«نقطه عطف» ساخت کامپیوترهای فوق پیشرفته کوآنتومی: تراشه‌ای ویژه با قابلیت تولید انبوه

 دو نفر در حال کار روی دستگاه تراشه‌ساز

منبع تصویر،OXFORD IONICS

توضیح تصویر،شرکت آکسفورد آیونیکس می‌گوید تراشه ساخت آن‌ها، اولین نمونه از نوع خود است و می‌تواند به تولید انبوه برسد

یک تراشه جدید که متخصصان می‌گویند می‌تواند در ساخت کامپیوترهای کوانتومی نقش مهمی داشته باشد، رونمایی شده است. کامپیوترهای کوانتومی، سخت‌افزاهایی بسیار پیشرفته هستند که در حال حاضر تعداد محدودی از آن‌ها تنها برای اهداف پژوهشی ساخته شده‌اند.

آکسفورد آیونیکس گفته است این تراشه قابلیت آن را دارد که به تولید انبوه برسد. اگر این حرف درست باشد، بدین معناست که اولین کامپیوترهای کوانتومی جهان که در سطح انبوه تولید شوند و در دسترس عموم باشند احتمالا ظرف سه سال آینده ساخته خواهند شد.

کامپیوترهای کوانتومی می‌توانند محاسبات بسیار پیچیده را به‌سرعت انجام دهند و مسئله‌هایی که برای کامپیوترهای فعلی بسیار دشوار هستند، حل کنند.

الکس کیسینجر، استاد محاسبات کوانتومی دانشگاه آکسفورد گفت این تراشه بسیار امیدبخش است.

آکسفورد آیونیکس می‌گوید تنها یک فناوری – یون‌های حبس شده - نشان داده است که عملکرد مورد نیاز برای ساخت یک کامپیوتر کوانتوم را خواهد داشت.

این شرکت که در کیدلینگتون قرار دارد این تراشه را طراحی کرده است. طراحی تراشه به شکلی است که می‌تواند یون‌های حبس شده را کنترل کند و دو برابر بیشتر از تلاش‌هایی که پیش از این انجام‌شده است، کارایی نشان دهد.

شرکت آکسفورد آیونیکس می‌گوید نتیجه‌ای که به‌دست‌آمده نشان می‌دهد «طلوع دوران کامپیوترهای کوانتومی قابل‌استفاده، بسیار نزدیک‌تر از آن است که تصور می‌شد.»

دکتر تام هارتی، یکی از مؤسسان و مدیر ارشد فنی شرکت آیونیکس، می‌گوید: «این لحظه فوق‌العاده هیجان‌انگیزی برای تیم ما است و هم چون این دستاورد و ساخت کامپیوترهای کوانتومی که کارایی داشته باشند، می‌تواند تأثیر مثبتی بر جامعه داشته باشد.»

کریس بالانس و تام هارتی

منبع تصویر،OXFORD IONICS

توضیح تصویر،شرکت آیونیکس در سال ۲۰۱۹ توسط کریس بالانس و دکتر تام هارتی تأسیس شد

کامپیوترهای کوانتومی از خصلت‌های عجیب ذرات ریزاتمی بهره می‌برند.

این ذرات که اصطلاحاً کوانتوم نامیده می‌شوند، می‌توانند در یک‌لحظه در دو مکان وجود داشته باشند و همچنان به شکل غریبی باهم در ارتباط بمانند، حتی اگر میلیون‌ها کیلومتر از هم دور باشند.

بیشتر کامپیوترهایی که ما امروز در خانه و محل کار استفاده می‌کنیم، داده‌ها را با واحدهایی به نام «بیت» پردازش می‌کنند که ویژگی آن‌ها دوقطبی بودن بین دو رقم صفر یا یک است.

کامپیوترهای کوانتومی از واحدهایی دوبخشی برای پردازش داده‌ها استفاده می‌کنند که کیوبیت نام دارند.

متخصصان و فیزیک‌دانان میگویند این یعنی مسئله‌های دشواری که کامپیوترهای امروزی باید سال‌ها صرف حل کردنشان کنند، با کمک کامپیوترهای کوانتومی در چند دقیقه حل خواهند شد.

چالشی عملی

پروفسور کیسنجر می‌گوید: «انواعی از کامپیوترهای کوانتومی چند سالی است که ساخته شد و فعال‌اند اما آن‌ها معمولاً بسیار کوچک هستند و جواب‌هایی که به دست می‌آورند برای کاربرد در جهان واقعی ایرادهای زیادی دارند. ما هنوز درکی از قابلیت‌های تمام و کمال کامپیوترهای کوانتومی بزرگ‌تر نداریم. برای افزایش اندازه این کامپیوترها به‌نحوی‌که بتوانند جوابگوی مشکلات دنیای واقعی باشند، هنوز چالش‌های عملی فراوانی وجود دارد اما این تراشه امیدبخش بوده است.»

دکتر مایکل کاتبرت، مدیر مرکز ملی محاسبات کوانتومی بریتانیا که در دیدکات قرار دارد نیز اضافه می‌کند: «نتایج جدید، قدمی اساسی‌ به سمت جلو درزمینهٔ محاسبات کوانتومی متکی بر یون‌های حبس شده است و قابلیت پیشرفت و گسترش این فناوری را تأیید می‌کند.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۳۱ و ساعت 14:18 |

ماموریت آژانس فضایی اروپا برای تعقیب سیارکی که از کنار زمین عبور خواهد کرد

تصویر تخیلی از ماموریت رامسس

آژانس فضایی اروپا، اِسا، در تلاشی برای اطمینان از این که انسان به سرنوشت دایناسورها دچار نشود، کار به روی یک ماموریت جسورانه دفاع سیاره‌ای به نام «رامسس» (ماموریت سریع آپوفِس برای امنیت فضایی) را اعلام کرده است.

این ماموریت قصد دارد با سیارک ۹۹۹۴۲ آپوفِس، جرمی تقریبا به اندازه یک کشتی بزرگ تفریحی، دیدار کند و آن را در جریان عبور از نزدیکی زمین در آوریل ۲۰۲۹ همراهی کند.

آپوفس، تقریبا به قطر ۳۷۵ متر، روز ۱۳ آوریل ۲۰۲۹ از فاصله ۳۲ هزار کیلومتری زمین عبور خواهد کرد. این رویداد نادر، که در بخش‌هایی از اروپا، آفریقا و آسیا با چشم غیرمسلح قابل مشاهده خواهد بود، باعث جلب توجه جهانیان خواهد شد. سیارکی در این ابعاد فقط هر ۵ تا ۱۰ هزار سال از چنین فاصله‌ای از کنار زمین رد می‌شود.

منجمان احتمال برخورد آپوفس به زمین در ۱۰۰ سال آینده را مردود دانسته‌اند. با این حال عبور آتی آن فرصت بررسی علمی آن را فراهم می‌کنند.

فضاپیمای رامسِس اروپا دو ماه قبل از آن عبور، به آپوفس خواهد رسید تا تغییرات فیزیکی سیارک را زیر نظر بگیرد.

رامسِس در آوریل ۲۰۲۸ پرتاب خواهد شد و در فوریه سال بعد به سیارک خواهد رسید. هدف ماموریت بررسی تاثیر جاذبه زمین بر آپوفس، از جمله رانش‌های احتمالی مواد سطح آن و ظاهر شدن موادی است که در زیر سطح سیارک قرار دارند.

پاتریک میشل، مدیر تحقیقات در رصدخانه کوت دازور از مرکز ملی پژوهش‌های علمی فرانسه، در مورد اهمیت این ماموریت گفت: «هنوز چیزهای زیادی هست که باید در مورد سیارک‌ها بیاموزیم، اما قبلا مجبور بودیم برای مطالعه آنها به اعماق منظومه شمسی برویم و برای کنش با سطح آنها آزمایش‌هایی را ترتیب دهیم.»

«حالا برای اولین بار، طبیعت یکی از آنها را برای ما می‌آورد و خود آزمایش‌ها را انجام می‌دهد. ما فقط باید وقتی آپوفس زیر فشار گرانش زمین کش می‌آید و کج داده می‌شود آن را زیر نظر بگیریم.»

رامسس با مجموعه‌ای ابزارهای علمی آپوفس را کاملا زیر نظر خواهد گرفت تا شکل، سطح، مدار، گردش محوری و سایر جنبه‌های آن را بررسی کند.

این داده‌ها به امید درک ترکیب، ساختار و چگونگی منحرف کردن مسیر سیارک‌های خطرناک در آینده تحلیل خواهد شد.

محققان انتظار دارند نیروی گرانش زمین بر گردش محوری آن اثر بگذارد و به طور بالقوه باعث زلزله و رانش زمین در آن شود.

آنها امیدوارند که رامسس با تعقیب سیارک هنگام این عبور، جزئیات «قبل و بعد» از عبور را فراهم کند.

رامسس در این ماموریت تنها نخواهد بود. ناسا هم فضاپیمای «اوسایرس رکس» خود را به سوی این سیارک هدایت کرده است که قرار است حدودا یک ماه بعد از عبور از کنار زمین به آن برسد.

اوسایرس-رکس اولین ماموریت آمریکایی بود که از سطح یک سیارک - به نام بنو - نمونه‌برداری کرد. آن ماموریت در سپتامبر ۲۰۲۳ نمونه‌های جمع‌آوری شده را با یک کپسول به زمین برگرداند.

این فضاپیما بعد از انجام موفق این ماموریت به «اوسایرس-اپکس» تغییر نام داد و راهی ماموریت تازه برای کاوش آپوفس شد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۳۱ و ساعت 14:15 |

روزنامه اعتماد نوشت:

🔹️امیرحمزه فولادی امروز، شنبه، ۱۳ روز است که گم شده است. کودک ۹ ساله اهل روستای توک اسلام‌آباد از روستاهای تابع متسنگ نیکشهر در سیستان و بلوچستان است که دوستانش او را «میری» صدا می‌کنند و حالا دیگر تمام ایران نگران او است.

🔹️یکی از معتمدان محلی به «اعتماد» می‌گوید: اعتقاد به اینکه جن در زندگی روزمره مردم تاثیرگذار است، در منطقه چندان ناپذیرفته نیست. مردم هنوز بسیاری از چیزها را به گردن جن می‌اندازند و معتقد هستند که برخی آدم‌ها می‌توانند به جن‌ها کمک کنند یا از آنها کمک بگیرند.

🔹️در ماجرای امیرحمزه هم در دو، سه روز اول مردم منتظر بودند که جن‌ها بچه را برگردانند. چند نفری با خانواده تماس گرفتند و گفتند با جن‌ها حرف زدنده‌اند و آنها گفته‌اند اگر خانواده برای جن‌ها قربانی کنند و قربانی را در جای مشخصی بگذارند، آنها بچه را پای یک کوهی که آدرس داده‌اند، تحویل می‌دهند. البته این هم هنوز رخ نداده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۳۰ و ساعت 23:32 |

پشت پرده شعار "ظریف گورتو گم کن" چه کسانی هستند؟

عصر ایران - در نماز جمعه تهران، عده ای شعار دادند: "ظریف گورتو گم کن!" ! اما قصه اصلی این شعار چیست؟!

قبل از برجام -که هنر ظریف بود- بازار کاسبان تحریم سکه بود. مثلاً نفت ایران به جای آن که مانند همه صادرکنندگان، به طور معمولی و توسط دولت ها صادر شود و پولش به کشور برگردد، به وسیله دلالانی انجام می شد که نفت ایران را می گرفتند و به قیمت ارزان می فروختند و 2 سود کلان می بردند: هم درصدری از تخفیف قیمت مال اینان بود و هم درصدی از فرایند بازگشت دلار به ایران.

این موضوع فقط درباره نفت صادق نبود و در هر چیزی که فکرش را بکنید، از قطعات هواپیما گرفته تا نهاده های دامی و از دارو گرفته تا تجهیزات صنعتی جریان داشت.
کاسبان تحریم در آن سال ها، راهی که اجداد و نوادگانشان در 1000 سال باید می رفتند تا به این ثروت برسند - و نمی رسیدند - را در کمتر از یک دهه پیمودند و به مالتی میلیاردرهایی تبدیل شدند که حالا می توانستند از پول بادآورده شان، برای اثرگذاری در تصمیم سازی ها نیز ببرند.

پالت های دلار

پالت های دلار
برجام که شکل گرفت، همه چیز به حالت عادی برگشت؛ وزارت نفت که دیگر تحت تحریم های بین المللی نبود، می توانست خودش به راحتی نفتش را مانند همه تاریخ نفت ایران بفروشد و پولش را در حساب های خودش دریافت کند. بقیه حوزه ها هم همین گونه شده بود. هم دولت و هم بخش خصوصی، وارد تجارت بین المللی شده بودند.

کاسبان تحریم که می دیدند با یک برجام، تمام کاسه و کوزه هایشان شکسته، از همین نقطه شروع کردند به جوسازی علیه برجام و طراحش محمدجواد ظریف. آنها طبیعتاً نمی توانستند بگویند ظریف و برجام، دکان و دستگاه ما را تخته کرده و کاسبی مفت مان را کساد کرده اند. بنابراین مجبور بودند پشت شعارهای ارزشی پنهان شوند و ظریف را متهم به غربگرایی و برحام را عامل نفوذ خارجی معرفی کنند.
آنها که دلواپس کاسبی های میلیارد دلاری خود بودند، به دروغ خود را دلواپس ارزش های انقلاب معرفی کردند و با همان پول های حاصل از کاسبی تحریم، در رسانه ها شروع به جوسازی کردند و در شبکه های اجتماعی لشکر سایبری درست کردند که حتی برای کامنت گذاری در سایت ها، پول می گرفتند.

اینان حتی در عرصه اقتصادی نیز شروع به سنگ اندازی کردند و حتی مدیران شرکت بوئینگ را که قرار بود به ایران هواپیمای مسافری بفروشد، تهدید کردند که اگر به ایران هواپیما بفروشند در خطر خواهند بود و بدین ترتیب مانع از قرارداد شدند.
اگر بخواهیم حجم کارهایی را که آنان برای زمین زدن برجام در داخل و خارج انجام دادند تشریح کنیم، قطعاً چند جلد کتاب مفصل و تلخ می شود.

برجام که با همکاری مشترک کاسبان داخلی در ایران و لابی اسرائیل در آمریکا زمین خورد، دوباره کاسبی اینان رونق گرفت و بخور بخورها شروع شد تا این که انتخابات زودهنگام و پیش بینی نشده ریاست جمهوری 1403 شکل گرفت و بار دیگر ظریف به میدان آمد و در کنار پزشکیان قرار گرفت و در پیروزی اش نقش آفرینی کرد.

حضور ظریف که به اذعان دوستان و دشمنان منصف، یکی از برترین دیپلمات ها و مذاکره کنندگان بین المللی است، ترس را مجدداً به جان کاسبان تحریم انداخت: "اگر او بتواند در دولت جدید روابط بین المللی ایران را به سمتی ببرد که تحریم ها لغو یا حتی کم رنگ بشود چه؟! نه! ما نمی گذاریم و ظریف باید برود و گم شود."

و دوباره همان سناریوی قدیمی در حال تکرار است: " باید کاسبی مان را در لوای دین و انقلاب و نمادهایی مانند نماز جمعه و... حفظ کنیم. عده ای را با پول می خریم - با همان پول یامفت دور زدن تحریم ها - و گروه بزرگ تری هم وجود دارند که آنقدر ساده دل و احمق اند که اگر لیدرهای ما در وسط جمعیت فریاد بزنند ظریف گورتو گم کن، طوطی وار تکرارش کنند." این دسته دوم، همان هایی هستند که نمی فهمند و با همین نفهمی شان، پیاده نظام کاسبان تحریم می شوند و چقدر رقت انگیزند این بیچارگان که تاریخ اسلام هم پر است از امثال شان: فریب خوردگانی که آخرتشان را به دنیای دیگران می فروشند!


این اول راه است؛ آنها این بار منتظر نخواهد شد که دولت جدید توافقی بین المللی برای لغو یا کاهش تحریم ها داشته باشد و سپس دنبال برهم زدنش باشند. قصه دهها میلیارد دلار پول یامفتی است که از ادامه وضع موجود نصیب اینان می شود. هر کدام از ما، حتی از یک چرخ زاپاس خودرویمان نمی گذریم، این ها چگونه از پالت پالت دلار که به سادگی نصیب شان می شود، بگذرند؟!

پشت صحنه شعار "ظریف برو گم شو" ، ظاهرالصلاح هایی هستند که شکم هایشان و حساب های ارزی شان از حرام های ناشی از کاسبی تحریم پر شده است و اگر سخن از دین و انقلاب و نظام و شهدا و ... می گویند، در واقع، از این مفاهیم سپرهایی مردم فریبانه برای تجارت پرسود و حرام شان می سازند. آنها می دانند که یا باید ظریف برود و گم شود یا خودشان باید گورشان را گم کنند و از سر سفره مردم بیرون بروند.
مسأله واقعاً به همین سادگی است و شگفتا که برخی هنوز در همین حد هم متوجه نیستند!

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۳۰ و ساعت 15:48 |

صفحه‌های آبی‌رنگ مرگ؛ چگونه یک به روزرسانی «بزرگترین شکست فناوری اطلاعات تاریخ» را رقم زد؟

شرکت امنیت سایبری Crowdstrike اعتراف کرد که به‌روزرسانی نرم‌افزار باعث قطعی جهانی فناوری اطلاعات شده است.

یک نقص در به‌ روز رسانی‌ یک شرکت آمریکایی امنیت سایبری در روز جمعه ۱۹ ژوئیه (۲۹ تیر ۱۴۰۳) هرج و مرجی گسترده را در سراسر جهان از فرودگاه‌ها تا سایر خطوط حمل و نقل و سیستم‌های بهداشتی به دنبال داشت.

از این اختلال به عنوان بزرگترین قطعی تاریخ نام برده می‌شود. اگرچه اخیرا قطعی‌های قابل توجه دیگری نیز رخ داده است، اما این مورد از همگی آن‌ها برجسته‌تر است، علت آن هم این است که خدمات و شرکت‌های بیشتری را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار داده است.

شاید تا به حال نام شرکت امنیت سایبری «کراود استرایک CrowdStrike» به گوشتان نخورده باشد، اما کاری که آنتی‌ویروس این شرکت به نام «فالکون» انجام داد، تأثیر شدیدی بر میلیون‌ها کامپیوتری که سیستم عامل ویندوز داشتند، گذاشت.

بیشتر شبیه ماجرای فیلم دلهره‌آور «دنیا را به حال خودش رها کن» محصول سال ۲۰۲۳ آمریکا بود که گویی به واقعیت تبدیل شد و بیشتر نقاط کره زمین روز جمعه با خبر یک فروپاشی جهانی در حوزه فناوری اطلاعات از خواب بیدار شدند.

هزاران پرواز لغو شد، فرودگاه‌ها به هم ریخت، مشتریان قادر به دسترسی به بانک‌های خود یا پرداخت هزینه کالا با استفاده از کارت‌ها نبودند، و حتی برخی از بیماران نتوانستند به پزشک مراجعه کنند یا تحت عمل جراحی قرار گیرند.

هرج و مرج در فرودگاه بین‌المللی بالتیمور واشنگتن، ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴

هرج و مرج در فرودگاه بین‌المللی بالتیمور واشنگتن، ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۴AP Photo

شرکت امنیت سایبری «کراود استرایک» اذعان کرد که این قطعی به دلیل «نقص» در به روز رسانی نرم‌افزار خود در سیستم‌های ویندوز ایجاد شده است. جورج کورتس، مدیر عامل این شرکت اعلام کرده است که مهندسان این شرکت در حال کار برای حل این مشکل هستند و راه‌حلی پیدا کرده‌اند.

کراود استرایک دقیقا چه می‌کند؟

این شرکت امنیت سایبری که در سال ۲۰۱۲ راه اندازی شد، ادعا می‌کند که «پیشرفته‌ترین پلتفرم موجود برای سکوهای ابری در جهان» است به لحاظ شناسایی و مسدود کردن تهدیدات هک را به مشتریان خود ارائه می‌دهد.

طبق توضیحاتی که در وب‌سایت کراود استرایک آمده، این شرکت به ۲۹۸ شرکت از ۵۰۰ شرکت پردرآمد آمریکایی که به «فُرچون ۵۰۰» معروف هستند و همچنین شرکت‌های برتر در حوزه فناوری و خودروسازی و بهداشتی خدمات می‌دهد.

بسیاری از همین شرکت‌ها از جمله مایکروسافت، خطوط هوایی ایالات متحده مانند «یونایتد» و «امریکن ایرلاینز»، و همچنین هواپیمایی «کی‌اِل‌اِم» هلند، «ترکیش ایرلاینز»، «رایان‌ایر» ایرلند و غیره روز جمعه تحت تأثیر این اختلالات قرار گرفتند.

چه چیزی باعث قطعی شد؟

آقای کورتس روز جمعه بیانیه‌ای صادر کرد و اعتراف کرد که این قطعی ناشی از یک وصله «پچ» معیوب برای کامپیوترهای دارای سیستم‌ عامل ویندوز بوده است.

او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «کراود استرایک فعالانه با مشتریانی که تحت تأثیر نقص در یک به روزرسانی محتوایی در سیستم عامل‌های ویندوز شدند، کار می‌کند.»

او در ادامه نوشت: «سیستم عامل‌های مک و لینوکس تحت تاثیر قرار نگرفته‌اند. این یک حادثه امنیتی یا حمله سایبری نیست. مشکل شناسایی شده و راه‌حلی برای رفع آن به کار گرفته شده است. ما مشتریان را برای آخرین به روزرسانی‌ها به پورتال پشتیبانی ارجاع و به روز رسانی‌های خود را ادامه می دهیم.»

به نظر می‌رسد این مشکل مربوط به به‌روزرسانی نرم‌افزار Falcon Sensor در سیستم عامل ویندوز است که باعث ایجاد به اصطلاح «صفحه‌های آبی‌رنگ مرگ – BSOD» می‌شود. این صفحه آبی‌رنگ یک پیام خطا در سیستم‌های ویندوز است که وقتی رایانه از کار می‌افتد این صفحه آبی ظاهر می‌شود.

صفحه آبی مرگ در ویندوز ۱۰

صفحه آبی مرگ در ویندوز ۱۰ویکی‌پدیا

آقای کورتس در شبکه اجتماعی ایکس به دلیل عذرخواهی نکردن از طرف شرکت به خاطر هرج و مرج ناشی از این اختلال و همچنین سوالاتی در مورد اینکه چرا وصله مذکور قبل از عرضه در سراسر جهان ابتدا آزمایش نشده بود، از سوی کاربران مورد انتقاد قرار گرفت.

حالا چه اتفاقی می‌افتد؟

کراود استرایک با ریزش بزرگی در ارزش سهام و درآمد خود مواجه است، به طوری که معاملات اولیه روز جمعه منجر به زیان ۲۰ درصدی، تقریباً ۱۶ میلیارد دلاری (۱۴.۷ میلیارد یورویی) از ارزش‌گذاری آن شد.

مهندسان این شرکت گفته‌اند که اکنون راه حل این مشکل را یافته‌اند، اما کارشناسان معتقدند که این اختلال می تواند تا مدتی ادامه یابد و آن به این دلیل است که هزاران مشتری این شرکت به زمان نیاز دارند تا تمام سیستم‌ها و دستگاه‌‌های آسیب دیده خود را از نو بازیابی کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۲۹ و ساعت 20:17 |

بازنشستگی شاهکار بشری؛ ناسا چگونه ایستگاه فضایی بین‌المللی را به زمین بازمی‌گرداند؟

ایستگاه فضایی بین‌المللی

در حالی که ایستگاه فضایی بین‌المللی رفته رفته به پایان عمر مفید خود می‌رسد، این هفته سازمان فضایی آمریکا ناسا و شرکت اسپیس ایکس از طرح مشترک ۸۴۳ میلیون دلاری خود برای پایان دادن به کار این سازه فضایی رونمایی کردند.

از چند سال پیش و نزدیک شدن به پایان عمر ایستگاه فضایی بین‌المللی، که در ابتدای سال ۲۰۳۲ به مرز ۳۲ سالگی می‌رسد، دانشمندان در ناسا سرنوشت این سازه شاهکار بشری را به بحث گذاشته بودند.

چرا ایستگاه فضایی بین‌المللی را باید از مدار خارج کرد؟

تجهیزات ایستگاه فضایی بین‌المللی در حال حاضر علائم پیری را از خود نشان می‌دهند. این ایستگاه که در سال ۱۹۹۸ راه‌اندازی شد، از نوامبر سال ۲۰۰۰ بدین‌سو به‌طور مداوم با مشارکت آمریکا، روسیه ، کانادا، ژاپن و ۱۱ کشور اروپایی اداره می‌شود.

ایستگاه فضایی که وزن آن اکنون به بیش از ۴۳۰ تن می‌رسد، در ۲۵ سال گذشته امکان تحقیقات علمی گوناگونی را برای پژوهشگرانی از ۱۰۸ کشور جهان فراهم کرده است.

ناسا تخمین می‌زند که این ایستگاه حداقل تا سال ۲۰۳۰ دوام خواهد آورد. هدف این است که شرکت‌های خصوصی تا آن زمان ایستگاه‌های فضایی خود را راه‌اندازی کنند و ناسا به عنوان یکی از مشتریان از خدمات آن‌ها بهره بگیرد.

این استراتژی، که در حال حاضر برای تحویل محموله‌های فضایی و اعزام خدمه ایستگاه وجود دارد، ناسا را آزاد خواهد کرد تا روی پروژه‌های سفر به ماه و مریخ تمرکز کند.

ایستگاه فضایی بین‌المللی

ایستگاه فضایی بین‌المللیعکس: آسوشیتد پرس

چرا ناسا نمی‌خواهد ایستگاه را به زمین بازگرداند؟

ناسا ابتدا در نظر گرفت که ایستگاه فضایی را برچیده و قطعات را به زمین بازگرداند، یا به شرکت‌های خصوصی اجازه دهد تا قطعاتش را برای ایستگاه‌های فضایی خودشان استفاده کنند.

با این حال و بنا به گفته ناسا، قطعات ایستگاه هرگز قرار نبود در مدار زمین از هم جدا شوند. چنین تلاشی پرهزینه و برای فضانوردانی که جداسازی قطعات را انجام می‌دهند خطرناک است.

علاوه بر این، هیچ سفینه فضایی دیگری به بزرگی شاتل‌های قدیمی ناسا وجود ندارد که ایستگاه را به طور کامل پایین بیاورد.

یک گزینه دیگر این بود که ناسا ایستگاه خالی را به مداری بالاتر و پایدارتر منتقل کند. اما این نیز با توجه به مسائل لجستیکی و افزایش خطر زباله‌های فضایی رد شد.

ایستگاه چگونه پایین آورده خواهد شد؟

فضاپیماها به طور دوره‌ای ایستگاه فضایی را به بالا هل می‌دهند تا در مداری با ارتفاع تقریباً ۴۲۰ کیلومتر باقی بماند. اگر این کار انجام نشود، ایستگاه بر اثر جاذبه پایین‌تر و پایین‌تر آمده تا زمانی که از مدار خارج شده و روی زمین سقوط کند.

ناسا برای عملیات بازنشسته کردن ایستگاه می‌خواهد از یک فضاپیما استفاده کند تا مطمئن شود که ایستگاه به طور ایمن داخل بخش دورافتاده‌ای در اقیانوس آرام جنوبی یا احتمالاً اقیانوس هند سقوط می‌کند.

برای این کار یک فضاپیما پرتاب شده و پس از این که به ایستگاه متصل شد، آن را به سمت مقصد نهایی‌اش در آب هدایت می‌کند.

در جریان این عملیات بخش اعظم ایستگاه با ورود به جو خواهد سوخت، اما ناسا انتظار دارد زباله‌های برخی قطعات متراکم‌تر، از اجاق مایکروویو گرفته تا صندلی‌ها، در یک دالان هوایی ۲ هزار کیلومتری پخش شوند.

ناسا ابتدا در نظر داشت از سه فضاپیمای تدارکاتی روسیه برای این کار استفاده کند، اما به یک فضاپیمای قوی‌تر نیاز بود. در نتیجه برای ساخت آن فراخوان داد و سرانجام در ماه ژوئن، اسپیس ‌ایکس برنده مزایده تهیه این فضاپیما شد.

عملیات کشیدن ایستگاه با فضاپیمای چگونه خواهد بود؟

اسپیس ایکس قصد دارد از یک کپسول معمولی دراگون استفاده کند؛ از همان مدلی که تدارکات و فضانوردان را به ایستگاه فضایی می‌برد. این کپسول اما صندوق بسیار بزرگ‌تری خواهد داشت و مجهز به ۴۶ موتور و بیش از ۱۶ تن سوخت خواهد بود.

قرار است این کپسول یک سال و نیم قبل از پایان برنامه‌ریزی‌شده ایستگاه به فضا پرتاب شود. شش ماه قبل از نابودی ایستگاه، خدمه آن را رها کرده و به خانه بازخواهند گشت.

چهار روز پس از آن که ایستگاه به ارتفاع حدود ۲۲۰ کیلومتری زمین رسید، کپسول دراگون آن را پایین می‌آورد.

ایستگاه فضایی بین‌المللی

ایستگاه فضایی بین‌المللیعکس: آسوشیتد پرس

آیا پیش از این چنین کاری انجام شده بود؟

اولین ایستگاه فضایی ناسا، «اسکای‌لب»، در سال ۱۹۷۹ سقوط کرد و زباله‌های فضایی‌اش در استرالیا و اقیانوس آرام اطراف آن پخش شدند.

ناسا امیدوار بود یکی از اولین شاتل‌های فضایی‌اش بتواند به آن متصل شود و یک فرود کنترل‌شده را رقم بزند، اما شاتل تا آن زمان آماده نشده نبود. به همین خاطر تنها کنترل‌کننده‌های زمینی موفق شدند اسکای‌لب را به سمت اقیانوس هند بفرستند اما در این میان برخی از قطعات در غرب استرالیا فرود آمدند.

روسیه نیز تجربه‌های مشابه و حتی بیشتری داشته و برای مثال ایستگاه فضایی «میر» را پس از ۱۵ سال، در سال ۲۰۰۱، به سمت اقیانوس آرام هدایت کرده است.

آیا چیزی از ایستگاه باقی خواهد ماند؟

ناسا می‌خواهد برخی از اقلام کوچک داخل ایستگاه فضایی نظیر زنگ ایستگاه، پنل‌ها و یادگاری‌های دیگر را برای نمایش در موزه به زمین بازگرداند. این وسائل البته می‌توانند در یکی دو سال آخر فعالیت ایستگاه به تدریج در کپسول‌های اسپیس ایکس به زمین بازگردانده شوند.

کن باورسوکس از ناسا می‌گوید: «متأسفانه ما نمی‌توانیم چیزهای واقعاً بسیار بزرگی را به خانه بیاوریم، هرچند بخش عاطفی من دوست دارد تلاش کنم و برخی را نجات دهم. به لحاظ عملیاتی، بهترین گزینه نابود کردن همه‌چیز با یک ضربه ویران‌کننده است.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۸ و ساعت 22:16 |

چند بار دستشویی رفتن در روز طبیعی است و بهترین برای سلامتی چند دفعه است؟

رفتن به توالت و دفع مدفوع کاری است که همه انسان‌ها انجام می‌دهند. این فرایند طبیعی در افراد مختلف تفاوت می‌کند، با این حال از سه بار در یک روز گرفته تا ۳ بار در یک هفته «طبیعی» فرض می‌شود.

تحقیقات پیشین نشان داده است که دفعات اجابت مزاج به طور قابل توجهی بر فیزیولوژی و سلامت بلند‌مدت فرد تأثیر می‌گذارد. اما چه تعداد بار بهترین نتایج را به لحاظ سلامتی در بر دارد؟

پژوهشگران در دانشگاه واشنگتن در سیاتل آمریکا می‌گویند بهترین نتایج مربوط به دفع مدفوع، یک یا دو بار در روز است.

شان گیبون، نویسنده ارشد مؤسسه بیولوژی سیستمی در دانشگاه واشنگتن، با بیان اینکه اغلب پزشکان اجابت مزاج مکرر را تنها نوعی «دردسر» می‌بینند گفت: «امیدوارم نتایج این تحقیق کمی ذهن پزشکان را نسبت به خطرات بالقوه عدم مدیریت دفعات اجابت مزاج باز کند.»

دکتر گیبون و تیمش داده‌های بالینی و بیولوژیکی مربوط به سبک زندگی افراد، از جمله شیمی خون، میکروبیوم روده، ژنتیک و موارد دیگر، را از بیش از ۱۴۰۰ داوطلب بالغ سالم بدون هیچ نشانه‌ای از بیماری فعال جمع‌آوری کرده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

تعداد دفعات دفع مدفوع گزارش شده توسط شرکت‌کنندگان به چهار گروه طبقه بندی شد: یبوست (یک یا دو بار دفع در هفته)، نرمال با بیرون‌روی کم (سه تا شش بار در هفته)، نرمال با بیرون‌روی زیاد (یک تا سه بار در روز) و اسهال.

مشکل دفع کم این است که وقتی مدفوع به مدت طولانی در روده بماند، میکروب‌ها فیبر موجود در آن‌ها را تخلیه کرده و به اسیدهای چرب با زنجیره کوتاه تخمیر می‌کنند. در نتیجه این فرایند پروتئین‌ها تخمیر شده و سمومی مانند سولفات پی‌کرسول و ایندوکسیل در بدن تولید می‌شود.

دکتر گیبون با اشاره به اینکه این سموم به ویژه برای کلیه‌ها مضر هستند، گفت: «آنچه ما دریافتیم این است که حتی در افراد سالمی که یبوست دارند، این سموم در جریان خون افزایش می‌یابد.»

اجابت مزاج

اجابت مزاجعکس: کانوا

در موارد دفع زیاد یا اسهال، تیم تحقیقات شیمیایی بالینی نشانگرهای التهابی و آسیب کبدی را شناسایی کردند. به گفته آنان در طول اسهال، بدن اسید صفراوی بیش از حد دفع می‌کند و این آسیب به کبدها را در پی دارد.

محققان می‌گویند باکتری‌های روده که وظیفه تخمیر فیبر را بر عهده دارند، معروف به «بی‌هوازی‌های اجباری» مرتبط با سلامتی، با یک یا دو مدفوع در روز رشد می‌کنند.

از نظر جمعیتی، افراد جوان، زنان و کسانی که شاخص توده بدنی کمتری دارند، مدفوع کمتری دارند. دکتر گیبون می‌گوید تفاوت‌های هورمونی و عصبی بین مردان و زنان ممکن است این شکاف را توضیح دهد، همراه با این واقعیت که مردان معمولاً غذای بیشتری مصرف می‌کنند.

پژوهشگران نوشیدن آب فراوان، فعالیت بدنی منظم و خوردن یک رژیم غذایی غالب گیاهی را رمز سلامت گوارشی عنوان کرده‌اند. دکتر گیبون می‌گوید: «شاخص اصلی مصرف میوه و سبزیجات بیشتر بود، این بزرگترین سیگنالی بود که دیدیم.»

دانشمندان می‌گویند هنوز تحقیقات بیشتری برای تعریف دقیق‌تر این محدوده بهینه مورد نیاز است.

نتایج مطالعات تازه در نشریه علمی «Cell Reports Medicine» منتشر شده است

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۸ و ساعت 19:22 |

خطیب گوشتْ‌ تلخ و مرده‌شور و دین مردم!

خطیب گوشتْ‌ تلخ و مرده‌شور و دین مردم!

عصر ایران؛ جمشید گیل - «تو نظرسنجی‌هایی که هر سال داره انجام میشه، آرزو دارند، حدود هفتاد درصد، مقدمات فراهم بشه بروند کربلا. بعد این هفتاد درصد با صندوق انتخابات چه جوری‌اند؟ ببخشید، شما امام حسین را چه جوری معرفی کردید؟ وقتی تبیین دین درست صورت نگیرد، تو انتخابات دین نقش اول را بازی نمی‌کند. معلوم میشه یک دین متحجرانه به مردم گفته شده که این وضع انتخاباته. اگر دینِ تو در انتخابات موثر نیست مرده‌شور این دین را ببرند که برای حساس‌ترین حادثۀ تعیین‌کننده برای یک جامعه ساکته. مرده‌شور اون دین را ببرند که به سرنوشت بشریت اعتنا ندارد.»

«آن‌هایی که تفکر غربگرایانه علیه دین و انقلاب دارند، نمی‌دانند حقیقت دین چیست. در میان برخی از جوان‌هایی که از دین فاصله دارند، سوءتفاهم‌هایی ایجاد شده و کار به جایی رسیده که بعضا از دین نفرت دارند.»

سخنان فوق از آنِ علیرضا پناهیان خطیب تند و تیز جناح اصول‌گرا است. ناگفته پیداست که او با فرستادن مرده‌شور به سراغ دین مردم، در پی احیاء دین سیاسی است. اما شاید همین تلاش برای زنده نگه داشتن دین سیاسی، موجب شده برخی از جوانان و پیران از دین نفرت پیدا کنند.

آیا هدف از ارسال یا تکوین دین این بوده که در "انتخابات" نقش اول را بازی کند؟ نهاد انتخابات، پدیده‌ای غربی است که 198 سال قبل وارد حیات سیاسی ایرانیان شد. قبل از آن، دین هیچ کس در انتخابات موثر نبود چراکه اساسا انتخاباتی در این کشور و در سایر بلاد اسلامی برگزار نمی‌شد.

کسی که دیندار است، اگر در انتخابات رای ندهد دینش "متحجرانه" می‌شود؟ دین متحجرانه، دینی است که زن را در پستوی خانه نهان می‌کند و دهان این و آن را می‌بوید مبادا که گفته باشند دوستت می‌دارم!

دیندار متحجر کسی است که با موسیقی مخالف است و حتی حاضر نیست نام همسر درگذشته‌اش را بر سنگ قبر آن مرحومه بنویسد. فی‌الجمله روشن است چه کسانی در این دیار دینداری‌شان سبک و سیاق طالبانی دارد. هر جریانی که به طالبان شبیه‌تر باشد، واژۀ "متحجر" در وصف دینداری‌اش مناسب‌تر است.

دینداری متحجرانه با آزادی نیز ستیزه دارد. از آزادی‌های اجتماعی گرفته تا آزادی‌های سیاسی. ولی آقای پناهیان می‌خواهد رای ندادن را مصداق تحجر جلوه دهد. رای ندادن البته از نظر ایشان نشانۀ "دینداری غیر سیاسی" است.

در واقع این روحانی محترم و خشم‌گین، اسلام غیر سیاسی و تشیع غیر سیاسی را قبول ندارد. ولی خوب است آقای پناهیان به این سوال جواب دهد که "نفرت جوانان از دین" محصول و معلول کدام دین و دیانت است؟ دیانتی که سر تا پایش بوی سیاست می‌دهد یا دیانتی که در "خداپرستی و نیکوکاری" خلاصه شده است؟

متدینی که اساسا رأی نمی‌دهد دین بدتری دارد یا متدینی که می‌گوید امام زمان حکم نمایندگی نمایندگان مجلس را امضا کرده؟ کدام‌شان دین را به ابتذال می‌کشند و مردم را از دین بیزار می‌کنند؟

یکی از ده فرمان موسی این است که «نام خداوند را به عبث بر زبان نیاور». اینکه یک مشت سیاست‌مدار هر تصمیمی که می‌گیرند، مدعی شوند که تصمیم و سیاست‌شان موافق خواست خداوند بوده، قطعا مصداق بیهوده به زبان آوردن نام خداوند است.

آقای پناهیان با دینی که در سیاست روزمره دخالت نمی‌کند، مشکل دارند ولی نکته این است که دین را نباید به ابتذال سیاست روزمره آلود. تجربۀ احمدی‌نژاد به خوبی نشان می‌دهد که دین را سیاست‌آلود کرد.

آقای مصباح یزدی که پس از انقلاب جزو مدافعان سرسخت "دین سیاسی" شده بود، در سال 84 مدعی بود فلانی خواب دیده که امام زمان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد را تایید می‌کند. ولی بعدا که معلوم شد احمدی‌نژاد گرایش‌های "انحرافی" دارد، مصباح مجبور شد بگوید احمدی‌نژاد را جادو کرده‌اند! شما از شناخت حقیقت احمدی‌نژاد ناتوان بودید اما آیا امام زمان هم مثل شما بود؟

بله، به طور کلی یک دین‌دار می‌تواند بگوید من سیاسی‌ام، به این معنا که طرف ظالمان یا آزادی‌ستیزان یا آزادی‌خواهان یا ... نمی‌ایستم؛ اما اگر بگوییم چون به امام حسین اعتقاد داری پس حتما باید در انتخابات شرکت کنی، دینداری را به ابتذال سیاست آلوده‌ایم.

مردم عقل و وجدان دارند و تصمیم می‌گیرند رای بدهند یا نه و اگر آری به که. اگر کسی رای ندهد، ممکن است تصمیم سیاسی درست یا‌ نادرستی اتخاذ کرده باشد ولی درستی یا نادرستی این تصمیم سیاسی، منطقا ربطی به درستی یا نادرستی درک او از دیانت ندارد.

این روحیه‌ای قدیمی و شناخته شده نزد حضراتی مثل جناب پناهیان است که همیشه دنبال مقصرین وضع موجود می‌گردند ولی هیچ وقت حاضر نیستند قبول کنند شاید خودشان مقصر وضع موجودند. چرا احتمال نمی‌دهید این همه دین‌گریزی یا به قول خودتان "نفرت جوانان از دین" محصول این همه بار سیاسی است که شما بر دوش دین نهاده‌اید؟

اینکه هر جا لازم است، دین را خرج علائق سیاسی خودمان کنیم و جان کلاممان هم این باشد که دین نازل شده برای توجیه خط مشی سیاسی ما، و بعد هم وضعیتی در جامعه ایجاد کنیم که تقریبا هیچ کس از آن راضی نیست، بدیهی است که به دین‌گریزی منتهی می‌شود و اگر چنین نشود عجیب است.

اگر دین مؤید سیاست خارجی و سیاست داخلی مطلوب جناب پناهیان و دوستان و بزرگان ایشان است، باید دید نتیجۀ این خط مشی سیاسی چه بوده؟ اگر به بهْ‌روزی اکثریت مردم منتهی شده باشد و دین‌گریزی در جامعه پدید آمده باشد، جای عجب دارد؛ اما اگر خط مشی سیاسی مذکور به رشد فقر و فلاکت منجر شده باشد، دین‌گریزی شبیه "شرط عقلانیت" می‌شود.

اصل قدرت در دست شماست. شما هم معتقدید سیاست‌هایتان دینی است. نتیجۀ این سیاست‌ها نیز پیش روی جامعه است. حتی مردمان عادی طرفدار خودتان نیز تایید نمی‌کنند این سیاست‌ها به بهْ‌روزی عمومی منتهی شده. پس دیگر چرا انتظار دارید پیر و جوان همچنان طرفدار نگرش و رویکرد سیاسی شما باشند؟

وقتی اِعراض گسترده رخ می‌دهد، کار به همین جا می‌رسد که آقای پناهیان بالای منبر از ضرورت مشارکت اکثریت مردم در انتخابات حرف می‌زند ولی فقط 40 درصد مردم رای می‌دهند و در مرحله دوم اگر کمی بیشتر می‌شود در واقع از ترس نامزد مورد حمایت پناهیان است!

نکتۀ دیگر در سخنان علیرضا پناهیان این است که او تلویحا دارد می‌گوید دست کم سی درصد از شیعیان معتقد، که راه دور و دشوار پیاده‌روی کربلا را طی می‌کنند، آن قدر از ما دور شده‌اند که حاضر نشدند دو قدم راه را از خانه تا شعبه‌های اخذ رای طی کنند.

بنابراین به نظر می‌رسد دین‌داری سیاست‌زدۀ مد نظر جناب پناهیان، نه فقط بی‌دین‌ها و اقلیت‌های دینی و دیندارزادگان نه چندان معتقد را از مشارکت در انتخابات ناامید کرده، بلکه بسیاری از دین‌داران معتقد را نیز از حضور در پای صندوق‌های رأ ی مأیوس و منصرف کرده است.

اینکه در جست‌وجوی مقصر مدام این سو و آن سو را نگاه کنیم اما نیم‌نگاهی به خودمان نیندازیم، درمانی برای درد سیاسی کاهش مشارکت مردم در انتخابات نیست. آدمی که شجاعت و مسئولیت‌پذیری دارد، باید بتواند نقش خودش را هم در وضع موجود بررسی کند و حاضر به تجدید نظر در خط مشی خودش باشد و مردم را صرفا موجوداتی مطیع نداند و نخواهد.

سیاستمداران نوکر مردم‌اند نه سروَر مردم. پس کلاه سروَری از سر بردارید و مشی نوکری پیشه کنید و به جای اینکه دنبال انحراف در دینداری مردم بگردید، کمی هم در پی انحرافات راه‌یافته به دینداری خودتان باشید.

با بی‌ادبی و گوشت‌تلخی به مردم نگویید مرده‌شور دین‌تان را ببرد. اتفاقا شاید مرده‌شور باید اندیشه‌ای شما را ببرد که اساسا خالی از رایحۀ خوش "زندگی" است. گوشت‌تلخی خودتان را هم به پیامبر اسلام نسبت ندهید (‌چنان که قبلا گفته بودید) که اگر آن بزرگوار هم مثل شما تند و تلخ بود، همانند شما با اِعراض اکثریت مواجه می‌شد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۸ و ساعت 17:18 |

تصاویر تازه از «منزوی‌ترین قبیله جهان» در آمازون؛ شرکت‌های چوب‌بُر بومیان پرو را منقرض می‌کنند؟

بومیان آمازون در پرو

یک سازمان فعال در زمینه حقوق بومیان آمریکای لاتین، تصاویر منحصر به فردی را از یکی از منزوی‌ترین قبایل آمازون در جهان که سال‌ها است با دنیای بیرون تماس نداشته‌اند منتشر کرده است.

فیلم‌های منتشره اعضای قبیله «ماشکو پیرو» (Mashco Piro) را نشان می‌دهند که از محل سکونت خود در میان درختان بیرون می‌آیند. ۷۵۰ عضو این قبیله دورافتاده در جنگل‌های آمازون در جنوب شرقی پرو ساکن هستند.

«سازمان بین‌المللی بقا»، که این تصاویر را منتشر کرده است، می‌گوید این شواهد به وضوح نشان می‌دهد که کلیه مجوزهای چوب‌برداری در منطقه باید لغو شده و قلمرو مردمان بومی آمازون به رسمیت شناخته شود.

در این تصاویر دیده می‌شود که اعضای این قبیله در محدوده‌ای بسیار نزدیک به محل کار شرکت‌های چوب‌بری زندگی می‌کنند.

در اواخر قرن نوزدهم، اعضای این قبیله به دلیل فعالیت استعمارگران آزار و شکنجه‌های عظیمی را در غرب آمازون متحمل شدند. هزاران نفر از آن‌ها به بردگی گرفته شدند، تعداد بی‌شماری دیگر مورد ضرب و شتم قرار گرفته، اموالشان به سرقت رفت و خودشان قربانی تجاوز و قتل شدند.

مردمان قبیله علیرغم این اتفاقات توانستند با فرهنگ سنتی خود جان به در ببرند. با این حال، ماشکو پیرو همچنان با تهدید فزاینده قطع درختان و جنگل‌زدایی مواجه است.

چندین شرکت چوب‌برداری در داخل قلمرو متعلق به این مردمان بومی، واقع در تنها چند کیلومتری از محل فیلم‌های منتشره، امتیاز برداشت چوب دارند.

کارولین پیرس، رئیس سازمان بین‌المللی بقا، در بیانیه‌ای با انتقاد از این شرکت‌های فعال در صنعت برداشت چوب گفت: «یک فاجعه انسانی در حال شکل‌گیری است. برداشت‌کننده‌های چوب باید به بیرون رانده شوند و قلمرو ماشکو‌پیرو باید به درستی محافظت شود.»

در یک قطعه از فیلم منتشره، یک گروه ۱۷ نفره از مردم ماشکو پیرو در نزدیکی روستای «پوئرتو نوو» در جنوب شرقی پرو دیده می‌شوند. در یک قطعه فیلم دیگر بیش از ۵۰ نفر از اعضای قبیله در نزدیکی روستای همسایه «مونت سالوادو» به چشم می‌خورند.

این روستا محل سکونت مردم بومی «یین» است که به زبانی نزدیک به بومیان ماشکو پیرو صحبت می‌کنند، اما ارتباط بیشتری با جهان خارج دارند. مردمان یینی گفته‌اند که ماشکو پیرو‌ها قبلا از حضور چوب‌برها در زمین خود ابراز ناراحتی کرده‌اند.

سازمان بین‌المللی بقا از «شورای نظارت بر جنگل‌ها»، یک سازمان غیرانتفاعی مستقل که قصد ارتقای اداره اخلاقی و مسئولانه جنگل‌ها در جهان را دارد، خواسته است تا گواهینامه خود را که به شرکت‌های فعال چوب‌بری در این کشور داده است پس بگیرد و آن را لغو کند.

آلفردو وارگاس پیو، رئیس یک سازمان بومی به نام «فناماد»، گفت: «این شواهد انکارناپذیری است که نشان می‌دهد بسیاری از ماشکو پیروها در این منطقه زندگی می‌کنند و دولت نه تنها از آن‌ها و قلمروشان محافظت نکرده بلکه حق آن‌ها را شرکت‌های چوب‌بر فروخته است.

وی اضافه کرد: «کارگران چوب‌بر می‌توانند بیماری‌های جدیدی را ایجاد کنند که بومیان را از بین ببرد و همینطور باعث بروز خشونت از سمت دو طرف شوند.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۷ و ساعت 20:51 |

سیاره‌ای با «چشم باباغوری» که شاید میزبان آب مایع باشد

۲۶/تیر/۱۴۰۳

جایی در فاصلهٔ ۵۰ سال نوری از ما سیاره‌ای وجود دارد که نه‌تنها ممکن است میزبان آب مایع باشد بلکه ظاهری هم شبیه به یک چشم دارد؛ از جذاب‌ترین نمونه‌های سیاره‌های فراخورشیدی برای جست‌وجوگران حیاتِ مشابه زمین در فضا.

اگر تا نیمه دهه ۱۹۹۰ میلادی از دانشمندان می‌پرسیدید که دورتر از منظومه شمسی چند سیاره دورِ ستاره‌های دیگر در حال چرخش‌اند، احتمالاً پاسخ‌شان این بود که شاید خیلی، ولی ما تاکنون حتی یک نمونه هم پیدا نکرده‌ایم.

داستان اما امروز تغییر کرده است. تا الان که این مطلب را می‌خوانید، جنگلی عظیم از سیاره‌های فراخورشیدی مختلف در فراسوی خورشید ما کشف ‌شده است. حضور بیش از پنج هزار و ۶۰۰ سیاره را تاکنون با قطعیت در اطراف ستاره‌های دیگر تأیید کرده‌ایم و هزاران نامزد دیگر برای چنین سیاراتی شناسایی‌ شده که منتظر تأیید هستند و این تازه سپیده‌دم عصر حضور ما در جنگل انبوهی از سیاره‌های فراخورشیدی است.

در این جنگل شما می‌توانید با سیاره‌هایی عجیب‌وغریب آشنا شوید؛ آن‌هایی که به دور دو یا چند سیاره می‌گردند، آن‌هایی که با ابعادی بزرگ‌تر از مشتری در فاصله‌ای نزدیک‌تر از عطارد قرار دارند و نسبت به خورشید به دور ستاره مادر خود می‌گردند و جو گازی آن‌ها در هر بار دور زدن‌شان تبخیر می‌شود و گیسویی افشان از گازهای تبخیر شده روان می‌کند، و زمین‌های یخ‌زده و غول‌های عظیم.

عصر فراخورشیدی‌ها با نسل تازهٔ تلسکوپ‌های فضایی و روش‌های جدید کشف و تشخیص این اجرام دوردست روزبه‌روز غنی‌تر و متنوع‌تر می‌شود و دانش ما را از دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، تغییر می‌دهد.

یکی از جام‌های مقدس جست‌وجوی فراخورشیدی‌ها یافتن سیاره‌ای است که آن‌قدر به زمین شبیه باشد که شاید بتواند میزبان نوعی حیات باشد. حالا گروهی از محققان امیدوارند سیاره‌ای در همسایگی ما این ویژگی را داشته باشد.

ابرزمینی در صورت فلکی نهنگ (قَیطُس)

LHS-1140b سیاره‌ای است که در راستای صورت فلکی نهنگ و به‌نسبت در نزدیکی‌های ما قرار دارد. فاصله‌اش با ما فقط ۴۹ سال نوری است و سال ۲۰۱۷ میلادی بود که محققان توانستند آن را کشف کنند. این سیاره به دور یک ستارهٔ کوتولهٔ قرمز در حال گردش است و البته تاکنون یک سیاره دیگر هم در اطراف این ستاره کشف کرده‌ایم.

ویژگی جذاب این سیاره این بود که در منطقه و مداری به دور ستاره مادر خود می‌گشت که اصطلاحاً آن را کمربند حیات می‌نامند؛ جایی که نه آن‌قدر به ستاره مادر نزدیک است که گرمای ستاره امکان شکل‌گیری آب مایع را روی آن از بین ببرد و نه آن‌قدر دوردست که تبدیل به سرزمینی یخ‌زده و یخبندان شود.

حالا اما گروهی از محققان در تحقیقی که نتایجش را در بانک مقالات علمی arXiv منتشر کرده‌اند، با کمک رصدهای تلسکوپ فضایی جیمز موفق شده‌اند حدس‌های جذابی دربارهٔ این سیاره مطرح کنند؛ حدسیاتی که نه‌تنها امکان وجود آب مایع در بخشی از آن را ممکن فرض می‌کند که ظاهری جذاب و شگفت‌انگیز را برای آن به تصویر می‌کشد.

سیارهٔ باباغوری یا چشم‌مانند

تحقیقات جدی این فرض را مطرح کرده است که این سیاره احتمالاً اقیانوسی به‌دام‌افتاده در لایه‌ای از یخ است، اما در بخشی از آن که رو به ستاره مادر قرار دارد، منطقه‌ای چهار هزار کیلومتری وجود دارد که چون عنبیه چشم ممکن است میزبان آب مایع باشد؛ ناحیه‌ای که به‌طور خیره و دائم رو به ستاره مادرش دارد.

تحقیقات این گروه از محققان نشان می‌دهد که از بین همهٔ سیاره‌هایی که تاکنون شناخته‌ایم، این سیاره از نظر دمایی بهترین شانس برای میزبانی از آب مایع را حداقل در بخشی از سطح خود دارد.

این سیاره به‌دلیل اثر نیروهای گرانشی خود اصطلاحاً در مدار خود به دور ستاره قفل ‌شده است. شما با این پدیده آشنا هستید؛ فارغ از این‌که چه زمانی از روی زمین به ماه نگاه کنید، همواره نیمی از ماه را می‌بینید و بخشی از ماه همیشه از چشمان انسان‌ها روی زمین پنهان است.

دلیل این پدیده این است که ماه در همان مدت‌زمانی به دور زمین می‌گردد که یک دور به دور خودش می‌گردد. به عبارتی یک شبانه‌روز ماه تقریباً معادل یک دور گردشش به دور زمین است و برای همین همیشه از روی زمین ما می‌توانیم یک‌ سوی آن را ببینیم.

این اتفاق در مورد این سیاره همسایهٔ ما نیز رخ داده است (واقعاً در مقیاس نجومی ۵۰ سال نوری معادل همسایگی نزدیک و هم‌محله‌ای به شمار می‌رود).

محققان با کمک تلسکوپ فضایی جیمز وب این سیاره را رصد و سعی کردند ببینند آیا نشانه‌ای از جو را در آن پیدا می‌کنند‌یا نه. نتایج طیف‌سنجی از آن نشان داد که این سیاره نه‌تنها دارای جوی مملو از هیدروژن است که یک جو ثانویه غنی از نیتروژن نیز دارد که در دوران پس از تثبیت و شکل‌گیری این سیاره به وجود آمده است.

ترکیب داده‌های پیشین مربوط به جرم و چگالی و همین‌طور داده‌های تازه از ترکیب جوی باعث شد محققان این فرض را مطرح کنند که این سیاره، همانند برخی اقمار منظومه شمسی و شبیه به یوروپا در اطراف مشتری یا انسلادوس در زمان ظهر، یک اقیانوس آب دارد که بخش‌های بزرگی از آن زیر لایه‌ای از یخ قطور پنهان است.

اما قفل‌شدگی مداری این سیاره به‌سوی خورشید خودش باعث شده در این بخش، جایی که به‌طور دائم در مقابل دمایی قابل‌قبول و حدود ۲۰ درجه سانتی‌گراد قرار دارد، حوضچه‌ای از آب مایع در میان ‌اقیانوسی یخ‌زده پدید آمده باشد.

همین عارضه هم ظاهری شبیه به عنبیه یک چشم به این سیاره داده که در حال نگاهی خیره به ستاره مادر خود است.

حالا محققان در تلاش‌اند تا بتوانند طی یکی دو سال آینده با جمع‌آوری داده‌های تازه جزئیات بیشتری از جو این سیاره را کشف کنند. آن‌ها احتمال می‌دهند بتوانند نشانه‌هایی از دی‌اکسید کربن را نیز در جو این سیاره کشف کنند.

آیا سیاره‌ای میزبان حیات کشف کرده‌ایم؟

این سؤالی نیست که بتوان به‌سادگی به آن جواب داد. تا الان هیچ نشانهٔ حیاتی در این سیاره یا در هیچ جای دیگرِ عالَم پیدا نشده است.

اگر رصدهای فعلی تأیید شود که این سیاره دارای اقیانوسی از آب مایع است، به‌هیچ‌وجه به این معنا نیست که بتوانیم به‌طور مستقیم نتیجه بگیریم که حیات هم در آن برقرار است.

حیات، به‌گونه‌ای که روی زمین آن را می‌شناسیم، در اکثر موارد نیازمند آب مایع است اما وجود آب مایع به‌تنهایی به‌هیچ‌وجه به معنای وجود حیات نیست.

با ‌این حال، این کشف، در صورت تأیید، گام جذابی در توسعهٔ درک ما از این جنگل عظیم سیاره‌ای است که در عالم وجود دارد.

ما چون کاشفانی هستیم که تازه در لبهٔ این جنگل انبوه قرار داریم و شگفتی‌هایی که در میانه آن در انتظار ما است، شاید فراتر از دورپروازانه‌ترین تخیلات ما باشد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۶ و ساعت 20:34 |

آیا جهان هستی هنوز کهکشان‌های جدید می‌سازد؟

عکس تزینی

کهکشانی که ما در آن زندگی می‌کنیم، کهکشان راه شیری، ۱۳.۶ میلیارد سال پیش شکل گرفت. تصور عموم بر این است که کهکشان‌ها میلیاردها سال پیش به وجود آمده‌اند و چندی پیش نیز تلسکوپ فضایی جیمز وب، تصاویر برخی از اولین کهکشان‌های جهان اولیه را به نمایش گذاشت. اما آیا جهان هنوز کهکشان‌‌های جدید می‌سازد؟

برای پیدا کردن جواب این سوال باید دنیای پر رمز و راز اجرام آسمانی را کاوش کنیم، در ادامه این مطلب با نگاهی به شگفتی‌های جهان هستی، احتمال تولد کهکشان‌های جدید را بررسی می‌کنیم.

شناسایی کهکشان‌ها کار چندان سختی نیست. آنها مجموعه‌ بزرگی از ستاره‌ها، گاز و ماده تاریک هستند. یک کهکشان معمولی تقریبا ۱۰۰ هزار سال نوری وسعت دارد. فاصله کهشکشان‌ها از یکدیگر حداقل یک میلیون سال نوری است.

گاهی اوقات کهکشان‌ها در داخل خوشه‌ها ادغام یا باهم جمع می‌شوند، اما به جز چند استثنا، می‌توان تا حد زیادی یک کهکشان را از دیگری متمایز کرد. در واقع کهکشان‌ را می‌توان به شهرک‌هایی در حومه شهر تشبه کرد، گاهی مناطق مابین شهرک‌ها از خود شهرک‌‌‌ها بزرگتر هستند، بنابراین به راحتی می‌توان آنها را تشخیص داد. گاهی اوقات، شهرک‌ها در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و جدا کردنشان از شهرک همسایه کار سختی است، اما به طور کلی آن شهرک به تنهایی یک شهرک است.

تولد نخستین کهکشان‌ها

با این حال، تولد کهکشان موضوع متفاوتی است. کهکشان‌ها در کیهان اولیه از طریق یک فرآیند تدریجی پدید آمدند که نقطه آغاز آن از اولین ثانیه انفجار بزرگ یا بیگ بنگ شروع شد. در آن زمان، حفره‌های کوچکی با چگالی بالاتر از حد متوسط ​​ظاهر شدند و طی چند صد میلیون سال به طور پیوسته رشد کردند. در ابتدا فقط ماده تاریک می‌توانست به درون سرازیر شود، زیرا ماده معمولی مشغول درهم‌تنیده شدن بود. اما هنگامی که حفره‌های ماده تاریک به اندازه کافی بزرگ شدند، مواد منظم اطراف را جذب کردند.

ماده منظم پس از جمع شدن فشرده، سپس تکه تکه شد و به این ترتیب اولین ستاره‌ها متولد شدند. در ادامه پیش‌کهکشان‌ها با همسایگان خود ادغام شدند، رشد کردند و کهکشان‌های امروزی را شکل دادند.

بنابراین، با استناد به نظریه انفجار بزرگ می‌توان گفت که امروزه دیگر کهکشان جدیدی متولد نخواهد شد و فرآیند تشکیل آنها به پایان رسیده است. این فرایند در کیهان باستانی اتفاق افتاد و دیگر هرگز رخ نداد. در جهان امروزی هیچ پیش کهکشان دیگری وجود ندارد.

تولد ستاره‌ها

اما این تنها یکی از راه‌ها برای تعریف آغاز یک کهکشان است. ما همچنین می‌توانیم به مرحله محوری دیگری نگاه کنیم که آن ظهور اولین ستاره‌ها است. اگر به قیاس شهرک‌ها برگردیم، خواهیم دید که بین زمانی که یک شهرک برای اولین بار طرح‌ریزی و خطوط کلی آن با نشانگرهای مرزی مشخص می‌شود تا زمانی که اولین افراد در آن شروع به حرکت می‌کنند، تفاوت وجود دارد.

اگر فقط روی شکل‌گیری ستاره تمرکز کنیم، می‌بینیم که این یک روند مداوم است که حتی در جهان امروزی نیز ادامه دارد. در سال‌های اخیر، اخترشناسان به درک دقیقی از معیاری به نام تابع جرم ستاره‌ای دست یافتند. براین اساس آنها توانستند تعداد ستاره‌ها را در هر کهکشان سرشماری کنند یا به عبارت دیگر متوجه شدند چه مقدار جرم به شکل ستاره در هر کهکشان در دوره‌های مختلف جهان وجود دارد.

ستارگان تنها درصد کمی از جرم یک کهکشان را تشکیل می‌دهند. بقیه جرم به ماده تاریک و توده‌های تصادفی گاز برمی‌گردد. با این حال، ستارگان یک کهکشان را به همان چیزی که هست تبدیل می‌کنند و رصد آنها بسیار ساده‌تر از هر جزء کهکشانی دیگری است.

اخترشناسان به تازگی با بررسی‌ کهکشان‌های سراسر جهان دریافتند که تابع جرم ستاره‌ای در سراسر جهان افزایش یافته است. این بدان معنی است که کهکشان‌های بیشتری نسبت به میلیاردها سال پیش وجود دارد.

کهکشان‌های کوچک جدید از ظهور پیش کهکشان‌ها در دانه‌های ماده تاریک به وجود نمی‌آیند. آنها توده‌هایی از مواد موجود هستند که تازه شروع به تشکیل ستاره کرده‌اند. از سوی دیگر کهکشان‌های بزرگ‌تر عمدتا از ادغام مداوم کهکشان‌های کوچکتر تشکیل می‌شوند.

آیا این روند تا ابد ادامه خواهد داشت؟

بنابراین، کهکشان‌های جدید همچنان، اما به نوع دیگری در صحنه کیهانی ظاهر می‌شوند. این کهکشان‌ها با دوره‌ای جدید از شکل‌گیری ستاره‌ها ساخته می‌شوند. آن‌ها همیشه آنجا بوده‌اند، میلیاردها سال در حال تعامل بوده‌اند، اما اکنون خودشان را نشان داده‌اند. بیشتر گازهای موجود در یک کهکشان هرگز به ستاره تبدیل نمی‌شوند و این می‌تواند برای دوره‌های بسیار طولانی بدون مصرف مواد زیاد ادامه یابد و شروع به کار کهکشان در وهله اول ممکن است زمان بسیار زیادی طول بکشد.

متأسفانه این مهمانی برای همیشه ادامه نخواهد داشت. مشکل این است که نه تنها جهان در حال انبساط است، بلکه انبساط آن نیز شتاب می‌گیرد. اثری که به عنوان انرژی تاریک شناخته می‌شود. اگرچه ستاره‌شناسان هنوز نمی‌دانند چه چیزی انرژی تاریک را هدایت می‌کند، اما می‌توانند اثرات آن را بر بقیه جهان مشاهده کنند. این انرژی همه چیز را پخش می‌کند.

با پیر شدن جهان، تشکیل کهکشان‌های جدید و ادامه شکل‌گیری ستارگان برای تشکیل کهکشان‌های جدید سخت‌ و سخت‌تر می‌شود. در واقع، اوج شکل‌گیری ستاره‌ها میلیاردها سال پیش سپری شد. در حالی که کهکشان‌های جدید همچنان به روشن شدن ادامه می‌دهند، سرعت ظهور آنها در حال کاهش است و هر سال تعداد کمتری از کهکشان‌های جدید ظاهر می‌شوند.

ما هنوز زمان زیادی داریم. کهکشان‌ها تا صدها میلیارد سال آینده به شکل‌گیری ستاره‌ها ادامه می‌دهند و ما همچنان باید از مهمانی تا پایان آن لذت ببریم.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۶ و ساعت 20:10 |

کشف غار بزرگ در نزدیکی محل فرود آپولو۱۱؛ فضانوردان در ماه صاحب پناهگاه طبیعی شدند

ماه

دانشمندان وجود غاری را در ماه، نه چندان دورتر از جایی که نیل آرمسترانگ و باز آلدرین، ۵۵ سال پیش بر سطح آن فرود آمدند، تأیید کردند و گمان می‌کنند که صدها غار دیگر در ماه وجود دارد که می‌تواند به عنوان پناهگاه فضانوردان مورد استفاده قرار گیرد.

تیمی به رهبری ایتالیا روز دوشنبه گزارش داد که شواهدی قطعی دال بر وجود یک غار بزرگ در ماه به دست آورده است. این غار، تنها ۴۰۰ کیلومتر با محل فرود آپولو۱۱ بر سطح ماه فاصله دارد.

به گفته دانشمندان ایتالیایی، این غار حداقل ۴۰ متر عرض و ده‌ها متر طول دارد.

غارهای قمری بیش از ۵۰ سال بود که به صورت یک راز باقی مانده بود ولی لئوناردو کارر و لورنزو بروزونه از دانشگاه ترنتو، روز دوشنبه اعلام کردند که بالاخره وجود یکی از حدود ۲۰۰ غاری که به نظر می‌رسید در ماه وجود دارد، ثابت شد.

این کشف با تجزیه و تحلیل داده‌های اندازه‌گیری شده توسط مدارگرد شناسایی ماه که توسط ناسا اعزام شده، حاصل و نتایج آن در نشریه Nature Astronomy منتشر شد.

به گفته دانشمندان، بیشتر غارهای موجود در ماه در دشت‌هایی که گدازه‌ای باستانی ماه در آنها جاری شده، شکل گرفته‌اند. همچنین ممکن است برخی از آنها در قطب جنوبی ماه که برای فرود فضانوردان ناسا در اواخر این دهه در نظر گرفته شده، وجود داشته باشد.

گمان می‌رود که دهانه‌های سایه‌دار دائمی در ماه، آب یخ زده را در خود نگه می‌دارند که می‌تواند آب آشامیدنی و سوخت سفینه‌ها را تامین کند.

یافته‌های دانشمندان نشان می‌دهد که ممکن است صدها گودال و غار که مسیرهای عبور گدازه‌های باستانی روی ماه بوده، وجود داشته باشد. چنین مکان‌هایی می‌توانند به عنوان یک پناهگاه طبیعی برای فضانوردان، از آنها در برابر پرتوهای کیهانی و تشعشعات خورشیدی و همچنین در برابر برخورد شهاب سنگ‌ها محافظت کنند. حال آن که ساختن زیستگاه‌های تازه و مصنوعی برای آنها زمان‌بر و چالش‌برانگیز است.

صخره‌ها و سایر مواد داخل این غارها همچنین می‌تواند به دانشمندان در یافتن چگونگی تکامل ماه، به‌ویژه فعالیت‌های آتشفشانی آن کمک کند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۶ و ساعت 19:48 |

فسیل جمجمه‌ مبتلا به سندروم داون برای ما چه پیامی از نئاندرتال‌ها دارد؟

والنتین ویلاورده

منبع تصویر،A. EIXEA

توضیح تصویر،سرپرستی عملیات باستان‌شناسی در کوا نگرا محل کشف فسیل برعهده والنتین ویلاورده بود

در تاریخ تکامل چه چیز انسان‌ نوین را موجودی منحصر به فرد کرده است؟

زندگی اجتماعی و مراقبت از یکدیگر احتمالا از عواملی هستند که به گونه انسان امروزی نه تنها توانایی بقا بلکه امکان تکامل طی میلیاردها سال را داده است.

دست‌کم این یک نظریه محبوب در میان پژوهشگرانی است که شواهد جدید از مطالعه یک قطعه کوچک استخوان با ویژگی‌های غیر معمول آن را تایید می‌کند.

در سال ۱۹۸۹، یک هیئت از دیرینه شناسان در محل غار کووا نگرا در نزدیکی شهر والنسیا در اسپانیا یک قطعه استخوان ۵ سانتی متری را در گوش داخلی یک نئاندرتال ۶ ساله کشف کردند.

اگرچه آنها نتوانستند تشخیص دهند که آیا این استخوان متعلق به یک پسربچه بوده یا یک دختربچه، هیئتی که آن را بررسی کرد برای صاحب این استخوان نام تینا را برگزید.

یافتن قطعه‌ای از مجرای گوش یک نئاندرتال واقعه‌ای غیرعادی است.

به طور معمول، باستان شناسان تنها بقایای بزرگتر استخوان مانند جمجمه، دندان یا استخوان‌های دست و پا را به دست می‌اورند.

در آن زمان پژوهشگران بیشتر به یافته‌های دیگر در این حفاری علاقه داشتند اما می‌دانستند که این تکه استخوان یک یافته بسیار ارزشمند است.

تصویر سه بعدی

منبع تصویر،MERCEDES CONDE VALVERDE/UNIVERSIDAD DE ALCALÁ

توضیح تصویر،استخوان به دست آمده (سمت چپ) ضخامت غیرعادی دارد

نئاندرتال‌ها برای صدها هزار سال ساکن اروپا بودند تا اینکه ۴۰ هزار سال پیش منقرض شدند. آنها یکی از نزدیکترین اقوام شناخته شده ما هستند.

انسان‌ هوشمند (هومو ساپین) یا همان انسان نوین امروزی و نئاندرتال‌ها (هومو نئاندرتالنسیس) به عنوان گونه‌های متمایزی از انسان سانان طبقه‌بندی می‌شوند که در یک دوره مشترک زندگی می کردند و نیای مشترکی داشتند.

تخمین زده می‌شود که قدمت فسیل به دست آمده در غار متعلق دوره «پلیستوسن فوقانی» است یعنی بین ۴۰ تا ۱۲۰ هزار سال قدمت دارد.

پروفسور والنتین ویلاورده بونیلا، استاد بخش مطالعات ماقبل تاریخ در دانشگاه والنسیا که رهبری هیئت را برعهده داشت در این مورد می‌گوید: «با سی تی اسکن بود که ما واقعا غافلگیر شدیم زیرا این تصویر نشان داد که این کودک نئاندرتال دارای نقایص مادرزادی منطبق با سندروم داون بوده است و این امر می‌توانسته مشکلات قابل توجهی در طول زندگی او ایجاد کند.»

تهدید بقا

ویلاورده می‌گوید «آسیب‌هایی که در این فسیل دیده می‌شود نشان می‌دهد که تینا از عفونت‌ مداوم گوش، ناشنوایی، مشکلات تعادلی و احتمالا دشواری حرکتی رنج می‌برد.»

ویلاورده می‌افزاید که «او با مشکلات قابل توجهی دست به گریبان بود که ادامه حیات او را تهدید می‌کرد و غلبه بر این موانع به تنهایی غیرممکن بود.»

سندروم داون یک بیماری ژنتیکی است که در آن فرد دارای یک کروموزوم اضافی است و این وضعیت می‌تواند باعث بروز درجات مختلفی از ناتوانی ذهنی و همچنین مشکلات قلبی، گوارشی و مشکل در سایر بخش‌های بدن شود.

با این حال، تینا تا ۶ سالگی زندگی کرد، که بسیار بیشتر از امید به زندگی معمول در کودکان مبتلا به سندروم داون در جمعیت ماقبل تاریخ بوده است.

برای مقایسه این وضعیت می‌توان یادآور شد که در آغاز قرن بیستم، یعنی بین دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰، طول عمر متوسط کودک مبتلا به سندروم داون بین ۹ تا ۱۲ سال بود.

فسیل یافت شده ۵ سانتی متر طول دارد

منبع تصویر،VALENTÍN VILLAVERDE BONILLA/UNIVERSIDAD DE VALENCIA

توضیح تصویر،فسیل یافت شده ۵ سانتی متر طول دارد

هیئتی از دانشگاه آلکالا که استخوان گوش کوچک تینا برای تجزیه و تحلیل برای آنها فرستاده شد به این نتیجه رسیدند که مراقبت‌های لازم برای بقای کودک در یک دوره چند ساله احتمالا بیش از توانایی‌های مادر به تنهایی بوده و به کمک سایر اعضای گروه اجتماعی نیاز داشته است.

یافته‌های آنها در شماره ماه ژوئیه مجله ساینس ادونسز منتشر شده است.

سوال کلیدی که پژوهشگران با آن روبرو هستند این است که آیا این مراقبت از ناشی از نوعدوستی بوده – که نشانگر رفتاری با ارزش‌های آموخته شده است – یا برای منفعت شخصی صورت گرفته است.

از این گذشته، نئاندرتال‌ها گروه‌هایی شکارچی بودند که در مناطق بسیار وسیعی حرکت می‌کردند.

ویلاورده می گوید: «اگر آنها به این کودک توجه خاصی نمی‌کردند، او تا سن شش سالگی زنده نمی‌ماند.»

پیامدهای رفتاری

برای مدتها شناخته شده بود که نئاندرتال‌ها از اعضای معلول گروه خود مراقبت می‌کردند، اما بحث‌هایی در مورد انگیزه پشت آن وجود داشته است.

نویسندگان این مقاله می‌گویند: «برخی از نویسندگان بر این باورند که مراقبت‌ بین افرادی مبادله می‌شود که می‌توانند این احسان را جبران کنند، در حالیکه برخی دیگر استدلال می‌کنند که مراقبت صورت گرفته ناشی از احساس شفقت مرتبط با سایر رفتارهای سازگاری اجتماعی است.»

ورودی غار کووا نگرا

منبع تصویر،VALENTÍN VILLAVERDE BONILLA/UNIVERSIDAD DE VALENCIA

توضیح تصویر،کاوش‌های کووا نگرا جنبه کلیدی در شناخت شیوه زندگی نئاندرتال‌ها در منطقه ایبری مدیترانه داشته است

مرسدس کونده والورده، پژوهشگر و استاد کرسی تکاملی گوش و آکوستیک و دیرین انسان‌‌شناسی در بیمارستان‌های اچ ام و دانشگاه آلکالا، در مورد یافته‌های آتاپورکا، یک محوطه باستان‌شناسی در شمال اسپانیا، با بخش اسپانیایی بی‌بی‌سی صحبت کرد.

او سرپرست گروهی از پژوهشگران اسپانیایی بود که مسئولیت بررسی و تجزیه و تحلیل استخوان کوچک تینا را برعهده داشتند.

بقایای انسان‌های نئاندرتال دیگری با امراض یا آسیب‌های مختلف وجود دارد که احتمالا به کمک گروه نیاز داشته‌اند.

اما همه آنها بزرگسال بودند و مشخص شده که مشکلات جسمی آنان مادرزاد نبوده است بلکه در طول زندگی خود به آنها مبتلا شدند مانند زخم ها، بیماری‌ها، شکستگی استخوان و عوارض دیگر.

او می‌گوید: «سئوال در مورد این رفتار این است که وقتی شما بالغ هستید، دریافت کمک از گروه واقعا رفتار نوعدوستانه است - من به شما کمک می‌کنم زیرا دوست دارم کمک کنم - یا این یک رفتار کمک متقابل ناشی از بده و بستان است - من به تو کمک می‌کنم زیرا تو به من کمک می‌کنی، یا در گذشته کمک کرده‌ای یا به این دلیل که انتظار می‌رود در آینده به من کمک کنی.»

چه قدر نوع‌دوست هستیم؟

مورد تینا استثنایی است زیرا او کودکی بود که با این مشکلات متولد شد و با این حال حداقل شش سال زنده ماند.

این پژوهشگر می‌گوید: «این بدان معناست که آنها باید کمک زیادی به او می‌کردند و از او مراقبت به عمل می‌اوردند هرچند از آنجایی که او تنها یک کودک بود، احتمالاً انتظار نداشتند که لطف آنان را جبران کند.»

مطالعه کودکان با آسیب‌شناسی جدی بسیار جالب است، زیرا کودکان امکان بسیار محدودی برای کمک متقابل دارند.

آنچه این کشف در مورد تکامل گونه انسانی می‌گوید این است که نئاندرتال‌ها رفتاری نوعدوستانه داشتند، به همان شیوه‌ای که ما داریم.

یک زن نتاندرتال

منبع تصویر،BBC STUDIOS/JAMIE SIMONDS

توضیح تصویر،نتاندرتال‌ها گونه‌ای متمایز از انسان نوین اما بسیار شبیه ما بودند

یک مورد شناخته شده مربوط به یک شامپانزه مبتلا به سندروم داون است که به لطف مراقبت‌های دریافتی از مادرش با همکاری دختر بزرگش ۲۳ ماه زندگی کرد.

وقتی دختر بزرگ از کمک به مادر برای مراقبت از فرزند دست کشید، مادر نتوانست مراقبت‌های لازم را به عمل آورد و فرزند تلف شد.

پژوهشگران می‌گویند اگر نئاندرتال‌ها و انسان‌های نوین هر دو دارای شفقت اما از دو خط تکاملی متفاوت باشند «این بدان معناست که حداقل اجداد مشترک آنها مطمئنا پیش از هردو گونه این خصوصیت را داشته و به همین دلیل است که هر دو خط آن را به ارث برده‌اند.»

گونه اولیه انسانی که به پیدایش هم نئاندرتال‌ها و هم انسان‌های هوشمند منجر شد یک میلیون سال پیش زندگی می‌کرد.

او می‌گوید: «آنچه به نظر ما بروز کرد این است که سایر اعضای گروه اجتماعی می‌توانستند مستقیما به دختر کمک کنند یا به مادر کمک کنند تا او از انجام بعضی کارها خلاص شود و بتواند از تینا مراقبت کند.»

به گفته او: «نئاندرتال‌ها گونه‌ای بسیار شبیه به ما بودند.»

تصویر سه بعدی استخوان اولیه

منبع تصویر،MERCEDES CONDE VALVERDE/UNIVESIDAD DE ALCALÁ

توضیح تصویر،تصویر سه بعدی استخوان اولیه

مراقبت از یکدیگر در گروه‌های نئاندرتال بخشی از یک زمینه اجتماعی گسترده‌تر و پیچیده تر است.

با مطالعه کودکان، محققان این فرصت را دارند که ببینند آیا این نوع مراقبت مستقیما با یک استراتژی اجتماعی مربوط به پیچیدگی پرورش مشارکتی فرزند مرتبط است یا نه.

در این مقاله آمده است که «از یک طرف، برخی از نویسندگان استدلال می‌کنند که نمی‌توان به طور دقیق وجود مراقبت را صرفا از شواهد آسیب‌شناسی دیرینه استنباط کرد و استنباط های انجام شده بر اساس فروض غیر موجه است. با این حال، در سال‌های اخیر طرفداری از این نظر رو به افزایش بوده است که شواهد آسیب شناسی دیرین شناسی منبعی عینی برای پژوهش پیرامون وجود مراقبت از یکدیگر در دوره ماقبل تاریخ است.»

یکی دیگر از جنبه‌های جالب توجه در این زمینه از باستان‌شناسی زیستی که فسیل‌های انسان‌ها را بررسی می‌کند کشف این است که به چه دلیل انسان بخشی از زمان و توان خود را به صورت موقت یا دایم به مراقبت از یکی از اعضای کم توان گروه خود اختصاص می‌دهد.

هیئت تحقیق دانشگاه آلکالا

منبع تصویر،UNIVERSIDAD DE ALCALÁ

توضیح تصویر،انجلز سانچز، جولیا دیز، مرسدس کونده، امارا کوئیروس و ایگناسیو مارتینز مندیزابال از اعضای گروه بررسی استخوان بودند

ایگناسیو مارتینز مندیزابال، از مدیران کرسی تحقیقات تکاملی گوش و آکوستیک و دیرین انسان‌شناسی در دانشگاه آلکالا می‌گوید این کشف «به نظر من زیبا می‌آید، زیرا گروهی از افراد مبتلا به سندروم داون را در معرض مشاهده قرار می‌دهد. همه ما بخشی از روند تکاملی نوع انسان هستیم، همه ما یک منشا داریم و همه می‌توانیم نمایانگر خودمان باشیم. ما همیشه آنجا بوده‌ایم، همیشه با هم سفر کرده‌ایم.»

همزمان یک مساله فنی‌تر، عمیق‌تر، علمی‌تر یعنی یک سوال زیست‌شناسی تکاملی وجود دارد و آن این است که این رفتار انسانی - چون منحصربه انسان است - در مراقبت از افراد آسیب‌پذیر جامعه چه زمانی و چگونه ایجاد می‌شود؟

او می‌گوید: «من واقعا معتقدم که در حال حاضر هیچ گروه دیگری در جهان وجود ندارد که بتواند با بررسی این فسیل متوجه شود که چه چیزی در آن نهفته است و مهمتر از همه، تمام تحقیقاتی انجام دهد و موفق شود آن را در مجله‌ای مانند ساینس ادونسز منتشر کند.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۵ و ساعت 22:14 |

خرید و فروش پست‌های مدیریتی در شهرداری تهران

ویدئویی در رسانه‌های اجتماعی از یکی از کارمندان شهرداری تهران منتشر شده که در آن از "خرید و فروش پست‌های مدیریتی" در شهرداری پرده برداشته است. او در این ویدئو می‌گوید که "با سعید صدرزاده، مشاور شهردار تهران، بیش از ۱۰ بار جلسه گذاشته و در ازای پست مدیریتی از وی ۴۰۰ سکه طلا و ۴۵۰ هزار دلار پول بابت خرید یک ویلا در آلانیای ترکیه مطالبه شده است."

نرجس سلیمانی، رییس کمیسیون نظارت شورای شهر تهران، روز یکشنبه ۲۴ تیر در واکنش به این ویدئو که مورد توجه رسانه‌های داخلی قرار گرفته، خرید و فروش پست در شهرداری تهران را تایید کرد.

سلیمانی در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه هم‌میهن درباره این افشاگری گفت: «متاسفانه گزارش‌های متعددی از بروز این اختلال در شهرداری به کمیسیون داده شد. متعاقب آن ضمن بررسی و جلسات با تعدادی از اشخاص که در موقعیت‌های مختلف با این مسئله مواجه شده بودند شکل گرفت و در حال حاضر مسئله در حال بررسی است. اصل موضوع وجود تخلفات را تایید می‌کنم.»

سلیمانی در ادامه اذعان کرد فساد در شهرداری "ریشه‌های تاریخی" دارد.

وب‌سایت خبری "اسکان نیوز" اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ با انتشار اسنادی درباره آنچه "ويژه‌خواری علیرضا زاکانی شهردار تهران و دوستانش" نامیده بود، افشاگری کرد.

بر اساس یکی از این اسناد منتشر شده، زاکانی مبلغ ۸ میلیارد تومان به مسجد پاتوق توکلی‌زاده، معاون فرهنگی شهرداری و دوستان او داده که دو میلیارد از آن بلافاصله پرداخت شده است.

در یک مورد دیگر از لیست بلندبالای فساد، خرداد ماه ۱۴۰۲ یک عضو شورای شهر تهران در مورد کشف پرونده فساد ۲۰ هزار میلیارد تومانی در شهرداری تهران، از این نهاد خواست تا ضمن ارائه گزارش به شورای شهر در این رابطه پاسخگو باشد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۴ و ساعت 23:29 |

مصاف روی موج انحلال / حلقه خودی ها دور رائفی پور تنگ می شود؟

مصاف روی موج انحلال / حلقه خودی ها دور رائفی پور تنگ می شود؟

روزنامه هم میهن نوشت: طی روزهای گذشته و پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری، موجی علیه مؤسسه مصاف و شخص علی‌اکبر رائفی‌پور در شبکه‌های مجازی راه‌ افتاد. این موج را می‌توان مرحله دوم درگیری‌های داخلی اصولگرایان با رائفی‌پور معروف به استاد دانست.

پیش از برگزاری دور دوم انتخابات مجلس، اسناد مالی مؤسسه مصاف (متعلق به رائفی‌پور) که در جریان گزارش هیئت تحقیق و تفحص مجلس از بانک‌های دولتی به دست آمده بود، به‌طور عمومی منتشر شد.

رائفی‌پور معتقد بود که این مسئله سیاسی است و یک ویدئو نیز در توضیح گردش حساب‌های مؤسسه‌اش منتشر کرد. چراکه براساس این اسناد و ورود و خروج پول به حساب‌های این مؤسسه و انتقال مبالغی به حساب‌های اعضای خانواده او، اتهام پولشویی در افکار عمومی متوجه او شده بود.

با سقوط بالگرد رئیس‌جمهور و درگیر شدن کشور با آن خبر و برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، مسئله رائفی‌پور موقتاً بایگانی شد. اما با شکست جبهه موسوم به انقلاب در این انتخابات، رائفی‌پور و مؤسسه‌اش بار دیگر در فضای مجازی مطرح شدند و این بار انحلال مصاف در مرکز توجه قرار گرفت.

جریان تخریب قالیباف

رائفی‌پور در فضای مجازی بسیار تاثیرگذار است. ده‌ها اکانت با دنبال‌کننده بالا به‌خصوص در شبکه‌ ایکس (توئیتر) در تیم او دسته‌بندی می‌شوند. اکانت‌های شناخته‌شده‌ای که یا با هویت واقعی فعالیت می‌کنند یا اسامی مستعار دارند و با آن نام شناخته‌شده هستند اما نقطه مشترک همگی آنان، پیروی از جریان رائفی‌پور و در اختیار داشتن اکانت‌های تائیدشده (دارای تیک آبی) است.

این اکانت‌ها و صدها اکانت ناشناس در جریان انتخابات مجلس دوازدهم، بیشترین تاثیر در تخریب قالیباف را داشتند. تخریب رئیس‌ مجلس به شدت از سوی آن‌ها پیگیری می‌شد و افشاگری‌های فراوانی درباره او کردند که هنوز هم مشخص نیست کدام‌یک درست و کدام‌یک نادرست بود.

انتخابات ریاست‌جمهوری چهاردهم که به صورت ناگهانی و زودهنگام سر رسید، با اوج این تخریب‌ها همزمان بود. سایت مشرق – نزدیک به یک نهاد نظامی – روز ۲۹ اردیبهشت یک گزارش مفصل از گردش حساب‌های رائفی‌پور را منتشر و فردای آن روز، بالگرد رئیس‌جمهور در جنگل‌های ورزقان سقوط کرد.

این جبهه که نام خود را جبهه انقلاب گذاشت، دیگر فرصتی برای حل اختلافات نداشت. تا دیروز قالیباف از نظر این جریان عجیب و غریب سیاسی، مهره‌ای نامطلوب بود و در تخریب او از هیچ امکانی نگذشته بودند و حالا در مقابل دوگانه جلیلی – قالیباف که دوگانه اصلی اصولگرایان بود، نمی‌توانستند با چرخشی صدوهشتاد درجه‌ای، حتی به صورت تاکتیکی پشت سر قالیباف قرار بگیرند.

پیش از برگزاری دور اول انتخابات نیز فیلمی از علی‌اکبر رائفی‌پور منتشر شد که در آن اعلام کرد، به سعید جلیلی رای خواهد داد.

مصاف روی موج انحلال

به نظر می‌رسد که موج انحلال مؤسسه مصاف، بیشتر از سمت اکانت‌های توئیتری مربوط به جناح قالیباف پیگیری می‌شود. آن‌ها معتقدند که جریان رائفی‌پور و این مؤسسه با تخریب قالیباف در جریان انتخابات مجلس و ایجاد دودستگی در میان نیروهای انقلابی (اصولگرا) و دامن زدن به دوگانه‌های درون‌گفتمانی، یکی از پایه‌های شکست رئیس‌ مجلس در انتخابات ریاست‌جمهوری شدند.

این دوگانه با حمایت اکانت‌های مصافی از جلیلی نیز عمیق‌تر شد. هسته مرکزی تحلیل آنان، این است که تحلیلگران پیش از انتخابات می‌گفتند در دوگانه میان جلیلی و پزشکیان، رای‌آوری جلیلی محال است و آرای خاکستری به سمت نامزد اصلاح‌طلبان خواهد رفت. اما در دوگانه میان قالیباف و پزشکیان به خصوص در دور دوم، شانس خود را بالاتر می‌دانستند.

آن‌ها می‌گویند این جریان یکی از پایه‌های تفرقه در میان نیروهای اصولگرا در دور اول انتخابات و بخشی از آن فضاسازی بودند که به زعم آنان، باعث عدم کناره‌گیری سعید جلیلی از رقابت شد. اکانت شخصی رائفی‌پور و اکانت‌های وابسته به او در جریان انتخابات، در خدمت ستاد جلیلی و مشغول به تخریب گسترده پزشکیان بودند.

با بالا گرفتن انتقادها و موج انحلال مصاف در شبکه‌های اجتماعی، اسناد مالی مؤسسه رائفی‌پور، یک بار دیگر در توئیتر (ایکس) و تلگرام دست به دست چرخید. شایعات درباره این شخص و مؤسسه تحت مدیریت او نیز به طور فزاینده‌ای وجود دارد. برخی از احتمال برخورد قضایی با او نوشته‌اند.

برخی دیگر مدعی شدند که رائفی‌پور به دستور مقام قضایی، حق خروج از تهران را ندارد. هنوز مشخص نیست که کدام‌یک از این اخبار صحیح و کدام‌یک نادرست است. اکانت رسمی رائفی‌پور در توئیتر، تمام این اخبار را تکذیب و اعلام کرد که به علت سخنرانی‌های محرم زمان پاسخگویی به این شایعات را ندارد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۳ و ساعت 15:47 |

دیش قابل حمل استارلینک مینی وارد بازار آمریکا شد؛ نگاهی به قیمت و عملکرد

دیش قابل حمل استارلینک مینی وارد بازار آمریکا شد؛ نگاهی به قیمت و عملکرد

در استارلینک مینی، دیش و روتر وای‌فای با یکدیگر ترکیب شده‌اند تا اندازه‌اش به‌طور‌ قابل‌توجهی کوچک‌تر شود و همچنین نسبت به کیت‌های استارلینک قبلی انرژی کمتری مصرف کند. از این دیش که به‌اندازه یک لپ‌تاپ است می‌توان مستقیماً از طریق یک منبع تغذیه USB-PD با توان 100 وات استفاده کرد.

اسپیس ایکس چند هفته پیش استارلینک مینی را معرفی کرد. حالا استارلینک مینی که در واقع یک دیش قابل حمل برای اینترنت ماهواره‌ای استارلینک است، در دسترس تمام کاربران ایالات‌متحده قرار گرفته و گزارش‌هایی درباره عملکرد آن منتشر شده است.

اواخر ماه ژوئن، اسپیس ایکس استارلینک‌ مینی را که به‌دلیل اندازه کوچک خود در یک کوله‌پشتی جا می‌شود، برای کاربران منتخب ارائه کرد. در ابتدا، استارلینک ‌مینی فقط برای مشترکین فعلی Residential (منطقه‌ای) ایالات‌متحده در دسترس بود، اما اکنون، تنها چند هفته پس از راه‌اندازی، برای طیف گسترده‌تری از کاربران در دسترس قرار گرفته است.

در استارلینک مینی، دیش و روتر وای‌فای با یکدیگر ترکیب شده‌اند تا اندازه‌اش به‌طور‌ قابل‌توجهی کوچک‌تر شود و همچنین نسبت به کیت‌های استارلینک قبلی انرژی کمتری مصرف کند. از این دیش که به‌اندازه یک لپ‌تاپ است می‌توان مستقیماً از طریق یک منبع تغذیه USB-PD با توان 100 وات استفاده کرد.

یکی از کاربران ایکس که استارلینک ‌مینی را خریداری کرده، تجربه خود از این محصول را به اشتراک گذاشته است. طبق ویدیوی این کاربر، سرعت دانلود اینترنت ماهواره‌ای استارلینک با این دیش به حدود 130 مگابیت‌بر‌ثانیه می‌رسد و با وجود تأخیر حدود 10 تا 21 میلی‌ثانیه‌ای، این کاربر ادعا می‌کند که از دیگر سرویس‌های اینترنتی او سرعت بیشتری دارد.

او همچنین از طریق این دیش در خودروی خود با یکی از دوستانش تماس تصویری برقرار می‌کند. هیچ اثری از قطعی یا کندی اتصال در این ویدیو دیده نمی‌شود.

قیمت استارلینک مینی

قیمت استارلینک مینی 599 دلار است و هم‌اکنون از طریق هر دو سرویس منطقه‌ای و Mini Roam قابل دسترس است. سرویس منطقه‌ای آن ماهانه 150 دلار هزینه دارد و گزینه‌ای نیز وجود دارد که هزینه آن به‌ازای‌ ترافیک موردنیاز کاربر مشخص می‌شود. Mini Roam نیز فقط 50 دلار در ماه هزینه دارد، اما به 50 گیگابایت داده محدود شده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۲۲ و ساعت 21:42 |

دلیل رنگ متفاوت تخم‌مرغ‌ها چیست و آیا رابطه‌ای با طعم دارد؟

تخم‌مرغ با رنگ‌های آبی و قهوه‌ای

از سفید و قهوه‌ای گرفته تا صورتی و آبی، تخم مرغ در رنگ‌های مختلفی وجود دارد، به خصوص اگر آن‌ها را از فروشگاه‌های مواد غذایی ارگانیک گران قیمت خرید کنید. رنگ تخم‌مرغ علیرغم شنیده‌ها به رنگ مرغ‌ها هیچ ارتباطی ندارد که اگر چنین بود باید تاکنون مرغ‌های آبی هم دیده بودیم.

عامل اصلی تعیین کننده رنگ پوسته تخم مرغ، ژنتیک است، اگرچه چند فاکتور محیطی نیز در این امر نقش دارند.

محققان حداقل هفت ژن را شناسایی کرده‌اند که در رنگ‌آمیزی پوسته تخم مرغ نقش دارند. این ژن‌ها شامل CPOX، FECH، BCRP، HRG1، FLVCR، SLCO1A2 و SLCO1C1 هستند.

وقتی صحبت از تخم‌مرغ‌های قهوه‌ای و سفید به میان می‌آید، رنگدانه‌های آن‌ها عمدتا تحت تأثیر تولید رنگدانه آلی به نام «پروتوپورفیرین» است. این رنگدانه از «هِم»، یک ترکیب حاوی آهن در هموگلوبین خون به دست می آید. دو رنگدانه دیگر، رنگدانه «بیلیوردین» و «کلات روی» هستند که می‌توانند رنگ تخم مرغ را تغییر دهند، اما «پروتوپورفیرین» معمولا تأثیرگذارترین آن‌ها است.

عامل ژنتیکی

به طور کلی، تخم مرغ های سفید پروتوپورفیرین بسیار کمی دارند، در حالی که این رنگ‌دانه در تخم مرغ‌های قهوه‌ای به فراوانی یافت می‌شود. غلبه ژن CPOX منجر به پروتوپورفیرین بیشتر و در نتیجه رنگ پوسته قهوه‌ای می‌شود. از سوی دیگر، غلبه ژن FECH باعث کاهش سطح پروتوپورفیرین و رنگ روشن‌تر پوسته تخم مرغ می‌شود.

با این حال، ژنتیک به ندرت به این سادگی‌ها عمل می‌کند و پنج ژن دیگر شامل BCRP، HRG1، FLVCR، SLCO1A2، و SLCO1C1 نیز با تأثیر بر انتقال‌دهنده‌های «هِم»که عامل رساندن آن به بخش‌های مختلف یک سلول بیولوژیکی هستند بر رنگ‌آمیزی تأثیر می‌گذارند.

نژادهای مختلف یک جوجه را می توان به رنگ‌های پوسته تخم مرغ خاص آن مرتبط دانست زیرا مجموعه خاصی از ژن‌ها را در خود جای داده است. برای مثال، مرغ‌های «لگهورن» تخم‌های سفید می‌گذارند، در حالی که نژاد «رود آیلند ردز» به دلیل تنوع ژنتیکی در جمعیت خود تخم‌های قهوه‌ای می‌گذارند. مرغ‌های نژاد فرانسوی «مارانس» هم به خاطر تخم‌های قهوه‌ای تیره‌اش معروفند و تخمهای آن محصول غلبه بالای ژن‌هایی است که عامل تولید بالای پروتوپورفیرین است.

مرغ «لگهورن» در سمت چپ و مرغ «رود آیلند ردز» در سمت راست

مرغ «لگهورن» در سمت چپ و مرغ «رود آیلند ردز» در سمت راستکانوا

عوامل محیطی

به غیر از عامل ژنتیک، رنگ تخم مرغ می‌تواند بسته به عوامل متعدد محیطی از جمله سن مرغ، میزان استرس، بیماری و رژیم غذایی آن شکل بگیرد. سطح آهن موجود در غذای مرغ‌ها به ویژه برای جوجه‌هایی که تخم مرغ قهوه‌ای می‌گذارند، در کنار وجود برخی از پروبیوتیک‌ها، به ویژه «باسیلوس سوبتیلیس» نیز مهم است.

عواملی همچون استرس، پیری و بیماری نیز می‌تواند منجر به رنگدانه‌های کمتر در تخم‌مرغ‌ها شود، اگرچه تخم‌مرغ سفید لزوما به معنای بیماری و یا نارضایتی مرغ‌ها نیست.

همان‌طوری که رنگ پوسته تخم‌مرغ نیز مستقیما بر طعم آن تأثیر نمی گذارد. اما اگر به دنبال طعم خوبی در تخم‌مرغ‌ها هستید، بهتر است به جای رنگ بر روی کیفیت مزرعه‌ تمرکز کنید.

مرغ آراکانا و تخم مرغ های آبی

مرغ آراکانا و تخم مرغ های آبیکانوا

تخم‌مرغ آبی

تخم‌های آبی از تمام قوانین ژنتیکی که در بالا ذکر شد مستثنی هستند. فقط چند نژاد قلیل از جمله مرغ «آراکانا» از شیلی، به علاوه مرغ های چینی از نژاد «دونگ‌ ژیانگ» و «لوشی» تخم‌های آبی می‌گذارند و همه اینها به خاطر ژنی به نام «اوسیان» است.

غلبه این ژن ناشی از یک عفونت تاریخی توسط نوعی رتروویروس EAV-HP است که توانسته در ژنوم نژاد مرغ ادغام شود و از طریق دی‌ان‌ای آن‌ها به نسل‌های بعدی منتقل شود. این عفونت به احتمال زیاد صدها سال پیش رخ داده است و توسط کشاورزانی تیزبین که به طور انتخابی جوجه‌ها را برای حفظ یک رخ‌نمود (فنوتیپ) خاص پرورش می‌دادند، مشاهده شد.

مطمئن باشید که این ویروس بی ضرر است و خوردن تخم مرغ آبی «اگر درست پخته شود» خطری ندارد.

درست مانند جوجه ها، ژنوم انسان نیز مملو از نمونه‌هایی از رتروویروس‌های درون زا ناشی از عفونت‌های تاریخی است. تا ۸ درصد از ژنوم انسان از توالی‌هایی با منشا ویروسی ساخته شده است، اما هیچ کدام از آنها ما را وادار به تولید تخم مرغ آبی نمی‌کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۲۲ و ساعت 20:17 |

کاهش شمار کاربران شبکه‌های اجتماعی در آلمان پس از چندین سال

برای اولین بار از زمان شیوع کرونا تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در آلمان کمتر از سال قبل شده است. یک کارشناس این موضوع را "روند معکوس" نامیده که برای بار اول در زمینه شبکه‌های اجتماعی تجربه می‌شود.

نتایج نظرسنجی از یک گروه بالای ۱۶ سال در آلمان نشان داده که تعداد کسانی که در این کشور از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند، برای اولین از زمان شروع کرونا نسبت به سال قبل کاهش داشته است. برخی افراد حتی این شبکه‌ها را به کل ترک کرده‌اند.

این نظرسنجی همچنین نشان داده که افراد ساعات کمتری را نیز در شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کنند. رولاند هاینتزه کارشناس سیاسی علت این امر را بیش از هرچیز نفرت پراکنی و محتوای یهودستیزانه در شبکه‌های اجتماعی می‌داند که به خصوص پس از حمله تروریستی حماس به اسرائیل و آغاز جنگ در غزه بسیار بیشتر شده است.

دلیل دیگر کم شدن رغبت آلمانی‌ها به شبکه‌های اجتماعی نیز از نظر این کارشناس "سیل عظیم" محتوای نامتناسب در این شبکه‌هاست.

در صورتی که کاهش اهمیت شبکه‌های اجتماعی تایید شود، این برای صنعت تبلیغات نیز معنادار خواهد بود. هاینتزه می‌گوید این موضوع در نهایت به این ختم می‌شود که شعار "هرچه دیجیتال‌تر، بهتر" دیگر بی‌معناست.

اطلس شبکه‌های اجتماعی ۲۰۲۴ که سفارش‌دهنده این نظرسنجی بوده می‌گوید ۸۰ درصد آلمانی‌های بالای ۱۶ سال در شبکه‌هایی مانند فیس‌بوک، اینستاگرام، تیک‌تاک، یوتیوب، ایکس، واتس‌اپ، بلاگ‌ها یا اتاق‌های بحث دیجیتال فعال هستند. این در حالی است که سال گذشته ۸۴ درصد آلمانی‌ها در این شبکه‌ها عضویت داشتند.

بیشتر بخوانید: آمار نگران‌کننده استفاده نوجوانان آلمانی از شبکه‌های اجتماعی

از زمان همه‌گیری کرونا تا کنون این اولین بار است که این اطلس یک عقب‌گرد در این زمینه را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های منتشرشده اطلس شبکه‌های اجتماعی، بالاترین درصد استفاده آلمانی‌ها از این شبکه‌ها با ۹۰ درصد در سال ۲۰۱۷ بود.

نظرسنجی انجام‌شده همچنین نشان داده که نه تنها تعداد کاربران کاهش داشته بلکه فعالیت آنها نیز کمتر شده است. به طور متوسط فعالیت هفتگی بیشتر از دوساعت در این شبکه‌ها ۱۸/۷ درصد کاهش داشته است. این کاهش بیش از همه در رده سنی ۴۰ تا ۴۹ سال رخ داده است.

این نظرسنجی که در فاصله ژانویه تا فوریه سال جاری انجام شده مجموعاَ ۳۵۰۰ نفر بالای ۱۶ سال را مورد سوال قرار داده است.

اطلس شبکه‌های اجتماعی آلمان از سال ۲۰۱۱ همه ساله در همکاری با چند موسسه دیگر از جمله انستیتو تحقیقات مدیریت و اقتصاد IMWF این نظرسنجی را سفارش می‌دهد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۲۲ و ساعت 20:3 |

تراشه نورالینک در مغز اولین بیمار �تثبیت شد�؛ دومین کاشت در راه است

ایلان ماسک، بنیانگذار شرکت فناوری نورالینک اعلام کرد تراشه مغزی ساخت شرکت او در مغز نخستین بیمار نسبتاً �پایدار� شده و در یک هفته آینده در مغز دومین بیمار نیز کاشته خواهد شد.

آقای ماسک و مدیران شرکت نورالینک روز چهارشنبه ۲۰ تیر در مورد حاصل کاشت تراشه در مغز نخستین بیمار، طرح‌های آینده این شرکت برای کمک به بیماران از جمله بهبود معلولیت و بیمارانی که حافظه خود را از دست داده‌اند، و رفع مشکلات سخت‌افزاری مرتبط با این تراشه توضیح دادند.

ایلان ماسک گفت نخ‌های بسیار ظریف و باریک تراشهٔ کاشته‌شده در مغز نخستین بیمار اکنون به وضعیت �کم‌و بیش پایدار� رسیده است.

او گفت وقتی این رشته‌های باریک در جای دقیق خود در مغز ثابت شود، به مغز افراد نشانه می‌فرستد.

نولند آربو نخستین بیماری بود که شش ماه پیش عمل کاشت تراشه مغزی تولیدی شرکت نورالینک به روی مغز او انجام شد. این تراشه رابط مغز و رایانه است.

آقای آربو، ۲۹ ساله و ساکن ایالت آریزونای آمریکا، از هشت سال پیش در پی یک حادثه غواصی از شانه به پایین بدن فلج بود.

این رشته‌های نازک‌تر از موی انسان که اکنون در مغز او کاشته شده به افرادی مانند او که از معلولیت رنج می‌برند، امکان می‌دهد با استفاده از دستگاه‌های دیجیتال و تنها با فکر کردن، با دیگران ارتباط برقرار کنند یا دستگاه‌ها را کنترل کنند.

دریافت سیگنال‌های مغزی به این بیماران آن‌ها را قادر می‌کند تا با فکر کردن، موشواره یا مکان‌نما را به روی صفحه رایانه حرکت دهند.

به گفته آقای ماسک، ایجاد همزیستی نزدیک میان هوش انسان با هوش مصنوعی به افراد قدرت فوق‌العاده خواهد داد.

نولند آربو پس از دریافت تراشه مغزی توانسته بازی‌های ویدیویی انجام دهد، به مرور صفحات مورد علاقه خود در اینترنت بپردازد و مستقلاً موشواره را روی رایانه دستی خود از طریق فکر کردن حرکت دهد. او تا ۷۰ ساعت در هفته پس از عمل جراحی مشغول بوده و از جمله شطرنج بازی کرده و فیلم دیده است.

دو ماه پیش، خبرگزاری‌ها فاش کردند که الکترودهای حساس تراشه مغزی نورالینک که قرار بود سیگنال‌های مغزی را رمزگشایی کنند، تا ۸۵ درصد در مغز بیمار اول، نولند آربو، جابجا شده‌اند. با این حال، نورالینک توانست تا حدی عملکرد این تراشه کاشته‌شده را بازیابی کند.

در تاریخ ۲۰ تیر، مدیران شرکت در یک پخش زنده در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کردند که نورالینک در حال حاضر بر روی کاهش خطرات ناشی از جراحی مغز و کاهش غلظت دی‌اکسید کربن در خون بیماران تمرکز دارد.

متیو مک‌دوگال، متخصص مغز و همکار نورالینک، در این پخش زنده توضیح داد که تلاش می‌شود سطح جمجمه منجمد شود تا شکاف زیر ایمپلنت به حداقل برسد و تراشه کاشته‌شده به مغز نزدیک‌تر شود. این کار باعث می‌شود کشش ناخواسته‌ای که ممکن است به روی رشته‌های الکترود در مغز ایجاد شود، از بین برود.

ایلان ماسک، بنیانگذار نورالینک نیز گفت که شرکت تغییراتی را اعمال خواهد کرد تا مشکل جمع شدن رشته‌های الکترود در بافت مغز کاهش یابد.

نورالینک در تلاش است دستگاهی بسازد که نیاز به استفاده از نصف تعداد الکترودهایی که در مغز نولند آربو کاشته شد را از بین ببرد. کاهش تعداد الکترودها قرار است عملکرد تراشه را بهبود بخشد.

ایلان ماسک ابراز امیدواری کرد که تراشه مغزی شرکت او در یک هفته آتی در مغز دومین بیمار نیز کاشته شود و شمار بیماران دریافتی تراشه مغزی تا آخر سال میلادی جاری به یک عدد �تک‌رقمی بالا� برسد.

کاشت تراشه مغزی پیشتر به روی حیوانات آزمایش شد و نهادهای فدرال آمریکا این تحقیقات را در ارتباط با نقض احتمالی حقوق حیوانات زیر نظر گرفته بودند.

شرکت نورالینک مستقر در سان‌فرانسیسکو در زمینه فناوری عصبی به بنیانگذاری ایلان ماسک از سال ۲۰۱۶ با هدف ساخت تراشه‌های رابط مغز و رایانه قابل کاشت در مغز انسان برپا شد.

این شرکت هدف خود را کمک به کوشش‌های علمی و تولید اختراعاتی عملی در زمینه بیماری‌های عصبی و فلج شدن ناشی از آن و انواع بیماری‌های دیگر شامل چاقی ناشی از خوردن عصبی اعلام کرده است.

سازمان غذا و داروی آمریکا اوایل پاییز پارسال به نورالینک اجازه داد اولین آزمایش بالینی را برای کاشت تراشه مغزی روی انسان انجام دهد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۲۲ و ساعت 20:2 |

یافته‌های تلسکوپ جیمزوب درباره یک سیاره‌ فراخورشیدی که احتمالا بوی تخم‌ مرغ گندیده می‌دهد

canva

اخترشناسان به کمک شواهد جمع‌آوری شده توسط تلسکوپ فضایی جیمزوب (که ابزاری قدرتمند برای مطالعه سیارات فراخورشیدی است) توانستند سولفید هیدروژن را در جو یکی از سیاره‌های فراخورشیدی کشف کنند و به این نتیجه رسیدند که احتمالا این سیاره بویی شبیه به تخم مرغ فاسد دارد.

منظور از سیاره‌ فراخورشیدی، سیاره‌ای است که بیرون از منظومهٔ شمسی قرار دارد و به دور یک ستاره «غیر از خورشید» در حال گردش است.

این سیاره فراخورشیدی که « HD 189733 b» نام دارد و در فاصله ۶۵ سال نوری از زمین قرار گرفته، در سال ۲۰۰۵ میلادی کشف شد.

این سیاره در گروه «مشتری‌های داغ» قرار می‌گیرد که شامل سیارات غول پیکر ساخته شده از گاز می‌شوند و از نظر فیزیکی شبیه مشتری هستند.

جو سیاره مشتری نیز حاوی مقادیر کمی سولفید هیدروژن است.

پژوهشگران دانشگاه جان هاپکینز در ایالات متحده، برای رسیدن به این کشف از «دوربین فروسرخ نزدیک» (NIRCam) در تلسکوپ جیمزوب استفاده کردند که می‌تواند لحظه «گذر» را تجزیه و تحلیل کند. یعنی لحظه‌ای را که یک سیاره فراخورشیدی بطور مستقیم از مقابل ستاره میزبان خود عبور می‌کند و نور ستاره در جو سیاره فراخورشیدی فیلتر می‌شود.

از آنجا که گازهای مختلف درون اتمسفر، طول موج‌های خاصی از نور را جذب می‌کنند، می‌توانند ترکیب جو سیاره فراخورشیدی را آشکار کنند.

گوانگوی فو، اخترفیزیکدان دانشگاه جان هاپکینز و یکی از اعضای این تیم در بیانیه‌ای گفت: «سولفید هیدروژن یک مولکول اصلی است که ما نمی‌دانستیم در آنجا وجود دارد. البته چنین احتمالی را می‌دادیم و قبلا هم می‌دانستیم که این مولکول در سیاره مشتری وجود دارد. با این وجود واقعاً آن را در خارج از منظومه شمسی شناسایی نکرده بودیم.»

او افزود: «ما به دنبال حیات در این سیاره فراخورشیدی نیستیم زیرا بسیار گرم است. اما یافتن سولفید هیدروژن یک گام مهم در راه یافتن این مولکول در سیارات دیگر و به دست آوردن درک بیشتر از نحوه شکل‌گیری انواع مختلف سیارات است.»

این تیم همچنین توانست در جریان مطالعاتش که خلاصه‌ای از آن در نشریه Nature چاپ شده، سطوحی از فلزات سنگین را مشابه آنچه در مشتری وجود دارد، کشف کند.

دانشمندان در حال حاضر مشغول بررسی ارتباط میان جرم یک سیاره و مقدار فلزات سنگین موجود در آن هستند.

غول‌های یخی کوچکتر مانند نپتون و اورانوس نسبت به غول‌های گازی بزرگتر مانند مشتری و زحل دارای فلزات بیشتری هستند و این نشان می‌دهد که آنها یخ، سنگ و سایر عناصر سنگین بیشتری را در طول شکل گیری خود ترکیب کرده‌اند.

تیم پژوهشگران این تحقیق، ترکیبات اکسیژن و کربن موجود در این سیاره، از جمله آب، دی اکسید کربن و مونوکسید کربن را نیز اندازه‌گیری کرد.

گوانگوی فو در این باره می‌گوید: «این سیاره فراخورشیدی بسیار نزدیک زمین است و تا کنون بخوبی مورد مطالعه قرار گرفته است. اکنون به کمک اندازه‌گیری‌های جدید و دانشی که درباره غلظت فلزات آن داریم، می‌توانیم در این باره تحقیق کنیم که چگونه ترکیب یک سیاره، با جرم و شعاع آن تغییر می‌کند. این یافته‌ها درک ما را از چگونگی شکل‌گیری سیارات از طریق ایجاد مواد جامد بیشتر پس از تشکیل هسته اولیه و سپس به طور طبیعی با فلزات سنگین تقویت می‌کند.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۱ و ساعت 21:49 |

افشاگری تکان دهنده زنگنه از پرونده کرسنت : جلیلی بگوید چرا با بابک زنجانی دیدار کرد؟

افشاگری تکان دهنده زنگنه از پرونده کرسنت : جلیلی بگوید چرا با بابک زنجانی دیدار کرد؟

نکته دیگری که زنگنه به آن اشاره می‌کند، ماجرای جلسه رای اعتماد او در مجلس در سال ۱۳۹۲ است که به گفته او سعید جلیلی از حسن روحانی خواسته تا به زنگنه بگوید که حرفی از قرارداد کرسنت نزند.

بیژن زنگنه وزیر نفت پیشین، در یک فایل صوتی از تشکیل دادگاه صوری نامه سعید جلیلی به حسن روحانی و دیدار بابک زنجانی با جلیلی سخن به میان آورد.

روزنامه هم میهن در گزارشی نوشت:

شرم‌آور؛ این واژه‌ای است که چند روز پیش بیژن نامدار زنگنه که سابقه طولانی وزارت نفت در چندین دولت بعد از انقلاب را دارد به حواشی پرونده کرسنت که ۲۲ سال است محل مناقشه جناح‌های سیاسی شده، اطلاق کرد.

مناظره‌های انتخاباتی برای رسیدن نامزدها به پاستور، خاک‌های روی پرونده کرسنت را کنار زد تا فرصتی شود برای حمله به رقیب و البته شنیدن صحبت‌های صریح بیژن زنگه که سعید جلیلی را مخاطب قرار داد و او را به مناظره طلبید. در یکی از این مناظره‌ها بود که جلیلی عنوان کرد در پرونده کرسنت فساد انجام شده و وزارت نفت دولت اصلاحات به وزیری زنگنه به ثمن‌بخس قرارداد بسته‌اند. او مناظره با زنگنه را رد کرده و گفته بود که جای متهم در دادگاه است نه اینکه در تلویزیون مناظره کند و اول باید در دادگاه جواب بدهد.

اما بیژن زنگنه در یک فایل صوتی که روز دوشنبه کانال سایت فراز منتشر کرده، از پشت پرده‌هایی می‌گوید که نقش جلیلی در جلوگیری از اجرای قرارداد و تشکیل پرونده‌ای صوری را فاش می‌کند. زنگنه در این فایل صوتی می‌گوید: «سندهایی هست که رفته‌اند قوه قضائیه را تحت فشار قرار داده‌اند تا قاضی ویژه تعیین کند که حکم مورد نظر آنها را بدهد تا به دیوان داوری بدهیم. اقرار کردند، شرم‌آور است که به یک عده گفته‌اند که بیایید و بگویید فساد کرده‌ایم و به فساد اقرار کنید بعد ما شما را محکوم می‌کنیم، بعد که محکومیت ما در دادگاه تمام شد، شما اعاده حیثیت کنید. سند آن هست.»

دادگاه صوری و ضبط ساختمان شرکت نفت در انگلستان

تشکیل یک دادگاه صوری برای افراد دخیل در این قرارداد به این دلیل پیشنهاد شده تا در دادگاه بین‌المللی با استناد به فساد موجود در قرارداد، توجیهی برای عدم اجرای آن داشته باشند و دادگاه بین‌المللی ایران را تبرئه کند و جریمه چندین میلیاردی از دوش ایران برداشته شود. اما نه‌تنها این ترفند آنها جواب نداد بلکه افرادی در داخل به نادرستی متهم جلوه داده شدند.

نهایتاً دادگاه بین‌المللی ایران را به پرداخت بیش از ۳۰ میلیارد دلار جریمه محکوم کرد که حکم ۲ میلیارد دلار آن تاکنون صادر شده است. در راستای اجرای این حکم نیز اخیراً خانه شرکت ملی نفت در انگلستان به ارزش ۱۲۵ میلیون دلار به‌عنوان بخشی از خسارت کرسنت ضبط شد.

البته کرسنت مدعی بود که شرکت ملی نفت ایران چند روز قبل از این واگذاری، مالکیت ساختمان را به صندوق بازنشستگی ایران منتقل کرده بود اما دادگاه عالی بریتانیا با رد استدلال شرکت ملی نفت برای این واگذاری در نهایت رأی به انتقال مالکیت این ساختمان به شرکت کرسنت داده بود. ایران در موضوع عدم تعهد به قرارداد کرسنت در سال ۱۴۰۰ به ۲/۴ میلیارد دلار خسارت محکوم شده است. بر همین اساس در ماه اردیبهشت نیز یک دادگاه آمریکایی ایران را به پرداخت ۲/۷۵ میلیارد دلار دیگر به شرکت کرسنت محکوم کرد و گفته می‌شود چند پرونده در کشورهای سوئیس، هلند و امارات نیز در این خصوص در حال برگزاری است.

پرونده‌سازی، سکوت و رابطه بابک زنجانی و جلیلی

زنگنه در این فایل صوتی به سه موضوعی اشاره می‌کند که پیشتر درباره آن صحبت نشده بود. موضوع اول فشار تیم جلیلی به قوه قضائیه است تا افرادی را در خصوص پرونده کرسنت به فساد محکوم کنند، دوم اینکه در روز رای اعتماد او به‌عنوان وزیر در سال ۱۳۹۲، سعید جلیلی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی از حسن روحانی خواسته که به زنگنه بگوید در مورد کرسنت در مجلس هیچ صحبتی نکند. او در این خصوص حرفی نزد اما علیرضا زاکانی به‌عنوان نماینده مجلس در روز رای اعتماد زنگنه به‌عنوان مخالف، پرونده کرسنت را پیش کشیده و اتهاماتی به وزیر پیشنهادی حسن روحانی زده است؛ همان کاری که در مناظره‌ها انجام داد و حتی پای مصطفی پورمحمدی را نیز به ماجرا باز کرد. موضوع سومی که وزیر پیشین نفت به آن اشاره کرده درخصوص رابطه ستاد سعید جلیلی با بابک زنجانی و دیدار این دو با یکدیگر است.

گفتند به فساد اقرار کنید

بیژن زنگنه در این فایل صوتی که مشخص است در یک جمع سخن می‌گوید در خصوص ادعاهای مطرح شده درباره فساد در پرونده کرسنت از مسعود میرکاظمی که در دولت محمود احمدی‌نژاد وزیر نفت بوده و در دولت مرحوم رئیسی رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور شد، نام برده و گفته: «گفتند در ماجرای کرسنت فساد شده، فرض کنید فساد شده، ما که طرفدار فساد نیستیم، هر کس فاسد است بگویید. اخیراً آقای میرکاظمی گفته می‌خواهید اسناد را بگویم؟ چرا از من می‌پرسید؟ این اسناد را باید ۲۰ سال پیش به قوه قضائیه می‌دادید تا مجرمان را دراز کنند. چرا ندادید؟ چرا اسناد را ۲۰ سال نگه داشتید و حالا می‌گویید منتشر می‌کنم. هم منتشر کنید و هم به قوه قضائیه بدهید، هر کاری می‌توانید برای مبارزه با فساد انجام دهید من هم پشت سر شما هستم و حمایت می‌کنم چون بیشترین آسیب را من دیده‌ام.»

زنگنه ادامه داد: «وزارت نفت جز در دوره آقای میرکاظمی یعنی در وزارت آقای وزیری و آقای نوذری و آقای رستم قاسمی طرفدار اجرای قرارداد بودند، سازمان برنامه و بودجه و بخشی از وزارت اطلاعات وزارت خارجه و وزارت اقتصاد موافق بودند که قرارداد اجرا شود و با فساد نیز برخورد شود. از یک مقطعی نیز آقای احمدی‌نژاد نیز به شدت موافق می‌شود، تنها جریانی که مخالف بوده آقای جلیلی و دبیرخانه بوده که در آخر هم زور یک نفر به همه رسید، یعنی زور رئیس‌جمهور هم نرسید و آنها کارهای خود را کردند یعنی رفتند این قرارداد و قیمت‌ها را درست کردند و اشکالاتی که می‌گفتند را اصلاح کردند و طرف نیز پذیرفت. چهار سال طول کشید تا کرسنت برای داوری رفت و وقتی هم رفتند مذاکره کردند، قبول کرد که اگر شرایط و قیمت‌ها را بپذیریم و به امارات گاز بدهیم وگرنه پس می‌گیرم اما نکردند. آقای جلیلی باید (اقدامات قانونی) می‌کرد اما بر مبنای اعتقاد خودش هیچ‌کدام را انجام نداد. آقای جلیلی معتقد بود در این قرارداد فساد است و قیمت نیز بسیار پایین و ۱۵ درصد (قیمت صادرات گاز به) ترکیه است، او باید به اعتقادش عمل می‌کرد.»

او عنوان کرد: «این تنها قرارداد گازی بود که قانون حاکم بر آن، قانون ایران بود. طبق قانون ایران می‌توانستید به دلیل «خیار تدلیس» از دادگاه‌های ایران تقاضای بطلان قرارداد را بکنید و نه ابطال آن. بطلان به این معنی است که از اول وجود نداشته است و به دلیل خیار غبن یا غبن فاحش می‌توانستید بگویید جنسی که قیمت آن ۳۰۰ سنت بوده را ۴۰ سنت فروخته‌اید. می‌توانستید مدارک را به صورت محکمه‌پسند تهیه کنید و دادگاه‌های ایران نیز بطلان قرارداد را صادر می‌کردند. اگر بطلان داده می‌شد دیگر کرسنت قراردادی نداشت که به داوری برود. من اینها را به او گفتم اما نکرد، اینکه چرا نکرد را نمی‌دانم.»

وزیر پیشین نفت در این فایل صوتی گفته: «یک کار دیگر نیز می‌توانستند انجام دهند، ما در قرارداد نوشته بودیم که هر مصوبه عمومی که مجلس شورای اسلامیِ ما بدهد و مرتبط با قرارداد باشد به منزله فورسماژور است، خودشان نیز گفتند که بگویند از فردا فروش گاز ترش ممنوع است، اگر این اتفاق رخ می‌داد باید دوباره برای قرارداد تجدید مذاکره می‌کردند و می‌گفتند گاز شیرین می‌دهیم و قرارداد گاز ترش غیرقانونی محسوب می‌شد چون شروع نشده بود که اجرا شود. اما آنها هیچ‌کدام از این کارها را نکردند. در دادگاه به من تفهیم اتهام کردند برای گازی که صادر می‌کردیم باید از مجلس مجوز می‌گرفتی، من هم گفتم قبلاً ایران به ترکیه و عراق و پاکستان گاز فروخته اما مجوزی از مجلس نگرفته‌اند. فقط قرارداد ما باید به مجلس برود؟»

او ادامه داد: «می‌گویند گاز انفال است درحالی‌که نفت خام هم انفال محسوب می‌شود اما ما آن را می‌فروشیم. اگر شما به این معتقد بودید پس معامله شرکت نفت فروش غیر بوده که به اصطلاح حقوقدان‌ها «فضولی» محسوب می‌شود که باید به دلیل معامله فضولی به دادگاه شکایت می‌کردید و آنها حکم بطلان می‌دادند، مثل اینکه دختری را بخواهید به عقد یک نفر درآورید که اگر دختر قبول نکند اصلاً عقدی صورت نمی‌گیرد. شما می‌رفتید و می‌گفتید یک نفر بدون مجوز گاز فروخته و دادگاه حتماً به نفع شما حکم می‌داد. خودتان اعتقاد داشتید که معامله فضولی بوده و باید به فهم خودتان عمل می‌کردید. بعد همین‌ها را به داوری بین‌المللی دادند، خیار تدلیس آنی است اما شش سال با این معامله کردید.»

اسناد پرونده‌سازی موجود است

وزیر پیشین نفت گفته: «یا می‌گویند نظر داوری به نفع ما بوده بعد که دولت جدید و زنگنه آمده نظر آنها عوض شده است، ۳۲۶ صفحه حکم داوری است اما یک کلمه در این صفحات وجود ندارد که در آن گفته باشند که چون دولت قبل عضو شده نظر آنها تغییر کرده است. من نمی‌گویم دادگاه تحت فشار قرار گرفته، سندها هست که رفته‌اند قوه قضائیه را تحت فشار قرار داده‌اند تا قاضی ویژه تعیین کند که حکم مورد نظر آنها را بدهد تا به دیوان داوری بدهیم. اقرار کردند، شرم‌آور است که به یک عده گفته‌اند که بیایید و بگویید فساد کرده‌ایم و به فساد اقرار کنید بعد ما شما را محکوم می‌کنیم، بعد که محکومیت ما در دادگاه (بین‌المللی) تمام شد شما اعاده حیثیت کنید. سند آن هست، از این شرم‌آورتر می‌توان کار کرد؟ کارهایی که اول باید انجام می‌دادند را نکردند چون فکر می‌کردند ما زیر یک میلیارد دلار ممکن است خسارت بدهیم، بعد که دیدند اعداد بزرگ شد ترسیدند و گفتند برویم فساد پیدا کنیم و داستان درست کردند.»

زنگنه باز هم از قرارداد کرسنت دفاع کرده و در این فایل صوتی عنوان کرد: «از نظر من قرارداد خوبی بود و هیچ اشکالی بر آن وارد نبود اما در زمان خودش. دو سال طول کشید و این قرارداد در داخل سیستم‌ها و برنامه و بودجه و وزارت اقتصاد و دارایی چرخید. اینکه آقای میرکاظمی اخیراً گفتند که وزارت اطلاعات و سپاه و سازمان بازرسی و دیوان محاسبات به ما هشدار دادند، یک نامه نشان بدهند که در سال ۱۳۸۴ که ما بودیم اینها نامه نوشته‌اند. همه این نامه‌ها بعد از بحث‌های آقای رحیمی در دیوان محاسبات است. اصلاً چنین بحثی نبود، من نوشتم که برای این قرارداد پدر ما را درآورده‌اند انقدر که ما را اذیت کرده‌اند، شما به ما بگو بله یا خیر. ایشان هم فرمودند که معاون حقوقی رئیس‌جمهور، وزیر خارجه، وزیر اقتصاد و دارایی، بنده و دبیر شورای عالی امنیت ملی بیایند. آقای روحانی نیامدند اما بقیه همه نوشتند که قرارداد اجرا شود، نامه را به آقای روحانی که رئیس شورای عالی امنیت ملی بود دادیم که نوشت با صلاحدید مسائل اقتصادی و امنیت ملی انجام شود.»

او ادامه داد: «ما در اردیبهشت سال ۱۳۸۰ قرارداد را امضا کردیم و با موافقت رئیس‌جمهور در اسفند سال ۱۳۸۱ تنفیذ کردیم. یک بندی در قرارداد بود که باید ضمانت‌نامه بدهند، می‌دانید که در قراردادهای صادارت گاز هیچ‌کس به دیگری تضمین نمی‌دهد چون دو طرف گیر هستند اما ما تضمین گرفتیم. این تضمین را مثلاً باید سه‌ماهه می‌داد اما دو روز دیر دادند، که به من می‌گویند چرا قرارداد را فسخ نکردی؟ ما نمی‌خواستیم قرارداد را لغو کنیم چون آن را مفید می‌دانستیم و یک سر پل برای خودمان در امارات باز کرده بودیم مگر دیوانه شده بودیم(لغو کنیم)! ولی اگر من می‌دانستم که چنین اتفاقی می‌افتد غلط می‌کردم که از روز اول پا در دولت بگذارم، اگر می‌دانستم بعد از ۳۰ سال وزارت و ۴۶ سال خدمت به دولت جمهوری اسلامی چنین چیزی سر من می‌آورند، پای خود را در دولت نمی‌گذاشتم. می‌گویند باید فکر می‌کردی که یک روزی چنین می‌شود، از کجا می‌دانستم؟ شما به حیثیت من و آرامش من آسیب زدید، تمام مرض‌های دنیا را به سر من ریختید، نفرین‌تان نمی‌کنم اما می‌گویم خدا هدایت‌تان کند.»

زنگنه سعید جلیلی را مورد خطاب قرار داده و گفت: «شما مقصر هستید آقای جلیلی، و همه این مسائل به دلیل اشتباهات شما است، شما نه بلد هستید مذاکره کنید، نه جرأت مذاکره دارید، نه قدرت انعطاف در مذاکره دارید. من در اوپک بیشترین ایستادگی را در مقابل عربستان داشتم اما هیچ‌وقت به آنها بد نگفتم و بی‌احترامی نکردم.»

دیدار سعید جلیلی و بابک زنجانی

زنگنه در این فایل صوتی پای بابک زنجانی را نیز به میان کشیده است، حکم اعدام زنجانی در آذر سال ۱۳۹۵ تایید شد اما در زندان ماند تا اموال او به کشور برگردد و در نهایت در اردیبشهت امسال حکم او به بیست سال زندان کاهش یافت. بیژن زنگنه که در طول دوران وزارت خود بارها علیه بابک زنجانی و فسادهای او گفته بود در این فایل صوتی از دیدار زنجانی با سعید جلیلی گفت و عنوان کرد: «بابک زنجانی یک مجرم محکوم به اعدام با حکم قطعی بوده است، آقایان در این مدت تلاش دارند وی را تبدیل به قهرمان ملی و قهرمان دور زدن تحریم‌ها کنند، شرم‌آور است، آقای جلیلی باید توضیح بدهد رابطه بابک زنجانی با ایشان و ستادشان چیست؟ چرا به دیدار بابک زنجانی رفتند؟»

او ادامه داد: «مجرمی که ۲/۷میلیارد دلار پول کشور پیش او بوده است، می‌گویند این را گرفتند تا تحریم‌ها را دور نزند.آقای میرکاظمی من را بارها برد به کمیسیون انرژی و پرسید چرا علیه بابک زنجانی کار نمی‌کنید، حالا چرا حرف نمی‌زنید؟ ایدئولوژی این‌قدر مقدس است؟ حزب این‌قدر مقدس است؟ خودت یادت نیست. خودت من را بردی و گفتی با بابک زنجانی کوتاهی می‌کنید. ما برای بابک زنجانی شاکی بودیم مگر ما می‌توانیم به کسی حکم محکومیت و زندان بدهیم؟ بابک زنجانی ۲/۷ میلیارد دلار پول گرفته بود، نه اینکه نفت فروخته باشد،قبل از من پول نقد گرفته بود تا به افراد بدهد. همه‌اش قلابی و حقه‌بازی بود. از آقای اژه‌ای بپرسید، خیلی خوب ایشان را می‌شناخت و تحلیل خوبی از شخصیت و رفتار وی داشت. این حرف‌ها را نزنید. به هر قیمتی که آدم نباید بیاید و کار کند.»

گفتند در مجلس چیزی نگو!

نکته دیگری که زنگنه به آن اشاره می‌کند، ماجرای جلسه رای اعتماد او در مجلس در سال ۱۳۹۲ است که به گفته او سعید جلیلی از حسن روحانی خواسته تا به زنگنه بگوید که حرفی از قرارداد کرسنت نزند.

او گفته: «در مرداد سال ۱۳۹۲ من به‌عنوان وزیر پیشنهادی وزارت نفت به مجلس معرفی شدم تا برای دولت اول آقای روحانی رای اعتماد بگیرم. آقای جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، نامه نوشت به آقای روحانی که به زنگنه دستور دهید درباره کرسنت صحبت نکند چون به ضرر ما است. آقای روحانی نیز به من ابلاغ کرد. من به مجلس رفتم. قبل از من آقای زاکانی آمد هر چه دلش خواست درباره کرسنت علیه من گفت. در حالی که از قبل آن زبان من را بسته بودند اما آمدند و بدون هیچ ملاحظه‌ای همه حرف‌ها را زدند، خب من بروم آنجا چه بگویم؟ این مردانگی شما است؟»

زنگنه ادامه داد: «از آن موقع می‌ترسیدند با من صحبت کنند همین الان هم می‌ترسید رودررو با من صحبت کنید، فقط از پشت پرده صحبت می‌کنید، مرد باشید بیایید رودررو صحبت کنیم، همه اینها را بیاوریم تا ببینم جواب چه داری؟ تو می‌گویی دزدی شده، من کردم؟ بگو. هیئت‌مدیره شرکت نفت کرده؟ همان کسانی این کار را کردند که بعدا قرارداد را به هم زدند به خاطر منافع دیگران و خارجی. شما که عمق راهبردی داری باید اینها را بدانی. این عمق راهبردی شما بود که یک قرارداد که واقعاً می‌توانست رابطه راهبردی برای ما برقرار کند را خراب کردید؟ بعد از آن هم نتوانستید قرارداد دیگری امضا کنید. شما ۲۰ میلیارد دلار به کشور ضرر زدید و اکنون هم معلوم نیست چقدر باید ضرر بدهیم.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۲۱ و ساعت 21:44 |

قیمت چهار کیلو میوه بیشتر از دستمزد ۲.۵ روزِ کارگران

قیمت چهار کیلو میوه بیشتر از دستمزد ۲.۵ روزِ کارگران

نگاهی به قیمت‌های چند صد هزار تومانی اثبات می‌کند که کارگران به خصوص حداقل‌بگیران که در پرداخت اجاره خانه و پول نان و تخم مرغ در مانده‌اند توان خرید میوه ندارند.

داده‌های رسمی نشان می‌دهد تورم میوه‌ها و به طور مشخص مرکبات در بهار امسال بی‌سابقه بوده است؛ قیمت‌های رسمی بازار میوه و تره بار نیز گواه دیگری برای اثبات این ادعاست که میوه‌های تابستانی در سبد خرید دهک‌های کم درآمد، جایی ندارند.

به گزارش ایلنا، کارگر حداقل‌بگیر باید ۲.۶ روز کار کند و هیچ چیزِ دیگر نخرد تا بتواند ۴ کیلو میوه تابستانی آنهم با ارزان‌ترین قیمت‌های موجود در بازار خریداری کند و به خانه ببرد.

تورم ماهانه کالا‌های خوراکی در خردادماه ۱۴۰۳ نشان می‌دهد میانگین قیمت کالا‌های خوراکی در خرداد امسال نسبت به اردیبهشت حدود ۴.۳ درصد رشد کرده است. در این میان، قیمت میوه‌ها و مرکبات با فاصله‌ی زیادی از سایر کالا‌های خوراکی، در حال پیشتازی‌ست و مرز‌های نرخ‌های نجومی را جابجا کرده است.

تورم ماهانه میوه‌ها و قیمت‌های روز

در خرداد، برخی از کالا‌های خوراکی حتی تا بیش از ۳۰ درصد تورم ماهانه را تجربه کرده‌اند. دو کالای خوراکی که بیشترین تورم ماهانه را در خردادماه تجربه کرده‌اند عبارتند از «پرتقال» و «لیمو ترش». تورم ماهانه «پرتقال» در خردادماه امسال ۳۲.۵ درصد و تورم ماهانه «لیمو ترش» در این ماه معادل ۲۱.۳ درصد بوده است. به عبارتی در این ماه مرکبات بیش از ۲۰ درصد افزایش قیمت را نسبت به اردیبهشت داشته‌اند.

اما قطار تندرویِ قیمت‌ها در پایان بهار متوقف نشده است؛ در روز‌های سپری شده از تیرماه، میوه‌ها بازهم گران‌تر شده‌اند به گونه‌ای که یک سبد ساده از میوه‌های تابستانی قیمتی فضایی پیدا کرده است. بد نیست نگاهی به قیمت میوه‌ها در ۱۷ تیرماه بیندازیم.

در هفدهم تیر، قیمت برخی از میوه‌ها در مناطق مرکزی و پایین پایتخت به این ترتیب بوده است: هر کیلو گرم انجیر سیاه ۲۹۸، آلو زرد و سیاه ۹۸ تا ۱۲۰، انگور عسگری ۱۱۸ تا ۱۹۸، سیب گلاب ۷۵ تا ۱۴۸، گیلاس ۱۴۸ تا ۱۶۸، توت فرنگی ۱۸۸، زردآلو ۶۸ تا ۱۹۸، هلو ۵۵ تا ۹۸، گلابی ۴۰۰، پرتقال جنگلی ۷۹، شلیل ۷۱ تا ۹۸ و آلبالو ۷۹ تا ۱۲۵ تومان است. در بازار میوه‌های آبدار هر کیلو گرم هندوانه بین ۱۵ تا ۲۲.۸۰۰، خربزه ۴۹ و جانا ۴۴.۸۰۰ تومان قیمت گذاری شده است. در بازار میوه‌های وارداتی هم موز هر کیلو گرم ۷۵.۸۰۰ تا ۸۹.۸۰۰، انبه ۱۱۵ تا ۱۹۸ و ۲۰۰ گرم بلوبری ۱۳۰ تا ۳۰۰ هزار تومان به فروش می‌رسد.

پول چهار کیلو میوه بیشتر از دستمزد ۲.۵ روز یک کارگر!

نگاهی به قیمت‌های چند صد هزار تومانی اثبات می‌کند که کارگران به خصوص حداقل‌بگیران که در پرداخت اجاره خانه و پول نان و تخم مرغ در مانده‌اند، توان خرید میوه ندارند؛ میوه‌های تابستانی برای پولدار‌ها و بالانشین‌هاست و فرودستان حتی از میوه‌های فصل محرومند.

دستمزد روزانه یک کارگر حداقل‌بگیر در سال جاری، ۲۳۸ هزار تومان است که با الحاق تمام متعلقات و مزایای مزدی در هر روز به زحمت به ۲۵۰ هزار تومان می‌رسد؛ بیایید فرض کنیم یک کارگر وقتی خسته و غمناک از سر کار به خانه برمی‌گردد، تصمیم می‌گیرد یک سبد کوچک از میوه‌های تابستانی برای فرزندانش بخرد؛ این سبد فقط یک کیلو انجیر، یک کیلو آلوزرد، یک کیلو گیلاس و در نهایت یک کیلو انگور است؛

او اگر از ارزان‌ترین نقاط شهر خرید کند، برای یک سبد چهارکیلویی از میوه‌های فصل باید حداقل ۶۶۲ هزار تومان بپردازد! که این رقم ۲.۶ برابر دستمزد روزانه این کارگر است؛ در واقع کارگر حداقل‌بگیر باید ۲.۶ روز کار کند و هیچ چیزِ دیگر نخرد تا بتواند ۴ کیلو میوه تابستانی آنهم با ارزان‌ترین قیمت‌های موجود در بازار خریداری کند و به خانه ببرد.

فقر غذایی سنگین

اعداد این معادله نشان می‌دهد که بازگشت این کارگر با دست پُر به خانه ممکن نیست؛ «بابا میوه ندارد». فرزندان کارگران در انتظار اینکه پدر با سبد پُر از میوه به خانه برگردد، نیستند؛ نهایت چیزی که در سراسر تابستان داغ نصیب‌شان می‌شود، هندوانه یا خربزه است، فقط همین؛ و این شرایط فقط مختص تهران نیست؛ کارگران در همه جای کشور در تامین نیاز‌های خوراکی خانوار و به طور مشخص میوه‌های فصل ناتوانند؛ حسن عزتی، رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی بانه در استان کردستان، در این زمینه می‌گوید: امسال کارگران ساختمانی یا فصلی در شهرستان بانه نسبت به سال گذشته در وضعیت معیشتی تاسف‌بارتری به سر می‌برند؛ یک کارگر ساختمانی به سختی می‌تواند در هفته دو روز کار پیدا کند که مجموع دستمزدِ دو روز کارش نهایت به یک میلیون و دویست یا یک میلیون و سیصد هزار تومان می‌رسد و تمام هفته را باید با همین پول سرکند؛ پس درنتیجه در سبد خرید فقط ضروریات می‌گنجد و بس.

عزتی اضافه می‌کند: به علت افت شدید ساخت و ساز، بسته شدنِ مرز‌ها در شهرستان بانه و تورم هر روزه، شاهد کاهش قدرت خرید کارگران فصلی هستیم؛ یک خانواده کارگری ساختمانی به زحمت می‌تواند در هفته دو بار میوه بخرد، آنهم میوه‌هایی که نه درجه یک بلکه درجه چند هستند.

حذف میوه و صیفی‌جات از سبد خرید روزانه، سلامت طبقه‌ی کارگر را در معرض خطر قرار داده، این خطرِ جدی نادیده گرفته می‌شود، چون حیاتِ جریان اصلی در سپهر سیاسی بی‌توجه به وضع ناگوار معاش کارگران ادامه دارد. فرامرز توفیقی، فعال کارگری، در این رابطه می‌گوید: یکی از عوامل تاثیرگذار در سلامت، مصرف مواد غذایی مورد نیاز و مغذی‌ست که میوه‌ها و سبزیجات، در صدر جدول نیاز‌ها قرار دارند. متاسفانه با گران شدن وحشتناک میوه‌ها و سبزیجات، این اقلام از سبد غذایی کارگران حذف شده‌اند.

او اضافه می‌کند: از آنجاییکه تامین هزینه‌های مسکن و اقلام ساده خوراکی به کارگران فشار آورده، خانواده‌های کارگری به ارزان‌خری روی آورده‌اند و ارزان‌خری نتیجه‌ای جز ناتوانی‌های جسمی و روحی ندارد. در سال‌های اخیر، قابلیت‌های جسمی و روحی طبقه‌ی کارگر افول کرده است. این شرایط بغرنج، تبعات دردناک کم ندارد؛ کاهش نرخ زاد و ولد، پایین آمدن بهره‌وری و رشد حوادث مرگبار شغلی، از نتایج تلخِ همین شرایط است.

از سال‌های ابتدای دهه ۹۰ شمسی، به دنبالِ در پیش گرفتن شوک‌درمانی‌های ارزی و انقباضات بودجه‌ای، کالا‌های خوراکی در صف خروج از سبد خرید طبقه کارگر قرار گرفتند؛ اول، گوشت قرمز، آجیل و خشکبار، بعد مرغ و ماهی و حالا میوه‌ها و سبزیجات. در طول حدود ۱۰ سال، یک سبد خرید مغذی و آکنده از کالا‌های گوناگون، آن‌چنان کوچک شده که امروز جز نان خالی و تخم مرغ و چند کیلو سیب‌زمینی چیزی در آن نمی‌گنجد!

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۹ و ساعت 21:30 |

آقایان جلیلی و زنگنه! درباره "کرسنت" مناظره آنلاین کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

عصر ایران - در مناظره های انتخاباتی، سعید جلیلی با طرح ادعاهایی درباره پرونده کرسنت، بیژن زنگنه، وزیر پیشین نفت را متهم کرد که به ایران خیانت کرده است. زنگنه نیز اعلام کرد 2.5 نیم سال است که جلیلی را به مناظره دعوت کرده ولی او نیامده است. جلیلی هم گفت که جای متهم دادگاه است، نه مناظره.
البته که جلیلی در جایگاه متهم کردن افراد نیست و این، کار دادستان و دادگاه است ولی اگر بخواهیم فارغ از این بحث حقوقی به موضوع بنگریم خود او و جریانش نیز متهم دیگر پرونده اند که با جلوگیری از اجرای قرارداد، باعث شده اند هم پولی که قرار بود بابت فروش گاز به ایران برسد، نرسد و هم کشورمان به 18 میلیارد دلار جریمه نقدی به نفع شرکت اماراتی محکوم شود.

بنابراین بهتر آن است که کار دادگاه را به دادگاه بسپاریم و درباره این موضوع که با طرح مجدد در مناظره ها بار دیگر در افکار عمومی مطرح شده است، روشنگری کنیم. البته دو طرف به زعم خودشان روشنگری کرده اند و در رسانه هایشان طرف مقابل را مقصر دانسته اند که برای روشن شدن موضوع کفایت نمی کند. بنابراین بهتر است زنگنه و جلیلی در یک برنامه زنده تلویزیونی یا اینترنتی بدون محدودیت زمانی و با داشتن اسناد و مدارک و نه صرفا بر اساس ادعا، مناظره رو در رو داشته باشند و حرف هایشان را بگویند و سندهایشان در محضر مردم ایران ارائه کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

نمی شود که مدام کرسنت کرسنت کرد و دیگران را متهم ساخت ولی وقتی صحبت از مناظره و سند و مدرک هست، فرار کرد و چیزی نگفت.
مردم ایران حق دارند بدانند چرا باید در یک قرارداد صادرات گاز، به جای آن که پول در بیاوریم، هم گازمان روی فلرها سوخت و دود هوا شد و هم به پرداخت میلیاردها دلار محکوم شدیم. طرف طفره رونده از این مناظره، قطعاً متهم ردیف اول نزد افکار عمومی خواهد بود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۸ و ساعت 17:4 |

"شبیه‌سازی زندگی در مریخ" پس از یک سال به پایان رسید

"شبیه‌سازی زندگی در مریخ" یک سال به طول انجامید. چهار فضانورد داوطلب ناسا ۳۷۸ روز در محوطه‌ای کاملا بسته در انزوای کامل در تگزاس به سر بردند. این شبیه‌سازی داده‌های مهمی برای ماموریت‌های آینده مریخ ارائه خواهد داد.

آیا شرایط زندگی در مریخ برای انسان‌ها سازگار خواهد بود؟ چهار فضانورد داوطلب ناسا برای رسیدن به پاسخ این پرسش مهم ۳۷۸ روز در انزوای کامل و بدون هیچ نوع منفذی به دنیای خارج در اقامتگاهی که در آن زندگی در مریخ شبیه‌سازی شده بود (زیستگاه مریخ) زندگی کردند.

کلی هاستون، آنکا سلاریو، راس براکول و ناتان جونز که در طول این یک سال در حال تحقیق درباره چگونگی تغذیه در شرایط مریخ و تاثیرش بر عملکرد بودند، عصر روز شنبه ۶ ژوئیه (۱۶ تیر) از این زیستگاه ۱۶۰ متر مربعی بدون پنجره خارج شدند.

آنها در این زیستگاه تحقیقی به نام مارس دون آلفا (Mars Dune Alpha) یا تپه ماسه‌ای آلفای مریخ که با کمک یک چاپگر سه‌بعدی ساخته شده بود، چند اتاق کار و خواب، یک سالن ورزش، یک اتاق برای مراقبت‌های پزشکی و یک مزرعه عمودی برای کاشت سبزیجات داشتند.

زیستگاه تحقیقی زیستگاه تحقیقی

زیستگاه تحقیقی "تپه ماسه‌ای آلفای مریخ" با کمک یک چاپگر سه‌بعدی ساخته شدعکس: Go Nakamura/REUTERS

فضانوردان داوطلب همچنین به منطقه‌ای شبیه فضای آزاد (منطقه سرپوشیده) مملو از ماسه قرمز دسترسی داشتند که می‌توانستند برای تمرین راه رفتن روی مریخ با لباس‌های مخصوص وارد آن شوند.

ناسا تلاش داشت در طول این یک سال، از طریق این چهار فضانورد داوطلب به اطلاعات مهمی دست یابد، مانند اینکه تاثیر "عوامل استرس‌زای اضافی" همچون انزوای کامل در فضای محدود یا تاخیر در ارتباط با زمین که در یک ماموریت واقعی مریخ رخ می‌دهد، چطور خواهد بود.

چهار فضانورد داوطلبی که روز گذشته ششم ژوئیه پس از یک سال از این محوطه بیرون آمدند، از فرصتی که ناسا در اختیار آنها گذاشته بود تا بتوانند زندگی در مریخ را شبیه‌سازی کنند، تشکر کردند.

فضانوردان داوطلب به منطقه‌ای شبیه فضای آزاد (منطقه سرپوشیده) مملو از ماسه قرمز دسترسی داشتند فضانوردان داوطلب به منطقه‌ای شبیه فضای آزاد (منطقه سرپوشیده) مملو از ماسه قرمز دسترسی داشتند

فضانوردان داوطلب به منطقه‌ای شبیه فضای آزاد (منطقه سرپوشیده) مملو از ماسه قرمز دسترسی داشتند عکس: Go Nakamura/REUTERS

راس براکول، مهندس پرواز این ماموریت پس از خروج از این محوطه گفت: «من بسیار خوش‌شانس بودم و این فرصت باورنکردنی را داشتم که مدت یک سال در یک ماجراجویی سیاره‌ای برای آینده‌ای هیجان‌انگیز زندگی کنم.»

جولی کرامر، مدیر فنی ناسا نیز با بیان اینکه "این پروژه امکان یادگیری مسائل مهم درباره سیستم‌های پیچیده را فراهم می‌کند" گفت: «این سلسه تحقیقات، سفر به مریخ و بازگشت از آن را بسیار ایمن‌تر خواهد کرد.»

ناسا با امیدواری به اینکه بتواند با پروژه آرتمیس (Artemis) در سال ۲۰۳۰ سفر به مریخ را عملی کند، دو ماموریت دیگر برای سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی کرده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۷ و ساعت 22:8 |

فضانوردان ناسا یک سال شبیه‌سازی زندگی در مریخ را به پایان رساندند

نمایی از زیستگاه مریخ ناسا

منبع تصویر،REUTERS

توضیح تصویر،نمایی از زیستگاه مریخ ناسا

چهار فضانورد داوطلب ناسا پس از یک سال تحقیق برای آمادگی سفر و اقامت در مریخ، از یک محوطه کوچک کاملا بسته در تگزاس بیرون آمدند. این چهار دانشمند یک سال را دور از تمام ارتباطات و تماس‌های انسانی گذراندند و سفر و زندگی در مریخ را شبیه‌سازی کردند.

استیو کورنر، معاون مدیر مرکز فضایی جانسون در ناسا، گفت: «آنکا سلاریو، راس براکول، ناتان جونز و کلی هاستون مدیر تیم در حال انجام تحقیقات اساسی درمورد چگونگی تغذیه در شرایط مریخ و تاثیرش بر عملکرد بودند. ناسا همچنین می‌خواهد دریابد که چگونه افراد با این انزوا کنار آمده‌اند.»

ماموریت مریخ بسیار طولانی‌تر از دیگر سفرهای فضایی است. تولید غذای تازه یکی از موضوعات مهم در این تحقیق بود چرا که ارسال مواد غذایی به مریخ بسیار طول می‌کشد.

این فضانوردان ۳۷۸ روز را در «زیستگاه مریخ» در هیوستون در تگزاس در محوطه‌ای بدون هیچ نوع منفذی به خارج گذراندند. این بخشی از تحقیقات ناسا است در مورد آنچه که برای زندگی انسان در این سیاره سرخ ضروری است.

آنها در زیستگاه مریخ سبزیجات می‌کاشتند و «راه رفتن روی مریخ» را تمرین می‌کردند و در شرایطی زندگی کردند که ناسا «استرس‌های مازاد» می‌نامد، مانند تاخیر ارتباط با زمین، دوری از خانواده‌، انزوا و محدودیت.

نمایی از زیستگاه مریخ ناسا

منبع تصویر،REUTERS

توضیح تصویر،نمایی از زیستگاه مریخ ناسا

این درواقع تا حدی شبیه تجربه افراد است در قرنطینه‌ بیماری‌های همه‌گیر که بسیاری را از نظر روانی از پا درمی‌آورد. با این حال، به نظر می‌رسد هر چهار نفر سرحال و باروحیه خوب از این محوطه بسته بیرون آمدند.

راس براکول، مهندس پرواز در این ماموریت، پس از خروج گفت: «بسیار سپاسگزارم که این فرصت باورنکردنی را داشتم تا به مدت یک سال در یک ماجراجویی سیاره‌ای در جهت آینده‌ای شورانگیز زندگی کنم. و سپاسگزارم از فرصتی که داشتم تا این ایده را زندگی کنم که ما نباید منابع را سریعتر از زمانی که می‌توان آنها را بازیافت کرد، مصرف کنیم، و ما نباید زباله‌ها را سریع‌تر از امکان بازگشت آنها به منابع تولید، ایجاد کنیم. اگر این اصول را رعایت نکنیم، دیگر نمی‌توانیم در هیچ چارچوب زمانی مهمی زندگی، رویاپردازی، خلق و یا کاوش کنیم.»

نمایی از زیستگاه مریخ ناسا

منبع تصویر،REUTERS

توضیح تصویر،نمایی از زیستگاه مریخ ناسا

این زیستگاه تحقیقی به نام «مارس دون آلفا» (تپه ماسه‌ای آلفای مریخ) به ابعاد ۱۶۰ مترمربع با چاپ سه‌بعدی ساخته شده است و چند اتاق خواب، یک سالن ورزش، اتاق‌های عمومی و یک مزرعه عمودی برای کاشت سبزیجات دارد.

یک منطقه «شبیه فضای آزاد» هم که با یک هوابند (قفل هوا) مجزا شده پر از ماسه قرمز است و فضانوردان برای تمرین «راه رفتن روی مریخ» با لباس‌های مخصوص وارد آن می‌شوند. این منطقه البته سرپوشیده است نه باز.

این تحقیق اولین ماموریت از سه ماموریتی است که ناسا برنامه‌ریزی کرده و تحت عنوان «سلامت و عملکرد خدمه اکتشاف» (سی‌اچ‌ای‌پی‌ایی‌ای) طبقه‌بندی کرده است.

جولی کرامر وایت، مدیر مهندسی در مرکز فضایی جانسون، گفت که «هنوز چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیریم» و دو مأموریت دیگر برای سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده است.

یک ماموریت یک ساله شبیه‌سازی زندگی در مریخ در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ در زیستگاهی در هاوایی انجام شد، اگرچه ناسا در آن ماموریت شرکت کرد اما در راس آن نبود.

براساس برنامه فضایی «آرتمیس»، آمریکا قصد دارد دوباره ماموریت‌های بازگشت انسان به ماه را از سرگیرد تا آنجا زندگی طولانی‌مدت دور از زمین را تمرین کنند و خود را برای سفر به مریخ در ۲۰۳۰ سال آماده کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۷ و ساعت 17:58 |

خاک چرنوبیل دوباره قابل کشت شد

زمین‌های کشاورزی بزرگی که از زمان وقوع فاجعه هسته‌ای چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ با برچسب «آلوده» طبقه‌بندی شده و به حال خود رها شده بودند، حالا پس از ۳۸ سال دوباره می‌توانند برای کشت محصولات کشاورزی مورد استفاده قرار گیرند.

به گزارش ایسنا، بر اساس بررسی‌های تازه انجام ‌شده در این منطقه، سطح تشعشعات در زمین‌های کشاورزی بزرگ در نزدیکی محل فاجعه رآکتور هسته‌ای چرنوبیل به زیر سطوح ناامن کاهش یافته است.

این بدان معنی است که زمین‌های کشاورزی بزرگ که از زمان فاجعه سال ۱۹۸۶ به عنوان «آلوده» طبقه‌بندی شده و به حال خود رها شده بودند، می‌توانند بار دیگر برای کشت محصولات زراعی مورد استفاده قرار گیرند.

این می‌تواند به تقاضای فزاینده کشور اوکراین برای زمین‌های کشاورزی کمک کند، به ویژه در حال حاضر که جنگ این کشور با روسیه منجر به تبدیل بخش عمده‌ای از زمین‌های قابل کشت این کشور به مناطق جنگی شده است.

فاجعه چرنوبیل و پیامدهای آن

انفجار ۳۸ سال پیش در نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل، فاجعه‌ای وحشتناک در تاریخ بشریت رقم زد. ابرهای سمی که در قلمرو شوروی پخش شدند تقریباً ۸.۴ میلیون نفر را در معرض تشعشعات هسته‌ای قرار دادند.

فاجعه اتمی چرنوبیل حادثه‌ای هسته‌ای بود که در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ میلادی برابر با ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ خورشیدی در رآکتور هسته‌ای شماره ۴ نیروگاه چرنوبیل در نزدیکی شهر پریپیات در شمال جمهوری شوروی سوسیالیستی اوکراین از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی رخ داد.

این فاجعه از بدترین فجایع هسته‌ای در تاریخ، هم از نظر هزینه و هم از نظر تلفات محسوب می‌شود. طبق آمارهای رسمی بیش از ۲۵۰ هزار نفر بر اثر این رویداد به سرطان مبتلا شدند و برای تقریباً ۱۰۰ هزار نفر نیز منجر به مرگ شد.

این حادثه در جریان یک آزمایش ایمنی در یک رآکتور نوع آربی‌ام‌کی که در شوروی رایج بود، اتفاق افتاد. هدف از این آزمایش کمک به توسعه یک روش ایمنی جهت تداوم گردش آب خنک‌کننده در صورت قطعی برق تا زمانی که ژنراتورهای پشتیبان بتوانند برق را تأمین کنند، بود. وقفه بین قطعی برق و برقراری برق پشتیان حدود یک دقیقه بود. این شصت ثانیه به عنوان یک مشکل امنیتی بالقوه در نظر گرفته شده بود که می‌توانست باعث گرم شدن بیش از حد هسته رآکتور شود. سه آزمون این چنینی از سال ۱۹۸۲ انجام شده بود، اما هیچ‌کدام موفق به ارائه یک راه حل نشده بودند. در این تلاش چهارم، آزمون به مدت ۱۰ ساعت به تعویق افتاد، بنابراین شیفت عملیاتی که برای این آزمایش آموزش دیده بودند، حضور نداشتند. به همین دلیل سرپرست آزمایش موفق به پیروی از دستورالعمل اجرایی فرآیند نشد و شرایط عملیاتی ناپایداری را ایجاد کرد که همراه با نقص‌های ذاتی در طراحی آربی‌ام‌کی و غیرفعال بودن چندین سیستم ایمنی اضطراری، منجر به وقوع واکنش‌های زنجیره‌ای کنترل نشده گردید.

بنابراین مقدار زیادی انرژی به‌ طور ناگهانی آزاد شد و باعث بخار شدن آب خنک‌کننده‌ای شد که از قبل به شدت گرم شده بود. این اتفاق باعث شد که مخزن تحت فشار رآکتور در اثر یک انفجار بخاری مخرب به‌ طور کامل از بین برود. این اتفاق بلافاصله با آتش‌سوزی در هسته رآکتور ادامه پیدا کرد که در حدود ۹ روز آلاینده‌های هوایی رادیواکتیو قابل ملاحظه‌ای را وارد هوا کرد. این آلاینده‌ها قبل از اینکه در نهایت در ۴ مه ۱۹۸۶ به‌طور کامل کنترل شود، به قسمت‌هایی از غرب اروپا منتقل شد.

فاجعه چرنوبیل فراتر از خسارات وارده به انسان‌ها که تا به امروز فراگیر شده است، با وارد کردن خسارت‌های فراوان به محصولات زراعی، گیاهان و زیرساخت‌ها، کل چشم‌انداز این منطقه را به ویرانی کشاند.

طی چند دهه پس از این اتفاق، چندین بررسی در محل این فاجعه با استفاده از ربات‌ها، وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین و موارد دیگر برای ارزیابی سطوح تشعشعات در این منطقه انجام شد.

این بررسی‌ها با هدف کشف تأثیر تشعشعات هسته‌ای بر روی گیاهان و جانوران و همچنین در مورد اینکه چه مقدار از آن هنوز در منطقه وجود دارد، انجام شد.

اکنون والری الکساندرویچ کاشپاروف از دانشگاه ملی علوم زیستی و محیطی اوکراین در مقاله جدیدی بیان می‌کند که بیش از ۸۰ درصد از منطقه مورد بررسی در اطراف محل فاجعه می‌تواند دوباره برای فعالیت‌های کشاورزی استفاده شود.

تیم پژوهشی کاشپاروف بیش از یک دهه است که این منطقه را بررسی می‌کند و بر اساس سطوح تشعشعاتی که در این منطقه پیدا کرده به این نتیجه رسیده است.

سطوح تشعشع در زمین‌های کشاورزی اطراف محل فاجعه

بر اساس این گزارش، «ایزوتوپ ید ۱۳۱» بزرگترین تهدید سلامتی پس از این فاجعه را ایجاد کرده است. با این حال، نیمه عمر آن فقط ۸ روز است و در سال‌های بعد به سطوح ناچیزی کاهش یافته است.

با این حال، موارد دیگری مانند سزیم-۱۳۷ و استرانسیوم-۹۰ که عمر مفید آنها بیش از سه دهه است، هنوز در این منطقه وجود دارند، اگرچه سطوح آنها کمتر از نصف شده است. البته این فقط در مناطقی است که از محل فاجعه دور هستند.

این بررسی، سطوح بالایی از تشعشعات را در منطقه ممنوعه اصلی که حول رآکتور هسته‌ای را احاطه کرده است، نشان داد. این نیروگاه هسته‌ای اکنون به جنگل تبدیل شده است و ممکن است در سال‌های آینده به یک ذخیره‌گاه طبیعی تبدیل شود.

پیشتر در سال ۲۰۲۳، ولدیمر ایلینکو از دانشگاه ملی علوم زیستی و محیطی یک بررسی برای اندازه‌گیری سطوح رادیواکتیویته در ۲۶۰۰ هکتار از زمین‌های اطراف نیروگاه چرنوبیل انجام داد و در پایان گفت: ما سطحی بالاتر از حد مجاز پیدا نکردیم.

با این حال، سایر محققان بیان کرده‌اند که سطوح تشعشع بالایی را در برخی مناطق یافته‌اند، اما به محصولات زراعی منتقل نمی‌شود. علاوه بر این، اگر کشاورزی در منطقه از سر گرفته شود، قطعاً محصولات از نظر سطح تشعشع بررسی می‌شوند.

مشکلات دیگری وجود دارد که باید قبل از اینکه زمین‌ها را در رده «غیر آلوده» قرار داد، رسیدگی شود و این شامل جلب اعتماد مردم محلی است. به محض این که این اتفاق رخ دهد، تأثیر بزرگی در مقیاس انبوه خواهد داشت.

علاوه بر این درباره مالکیت زمین‌ها نیز باید تصمیم‌گیری شود، اما این اقدامات بیشتر سیاسی هستند تا فنی و می‌توان آنها را در صورت صلاحدید دولت خیلی زود حل کرد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۶ و ساعت 0:32 |

کشف قدیمی‌ترین هنر غار با بیش از ۵۱ هزار سال قدمت در اندونزی

اثر کشف شده در اندونزی

منبع تصویر،BRIN GOOGLE ARTS & CULTURE

محققان استرالیایی و اندونزیایی قدیمی‌ترین نمونه هنر غار که جهان واقعی را ترسیم می‌کند را در جزیره سولاوِسی اندونزی کشف کرده‌اند.

این نقاشی از یک خوک وحشی و سه چهره شبیه به انسان، حداقل ۵۱ هزار و ۲۰۰ سال قدمت دارد و پنج هزار سال قدیمی‌تر از کهن‌ترین اثر هنری غار است که تا پیش از این کشف شده بود.

این کشف نشان می‌دهد که تاریخ ظهور نشانه‌های خلاقیت هنری در انسان مدرن طولانی‌تر از تصورات قبلی است.

پروفسور مکسیم اوبرت از دانشگاه گریفیت در استرالیا به بی‌بی‌سی نیوز گفت که این کشف تصور ما از تکامل انسان را عوض می‌کند.

او گفت: «این نقاشی گویای سرگذشتی پیچیده است. این قدیمی‌ترین شاهد از داستانگویی است که در اختیار داریم. نشان می‌دهد که انسان‌ در آن زمان توانایی تفکر انتزاعی را پیدا کرده بود.»

این نقاشی در غارهای کارامپوانگ هیل در جزیره سولاوسی جنوبی کشف شد

منبع تصویر،BRINN GOOGLE ARTS AND CULTURE

توضیح تصویر،این نقاشی در غارهای کارامپوانگ هیل در جزیره سولاوسی جنوبی کشف شد

این نقاشی خوکی را که دهانش نیمه‌باز است و بی‌حرکت ایستاده و حداقل سه چهره شبیه انسان را نشان می‌دهد.

یکی از افرادی که بزرگتر از بقیه است دستانش را باز کرده و به نظر می‌رسد که یک چوب صاف را نگه داشته باشد.

نفر دوم درست جلو خوک ایستاده و سرش نزدیک پوزه خوک است. این نفر دومی هم انگار چوبدستی دارد، که یک سر آن ظاهرا با گلوی خوک در تماس است. نفر آخر ظاهرا کله‌پاست به طوری که پاهایش رو به بالا و باز است. او یک دست خود را دراز کرده و انگار که درحال لمس سر خوک باشد.

آدی آگوس اوکتاویان، کارشناس هنر صخره از سازمان نوآوری و تحقیقات ملی در جاکارتا، هدایت این تیم را به عهده داشت. او می‌گوید که روایت رویدادهای مرتبط همواره از اجزای مهم فرهنگ انسانی در اندونزی بوده است.

او گفت: «انسان‌ها از زمانی پیش از ۵۱ هزار و ۲۰۰ سال پیش داستان می‌گفتند، اما از آنجا که کلمات فسیل نمی‌شوند و اثری از آنها نمی‌ماند، فقط می‌توانیم به طور غیرمستقیم بر تصاویر صحنه‌های هنری تکیه کنیم و هنر سولاوسی اکنون قدیمی‌ترین شاهد این موضوع به فاصله زیاد در علم باستان‌شناسی است.»

الگوهای هندسی به قدمت بیش از ۷۵ هزار سال در جنوب آفریقا اولین شواهد از نقاشی است، اما معادل هنر بازنمایانه نیست

منبع تصویر،JOHN READER/SPL

توضیح تصویر،الگوهای هندسی به قدمت بیش از ۷۵ هزار سال در جنوب آفریقا اولین شواهد از نقاشی است، اما معادل هنر بازنمایانه نیست

قدیمی‌ترین شواهد یک کار هنری در صخره‌های غار بلومبوس در جنوب آفریقا پیدا شده که قدمت آنها ۷۵ هزار تا ۱۰۰ هزار سال است. این‌ها شامل الگوهای هندسی است.

نقاشی تازه، در غار آهکی لینگ کارامپوانگ در منطقه ماروس-پانگ‌کِپ در سولاوسی جنوبی در زمره هنر بازنمایانه است، یعنی ارائه تصویری انتزاعی از جهان اطراف فرد یا گروهی که آن را خلق کرده‌اند.

در نتیجه به معنی تکاملی در فرآیند تفکر در گونه ما است که به ظهور هنر و علم منجر شد.

تا ده سال پیش، تنها شواهد هنر غار باستانی در جاهایی مثل اسپانیا و جنوب فرانسه قابل مشاهده بود که باعث این تصور در برخی شد که انفجار خلاقیت، و به تبع آن پیدایش دانش و هنری که امروزه می‌شناسیم، در اروپا آغاز شد.

اما کشف خطوط رنگی دست انسان در سولاوسی جنوبی در سال ۲۰۱۴ این دیدگاه را باطل کرد.

بعد در نوامبر ۲۰۱۸، در غار لوبانگ جرجی صالح در جزیره بورنئو اندونزی، دانشمندان قدیمی‌ترین اثر هنری بازنمایانه در آن زمان را پیدا کردند که تصور می‌شد بیش از ۴۰ هزار سال قدمت داشته باشد. این نقشی از یک حیوان ناشناخته بود.

پروفسور آدام بروم از دانشگاه گریفیت گفت که آخرین کشف از هنر غار در اندونزی، نقش مهم داستان‌سرایی در تاریخ هنر را روشن می‌کند.

«قابل توجه است که قدیمی‌ترین هنر غاری که تاکنون در سولاوسی پیدا کرده‌ایم شامل صحنه‌های قابل تشخیص است: یعنی نقاشی‌هایی که انسان‌ها و حیوانات را به گونه‌ای که با هم در تعامل هستند ترسیم می‌کند که می‌توانیم استنباط کنیم هنرمند قصد دارد نوعی روایت را بازگو کند.»

خطوط رنگی دست انسان در سولاوسی جنوبی در سال ۲۰۱۴ کشف شد

منبع تصویر،REMI MASSON/SPL

توضیح تصویر،خطوط رنگی دست انسان در سولاوسی جنوبی در سال ۲۰۱۴ کشف شد

+ نوشته شده توسط سیاوش در شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۶ و ساعت 0:29 |

تبدیل اتلاف حرارت صنعتی به آب آشامیدنی توسط محققان نروژی

کیم کریستیانسن به تازگی دکترای خود را از دانشگاه علم و فناوری نروژ در زمینه فناوری جدیدی دریافت کرده که می تواند بخشی از اتلاف حرارتی را به کار گیرد.

کیم کریستیانسن به تازگی دکترای خود را از دانشگاه علم و فناوری نروژ در زمینه فناوری جدیدی دریافت کرده که می تواند بخشی از اتلاف حرارتی را به کار گیرد.

محققان دانشگاه علم و فناوری نروژ، به تازگی روش جدیدی در فناوری را توسعه داده‌اند که با فراهم کردن امکان استفاده از حرارت‌های صنعتی که معمولاً به هدر می‌روند، آب پاکیزه تولید می‌کند.

حرارت صنعتی یکی از هدررفت‌های مهم در صنایع است و نقش بزرگی در مصرف انرژی جهانی دارد. بخش اعظم این حرارت پس از استفاده در فرآیندهای صنعتی، به اقیانوس‌ها یا مستقیماً به هوا وارد می‌شود. برآورد می‌شود که فقط در نروژ، این مقدار به ۲۰ تراوات ساعت حرارت هدر رفته هر سال می‌رسد، که تقریباً نصف میزان تقاضای انرژی خانوارها در نروژ است.

در کنار این حرارت، آبی که برای خنک کردن و سایر فرآیندهای صنعتی استفاده می‌شود نیز به علت آلودگی‌های فراوان، نگرانی‌های زیست‌محیطی بسیاری را به همراه دارد.

کیم کریستیانسن، محقق دکتری در بخش شیمیِ دانشگاه علم و فناوری نروژ، در بیانیه‌ای دربارهٔ نتایج این تحقیقات گفت: «اگر ما این آب ناخالص را از طریق منافذ کوچک در یک غشاء آب‌گریز تبخیر کنیم، آب متراکمی که از طرف دیگر بیرون می‌آید، قابل نوشیدن است.»

حرارت صنعتی یکی از هدررفت‌های مهم در صنایع است و نقش بزرگی در مصرف انرژی جهانی دارد

حرارت صنعتی یکی از هدررفت‌های مهم در صنایع است و نقش بزرگی در مصرف انرژی جهانی دارد

فناوری غشایی* یک روش پیشرفته برای جداسازی مواد است که در آن ساختارهای غشایی نازکی استفاده می‌شود که می‌توانند مولکول‌ها یا ذرات را بر اساس اندازه، شکل یا خواص دیگرشان جدا کنند.

این روش برای ناخالصی‌های جامد که با آب تبخیر نمی‌شوند نیز مناسب است و حتی می‌تواند در فرآیندهایی شیرین کردن آب دریا به کار بیاید.

با وجود اینکه دسترسی به آب پاک ممکن است در نروژ مسئله‌ای نباشد، این فناوری می‌تواند به کشورهای صنعتی دیگر کمک کند تا با چالش‌های تأمین آب در سراسر جهان روبرو شوند.

فناوری غشایی پیشتر نیز توسط محققان در سازمان تحقیقات علوم کاربردی هلند توسعه داده شود و محققان با ساخت دستگاهی به نام مِم‌پاور موفق شده بودند که به طور هم‌زمان، آب پاک و انرژی تولید کنند. آن پروژه به دلیل کمبود بودجه متوقف شده بود.

کریستیانسن معتقد است که صنایع باید از پتانسیل فناوری‌هایی مانند مِم‌پاور آگاه باشد و افزود: «کار زیادی به صورت بین‌المللی در هر دو زمینه دانشگاهی و صنعتی برای مقابله با این چالش‌ها لازم است تا بتوان این فناوری را تجاری‌سازی کرد.»

فناوری غشایی با وجود پتانسیل بالا، با چالش‌هایی از جمله عمر کوتاه غشاها در شرایط سخت صنعتی روبرو است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۱۵ و ساعت 18:42 |

چطور ایران «خانه شرکت ملی نفت» در لندن را از دست داد؟

ساختمان موسوم به «خانه شرکت ملی نفت ایران» در لندن در پلاک ۴ خیابان ویکتوریا

ساختمان موسوم به «خانه شرکت ملی نفت ایران» در لندن در پلاک ۴ خیابان ویکتوریا

در روزهای اخیر و در جریان تبلیغات انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری، موضوع قرارداد کرسنت بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و در حالی که علیرضا زاکانی و سعید جلیلی مدعی نادیده گرفتن منافع ایران در این قرارداد بودند، مصطفی پورمحمدی بر خسارت‌های ناشی از لغو قرارداد از سوی ایران تأکید کرد.

با این حال هیچ‌یک از این نامزدها اشاره نکردند که در ماه‌های اخیر، یکی از املاک شرکت ملی نفت ایران، به ارزش ۱۲۵ میلیون دلار، قرار است با حکم دادگاه به عنوان بخشی از خسارت شرکت کرسنت از محل لغو قرارداد، به این شرکت واگذار شود.

حکم دادگاه عالی بریتانیا در این زمینه در اواخر فروردین ماه صادر شده، و نتیجه محکومیت شرکت ملی نفت ایران به پرداخت ۲.۴ میلیون دلار به شرکت کرسنت در اواخر تابستان ۱۴۰۰ است.

ارزش تقریبی ساختمان متعلق به شرکت ملی نفت ایران در لندن در آن زمان ۱۰۰ میلیون پوند (۱۲۵ میلیون دلار) تخمین زده شده، اما آن طور که بخش حقوقی کرسنت می‌گوید شرکت ملی نفت ایران چند روز پیش از اجرایی شدن حکم واگذاری این ساختمان، مالکیت آن را به صندوق بازنشستگی ایران منتقل کرد.

اما در اواخر فروردین ماه، دادگاه عالی بریتانیا با رد استدلال شرکت ملی نفت برای واگذاری ساختمان به صندوق بازنشستگی، رأی به انتقال مالکیت به شرکت کرسنت داد.

یک ساختمان با ارزش در قلب لندن

ساختمان شرکت ملی نفت ایران در لندن، در خیابان ویکتوریا و مشرف به میدان پارلمان قرار دارد و با چشم‌اندازی خیره‌کننده از بیگ‌بن، به عنوان یکی از بهترین مکان‌های اداری در قلب لندن شناخته می‌شود.

علاوه بر بخش‌هایی از این مجموعه که در اختیار شرکت‌های تجاری قرار گرفته، بخش‌های از آن محل استقرار شرکت دولتی نفت ایران بوده، و بر اساس اسناد ثبت شرکت‌ها در بریتانیا، دست‌کم تا سال ۲۰۱۷ این محل به عنوان آدرس مکاتباتی امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران در لندن مورد اشاره قرار گرفته است.

همچنین اتاق بازرگانی ایران و بریتانیا در این ساختمان مستقر بوده، گرچه این اتاق از زمان بازگشت تحریم‌های آمریکا و به‌ویژه بی‌اثر شدن ابتکار اروپایی موسوم به اینستکس، فعالیت چندانی نداشته است.

آخرین مدیر منصوب شده این دفتر، محمد محمدی‌پور معاون پیشین امور بین‌الملل شرکت ملی نفت است که در بهمن ماه سال گذشته از کار برکنار شد. اسناد ثبت شرکت‌ها در بریتانیا نشان می‌دهد که محمدی‌پور در بهمن سال ۱۴۰۰ به عنوان مدیر امور بین‌الملل شرکت ملی نفت ایران در لندن منصوب شده اما مشخص نیست پس از برکناری از معاونت بین‌الملل شرکت ملی نفت، همچنان مسئولیت خود در لندن را به عهده دارد یا نه.

در سوابق ثبت‌شده از مسئولان این دفتر در سال‌های اخیر آدرس دیگری به عنوان آدرس مکاتباتی درج شده که در فاصله‌ای حدود ۱۰ دقیقه‌ای از این محل قرار دارد. با این حال در سایت معاونت امور بین‌الملل شرکت ملی نفت، آدرس دفتر این شرکت در لندن خیابان ویکتوریا ثبت شده و از عباس یلان به عنوان مدیر این دفتر یاد شده است.

نام عباس یلان در اطلاعات ثبت شرکت‌ها در بریتانیا هم دیده می‌شود که در فاصله اکتبر ۲۰۱۷ تا ژوئیه ۲۰۱۹ در نقش دبیر این دفتر فعالیت داشته است.

بخش کوچکی از یک غرامت بزرگ

تملک ساختمان شرکت ملی نفت در لندن، تنها بخش کوچکی از یک غرامت بزرگ را جبران می‌کند که کرسنت برای خسارت ناشی از لغو قرارداد طلب کرده است. این رقم تنها چهار درصد از غرامتی است که امارات تنها در بریتانیا به دنبال آن است.

با این حال ارزش این ساختمان در مقابل کل خسارتی که امارات در قبال لغو قرارداد از ایران مطالبه کرده ناچیز است.

اما اندکی پس از اعلام این حکم، کرسنت یک پیروزی دیگر هم در کسب غرامت از ایران ثبت کرد؛ در نیمه اردیبهشت امسال، دادگاهی در آمریکا ایران را به پرداخت ۲.۷۵ میلیارد دلار به شرکت کرسنت محکوم کرد.

این دو اما تنها پرونده‌های گشوده شده علیه ایران از سوی کرسنت نیستند و همزمان دادگاه‌های دیگری در سوئیس، هلند و امارات هم دعوای دیگری را علیه لغو یکجانبه قرارداد از سوی ایران بررسی می‌کنند.

در خرداد ۱۳۹۳، محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر وقت صنعت و تجارت ایران که زمانی در کابینه نخست محمود احمدی‌نژاد مدیرعامل شرکت فرآورده‌های نفتی بود، اعلام کرده بود که دادگاه لاهه در پرونده کرسنت ایران را به پرداخت جریمه‌ای ۱۸ میلیارد دلاری محکوم کرده است.

همزمان گزارش‌ها حاکی است که درخواست یک غرامت ۳۲ میلیارد دلاری هم موضوع یک پرونده حقوقی علیه ایران در «دیوان داور تجاری» در ژنو است.

چطور قرارداد ۲۵ ساله لغو شد؟

قرارداد موسوم به «کرسنت» در دولت دوم محمد خاتمی و دوران وزارت نفت بیژن زنگنه بین ایران و امارات امضا شد و بنا بر توافق شرکت ملی نفت ایران با شرکت کرسنت، قرار بود به مدت ۲۵ سال از سال ۱۳۸۴ و بعد از کشیدن خط لوله از میدان نفت سلمان در خلیج فارس، روزانه حدود ۱۴ تا ۱۵ میلیون متر مکعب گاز ترش به امیرنشین شارجه صادر شود.

این قرارداد در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی نژاد با ادعای «ارزان‌فروشی» بصورت یکجانبه فسخ شد و بعدها در سال ۱۳۸۷ در همین دولت، مذاکراتی با رهبری علی کردان وزیر کشور وقت با کرسنت پیرامون افزایش قیمت گاز و احیای توافق صادرات انجام شد، اما مقامات دولت احمدی‌نژاد بعداً اعلام کردند که علیرضا زاکانی نماینده وقت مجلس و سعید جلیلی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، با ادعای «پرداخت رشوه در جریان عقد قرارداد» مانع احیای آن شدند و نهایتاً امارات در سال ۱۳۸۸ علیه ایران به دیوان داوری بین‌المللی شکایت کرد.

میدان نفتی سلمان یک دهه پیش از انقلاب اسلامی و در دوران حکومت پهلوی راه‌اندازی شد. حدود یک سوم این میدان در آب‌های امارات و بقیه در آب‌های ایران است. هر دو کشور روزانه ۵۰ هزار بشکه نفت از سه لایه نفتی این میدان استخراج می‌کنند؛ اما نکته اینجاست که در بخش ایرانی روزانه بیش از ۱۰ میلیون متر مکعب گاز همراه با نفت نیز استخراج می‌شود که از زمان راه‌اندازی آن تاکنون ایران این گاز را به خاطر عدم سرمایه‌گذاری تجهیزات جمع‌آوری گازهای همراه، در همان مرحله استخراج در مشعل‌ها سوزانده و به هدر می‌دهد.

امارات قرار بود تجهیزات جمع‌آوری گاز همراه در بخش ایرانی میدان سلمان نصب می‌کرد و این گاز را دریافت می‌کرد.

این میدان همچنین یک لایه گازی نیز دارد که بخش اماراتی آن دهه‌ها پیش و بخش ایرانی آن حدود یک دهه پیش راه‌اندازی شد، و در مجموع قرار بود ایران روزانه ۱۴ تا ۱۵ میلیون متر مکعب گاز همراه نفت و گاز تولیدی از لایه گازی این میدان را به کرسنت تحویل دهد.

به غیر از جریمه سنگین جمهوری اسلامی توسط دیوان داوری بین‌المللی، از سال ۱۳۸۴ که قرار بود امارات گاز میدان سلمان را تحویل بگیرد، حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب گاز همراه در این میدان در مشعل‌ها سوخته و تلف شده است. ارزش این حجم از گاز در بازارهای منطقه‌ای با قیمت‌های کنونی بیش از ۲۵ میلیارد دلار است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۴/۱۵ و ساعت 18:36 |

کشف فسیلی ۲۸۰ میلیون ساله که نشان می‌دهد شکارچی‌های غول‌پیکری قبل از دایناسورها وجود داشته‌اند

فسیل سمندر یافت‌شده

دانشمندان فسیلی از یک گونه سمندر بزرگ با نیش‌های تیز را کشف کرده‌اند که می‌گویند قبل از نخستین دایناسورها در زمین وجود داشته‌اند.

به گفته محققان، این شکارچی که طولی بلندتر از قد یک انسان دارد، احتمالاً از سر پهن و صاف و دندان‌های جلویی خود برای خرد کردن و بلعیدن طعمه‌هایش استفاده می‌کرده است.

مایکل کوتس، زیست‌شناس در دانشگاه شیکاگو، در خصوص دندان‌های نیش این سمندر گفت: «این دندان‌ها مانند یک منگنه عمل می‌کرده‌اند.»

کلودیا مارسیکانو، محقق در دانشگاه بوئنوس آیرس آرژانتین و یکی از نویسندگان مقاله، درباره این خزنده می‌گوید: «این سمندر احتمالاً مانند یک تمساح شکار می‌کرده و در کمین می‌مانده تا طعمه از نزدیکی‌اش عبور کند. او یک جانور آبزی با بدنی بسیار کشیده بود که احتمالاً مانند مارماهی شنا می‌کرد و احتمالا حرکت در خشکی برایش بسیار دشوار بوده است.»

دیرینه‌شناسان برآورد می‌کنند که طول این حیوان ۲.۵ متر و جمجمه‌اش ۶۰ سانتی‌متر عرض داشته است، امری که آن را به بزرگ‌ترین سمندر در نوع خود تبدیل می‌کند.

کشف بقایای سمندر

کشف بقایای سمندرعکس: آسوشیتد پرس

چهار قطعه از این موجود فسیلی، که به یاد جنیفر کلاک دیرینه‌شناس فقید «گای-اس» (Gai-As) نامیده شده، اولین بار در سال ۲۰۱۵ در نامیبیا کشف شد.

به گفته دانشمندان، این موجود متعلق به یک گروه باستانی از مهره‌داران چهار پا بوده و ۴۰ میلیون سال قبل از تکامل دایناسورها وجود داشته است.

محققان مدت‌هاست که چنین شکارچیان باستانی‌ای را برای کشف منشأ چهارپایان مورد بررسی قرار داده‌اند. آنان تصور می‌کنند حیوانات چهارپایی که به جای باله‌ها با سرپنجه‌های خود به خشکی آمده‌اند بعدتر به گونه‌های مختلف دوزیستان، پرندگان و پستانداران از جمله انسان تبدیل شده‌اند.

بیشتر فسیل‌های چهارپایان اولیه از باتلاق‌های زغال‌سنگ ماقبل تاریخ در امتداد خط استوا در آمریکای شمالی و اروپای کنونی می‌آیند. اما این آخرین بقایای سمندر، که قدمت آن به حدود ۲۸۰ میلیون سال پیش بازمی‌گردد، در نامیبیای امروزی پیدا شده است.

زمین‌شناسان می‌گویند این منطقه در آن زمان پوشیده از برف و یخچال بوده است.

تصویر فرضی از سمندر

تصویر فرضی از سمندر عکس: آسوشیتد پرس

به گفته دانشمندان، کشف این سمندر بدان معناست که چهارپایان ممکن است زودتر از آنچه آن‌ها پیش از این تصور می‌کردند در آب و هوای سردتر رشد کرده باشند. امری که سؤالات بیشتری در مورد چگونگی تسلط آن‌ها بر زمین و زمان این پدیده ایجاد می‌کند.

دکتر مارسیکانو در این باره گفت: «داستان نخستین شکل‌گیری اولین چهارپایان بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که ما فکر می‌کردیم.»

مطالعات جدید دانشمندان در نشریه علمی «نیچر» منتشر شده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۴ و ساعت 21:45 |