"علائم يك موقعيت انقلابي چيست؟"

"1- وقتي كه براي طبقات حاكم غير ممكن است حاكميت خويش را بدون تغيير شكل حفظ كنند. وقتي كه بحراني به اين شكل يا آن شكل شكل در ميان طبقات حاكم موجود مي‌باشد، بحراني در سياست طبقه حاكم كه شكافي بوجود مي‌آورد كه بخاطر آن نارضايي و خشم طبقات تحت ستم به انفجار مي‌انجامد. معمولا" براي شروع انقلاب كافي نيست كه طبقات پايين نخواهند كه به طريق سابق به زندگي ادامه دهند. بلكه لازم است كه طبقات بالايي هم نتوانند به طريق قديم به زندگي خود ادامه دهند."

"2- زماني كه خواست و رنج طبقات تحت ستم از حد معمولي حادتر شده است."

"3- زماني كه در نتيجه عوامل بالا، فعاليت توده‌ها بطور قابل ملاحظه‌اي افزايش مي‌يابد در زمان صلح به خود اجازه مي‌دهند كه غارت شوند ولي در زمان تلاطم، بوسيله همه شرايط بحران و بوسيله خود طبقات بالا به عمل مستقل تاريخي كشيده مي‌شوند. بدون اين تغييرات عيني، كه از اختيار نه تنها گروه‌ها و احزاب جداگانه بلكه از اختيار طبقات جداگانه هم مستقل مي‌باشند – به عنوان قانون عمومي – انقلاب غير ممكن است. چنين موقعيتي در سال 1905 در روسيه و در تمام دوران انقلاب در غرب وجود داشت." ... "فقط وقتي انقلاب به وقوع مي‌پيوندد كه علاوه بر تغييراتي كه در بالا ذكر شد(1و2و3)، تغييري ذهني هم اضافه گردد. يعني قدرت طبقه انقلابي براي انجام رساندن عمليات توده‌اي انقلابي بقدر كافي قوي باشد تا بتواند دولت قديم را – كه حتي در دوره بحران هم اگر سرنگون نشود به خودي خود سقوط نمي‌كند – خرد و يا جابجا كند."

"يك ماركسيست نمي‌تواند شكي داشته باشد كه انقلاب بدون موقعيت انقلابي غير ممكن است. در ضمن هر موقعيت انقلابي به انقلاب منتهي نمي‌شود."    لنين:كتاب "سقوط انترناسيونال دوم" ص 17  

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۳۰ و ساعت 0:5 |