دیالکتیک و شالودهشکنی در اقتصاد سیاسی (6)
نویسنده:رابرت آلبریتون
ترجمه: فروغ اسدپور
استراتژی
استراتژیهای کارآمد را نمیتوان از دل نظریهها استنتاج کرد اما نظریهها میتوانند آنها را بهواسطهی دانشی که در اختیار کنشگران اجتماعی میگذارند سمتوسو دهند. چگونگی بسیج مردم و نائل شدن به دستاوردهای کوچک حتی با وجود امکان زیانهای بزرگ یا شاید چگونگی یادگیری از زیانهای بزرگ بهمنظور شروع بسیجهای ضروری برای دستاوردهای باز هم بزرگتر در آینده از جملهی این کمکهاست. در هر صورت استراتژی جدیترین موضوع ترکیبی است که از بههم پیوستن نظریه و کنش اجتماعی کسب میشود و البته بهطور مجرد چیز زیادی نمیتوان در اینباره گفت. و بههمین دلیل هم توضیحات من کوتاهند.
در دراز مدت ساختن کنفدراسیونی حقیقتاً دموکراتیک با سازماندهی و راهبری مناسب در سطح بینالمللی که جنبشهای تودهای را پوشش بدهد موضوعی است که از ضرورت عاجلی برخوردار است. استفاده از تکنولوژیهای جدید مثل اینترنت و روابط فرد با فرد میتواند خیلی به نحو بسیار زیادی به این امر کمک برساند. برای بنای میزان و درجهای از وحدت به برخی از اصول مجرد مثل دموکراسی، برابری و پایداری ]زیستمحیطی[نیاز داریم. دموکراسی اصل خوبی است زیرا میتواند دربرگیرندهی بسیار چیزها باشد: از مجردترین حقوق پایهای تا کنترل دموکراتیک زندگی اقتصادی (یعنی سوسیالیسم). در کشورهای متفاوت تقاضاها متفاوت خواهند بود اما دموکراسی به این معنا تقاضای همگانی در همهی کشورها است. آنچه که بهعنوان یک اصل بسیار کلی و مبهم راهنما پیش گذارده میشود احتمالاً در خلال پیشروی بینالمللی بهسوی یک برنامهی منسجم محقق خواهد شد. کسی نمیتواند حدس بزند که این پیشروی چهقدر زمان نیاز دارد و چه مراحلی باید پشت سر گذارده شود . اما در این نقطه از زمان گامهایی حتی کوچک بهسمت همبستگی بینالملی از نوع جنبش تسخیر وال استریت باید کمک دریافت کنند. بسیاری از آغازهای کوچک میتوانند در زمانی دیگر جنبشهای قدرتمندی بیافرینند که همانا در تودههای مردم دارای ریشههای جدی داشته باشند.
درک خصلت ارتجاعی دولت - ملت بسیار بااهمیت است. اگر چپ موفق به بسیج یک جنبش نیرومند بینالمللی نشود در این صورت سیاستهای افراطی فاشیستی و بنیادگرایی در سطح دولت- ملتها رشد خواهند کرد زیرا که هر گروه ملی در پی یافتن دیوار کوتاهی برای آوار کردن بدبختیهای خود به روی آن است. ترجیح من مشاهدهی تغییر قدرت از سمت دولت - ملت به سمت سطوح جهانی، منطقهای و محلی است به گونهای که دولت- ملت تنها به مثابه یک سطح از دیگر سطوح حکومتی و نه اصلیترین آنها مطرح باشد. چنین وضعی میتواند با جهانی فاقد مرزهای سخت و عبورناپذیر یا دستکم همراه با مرزهای میانتهی و توخالی همراه باشد. درصد درآمد عمومی که دولتها برای امور نظامی صرف میکنند بسیار تکاندهنده است. مثلاً ارتش آمریکا بزرگترین و یگانه مصرفکنندهی نفت است. هدف ما باید جهان خلع سلاح شده بدون ارتشهای دایمی و یا دستگاههای نظامی باشد. نیروی پلیس باید در سطح جهانی به حداقل کاهش یابد، بدون فقر و زندگیهای محتوم به مرگ که بسیاری را به سوی بزهکاری و جرم میراند.
از هنگام انتشار این کتاب در سال 1999 تعداد و شدت شورش و خیزش در سراسر جهان افزایش یافته و خصلت ضد سرمایهداری آنها نیز بیشتر شده است زیرا که به گونهای فزاینده روشن میشود که سرمایهداری قادر به برخورد مؤثر با هیچیک از بحرانهای موجود نیست. خواست دمکراسی، برابری، عدالت و پایداری همراه با شورش مردم در سراسر جهان در حال گسترش است. ما هنوز در مراحل اولیهی رشد و پیشرفت بسیج مردمی هستیم و باید به سمت ایجاد و خلق یک جنبش ناهمگون بینالمللی همراه با سازمانی دموکراتیک و نیرومند و دارای رهبری و نیز توافق بر سر اصول اولیه برای هدایت تغییرات لازم حرکت کنیم. آنچه که برای من روشن است ناممکن بودن مواجههی موفقیتآمیز سرمایهداری با هر یک از این بحرانهای دایمی است که به ما رو کرده است. بحرانهای جنگ، سلامتی انسان، سلامتی محیط زیست، سوء تغذیه، دموکراسی، امور مالی، بیکاری جوانان، نابرابری، همهی اینها و مشکلات باز هم بسیار بیشتری که داریم همگی با نظام اقتصادی/ سیاسی موجود در ارتباطند. وضعیت به گونهای است که بهرغم تلاش سرمایهدارها برای مقابله با یک مسئله همه چیز دیگر بدتر میشود و در نتیجه حتی تلاشهای انجام شده برای مواجهه با همان مسئلهی معین را هم بیمعنا میکنند. امید در چپی شکیبا است چپی که شکیبایی ساختن یک جنبش واقعاً بینالمللی را دارد و وقتی دستاوردهای بزرگ غیر ممکن جلوه میکنند آمادهی کسب دستاوردهای کوچک و همزمان همین که تغییرات بزرگ ممکن میشوند آمادهی تسخیر لحظههای سرنوشتساز.
دسامبر 2011
رابرت آلبریتون، استاد بازنشسته دانشگاه یورک، کانادا
پایان
