلان توزیع می نمود.

آنتونیو نگری از سال ۱۹۶۷ استاد فلسفه حقوق دانشگاه علوم سیاسی پادووا منصوب می گردد و در جنبش دانشجویی ۶۸ شرکت نموده و از این تاریخ است که بسیاری از تغیرات سیاسی در زمینه ی گسترش مبارزه ی طبقاتی و نفی رفرمیسم در وی شکوفا می شود. او بعنوان یک متفکر که در زمینه ی بسیج و سازماندهی سیاسی تبحر داشت، دست به ابتکار دو نیروی مستقل کارگری می نماید که در سراسر ایتالیا، ایده ی عملی وی دنبال می گردد. اولی “قدرت کارگری” (Potere Operaio) یا به فرانسه Pouvoir Ouvrières و دومی که تمام جنبش دانشجویی و نیز کارگری در سطح سراسری تا سال ها مرکز اعتراضی چپ انقلابی ایتالیا بشمار می رفت، یعنی Autonomia Operaia (استقلال کارگری) نام گرفته بود. این جنبش وسیع که در تمام شهرهای ایتالیا موجودیت داشت ، در همه ی تظاهرات اعتراضی از جمله در برابر خشونت پلیسی ایستادگی می نمود و آنتونیونگری همواره معتقد بود که مقاومت در برابر ظلم بورژوازی اساس مبارزات و ااهداف آنرا برجسته می کند. “استقلال کارگری یعنی Autonomia Operaia دارای گرایشات متفاوت چپ و کارگری بود ولی از سال های هفتاد میلادی گروه کوچکی به نادرست تحت تاثیر آن دوره از شرایط تاریخی بویژه در آمزیکای لاتین و نیز کوبا به مبارزه ی مسلحانه و اعمال تروریستی روی می آورند و همانند “گروه بایدر ماینهوف” در آلمان و “آکسیون دیرکت” (Actions Direct ) در فرانسه این شیوه از مبارزات جدا از طبقه ی استثمار شونده را انتخاب می کنند که « Brigade Rosse » (BR) “بریگاد سرخ” نام داشت و عملیات متعدد مسلحانه را غملی می ساخت. در سال ۱۹۷۸ نخست وزیر سابق (_پرزیدنت شورای حکومتی) که دبیر کل “حزب دموکرات مسیحی” ایتالیا نیز بود یعنی (Aldo Moro) پس از ربودن وی بوسیله “بریگاد سرخ” که تا مدتی در مخفیگاهی در اختیارشان قرار داشت، به قتل می رسد و دولت ایتالیا نشانه را بسوی آنتونیو نگری می گیرد و او را تئوریسین و ایدئولوگ این گروه که ترور سیاسی انجام می داد معرفی می نماید و حتا عنوان میدارد که در عملیات و بازجویی از “آلدو مورو” مستقیمن شرکت داشت. به همین دلیل در سال ۱۹۷۹ آنتونیو نگری همراه ده ها نفر از رفقایش دستگیر و زندانی میشوند. حاکمیت بورژوازی ایتالیا هیچ دلیلی نداشت که در ارتباط با تعلقات سیاسی وی به “بریگاد سرخ” ارائه دهد و دست به عملیات نافرجامی میزند. “حزب رادیکال” (Partito Radicale) در انتخابات پارلمانی نام آنتونیو نگری را که در زندان بسر می برد، در لیست انتخاباتی خود قرار می دهد و آنتونیو با رای مردم ایتالیا بعنوان نماینده در پارلمان این کشور انتخاب میشود و حاکمیت سیاسی مجبور می گردد که بر مبنای مصونیت قضایی وی را آزاد کند. نگری در پارلمان به افشاگری می پردازد و عرصه را به بورژوازی ایتالیا تنگ می نماید بطوری که دولت با ارائه ی قانونی وضعیت سیاسی و مصونیت قضایی آنتونیو را در تهدید همه جانبه قرار می دهد. از آنجا که نگری اخراج از پارلمان و زندانی شدن دوباره خود را حتمی می دانست، پس از دو ماه فعالیت پارلمانی با کمک رفقای خود با قایقی از طریق آب ها به منطقه ی (Corse) در فرانسه و از آنجا به پاریس می آید و از سال ۱۹۸۳ پناهنده سیاسی در این کشور می شود. وی پس از مدتی در دانشگاه پاریس ۸ به استادی فلسفه نائل می گردد و در ضمن در “مدرسه ی عالی ژیل دولوز و فلیکس گاتاری” به تدریس مشغول می شود. همه ی این برنامه ها در زمان ریاست جمهوری “فرانسوآ میتراند” که یک چپ بورژوایی بود” صورت عملی به خود می گیرد و گرنه از زمان ریاست جمهوری “نیکلا سارکوزی” به دلیل اینکه وضعیت جامعه عوض میشود و نظام سرمایه داری فرانسه بیش از بیش مافیایی می گردد، آنتونیو نگری نمی توانست از مصونیت پناهندگی برخوردار شود” زیرا به حاکمیت سیاسی ایتالیا بازگرداننده میشد.

او همواره تعلق سیاسی خود را به “بریگاد سرخ” ایتالیا نفی نموده و عنوان میساخت “گروهی که قتل های سیاسی را مشروعیت می بخشد و فعالیت ها را که بسی پیچیده اند در این سطح استوار می سازد، برایم غیرقابل پذیرش و دردناک و وحشت آور است”. این چهره ی سزشناس انقلابی در سال ۱۹۹۵ با “مایکل هارد” (Michael Hardt) استاد ادبیات دانشگاه دوک (Duke) در ایالات متحد آمریکا، کتاب “امپراطور” را به نگارش می آورد که در سال ۲۰۰۰ انتشار مییابد. وی در این کتاب دیگر طبقه ی کارگر را تنها نیرویی برای کسب قدرت سیاسی علیه نظام سرمایه داری نمی داند و معتقد است که امپریالیسم بوسیله ی حاکمیت نظام کاپیتالیستی و نیز کارفرمایان سرمایه های انحصاری و تقویت روانکاوانه در ارتباط با نفوذ در افکار درونی مردم را وسعت هر چه بیشتری بخشیده و از این نظر امپریالیسم به امپراطوری تبدیل شده است. این برنامه ی وسیع جهانی موجب می شود که طبقه ی کارگری که در کارخانه ها و کارگاه های فنی به کار فیزیکی اشتغال دارند از وزن آن کاسته گردد و بسیاری از کارهای متعدد و متفاوت فکری در مجموعه ای واحد، کسب قدرت سیاسی علیه نظام سرمایه داری را از آن خود سازند. آنتونیو نگری این نیروی جدید ضد سرمایه داری را همراه طبقه کارگر “مولتی تود” (Multitude) نام گذاری می کند. شنیده ام که این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است که در اختیار من قرار ندارد، ولی این کتاب را به زبان فرانسه مطالعه نموده ام. اشتباه بزرگی خواهد بود که “مولتی تود” به مفهوم “تمام خلقی” در نظر گرفته شود، زیرا قادر نخواهد بود که اندیشه های آنتونیو نگری را توضیح دهد، به این دلیل ساده که وی در این کتاب “مولتی تود” را مترادف با آحاد اجتماعی آن که همراه طبقه ای که در کارخانه ها بصورت فیزیکی به کار اشتغال دارند یعنی (Les Usines) ” هم شکل، هم جنس، هم آهنگ و همانند می داند. از این نظر است که در این کتاب “امپراطور” در مقاطعی برای شفافیت بخشیدن و درک هر چه بیشتر آن، از عبارت (Multitude insurgée) استفاده می کند که کاملن با مفهوم “پوپولیستی” و یا “تمام خلقی” تفاوت دارد. وانگهی آنتونیو نگری “امپراطوری” را یکی از پایه های پوپولیسم و مواضع تمام خلقی ارزیابی می کند و بر این باور است که امپراطوری نیروهای کار را تغییر شکل داده است و برنامه های نوینی در زمینه ی فعالیت های غیر مادی، یعنی فکری بوجود آمده است. او معتقد است که امپراطوری وضعیت استثمار انسان ها را بسی شدیدتر کرده است زیرا با تفوق نسبی کار فکری، استراحت انسان نسبت به گذشته کمتر گشته و حتا فعالیت های فکری، انسان ها را در شبانه روز به خود مشغول می دارد. تنها آلترناتیو در برابر چنین استثمار وحشیانه ای، انقلاب مولتی تودهای کار برای آفریدن زندگی مشترک انسانی است. البته وی در ارتباط با اندیشه های اشتراکی و زندگی مشترک انسان ها در جامعه ی آزاد جهانی بیش از بیش به ایده های فلسفی مارکس، اسپینوزا و ماکیاول ارزش قائل است و زندگی اشتراکی را محور و اساس زندگی اجتماعی ارزیابی می کند. نگری با مفاهیم “مولتی تود” با رفرمیسم مرزبندی می نماید و در مصاحبه ای که با “مجله فلسفی” فرانسه در سال ۲۰۰۶ انجام داده است و من آنرا در همان سال تحت عنوان “قدرت سیاسی در هر جایی قابل به شکستن است” به فارسی ترجمه کرده ام، عنوان میدارد: “امروزه نمایندگان کشورهای غربی که از طرف مردم انتخاب شده اند، پاسخگوی منافع شهروندان خویش نمی باشند. وجود چنین نمایندگانی قادر به ارائه ی راه حل اجتماعی نیست و منطبق بر اهداف جنبش مذکور نمی باشد. توسعه ی مناسبات ارتباط حمعی و نحوه و نفوذ راه نوین مبارزات آرام، سدی در برابر تحقق اعمال مثبت ایجاد می نماید. یکی دیگر از نکات بزرگ منفی جنبش “جهان دیگری ممکن است”، پیشنهاد جهت اصلاح قوانین دولتی است. ما چنین پیشنهاداتی را در رابطه با جنبش یاد شده خردمندانه نمی بینیم.”.

البته باید اضافه نمایم که در مواضع سیاسی آنتونیو نگری درک های انحرافی موجود است که می توان از جمله در ارتباط با حکومت واحد اروپایی که منظورش علیه دولت ـ ملت هر جامعه ی اروپایی بود انتقاد جدی داشت. واقعیت اینست که او در قرن بیست و یکم دارای فراز و نشیب هایی بود که اینها نمی توانند از ارزش ها و خدماتی که در گذشته انجام داده است بکاهد.

در کتاب امپراطوری او از “بیو پلتیک” و نیز “بیو حاکمیت سیاسی” صحبت می کند که البته چنین مفاهیمی را به گفته خود از “میشل فوکو” گرفته است ولی نگری معتقد است که فوکو نتوانست به درستی انرا تجزیه و تحلیل نماید. منظور آنست که “بیو” مجموعه ای از کار فکری و فیزیکی و کشش ذهن انسان اجتماعی بسوی تولید سرمایه داری با مفهوم امپراطوری است. مجموعه ای که مدام تولید و بازتولید می شود که ما در صفحه ی ۵۴ این کتاب مشاهده خواهیم کرد.

Empire – Michael Hardt – Antonio Negri page 54 – Collection Fait et cause

او معتقد است که انکشاف نظام سرمایه داری مبتنی بر امپریالیسم، مناسبات این نظام را از خارج به داخل منتقل می نمود، ولی برعکس “امپراطوری” همین مناسبات را از داخل به خارج آن انکشاف می دهد. “در واقع جهانی شدن بازار و سرمایه، طبیعت قدرت را تغییر داده است… استقلال ملی دولت ها، تضعیف شده است و سازمان های غیر دولتی و یا فرا دولتی، قدرت همه جانبه را به پیش میبرند و احکام کلی و امنیت آنرا تامین می کنند. دقیقن بر چنین پایه و مبنایی بود که نظم و منطق قدرت سیاسی نوین را با عبارت “امپراطوری” برگزیدم.

و یا می نویسد که امپراطوری قدمی به جلو در برابر امپریالیسم و دولت مدرن است ولی بوسیله ی مجموعه ی “مولتی تود” همانند و هم شکل در مجموعه ای از یک طبقه در تضاد با حاکمیت امپراطوری ریتم جنبش های انقلابی ایجاد خواهد گردید و در نتیجه به حاکمیت نوینی تغییر شکل خواهد یافت:

L’ensemble de tous les exploités et soumis’ multitude directement opposée à l’Empire….transformé les termes des conflits de classe, posant les conditions d’une nouvelle subjectivité politique – une multitude insurgée contre le pouvoir impérial, le rythme que les mouvements révolutionnaires ont établi est la pulsation d’une etas nouvelle – nouvelle maturité métamorphose des temps.- ibid. pages 474 – ۴۷۵

آنتونیو نگری در ۱۶ دسامبر ۲۰۲۳ در سن ۹۰ سالگی در وضعیت تبعیدی در پاریس بدرود حیات گفت. وی چهار ماه قبل از مرگ خویش در ماه اوت ۲۰۲۳ مصاحبه ای با روزنامه ی چپ ایتالیایی « Il Manifesto » انجام می دهد و اظهار میدارد: “مبارزات کارگری با نیروهای دیگر یعنی با تمام فمنیست ها، ضد نژاد پرستی، طرفداران محیط زیست (اکولوژیست ها) و در دفاع از مهاجرین و پناهنده ها آغاز شده است.”.

یادش گرامی باد!

۳ دی ۱۴۰۲ ـ ۲۴ دسامبر ۲۰۲۳

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۴ و ساعت 19:46 |

ناسا می‌گوید وویجر ۱ شروع به ارسال داده‌های نامفهوم کرده است

اثر هنری از وویجر ۱ در برابر آسمان پرستاره

منبع تصویر،SCIENCE PHOTO LIBRARY

۳ دی ۱۴۰۲ - ۲۴ دسامبر ۲۰۲۳، ۰۴:۴۶ GMT

فضاپیمای وویجر ۱ ناسا که ۴۶ سال قبل راهی فضا شد شروع به ارسال داده‌های نامفهوم به زمین کرده است؛ موضوعی که باعث نگرانی در مورد مرگ احتمالی فضاپیما شده است.

مسئولان اتاق فرمان در زمین سعی کرده‌اند با ارسال دستوراتی این مشکل را برطرف کنند که تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

این کاوشگر که در سال ۱۹۷۷ به همراه وویجر ۲ راهی فضا شد، به دگرگونی درک ما از مشتری و کیوان کمک کرد. فضاپیما بعد از آن به مسیر خود ادامه، از مدار پلوتون فراتر رفت و حتی از جایی که بادهای خورشیدی به پایان می رسند - هلیوپاز - گذشت و شروع به ارسال داده‌هایی از فضای میان ستارگان کرد.

بیل کرت، اخترفیزیکدان، که از پیش از پرتاب این کاوشگر بخشی از این پروژه بوده امیدوار است که حادثه تازه به معنی پایان کار وویجر ۱ نباشد.

او به برنامه «ساینس این اکشن» بی‌بی‌سی گفت: «ما در گذشته هم رشته مشکلاتی را با این دو کاوشگر داشته‌ایم و باید بگویم که مسئولان در آزمایشگاه رانش جت ناسا به طور معجزه‌آسایی موفق به حل این ایرادها شده‌اند تا این دو به کار خود ادامه دهند. بنابراین امیدوارم بار دیگر معجزه کنند و ارتباط با وویجر ۱ را دوباره برقرار کنند.»

او می‌گوید که هرچند کاوشگر هنوز زیر نفوذ نیروی گرانشی منظومه شمسی قرار دارد، اما از حیطه نفوذ خورشید یعنی هلیوپاز خارج شده و وارد فضای میان ستاره ها شده است، جایی که آثار ابرنواخترها در آن قابل ردیابی است.

در واقع مسئولان ناسا در سال ۲۰۱۳ با قاطعیت نتیجه‌گیری کردند که وویجر ۱ کاملا از منظومه شمسی خارج شده است. خروج وویجر ۲ از منظومه شمسی بعدا در سال ۲۰۱۸ اعلام شد.

در سال‌های اخیر ابزاری در وویجر ۱ به نام «موج پلاسما» مشغول ردیابی تصاعد ناشی از پلاسما در یک فرکانس خاص بوده است که به محققان اجازه می‌دهد چگالی عددی الکترون‌ها را در یک ناحیه مشخص کنند.

بیل کرت می‌گوید: «شگفت‌انگیز است که ما متوجه شدیم بعد از عبور از ناحیه هلیوپاز، تراکم مواد موجود در فضای میان ستارگان افزایش پیدا کرد. آخرین اطلاعات وویجر ۱ به ما می‌گوید که این تراکم تقریبا تثبیت شده است.»

او می‌گوید فضای میان ستارگان آنقدرها که تصور می‌شود خالی نیست. این منطقه حاوی ذرات و پدیده های الکترومغناطیسی است.

خورشید این روزها به شدت فعال شده و در حال فوران شدیدی است.

دکتر کرت می‌گوید که دو فضاپیمای وویجر موفق به ثبت فوران های خورشیدی در فاصله ۱۴۵ واحد نجومی - فاصله زمین تا خورشید - شده‌اند. وویجر ۱ اکنون ۱۶۲ واحد نجومی از ما فاصله دارد.

با این حال او اخیرا در مقاله‌ای نوشت که وویجر ۱ احتمالا اکنون آنقدر از خورشید دور شده که فوران‌های خورشیدی دیگر به آن نخواهد رسید، اما وویجر ۲ هنوز ممکن است آنها را ردیابی کند.

او می‌گوید: «من دوست دارم وویجرها را به پدربزرگ و مادربزرگ‌های پیری تشبیه کنم که دارند شکسته می‌شوند و با مشکلات سلامتی زیادی روبرو هستند. هرلحظه ممکن است بدن آنها از کار بیافتد به طوری که آنها را معلول کند یا از آن بدتر باعث مرگ شود. بنابراین باید منتظر چنین اتفاقی بود و بعد از آن دیگر نمی‌توانید به دیدن آنها بروید.»

وویجر۱ پنجم سپتامبر ۱۹۷۷ پرتاب شد.

هدف اولیه این فضاپیما مانند وویجر ۲، مطالعه سیاره های مشتری، کیوان، اورانوس و نپتون بود، ماموریتی که در سال ۱۹۸۹ کامل شد.

دو وویجر بعد از آن به سوی اعماق فضا تغییر مسیر دادند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۳ و ساعت 23:38 |

اعتراض کارگران بنگلادشی :‌ حقوق 100 دلاری برای دوخت برند 100 دلاری

اعتراض کارگران بنگلادشی :‌ حقوق 100 دلاری برای دوخت برند 100 دلاری

کارگر به همراه همسر و کودکش در این خانه خیلی کوچک 4.5 متر مربعی در حومه پایتخت بنگلادش (داکا) زندگی می کند. آنها آشپزخانه و دستشویی را به طور مشترک با 8 خانواده دیگر استفاده می کنند.

کارگران بنگلادشی دوخت لباس برندهای مشهور با فقر و دستمزد کم زندگی می کند.

به گزارش عصرایران، خبرگزاری فرانسه در گزارشی با تیتر "‌کارگران لباس دوزی در بنگلادش برای دستمزدهای عادلانه مبارزه می کنند" نوشت:

در طول یک دهه اخیر، کارگر بنگلادشی "نعیم پرامانیک" 28 ساله، پیراهن و شلوارهای زیادی را برای برندهای تجاری بزرگ غربی دوخت اما او الان بیکار شده است.
وی بعد از مشارکت در اعتراضات و مطالبه دستمزد عادلانه، از کار اخراج شد.

نعیم در این باره گفت " برخی از لباس هایی که می دوزیم به قیمت 100 دلار برای هر قطعه در امریکا و اروپا فروخته می شوند. او برچسب مارک های تجاری بزرگ مثل "تامی هیلفیگر" امریکا را نشان می دهد.
وی با اندوه ادامه داد: اما ما بیشتر از 100 دلار در ماه کسب نمی کنیم.

اعتراض کارگران صنعت پوشاک برای افزایش دستمزد در منطقه میرپور داکا، بنگلادش، 12 نوامبر 2023، رویترز/محمد پونیر حسین
اعتراض کارگران صنعت پوشاک برای افزایش دستمزد در منطقه میرپور داکا، بنگلادش، 12 نوامبر 2023، رویترز/محمد پونیر حسین


بنگلادش با جمعیت 170 میلیون نفری، هشتمین کشور پرجمعیت جهان است. این کشور در ماه گذشته،‌ شاهد اعتراضات کارگری بی سابقه ای علیه دستمزدها بود. این اعتراضات در 10 سال اخیر بی سابقه است.

در این اعتراضات،‌ دهها هزار کارگر و پلیس درگیر شدند. مطالبه اصلی فعلی، افزایش حداقل حقوق ماهانه از 8300 تاکا فعلی به رقم جدید 23 هزار تاکا (190 یورو) است. حداقل حقوق فعلی، 5 سال قبل از سوی دولت بنگلادش تعیین شده بود.
در این اعتراضات حداقل 5 نفر از کارگران معترض کشته شدند.

"نعیم پرامانیک" در اعتراضات ماه گذشته مشارکت داشت زیرا حقوق ماه گذشته اش 75 دلار بود و کافی نیست.
بخش دوخت و تهیه لباس، موتور محرکه اصلی رشد اقتصادی بنگلادش است که از کشور همسایه یعنی هند هم عبور کرده است.
بنگلادش به محل مناسب تولید پوشاک برندهای تجاری غربی از جمله اچ اند ام و زارا تبدیل شده است.

اعتراض کارگران پوشاک در بنگلادش . آنها می گویند افزایش اخیر دستمزد کافی نبوده - فیصل محمود/الجزیره
اعتراض کارگران بنگلادشی


کارشناسان می گویند این بخش نتوانسته کارکنان خود را در بنگلادش از فقر خارج کند. حدود 4 میلیون نفر در این بخش بنگلادش کار می کنند.
"نعیم پرامانیک" کارگر اخراجی کارگاه دوخت پوشاک با خشم گفت: به خیابان ها ریختیم تا حقوق مشروع خود را به دست بیاوریم. به دلیل شرکت در تظاهرات اعتراضی ، کارگاه اخراجم کرد. سخنگوی این کارگاه اما اخراج این کارگر را رد کرد و گفت او به دلیل غیبت در سر کار ، اخراج شد.

کارگر به همراه همسر و کودکش در این خانه خیلی کوچک 4.5 متر مربعی در حومه پایتخت بنگلادش (داکا) زندگی می کند. آنها آشپزخانه و دستشویی را به طور مشترک با 8 خانواده دیگر استفاده می کنند.
او ظرفی را نشان داد که تقریبا خالی از برنج است. وی گفت: این آخرین دانه های برنج در خانه ماست. به محض پایان، هیچ چیزی برای خوردن نداریم. مجبور می شویم گدایی کنیم یا قرض بگیریم تا غذا پیدا کنیم.

این کارگر گفت بعد از اخراج، پاداش پایان کار که به او داده اند تنها 550 یورو بود که آن را هم بابت قرض و بدهی خرج کرد.
او گفت بعد از پرداخت اجاره و بدهی ها، هیچ چیزی برای من باقی نمانده. به خانه ام نگاه کنید هیچ چیزی وجود ندارد. من روی تخت شکسته می خوابم.
وی از اینکه نمی توان نیازهای فرزندش را تهیه کند نگران است.

نعیم بخش بزرگی از حقوقش را برای خانواده اش که در روستا زندگی می کنند می فرستد. بسیاری بعد از نابودی کشاورزی،‌ این روستا را ترک کردند.
در ماه گذشته، دولت حداقل دستمزد را به میزان 56 درصد افزایش داد اما سندیکاها (اتحادیه های کارگری) گفتند این اقدام، مشکل افزایش قیمت مواد غذایی و اجاره خانه و بهداشت و درمان را رفع می نمی کند.

اتحادیه های کارگری بعد از سرکوب بزرگ پلیس، اعتراضات را متوقف کردند اما هشدار دادند اگر به خواسته های آنها پاسخ داده نشود اعتراض را دوباره از سر می گیرند. اوایل ماه اینده میلادی انتخابات عمومی در بنگلادش برگزار می شود.

خبرگزاری فرانسه اضافه کرد مالکان کارگاه های تولید لباس از ثروتمندترین افراد جامعه بنگلادش هستند. بسیاری از آنان هم به عنوان نمایندگان پارلمان انتخاب می شوند.

اتحادیه های کارگری گفته اند صدها نفر از کارگران به دلیل شرکت در اعتراضات، از کار خود اخراج شدند. از جمله آنها می توان به "پرودیب رای" 38 ساله اشاره کرد. او از مسوولان سندیکایی است از در رهبری اعتراضات کارگری نقش داشت. او گفت فرهنگ اخراج کارگران تنها به دلیل شرکت در تظاهرات،‌ به صورت گسترده وجود دارد.

"اکتیر" مادر مجرد 28 ساله هم از محل کارش اخراج شد. او می گوید نمی دانم چگونه با پس انداز کمتر از 4 دلار، تا پایان ماه سر کنم.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۲ و ساعت 18:10 |

استشمام اشک زنان پرخاشگری مردان را کاهش می‌دهد

تازه‌های پزشکی این هفته شامل کاهش پرخاشگری مردان با استشمام اشک زنان، پنج ترکیب غذایی و دارویی قاتل جان انسان و کاهش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی با خوردن زودهنگام وعده‌های غذایی است.

نتایج یک تحقیق جدید که در "PLOS Biology" منتشر شده است، نشان می‌دهد که "اشک‌های زنان حاوی مواد شیمیایی هستند که مانع پرخاشگری در مردان می‌شوند."

به گزارش Scientific American، وقتی کسی شروع به گریه می‌کند، افراد دیگر اغلب احساس همدلی و نگرانی می‌کنند. اما دلایل بیولوژیکی اشک ریختن می‌تواند فراتر از ایجاد حس شفقت باشد. تحقیقات جدید نشان داده است که به نظر می‌رسد که اشک‌های زنان حاوی سیگنال شیمیایی برای آرام کردن رفتارهای پرخاشگرانه مردان باشد.

شانی آگرون، نویسنده ارشد این مطالعه در "مؤسسه وایزمن" در اسرائیل می‌گوید: «مقاله جدید نشان می‌دهد که بوییدن اشک منجر به کاهش فعالیت مغزی مرتبط با پرخاشگری و کم شدن رفتارهای تهاجمی ‌می‌شود.»

اولین شواهد مربوط به این که اشک می‌تواند رفتار شیمیایی انسان را تحت تاثیر قرار دهد، مربوط به سال ۲۰۱۱ است، زمانی که محققان مطالعه‌ای را در نشریه علمی "Science" منتشر کردند که نشان داد "اشک زنان باعث کاهش سطح تستوسترون و برانگیختگی جنسی در مردان می‌شود."

در مطالعه جدید، تیم تحقیقاتی برای بررسی تاثیر اشک‌های طبیعی زنان در کنترل رفتارهای پرخاشگرانه مردان، نوعی بازی طراحی کردند که منجر به رفتار پرخاشگرانه علیه بازیکن دیگری که ظاهرا در حال تقلب بود، می‌شد. به طوری که مردان قادر بودند از بازیکن مقابل خود انتقام بگیرند اما محققان متوجه شدند که رفتار پرخاشگرانه انتقام‌جویانه آنها در طول بازی پس از استشمام گریه‌های احساسی زنان، تقریبا ۴۴ درصد کاهش یافت. این نتیجه با تصویربرداری دو ناحیه مغز مرتبط با پرخاشگری یعنی قشر جلوی پیشانی و اینسولای قدامی به دست آمد.

محققان در حال حاضر علاقه‌مند به انجام آزمایش‌هایی در آینده برای بررسی تأثیر اشک زنان بر زنان دیگر و اشک نوزادان بر بزرگسالان هستند و فرض می‌کنند که اشک‌های نوزاد احتمالاً اثر کاهش پرخاشگری بر بزرگسالان خواهد داشت.

کاهش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی با خوردن زودهنگام وعده‌های غذایی

عکسی از وعده غذایی صبحانهعکسی از وعده غذایی صبحانه

خوردن زودهنگام وعده‌های غذایی و کاهش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقیعکس: Dragoslav Dedović/DW

محققان می‌گویند که "خوردن زودهنگام تمام وعده‌های غذایی می‌تواند به کاهش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی کمک کند."

به نوشته نشریه پزشکی مدیکال نیوز تودی و بر اساس مطالعه جدیدی که در مجله نیچر کامیونیکیشنز (Nature Communications) منتشر شده است، "اگر شما اولین وعده غذایی خود یعنی صبحانه را قبل از ساعت ۸ صبح و آخرین وعده یعنی شام را قبل از ساعت ۹ شب میل کنید، گام مهمی برای کاهش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی برداشته‌اید." به گفته محققان، این کاهش خطر "در زنان بیشتر از مردان است."

محققان داده‌های ۱۰۳ هزار و ۳۰۰ بزرگسال با میانگین سنی ۴۲ سال را بررسی کرده‌ و در طول مطالعه یافته‌های زیر را در ارتباط با زمان‌بندی وعده‌های غذایی بین ۸ صبح تا ۹ شب مشاهده کردند:

به تعویق انداختن اولین وعده غذایی در روز، با افزایش خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی‌عروقی همراه بود.

هر ساعت تاخیر اضافی با افزایش ۶ درصدی بیماری عروق مغزی همراه بود.

خوردن آخرین وعده غذایی، بعد از ساعت ۹ شب، نسبت به قبل از ساعت ۸، با افزایش ۲۸ درصدی خطر ابتلا به بیماری عروق مغزی همراه بود.

کارشناسان توانایی بدن برای سوزاندن کالری و تنظیم اشتها را با ریتم شبانه‌روزی بدن مرتبط می‌دانند.

ریتم‌های شبانه‌روزی از یک چرخه ۲۴ ساعته پیروی می‌کنند که زمان‌بندی فیزیولوژی، متابولیسم و رفتار را تنظیم می‌کند. زمانی که وعده‌های غذایی با ساعت بدن شما مطابقت ندارد، این امر ممکن است هورمون‌های ذخیره‌کننده چربی را افزایش دهد و باعث افزایش وزن و افزایش خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی شود.

محققان پیشنهاد می‌کنند که "آخرین وعده غذایی روز حداکثر تا ساعت ۸ شب و اولین وعده غذایی تا ساعت ۸ صبح دریافت شده باشد."

پنج ترکیب غذایی و دارویی که ممکن است قاتل جان شما باشند

به طور کلی هیچ وقت توصیه نمی‌شود که دارو را با معده خالی مصرف کنید؛ همانطور که اغلب به ما گفته می‌شود قبل از مصرف هر قرصی یک لقمه غذا بخوریم.

اما به نوشته نشریه بریتانیایی سان، آنچه می‌خوریم تأثیر زیادی بر نحوه پردازش دارو توسط بدن ما دارد. به طوری که برخی از غذاها می‌توانند اثربخشی دارو را افزایش دهند، در حالی‌که برخی دیگر کاهش‌دهنده این اثر هستند و حتی می‌توانند منجر به لخته شدن خون یا آسیب کبدی مرگبار شوند.

مهم است که قبل از شروع مصرف یک داروی جدید، بروشور دارویی خود را بخوانید تا غذاهایی را که توصیه می‌شود نخورید، را بررسی کنید.

گریپ‌فروت و استاتین‌ها

استاتین‌ها داروهایی هستند که سطح کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم که همچنین به عنوان "کلسترول بد" شناخته می‌شود را در خون شما کاهش می‌دهند. این داروها شامل داروهایی مانند آتورواستاتین، سیمواستاتین، فلوواستاتین لووستاتین، روزوواستاتین، پیتاواستاتین و پراواستاتین است.

بنیاد قلب بریتانیا هشدار داده که "اگر آتورواستاتین یا سیمواستاتین مصرف می‌کنید، باید به هر قیمتی از خوردن گریپ‌فروت و آب گریپ‌فروت خودداری کنید، زیرا می‌تواند خطر عوارض جانبی از جمله درد عضلانی را افزایش دهد". گریپ‌فروت حاوی گروهی از مواد شیمیایی به نام "فورانوکومارین" است که از فعالیت آنزیم‌های حیاتی در روده کوچک جلوگیری می‌کند و به این ترتیب می‌تواند نیمی از اثردرمانی دارو را از بین ببرد.

سایر مرکبات از جمله لیموترش و پرتقال نیز همین تاثیر را دارند. گریپ‌فروت همچنین می‌تواند عوارض جانبی برخی از داروهای فشار خون و برخی داروهای روانپزشکی را افزایش دهد. "مسدودکننده‌های کانال کلسیم" که برای درمان فشار خون بالا و بیماری عروق کرونر قلب استفاده می‌شود و داروهای ضد انعقاد که از تشکیل لخته‌های خون جلوگیری می‌کنند نیز توسط موسسه سلامت همگانی بریتانیا (NHS) به این لیست اضافه شده‌اند.

لبنیات و آنتی بیوتیک‌ها

محصولات لبنی مانند شیر، پنیر و ماست می‌توانند با جذب آنتی‌بیوتیک‌هایی مانند تتراسایکلین‌ها و کینولون‌ها تداخل داشته باشند. به این صورت که کلسیم در دستگاه گوارش به آنتی‌بیوتیک متصل می‌شود و جذب و اثربخشی آن را کاهش می‌دهد. برای جلوگیری از این امر، بهتر است چند ساعت قبل یا بعد از خوردن لبنیات، آنتی‌بیوتیک مصرف کنید. همچنین هنگام مصرف "مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز" برای درمان افسردگی، باید مراقب خوردن پنیرها و گوشت‌های کهنه باشید.

این محصولات حاوی اسید آمینه‌ای به نام "تیرامین" است. داروهای مهارکننده مونوآمین اکسیداز که برای شرایطی مانند افسردگی و شیمی‌درمانی تجویز می‌شوند، توانایی بدن در پردازش تیرامین را کاهش می‌دهند. این امر شما را در معرض خطر عوارض جانبی، از جمله افزایش شدید فشار خون، درد قفسه سینه و ضربان قلب سریع قرار می‌دهد.

سبزی‌های تیره‌رنگ و داروهای رقیق‌کننده خون

اگر داروهای رقیق‌کننده خون مانند وارفارین مصرف می‌کنید، بهتر است به تعداد مصرف سبزیجات برگ‌دار و تیره‌رنگ توجه کنید. غذاهایی مانند اسفناج، کلم پیچ و کلم بروکلی سرشار از ویتامین K هستند که در لخته‌شدن خون شما نقش دارد. کلم‌پیچ به همراه سایر سبزیجات سبز رنگ مانند اسفناج و کاهو می‌تواند اثرات داروهای رقیق‌کننده خون مانند وارفارین را معکوس کرده و باعث افزایش لخته شدن خون شود.

مشروب و مسکن

داروهای خاصی وجود دارد که ما هرگز بعد از آنها الکل نمی‌نوشیم، مانند آنتی‌بیوتیک‌ها. اما برخی از مسکن‌ها، داروهای ضد افسردگی و داروهای دیابت نیز می‌توانند در تداخل با مشروبات الکلی باعث ایجاد طیف وسیعی از عوارض از جمله سرگیجه، خواب‌آلودگی، آسیب کبدی و سایر عوارض جدی شوند.

هرگز الکل را با آنتی‌بیوتیک‌های مترونیدازول و تینیدازول یا داروهای ضدافسردگی مهارکننده مونوآمین اکسیداز (MAOI) ترکیب نکنید. اگر مسکن‌های تجویزی مانند ترامادول، گاباپنتین و کدئین و سایر داروهای شبیه مورفین مصرف می‌کنید، باید از مصرف الکل خودداری کنید. مصرف الکل در کنار این داروها می‌تواند خطرناک باشد و منجر به خواب‌آلودگی شدید و سایر عوارض جانبی مانند حالت تهوع شود.

قهوه و داروهای ضد روان‌پریشی

داروهای ضد روان‌پریشی می‌توانند به درمان افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و اختلال افسردگی اساسی کمک کنند. اما مصرف این داروها همراه با کافئین - به شکل چای یا قهوه - می‌تواند باعث کاهش جذب دارو در بدن شود. ضمنا کافئین می‌تواند عوارض جانبی برخی از داروهای ضد روان‌پریشی و "ADHD" یا بیش‌فعالی را افزایش دهد و منجر به افزایش ضربان قلب و فشار خون شود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۲/۱۰/۰۱ و ساعت 23:28 |