اعتراضات پرستاران؛ شعله‌ور شدن آتشی کهنه در زیر خاکستر

الینا فرهادی

اعتراضات گسترده پرستاران آتش زیر خاکستری است که انگار با روی کار آمدن مسعود پزشکیان شعله‌ور شده است. به گفته کارشناسان حکومت یک بار برای همیشه باید برای حل مشکلات پرستاران چاره‌ای بیندیشد. یادداشتی از الینا فرهادی.

«اعتراضات گسترده پرستاران. اعتراضاتی که در طول ۱۰۰ سال تاریخ پرستاری مدرن کشور برای اولین بار به‌شکل "دست از کار کشیدن" در حال رخ دادن است.»

اینها جملاتی است که محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار همزمان با "تجمعات پرستاران در بیش از ۵۰ بیمارستان" در شهرهای مختلف ایران به زبان آورده است؛ اعتراضاتی که از استان البرز و کرج آغاز شد و حالا به شهرهای شیراز، کهگیلویه و بویراحمد، خراسان رضوی، رشت و بسیاری از شهرهای دیگر رسیده است.

معترضان خواستار دریافت مطالباتشان از جمله "اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری، رفع تبعیض در پرداخت کارانه‌ها، حل معضل اضافه‌کاری اجباری و رفع کمبود نیروی انسانی و شرایط سخت کاری" هستند.

به گفته کارشناسان حوزه بهداشت و درمان، تجمع پرستاران در طی هفته‌های اخیر ظاهرا با تغییر دولت و در اختیار گرفتن سکان ریاست آن از سوی مسعود پزشکیان که خود نیز یک پزشک است، از "آتش زیر خاکستر" خارج شده و دیگر وقت آنست که نهادهای حکومتی به جای برخوردهای تهدیدآمیز با پرستاران معترض، چاره‌ای منطقی برای خاموش کردن آن بیابند.

سالانه بیش از ۳ هزار پرستار از کشور مهاجرت می‌کنند

کارشناسان می‌گویند سطح آموزش پرستاری در ایران آنقدر بالاست که بسیاری از پرستاران کشورهای دیگر توانمندی و صلاحیت حرفه‌ای پرستاران ایرانی را ندارند. با این حال دانشجویان رشته پرستاری در همان دوران تحصیل خود و یا حتی به محض فارغ‌التحصیلی تصمیم قاطع به مهاجرت می‌گیرند. از همین روست که با وجود حجم زیاد فارغ‌التحصیلان رشته پرستاری،‌ بیمارستان‌ها و مراکز درمانی همچنان دچار کمبود نیروی پرستار هستند. این کمبود باعث شده که در هر بیمارستان چند بخش تعطیل و یا نیمه تعطیل باشد.

به گفته محمد علوی، فعال صنفی حوزه پرستاران، کشورهای حاشیه خلیج فارس نیروی پرستار خود را از ایران تأمین می‌کنند.

این فعال حقوق پرستاران معتقد است: «حقوق یک پرستار در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از جمله عمان شش برابر حقوق یک پرستار فعال در ایران است.»

دبیر کل خانه پرستار نیز با تایید این امر گفته که "سالانه بیش از ۳ هزار پرستار از کشور مهاجرت می‌کنند" اما وزارت بهداشت حتی اندازه همین آمار به کادر درمان اضافه نمی‌کند.

یک متخصص پزشکی اجتماعی در گفتگو با دویچه وله فارسی در این باره توضیح می‌دهد: «در حال حاضر به ازای هر تخت بیمارستانی ۲ و نیم پرستار فعال مورد نیاز است. اما بر اساس آمارهای سال ۱۴۰۲، در حال حاضر ۱ و هشت صدم پرستار به ازای هر تخت وجود دارد. وقتی تعداد پرستار نسبت به تخت کم است،‌ کیفیت خدمت پایین می‌آید گرچه حجم آن تغییری نمی‌کند و این یعنی فرسودگی هرچه بیشتر کادر پرستاری.»

تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری، قانونی در حد حرف

اجرای قانون تعرفه خدمات پرستاری اگرچه سال ۱۳۸۶ در مجلس تصویب شد اما در بسیاری از مراکز درمانی کشور هنوز یا اجرایی نشده و یا به شکل ناقص به اجرا در آمده است.

پرستار یکی از بیمارستان‌های شرق تهران که نخواست نامش فاش شود، در گفتگو با دویچه وله فارسی ضمن گلایه از تعویق در پرداخت کارانه پرستاران و دریافت دستمزدهای بسیار پایین می‌گوید: «متاسفانه در کنار عدم اجرای قانون تعرفه گذاری، پزشک سالاری نیز باعث شده که بسیاری از خدماتی که از نظر قانونی پزشک موظف به انجام آنهاست، از جمله گرفتن خون شریانی، تریاژ، نوار قلب و مغز و ... را پرستار انجام دهد ولی دستمزد آن به جیب متخصص اورژانس و دیگر پزشکان برود.»

به گفته این پرستار، دریافتی‌های پزشکان "چند ده برابر" سایر گروه‌های شغلی است. یک پرستار در ماه حداکثر ۵ میلیون تومان کارانه می‌گیرد در حالی که این میزان دریافتی در میان پزشکان چند صد میلیون تومان است.

او تاکید می‌کند: «تا زمانی که یک بیمارستان نیروهای داخلی خود را نتواند راضی نگه دارد، به طور قطع استاندارد عملکردش در مقابل بیماران نیز کاهش می‌یابد و در نهایت این دود به چشم بیمار می‌رود.»

خشم حاکم بر جامعه، فشاری مضاعف بر روی پرستاران

در کنار عدم وجود عدالت در پرداخت دستمزد واقعی به پرستاران، در خطر بودن جان این افراد از سوی همراهان بیماران نیز معضل پیچیده دیگری است.

به گفته یکی از پرستاران بیمارستان نمازی شیراز، پرستاران اورژانس و فوریت‌ها که در خط مقدم برخورد با بیماران بد حال هستند، معضلات بسیار بیشتری نسبت به پرستاران سایر بخش‌های یک بیمارستان دارند چون در ارتباط مستقیم با همراهان بیمارانند. همراهان بیمار بعضا با استرس بسیار شدید دست و پنجه نرم می‌کنند و تمام خشم ناشی از مشکلات کنونی جامعه از جمله فشارهای اقتصادی را به بیمارستان می‌آورند. در این میان اگر اتفاقی برای بیمارشان بیفتد و یا تاخیری در ارائه خدمات به او صورت گیرد، این پرستار است که با برخوردهای بسیار تند و زننده و حتی فیزیکی از سوی همراهان بیماران مواجه می‌شود.

او ادامه می‌دهد: «پرستار در واقع دم دست‌ترین فرد برای قرار گرفتن در معرض توهین‌ها و تحقیرها چه از سوی روسای بیمارستان‌ها، مترون‌ها، پزشکان و همراهان بیماران هستند. پرستار شیفت صبح بیمارستان نمازی شیراز کارش با خدمات‌دهی به دست‌ کم ۲۳ بیمار با شرایط پیچیده آغاز می‌شود در حالی که هیچ محیط امنی، هیچ نگهبان و ماموری برای محافظت از جان او در برابر خشم همراهان بیماران وجود ندارد.»

خودکشی، انتخابی برای پرستارانی که امکان مهاجرت ندارند

دبیرکل خانه پرستار ایران چندی پیش در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد به "مرگ سه پرستار در ماه اردیبهشت ۱۴۰۳ در اثر کار زیاد"، اشاره کرده بود.

محمد شریفی مقدم علت مرگ این سه پرستار را "سندروم کاروشی" عنوان کرده بود که مرگ بر اثر کار زیاد است.

در فروردین ماه نیز رسانه‌های ایران خبر خودکشی یک پرستار به نام "ساسان" در کرمانشاه را منتشر کرده بودند. بنا بر گزارش‌ها، او تا چند ماه پیش از مرگش در بخش مسمومیت بیمارستان خمینی کرمانشاه کار می‌کرده و دوستان و همکارانش گفته‌اند که بعد از عدم تمدید قراردادش به دلیل فشارهای روحی به زندگی خود پایان داد.

به گفته پرستار بیمارستان نمازی شیراز، اضافه کاری‌های اجباری و تحمیلی بعضا بالای ۱۲۰ ساعت کار اضافی در کنار کار موظفی ۱۸۰ ساعته در ماه، یک پرستار را تبدیل به یک فرد خموده و فرسوده می‌کند. چون می‌داند که با دریافت ۲۰ هزار تومان به ازای هر ساعت اضافه کاری حتی نمی‌تواند کرایه تاکسی‌اش را تامین کند. کسی هم که نخواهد اضافه کار کند، یا تهدید به اخراج می‌شود و یا به هیات تخلفات فرستاده می‌شود.

این پرستار با اشاره به این که در چنین شرایطی بسیاری از پرستاران به خصوص زنان خانه نشینی را به ادامه کار ترجیح می‌دهند و یا در بدترین شرایط و در اوج ناامیدی اقدام به خودکشی می‌کنند، می‌افزاید: «آمار خودکشی در میان این قشر بسیار بالاست ولی بسیاری از خودکشی‌های پرستاران متاسفانه به دلایل دیگری از جمله حمله قلبی نسبت داده می‌شود. از سوی دیگر اجازه یک پژوهش جامع در مورد وضعیت خودکشی در میان پرستاران نیز داده نمی‌شود.»

تورم در ایران، به مشکلات حوزه سلامت دامن زده است

به گفته کارشناسان حوزه سلامت یکی از ریشه‌های اصلی مشکلات کادر پزشکی در ایران و بخصوص پرستاران، وجود "تورم بالا در ایران" است. در حال حاضر سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی کشور بسیار محدود است و گرچه ۷۰ درصد از این سهم به بیمارستان‌های دانشگاهی و دولتی اختصاص یافته، ولی پاسخگوی نیازهای پرستاران نیست و همین امر اعتراضات آنها در روزهای اخیر را شعله‌ور کرده است.

قانون ارتقای بهره‌وری نیز از معضلاتی است که به این موضوع دامن زده است. به گفته کارشناسان مزایای این قانون به هیچ‌وجه جبران کننده مشکلات مالی پرستاران با وجود تورم موجود در ایران نیست زیرا حق کار به این قشر در بخش خصوصی را نمی‌دهد. همین امر باعث شده پرستاران یا به فکر خودکشی باشند، یا خانه نشین شوند، یا به مشاغل آزاد روی بیاورند و یا در بهترین حالت کشور خود را به امید فردایی بهتر ترک کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۳۱ و ساعت 23:42 |

آیا سرنوشت انسان تحت تاثیر رخدادهای آسمانی است؟

عرفان کسرایی

عبور منظومه شمسی از میان ابرهای متراکم‌ بین‌ستاره‌ای و حتی انفجارهای ابرنواختری ممکن است به پیدایش انسان روی زمین مرتبط باشند. یادداشتی از عرفان کسرایی، پژوهشگر دکتری روش‌شناسی ریاضی در کیهان‌شناسی در دانشگاه بن آلمان.

صحبت از تاثیر رخدادهای آسمانی بر سرنوشت انسان روی زمین ممکن است در نگاه اول شبیه به باورهای خرافی طالع‌بینی و نظایر آن به نظر برسد. اما واقعیت این است که اجرام آسمانی به شیوه‌های مختلف و به درجات گوناگون در نحوه زیست ما انسان‌ها در زمین اثر می‌گذارند.

ساده‌ترین مثال آن اثر نیروی گرانش ماه بر جزر و مد آب‌های زمین است و یا فوران‌های خورشیدی که می‌توانند نه تنها بر اقلیم زمین بلکه بر ارتباطات، شبکه برق و مخابرات و اینترنت ما تاثیر بگذارند.

یک مدل‌سازی از نیروی گرانش ماه نشان می‌دهد که چه بسا حتی غرق شدن کشتی تایتانیک نیز در نهایت به تاثیر ماه مرتبط بوده است.

بر اساس این سناریو، حدود سه ماه و نیم پیش از آنکه کشتی تایتانیک از ساو‌ت‌همپتون انگلستان عازم سفری بی‌بازگشت شود، نیروی کشندی ماه در بهار ۱۹۱۲ تعداد کوه‌های یخ در مسیر کشتیرانی شمال اقیانوس اطلس را به شکلی غیرعادی افزایش داده بود و در اثر همین نیروهای کشندی بوده که کوه‌های یخ عظیمی به صورت کاملا تصادفی بر سر راه کشتی تایتانیک ظاهر شدند.

بر این اساس، چه بسا اگر این اثرات کشندی وجود نداشتند، کوه یخِ عامل فاجعه هرگز در مسیر تایتانیک قرار نمی‌‌گرفت و در ساحل نیوفاندلند یا لابرادور به گل می‌نشست و در آن‌جا باقی می‌ماند تا آب شود.

اما هدف این یادداشت، فراتر از تاثیرات خورشید و ماه است. به عبارت دیگر، بحث بر سر این است که آیا ممکن است رخدادهایی در دورست‌های گیتی وجود داشته باشند که بر سرنوشت حیات روی زمین و یا تکامل انسان اثر بگذارند؟

پاسخ به این پرسش در کمال ناباوری، احتمالا مثبت است. برخی از مطالعات کیهان‌شناسان نشان می‌دهند که مواجهه منظومه شمسی ما با ابرهای متراکم یا پراکنده بین‌ستاره‌ای در مسیر حرکت خود در کهکشان‌ راه شیری ممکن است بر اقلیم زمین اثر گذاشته باشد.

حتی برخی از مدل‌سازی‌های کیهان‌شناسی حاکی از آن هستند که منظومه شمسی ما احتمالا دو یا سه میلیون سال پیش، از یکی از این ابرهای سرد و متراکم میان‌ستاره‌ای عبور کرده و این پدیده، شیمی جو زمین را تغییر داده و بر اقلیم زمین اثر گذاشته است.

افزون بر این مطالعات دیگری نیز وجود دارند که نشان می‌دهند حتی انفجارهای ابرنواختری نیز ممکن است روند تکامل زیستی انسان را تحت‌ تاثیر قرار داده و در نهایت منجر به دوپا شدن ما شده باشند.

تاثیر انفجارهای ابرنواختری دوردست بر سرنوشت بشر

اگر اخبار نجوم و کیهان‌‌شناسی را دنبال کرده‌ باشید احتمالا چیزهایی درباره انفجار قریب‌الوقوع نواختر "تی کورونا بوریالیس" (T CrB) شنیده‌اید.

سامانه دوتایی کورونا بوریالیس (تاج شمالی) در کهکشان راه شیری و در فاصله حدود ۳۰۰۰ سال نوری از ما، شامل یک کوتوله سفید و یک غول سرخ است که تقریبا هر ۸۰ سال یک بار فوران می‌کند.

محاسبات دانشمندان نشان می‌دهد که اینک به زمان وقوع این انفجار تکرارشونده نواختری بسیار نزدیک شده‌ایم و این رویداد نادر کیهانی به زودی و تا پیش از ماه سپتامبر ۲۰۲۴ اتفاق خواهد افتاد.

به عبارت دیگر، احتمالا در زمان انتشار این مطلب یا تنها با اختلاف چند روز و چند هفته پس از آن، ستاره‌‌ای کم‌نور در آسمان ظاهر خواهد شد که می‌توان حتی بدون تجهیزات رصدی خاص و تلسکوپ‌های حرفه‌ای نیز آن را مشاهده کرد.

این فوران که آخرین بار در سال ۱۹۴۶ یعنی یک سال پس از پایان جنگ جهانی دوم مشاهده شده بود، رخدادی کیهانی است که در زمان حیات هر انسان تنها یک بار ممکن است رخ دهد.

اگرچه محل وقوع این انفجار تکرارشونده نواختری در فاصله ۳۰۰۰ سال نوری از ما، دورتر از آن است که بتواند اثر مشخصی بر روی ما و زندگی ما در منظومه شمسی بگذارد. اما منظومه شمسی در تاریخ چند میلیاردساله خود حوادث بسیاری را تجربه کرده است.

از جمله این وقایع پرآشوب کیهانی می‌توان به انفجارهای ابرنواختری اشاره کرد که به گمان دانشمندان در ۳ میلیون سال پیش و ۷ میلیون سال پیش رخ داده‌اند.

بر اساس یک پژوهش کیهان‌شناسان دانشگاه ایلینوی در سال ۲۰۲۰، اتم‌های رادیواکتیو آهن-۶۰ رسوبات عمیق اقیانوس‌ها و رسوبات سطح ماه نشان می‌دهند که زمین در تاریخ خود در معرض دو انفجار ابرنواختری پلیوسن و میوسن قرار گرفته است.

اولین مورد در حدود ۳ میلیون سال پیش، ابرنواختر پلیوسن در فاصله تقریبی بین ۶۵ تا ۴۵۷ سال نوری از ما بوده و دومین مورد نیز ابرنواختر میوسن در حدود ۷ میلیون سال پیش بوده که در فاصله ۳۵۹ سال نوری از سیاره ما واقع شده بود.

این فواصل طبیعتا در نگاه اول، به مراتب دورتر از آن به نظر می‌رسند که بتوانند بر روی زمین و اقلیم و حیات آن اثر بگذارند اما دانشمندان می‌گویند اگر یک ابرنواختر در فاصله‌ای بیش از اندازه نزدیک به زمین یا سیاره‌ای مشابه آن منفجر شود، ممکن است پیامدهای مخربی برای حیات داشته باشد.

انفجار ابرنواختری در ساده‌ترین حالت ممکن می‌تواند سبب ایجاد تابش‌های پرانرژی گاما شود که این امر، تا ماه‌ها بعد جو زمین را در معرض این پرتوها قرار خواهد داد.

این پرتوهای گاما در عین حال می‌توانند لایه اوزون در جو فوقانی را به شدت کاهش دهند و زمین را در برابر پرتوهای فرابنفش خورشید که برای اغلب گونه‌های حیات زیان‌آور است، بی‌دفاع کند.

برخی از تحقیقات کیهان‌شناسان نشان می‌دهد که ابرنواخترهای نزدیک به زمین، به روشی غیرمستقیم بر تکامل دوپایان اولیه تاثیر گذاشته‌‌اند.

بر اساس برخی از مطالعات، در زمانی بین ۲ تا ۸ میلیون سال گذشته، انرژی کیهانی عظیمی از ابرنواخترهای نزدیک به زمین به سیاره ما رسید و سبب شد که جو زمین، یونیزاسیون شدیدی را تجربه کند. این موضوع در نهایت سبب افزایش توالی رعد و برق‌ها و نیز آتش‌سوزی‌های گسترده شد.

این آتش‌سوزی‌ها ممکن است جنگل‌ها را به علفزار تبدیل کرده و سبب شده باشند که نیاکان چند میلیون‌ سال پیش ما، برای حرکت در این محیط باز علفزار، از درخت‌‌ها پایین بیایند و به تدریج به راه رفتن بر روی دو پا عادت کنند.

این همان نقطه عطفی است که به گمان زیست‌شناسان تکاملی، ممکن است سهم مهمی در تکامل انسان ایفا کرده باشد.

انفجار ابرنواختری چیست؟

ستارگان پرجرم گیتی برای کیهان‌شناسان سوژه‌های جذاب و حیرت‌برانگیزی به شمار می‌روند. به بیان ساده، وقتی که یک ستاره به پایان عمر خود نزدیک می‌شود، عناصر تشکیل دهنده‌ آن به نوبت می‌سوزند.

دم‌دست‌ترین عنصر برای سوختن در این کوره کیهانی، هیدروژن است و پس از تمام شدن آن، هلیوم و به تدریج عناصر دیگر و در پایان نوبت به آهن می‌رسد.

سوختن آهن برخلاف عناصر دیگر، مستلزم صرف مقدار زیادی انرژی است و آن انرژی‌ که پیش از آن برای پایداری کلی سیستم و غلبه‌ بر نیروی گرانش صرف شده بود باید در این مرحله صرف سوختن آهن ‌شود. این فرایند سبب می‌شود که که هسته‌ ستاره منقبض ‌شود و دمای آن بالا برود.

به همان میزان که دما بالاتر می‌رود، آهن نیز سریع‌تر می‌سوزد. این فرایند در ادامه تا جایی پیش می‌رود که هسته‌ ستاره دچار فروپاشی می‌شود و ستاره‌ای عظیم، در کسری از ثانیه به اندازه زمین کوچک می‌شود.

این همان مرحله‌ای است که در جریان آن، چگالی هسته به قدری بالا می‌رود که تبهگنی الکترون‌ها رخ می‌دهد و به دلیل چگالی زیاد، الکترون‌ها و پروتون‌ها با یکدیگر برخورد کرده و مقدار زیادی نوترون و نوترینو تولید می‌شود.

از این رو در ادامه این فرایند، یک انفجار ابرنواختری رخ می‌دهد و سرنوشت ستاره، بسته به جرم اولیه آن، به یک ستاره‌ نوترونی یا به یک سیاهچاله ختم می‌شود.

کیهان‌شناسان می‌گویند در حال حاضر ابرنواختری که بتواند یک گزینه تهدیدآمیز برای حیات ما باشد شناخته نشده است. زمان انفجار ستاره ابرغول سرخ اِبط الجوزا (Betelgeuse) در صورت فلکی جبار و در فاصله حدود ۶۵۰ سال نوری که پیش از این تصور می‌شد در آستانه انفجاری ابرنواختری است، هنوز مشخص نیست.

این عدم قطعیت در تعیین زمان انفجار، به حدی است که دانشمندان احتمال می‌دهند انفجار این ستاره ممکن است در زمانی بین همین حالا تا ۱۰۰ هزار سال آینده صورت بگیرد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ و ساعت 21:53 |

به موازات گسترش فقر، جمعیت ایران از ۹۱ میلیون گذشت

جمعیت ایران از ۹۱ میلیون نفر گذشته است. سیاست فشار برای فرزند‌آوری بیشتر از سوی خامنه‌ای و شمار بالای مهاجران می‌تواند علت افزایش جمعیت باشد.

به گزارش روزنامه شرق، براساس آمار منتشر شده در "‌ورلدومترز" جمعیت ایران از ۹۱ میلیون نفر گذشته است. این سایت جمعیت کشورهای جهان را بر اساس آمار ارائه‌ شده، به‌طور مستقیم به‌روز می‌کند و از منابع مرجع به شمار می‌رود. به عبارتی براساس آخرین داده‌های سازمان ملل متحد جمعیت ایران تا روز دوشنبه ۲۸ مرداد سال جاری ۹۱ میلیون و ۶۸۱ هزار و ۳۱۵ نفر بوده است.

به گفته کارشناسان ادامه این روند در شرایط تورم، گرانی مسکن، کمبود نگران‌کننده منابع آبی، قطعی برق، نبود امکانات آموزشی و درمانی، نگران کننده است.

همچنین آمار دقیقی از مهاجران، از جمله افغان‌ها که بزرگ‌ترین گروه مهاجر را در ایران تشکیل می‌دهند، وجود ندارد. در گزارش‌ها جمعیت افغان‌ها در ایران بین هشت تا ۱۰ میلیون نفر و در برخی آمار حتی تا ۱۵ میلیون برآورد شده‌ است.

رشد جمعیت به موازات پایین رفتن نرخ باروری

مرکز آمار ایران دو سال پیش تخمین زده بود که ایران در سال ۱۴۱۵ به جمعیت ۹۱ میلیون نفر می‌رسد، اما این کشور ۱۲ سال زودتر به این جمعیت رسیده است. بخشی از رشد سریع جمعیت می‌تواند نتیجه سیاست فشار بر شهروندان برای فرزند‌آوری، ممنوعیت وسایل جلوگیری از بارداری و قوانین به شدت سخت‌گیرانه علیه سقط جنین باشد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی تاکید کرده است که جمعیت کشور باید به ۱۲۰ میلیون نفر برسد. خامنه‌ای سال ۱۴۰۱ تلاش برای "افزایش نسل و جوان شدن نیروی انسانی" را یکی از ضروری‌ترین "فرائض" مسئولان و مردم نامید.

او در پیامی کە اردیبهشت همان سال در نخستین نشست ستاد ملی جمعیت، توسط رئیس این ستاد خوانده شد، از "فعالان حوزه جمعیت" تشکر کرد و از مسئولان خواست در کنار تدابیر قانونی، به فرهنگ‌سازی در فضای عمومی و نظام بهداشتی اهمیت دهند.

علیرغم همه سختگیری‌هایی که حتی از سال‌ها پیش شروع شده، نرخ رشد جمعیت ایران از ۱/۱۲ درصد در سال ۹۷ به ۰/۷۷ در سال ۱۴۰۰ رسید و پیش‌بینی می‌شود این نرخ در سال ۱۴۱۵ به ۰/۳۶ درصد برسد که "کمترین میزان رشد در ۴۴ سال گذشته خواهد بود". گزارش شرق می‌گوید علیرغم این همه "به نظر می‌رسد در روندی عجیب"، ناگهان جمعیت ایران افزایش یافته است.

سایت‌های آماری جهان نیز پیش‌بینی کرده بودند ایران در سال ۲۰۲۹ یعنی پنج سال دیگر به جمعیت ۹۱میلیون ‌و ۸۷۰ هزار نفر برسد، اما این اتفاق خیلی زودتر رخ داده است. این در حالی است که مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۱ پیش‌بینی کرده بود که تا سال ۱۴۱۵ فقط شش‌ میلیون‌ و ۷۴۶ هزار نفر به جمعیت کشور افزوده می‌شود.

افزایش بی‌‌سابقه جمعیت مهاجر

شرق به این تحلیل رسیده است که "تعداد مهاجرانی که به ایران آمده‌اند، می‌تواند دلیل افزایش جمعیت خارج از پیش‌بینی باشد." بنا برگزارش این روزنامه با مهاجرت شهروندان عراق و افغانستان به ایران، جمعیت این کشور به سرعت در حال افزایش است.

همچنین پیش‌بینی شده است که تا پایان سال ۲۰۶۱ میلادی جمعیت ایران به بیش از ۱۰۵ میلیون نفر برسد. نکته مهم این که افزایش جمعیت در کشوری رخ می‌دهد که مردم آن در تمامی زمینه‌ها، یعنی بهداشت، مسکن، تغذیه و انرژی دچار کمبودند.

بنا بر پژوهش‌ها نزدیک به یک‌سوم خانوا‌رهای ایرانی زیر خط فقر قرار دارند. اگرچه این آمار متعلق به زمانی است که جمعیت هنوز ۸۰ میلیون تخمین زده می‌شد.

شاخص فقر در مناطق محروم مانند سیستان‌ و بلوچستان ۵۱ درصد است. فقیرترین استان‌ها پس از سیستان و بلوچستان، چهارمحال بختیاری، خراسان شمالی، آذربایجان غربی و هرمزگان هستند.

در حالیکه مردم با فقر فزاینده و تورم افسارگسیخته مواجه‌اند، احتمال داده می‌شود بهای نان و بنزین نیز افزایش یابد تا جبران کسری بودجه دولت را بگیرد.

تصاویر کودکان، زنان و مردان زباله‌گرد در ایران

با رکود و تورم در اقتصاد ایران، زباله‌گردی به منبع درآمد اصلی برخی از ایرانیان تبدیل شده است. پیش از این معاون وزیر بهداشت ایران گفته بود "۳۰ درصد مردم کشور گرسنه‌اند".

عکس: farsnews

تصاویر کودکان، زنان و مردان زباله‌گرد در ایران    تصاویر کودکان، زنان و مردان زباله‌گرد در ایران

از جمله تصاویری که این روزها در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود، این تصویر است. نیروهای امنیتی برای برخورد با معترضان "تظاهرات سراسری" در خیابان‌ها صف کشیده‌اند. آن‌ها بی‌توجه به کودکی که پشت سرشان از سطل زباله مشغول جمع‌آوری آشغال است به خیابان نگاه می‌کند.

عکس: Twitter

در روزهای اخیر الهه الله‌کریمی، فعال اجتماعی، در گفت‌وگو با خبرگزاری "ایسنا" با اشاره به افزایش کودکان زباله‌گرد در ایران گفت: «میانگین سنی کودکان زباله‌گرد ۱۲ سال است و در میان آنان حتی کودکان ۴ ساله نیز حضور دارند.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ و ساعت 17:58 |

جزییات دستگیری ۷ مدیر و کارمند در کرمان به اتهام فساد مالی

جزییات دستگیری ۷ مدیر و کارمند در کرمان به اتهام فساد مالی

این افراد اقدام به جعل فاکتور و ثبت مشخصات حدود ۶۰ دستگاه خودرو راه‌سازی که وجود خارجی نداشتند، کرده بودند و سهمیه سوخت آنها را دریافت و به افراد قاچاقچی سوخت می‌دادند.

رییس کل دادگستری کرمان از بازداشت هفت مدیر و کارمند دولتی به اتهام اخذ رشوه و قاچاق سوخت در این استان خبر داد.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی دادگستری کل استان کرمان ، حجت الاسلام ابراهیم حمیدی در این زمینه اعلام کرد : اخیراً گزارش‌هایی مبنی بر فساد تعدادی از مسئولان شرکت نفت، کارمندان و کارشناسان اداره صمت و جایگاه‌داران سوخت در بحث اخذ رشوه و قاچاق مواد سوختی دریافت شده بود که تحقیقات قضایی در ارتباط با این موضوع انجام شد.

وی افزود: در بازرسی از منازل ۲ نفر از متهمان این پرونده، بیش از ۷۰۰ سکه طلای تمام بهار، منزل یکی دیگر از متهمان ۴۰۰ سکه و در منزل متهم دیگری ۳۰۰ سکه کشف شده است.

او اظهار کرد: همچنین یک کیلو طلای آب شده، حدود ۵۰ ربع و نیم سکه از منازل متهمان پرونده کشف شد که این اموال از طریق رشوه به دست آمده بود.

وی اعلام کرد: متهمان پرونده به جرایم انجام شده اقرار کرده‌اند.

حمیدی اظهارداشت: اعضای این باند در سه سال گذشته بیش از ۴۰ میلیون لیتر گازوییل قاچاق و از کشور خارج کرده‌اند.

وی محدوده گزارش های دریافتی از این اقدامات را در حوزه شهرستان‌های جیرفت، کهنوج و رودبارجنوب اعلام کرد.

حمیدی با بیان اینکه با ورود دستگاه قضایی به این مساله ابعاد جدیدی از این موضوع کشف شد، گفت: با انجام تحقیقات، پرونده‌ای در این ارتباط در دادگستری استان تشکیل شد که در حال رسیدگی است.

وی اظهار کرد: اینک هفت نفر از عوامل دولتی در اداره صنعت، معدن و تجارت، شرکت نفت شهرستان کهنوج، رودبار جنوب و جازموریان به اتهام اخذ رشوه در بحث قاچاق سوخت دستگیر شده و تحقیقات اولیه از آنان انجام شده است.

حمیدی با بیان اینکه متهمان این پرونده با اخذ رشوه قاچاق سوخت را تسهیل می‌کردند، افزود: این افراد اقدام به جعل فاکتور و ثبت مشخصات حدود ۶۰ دستگاه خودرو راه‌سازی که وجود خارجی نداشتند، کرده بودند و سهمیه سوخت آنها را دریافت و به افراد قاچاقچی سوخت می‌دادند.

رییس کل دادگستری استان کرمان بیان کرد: این پرونده در مرحله تحقیقات اولیه و توسط بازپرس در دادستانی مرکز استان در حال رسیدگی است که به طور قطع پای افراد دیگری نیز به این پرونده باز خواهد شد.

حمیدی تاکید کرد: هر فردی از جمله مسئولان دولتی و غیر دولتی که در تحقیقات و بررسی‌ها مشخص شود در این پرونده نقشی دارد مورد بازجویی قرار خواهد گرفت و اقدامات قانونی برای رسیدگی به پرونده انجام خواهد شد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۹ و ساعت 18:15 |

انسان‌ها از چه زمانی شروع به پختن غذا کردند؟

پختن غذا

آشپزی مهم است. در واقع برخی از محققان بر این باورند این کاری است که به اجداد انسانی ما اجازه داده تا کالری اضافی مورد نیاز برای رشد و بزرگ شدن مغزهایشان تامین کنند. اما آشپزی چه زمانی اختراع شد؟

به صورت کلی باید گفت که زمان آن نامشخص است. اما شواهد نشان می‌دهد که مردم حداقل از ۵۰ هزار سال پیش و حداکثر ۲ میلیون سال پیش توانایی غذا پختن داشته‌اند. این شواهد از دو حوزه به دست می‌آید: باستان‌شناسی و زیست‌شناسی.

یکی از شواهد باستان‌شناسی برای پخت و پز، دانه‌های نشاسته پخته‌شده موجود در جرم دندان یا پلاک دندانی فسیل شده است. این شواهد را می‌توان در دندان‌هایی با قیمت ۵۰ هزار سال پیدا کرد. اما قبل از آن مدارک بر اثبات چنین چیزی کمتر واضح است.

به طور کلی دانشمندان به دنبال شواهدی هستند که نشان دهد انسان بر آتش چیره شده است. آتش کنترل‌شده اما لزوماً به معنی وجود پخت و پز نیست و انسان‌های نخستین می‌توانستند از آن برای تولید گرما یا برای ساختن ابزار استفاده کنند.

بتان لینسکات، ژئوشیمیدان باستان‌شناسی در دانشگاه آکسفورد، در این باره می‌گوید: «در تمام مدارک باستان‌شناسی شواهدی از آتش‌سوزی وجود دارد. اما مشکل این است که تشخیص دهیم آتش کنترل شده بود یا آتش‌سوزی؟ انسان‌ها می‌توانسته‌اند یک شاخه در حال سوختن را برداشته و آن را برای ساختن ابزار استفاده کرده باشند. اما این به معنای کنترل آتش نبوده است.»

وی اضافه کرد: «یکی از چیزهای کلیدی هنگامی که به دنبال شواهدی برای کنترل آتش هستید، ساختار احتراق واقعی است. بنابراین شاید داشتن سنگ‌هایی که به حالت دایره چیده شده‌اند و سپس مقداری خاکستر در وسط آن به همراه بقایای سیلیسی ناشی از سوختن گیاهان مرده چنین چیزی را در اختیار شما بگذارد.»

محققان این قبیل نشانه‌ها را در بسیاری از مکان‌های محل زیست هوموساپین‌ها (یا همان انسان خردمند) پیدا کرده‌اند.

یک تیم تحقیق در غار «قاسم» در اسرائیل شواهدی از یک آتشدان ۳۰۰ هزار ساله را در نزدیکی بقایای حیوانات قصابی‌شده یافته‌اند.

بقایای آتش کنترل‌شده در غار قاسم در اسرائیل به دست آمده است

بقایای آتش کنترل‌شده در غار قاسم در اسرائیل به دست آمده است66AVI/Wikipedia

در غاری در سافولک انگلیس نیز یک آتشدان ۴۰۰ هزار ساله حاوی استخوان سوخته و سنگ چخماق حاصل از ابزارسازی کشف شده است. حتی دورتر از این مکان‌ها، وجود خاکستر در غار «ووندرورک» در آفریقای جنوبی باعث شد دانشمندان مشکوک شوند که پخت و پز حتی یک میلیون سال پیش اتفاق افتاده است.

دکتر ریچارد رانگهام، استاد بازنشسته انسان‌شناسی زیستی در دانشگاه هاروارد، در این خصوص می‌گوید: «[غار] آنقدر ژرف است که حدود ۳۰ مترعمق دارد. به همین خاطر احتمالاً یک میلیون سال پیش یک فرآیند طبیعی نمی‌توانسته مسئول تولید این خاکستر باشد.»

در همین حال شواهدی از آتش‌سوزی کنترل شده در کنیا در ۱.۶ میلیون سال پیش وجود دارد.

محققان در اسرائیل و در حین کار در دره رود اردن، شواهد قانع‌کننده‌تری از پخت و پز مربوط به ۷۸۰ هزار سال پیش یافته‌اند. در این مکان که به «جسر بنات يعقوب» معروف است، نه تنها دایره‌هایی از سنگ وجود داشت که نشان‌دهنده یک اجاق بود، بلکه استخوان‌هایی از ماهی نیز به چشم می‌خورد که شواهد نشان می‌داد حرارت دیده‌اند.

در سوی مقابل شواهد بیولوژیکی از زمان شروع پخت و پز در تکامل بدن انسان وجود دارد. دکتر رانگهام در این باره می‌گوید: «ما گونه‌ای متفاوت از سایر گونه‌های روی زمین هستیم زیرا از نظر بیولوژیکی با خوردن غذاهای پخته سازگار شده‌ایم. بنابراین سوال این است این سازگاری چه زمانی اتفاق افتاده است؟».

وی در پاسخ می‌گوید این کار تکاملی ممکن است حتی قبل از ظهور انسان مدرن باشد.

مدل فرضی از یک انسان راست‌قامت در موزه

مدل فرضی از یک انسان راست‌قامت در موزهعکس: آسوشیتد پرس

هومو ارکتوس، یا انسان راست قامت، اولین دسته از انسان‌تبارها بود که نسبت‌های بدنی با شباهت کمتر به نخستی‌سانان و بیشتر شبیه انسان داشت. برخی از این ویژگی‌ها نشان می‌دهند آن‌ها ممکن است اولین افرادی بوده باشند که غذا پخته‌اند.

یکی از تفاوت‌های عمده بین انسان و نخستی‌سانان، اندازه روده ما است. از آنجایی که آشپزی نیاز به هضم کمتری دارد، روده ما کوچک‌تر از روده آن‌هاست.

دکتر رانگهام در این باره می‌گوید: «روده بزرگ ما تقریباً دو سوم اندازه روده شامپانزه، بونوبو یا گوریل است. این بدان معناست که ما به جای شکم‌های برآمده، شکم نسبتاً صافی داریم، به خصوص در مقایسه با میمون بزرگی که غذای خوبی خورده باشد.»

روده‌های طولانی باعث می‌شود نخستی‌سانان لگن‌های پهن‌تر و دنده‌های گشادتری داشته باشند. اجداد انسانی ما اما این ویژگی‌ها را حدود ۲ میلیون سال پیش از دست دادند.

شکم برآمده اورانگوتان تا بخشی به دلیل طول بیشتر روده‌هایش است

شکم برآمده اورانگوتان تا بخشی به دلیل طول بیشتر روده‌هایش استعکس: آسوشیتد پرس

آقای رانگهام اضافه می‌کند: «موضوع دیگری که در آن زمان اتفاق افتاد، یعنی تقریبا ۱.۸ میلیون سال پیش، بزرگترین کاهش اندازه دندان‌های جونده در تاریخ تکامل بشر بود و این باز هم خیلی با این ایده که ناگهان چیزی در رژیم غذایی تغییر کرده مطابقت دارد. به طور خاص، رژیم غذایی نرم‌تر و راحت‌تر برای جویدن شده است.»

به همین خاطر می‌توان اینطور استنباط کرد که پخت و پز حدود ۱.۹ میلیون سال پیش با انسان راست‌قامت آغاز شد. با این حال بدون شواهدی مبنی بر استفاده کنترل‌شده از آتش توسط آن‌ها، این ایده که انسان راست‌قامت اولین انسان آشپز بود هنوز اثبات‌نشده باقی می‌ماند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۹ و ساعت 17:58 |

چگونه شبکه‌های اجتماعی سلامت زنان را به خطر می‌اندازد؛ «آیا رنگ واژن ما زیادی تیره است؟»

تصویری از زنی که کاغذی با نماد چهره غمگین جلوی پایین تنه خود نگه داشته است

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،در شبکه‌های اجتماعی در سراسر جهان این بحث در گرفته که «واژن بدون نقص» چه رنگی است و چه بویی می‌دهد

اطلاعات مقاله

  • نویسنده,اوزگه اوزدمیر

در شبکه‌های اجتماعی در سراسر جهان بحث دنباله‌داری در گرفته مبنی بر اینکه «واژن بدون نقص» چه رنگی است و چه بویی می‌دهد.

حتی در برخی از پست‌ها و ویدئوهای آنلاین که گاه تا میلیون‌ها نفر بازدیدکننده دارند، برخی محصولاتی را برای تغییر بو یا ظاهر آلت‌ تناسلی زنانه، پیشنهاد می‌کنند.

متخصصان زنان با استفاده از این محصولات موافق نیستند و می‌گویند که آن‌ها در میزان «پ هاش» (مقیاسی برای تعیین بازی یا اسیدی بودن یک محلول آبی) واژن اختلال ایجاد می‌کنند و موجب می‌شوند تا آلت تناسلی عفونت کند.

به گفته مجدگل ضیف‌اوغلو کاراجا، متخصص زنان، واژن و فرج، توازن و فلور (یا میکروبیوم) مخصوص به خود را دارند و تزریق هرگونه مواد شیمیایی می‌تواند ساختار آن‌ها را مختل کند.

او می‌پرسد: «من وقتی برای اولین بار درباره عطر واژن شنیدم، وحشت کردم. چرا هیچ عطری برای آلت تناسلی مردها نیست، ولی برای واژن هست؟»

«فرج» نامی کلی برای تمام اندام‌های جنسی خارجی یک زن یا فردی با جنسیت متنوع است. «واژن» اما کانالی عضلانی است که دهانه رحم را به خارج از بدن متصل می‌کند.

ایلول گلچه کارا، دانشجوی دانشگاهی در استانبول، از فشارهایی که زنان در شبکه‌های اجتماعی با آن مواجه هستند، خسته شده است.

او می‌گوید: «احساس می‌کنم که ما (زنان) همیشه باید کاری انجام دهیم تا به خواسته‌های جامعه پاسخ دهیم. آیا حالا رنگ واژن ما خیلی تیره است؟»

«فرج ایده‌آل وجود ندارد»

متخصصان پزشکی هشدار می‌دهند که چیزی به نام فرج «ایده‌آل» یا «کامل» وجود ندارد.

دکتر برین تجزان، پزشک و از اعضای «کالج سلطنتی زایمان و زنان لندن» می‌گوید: «فرج برای هر زن منحصر به فرد است. فرج هیچ زنی از نظر شکل، اندازه، رنگ یا ظاهر شبیه به زن دیگری نیست. وقتی بیمارانم به من مراجعه می‌کنند و از اینکه چیزی در فرجشان غیرعادی است نگرانند و من به آن‌ها می‌گویم که کاملاً طبیعی است و هیچ مشکلی در بدنشان وجود ندارد، ۹۰ درصدشان خیالشان راحت می‌شود.»

گرافیکی از آناتومی آلت تناسلی زن

اما در برخی کشورها، مراجعه به یک متخصص زنان که قابل اعتماد باشد، آسان نیست.

به عنوان مثال در ایران، سلامت جنسی زنان همچنان یک تابو است که موجب می‌شود بسیاری از زنان از صحبت درباره واژن احساس شرم و خجالت بکنند.

حتی برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی می‌گویند که خود پزشک‌ها هم، با تمسخر ویژگی‌های ظاهری بدن زنان، شرایط دشواری برای آن‌ها به وجود می‌آورند.

در یکی از پست‌های شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) آمده است: «یکی از دوستانم لابیاپلاستی انجام داد که ظاهرا عمل خیلی سختی هم بود. از او پرسیدیم چرا این کار را کرده؟ او گفت: «چون دکترم که متخصص زنان است مدام از من می‌پرسید چرا لابیای من اینقدر وحشتناک به نظر می‌رسد؟ آقای دکتر می‌گفت چرا لابیای شما اینقدر بزرگ و زشت است؟ چرا ورودی واژن اینقدرعریض است؟ آیا زایمان طبیعی داشته‌اید؟ به همین دلیل من عمل را انجام دادم.»»

یک پزشک از روی مدل ساختگی آلت تناسلی زنانه به مراجعه‌کننده‌اش آموزش می‎دهد

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،در برخی از کشورها، زنان احساس می کنند از مراجعه به یک متخصص زنان قابل اعتماد برای مشاوره محروم هستند

«لابیاپلاستی» رایج‌ترین نوع جراحی زیبایی آلت تناسلی زنان است. در میان عمل‌های زیبایی، لابیاپلاستی از دسته عمل‌هایی است که میزان محبوبیتش در میان جوانان، بیش از هر عمل دیگری در حال افزایش است.

این عمل، برای تغییر شکل لابیای مینور و/یا لابیای ماژور (چین‌های پوستی در دو طرف ورودی واژن که به طور معمول به آن‌ها لب‌های واژن می‌گویند) انجام می‌شود.

این عمل نباید بر روی دختران زیر ۱۸ سال انجام شود، زیرا لابیاها همچنان بعد از بلوغ و تا اوایل بزرگسالی به رشد خود ادامه می‌دهند.

این عمل می‌تواند درمانی برای زنان و افرادی با جنسیت متنوع باشد که نگران بهداشت، مشکلات در هنگام رابطه جنسی یا ناراحتی هنگام ورزش هستند.

با این حال، تعداد فزاینده‌ای از افراد به دلیل نگرانی درباره ظاهر دستگاه تناسلی خود به این جراحی روی می‌آورند.

افزایش لابیاپلاستی

بر اساس گزارشی که اخیرا منتشر شد، در استرالیا، بیش از نیم میلیون نفر لابیاپلاستی انجام داده‌اند یا در نظر دارند که انجام دهند.

«گزارش تنوع لابیا» که توسط سازمان غیردولتی «بهداشت زنان ویکتوریا» در ماه ژوئن منتشر شد، شامل داده‌هایی از یک نظرسنجی است. در این نظرسنجی با هزار و ۳۰ زن و کسانی که لابیا دارند، مصاحبه شده است. این زنان بین ۱۸ تا ۵۰ ساله بودند.

نتایج این گزارش نشان می‌دهد: «در پورنوگرافی و شبکه‌های اجتماعی، تصاویر و ویدیوهایی وجود دارند که تصوری تحریف شده و غیرواقعی از دستگاه تناسلی زنانه درست می‌کنند. این موضوع باعث افزایش تعداد افرادی شده که به لابیاپلاستی روی می‌آورند یا به آن فکر می‌کنند.»

طبق گزارش «انجمن بین‌المللی جراحی زیبایی» (ISAPS)، لابیاپلاستی در سطح جهانی در سال ۲۰۲۳ نسبت به سال ۲۰۱۹، ۱۴.۸٪ افزایش یافته است.

نظرسنجی جهانی سالانه این انجمن نشان می‌دهد که برزیل با بیش از ۲۸ هزار عمل لابیاپلاستی از دیگر کشورهای جهان پیش است.

دکتر رناتا ماگال‌هاس، جراح پلاستیک و عضو «انجمن جراحی پلاستیک برزیل» می‌گوید: «زنان برزیلی نگران ظاهرشان هستند و از نظر فرهنگی بیشتر به جراحی پلاستیک تمایل دارند.»

توضیح تصویر،وال سانتانا، ورزشکار بدنسازی اهل برزیل، گفت که انجام لابیاپلاستی اعتماد به نفس و کیفیت زندگی او را بهبود بخشیده

وال سانتانا، ورزشکار بدن‌سازی ۲۷ ساله برزیلی، سال گذشته تصمیم گرفت که عمل لابیاپلاستی را انجام دهد.

او به بی‌بی‌سی نیوز برزیل گفت: «بعد از این‌که شش سال پیش شروع به بدن‌سازی کردم و از استروئیدهای آنابولیک استفاده کردم، به این نتیجه رسیدم که این عمل را انجام بدهم. یکی از عوارض جانبی استفاده از داروهایی مانند بولدنون و اکساندرولون، بزرگ شدن کلیتوریس من بود.»

برای او، نگرانی اصلی‌اش این بود که در زمان رابطه جنسی، چقدر خودش نسبت به این مساله حساس بود.

او تجربه عمل جراحی‌اش را در شبکه اجتماعی اینستاگرام با دیگران به اشتراک گذاشته، می‌گوید این عمل اعتماد به نفس و کیفیت زندگی‌اش را بهبود بخشیده است.

برخی خطرات

سرویس «خدمات درمانی ملی» در بریتانیا توصیه می‌کند که این عمل باید با دقت و بررسی‌های بسیار انجام شود، چرا که انجام لابیاپلاستی تصمیم بزرگی است.

این نهاد می‌گوید: «این عمل می‌تواند هزینه‌بر باشد و خطراتی نیز به دنبال داشته باشد. ضمن اینکه هیچ ضمانتی وجود ندارد که نتیجه مورد انتظار را به دست بیاورید و لزوماً احساس بهتری نسبت به بدن خود نخواهید داشت.»

سرویس خدمات درمانی بریتانیا همچنین هشدار می‌دهد که لابیاپلاستی ممکن است گاهی اوقات به خونریزی، عفونت، زخم بافت و کاهش حساسیت اندام‌های تناسلی منجر شود. علاوه بر این به گفته این نهاد، هر نوع عمل جراحی نیز خطر کمی از لخته شدن خون در رگ یا واکنش آلرژیک به بی‌هوشی را به همراه دارد.

این سازمان می‌گوید: «برخی از زنان به این دلیل که از ظاهر لابیای خود راضی نیستند، به دنبال لابیاپلاستی هستند. اما این کاملاً طبیعی است که در اطراف ورودی واژن شما، چین‌های پوستی قابل توجهی وجود داشته باشد.»

زنی با لباس زیر که یک گل در برابر پایین تنه خود گرفته

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،متخصصان زنان می گویند که زنان باید بیشتر در مورد دستگاه تناسلی زنان بیاموزند و با بدن خود به صلح برسند

مجدگل ضیف‌اوغلو کاراجا، متخصص زنان، می‌گوید که زن‌ها قبل از این‌که تصمیم بگیرند این عمل را انجام دهند، باید بیشتر درباره دستگاه تناسلی خود بیاموزند و با با بدن خود آشتی کنند.

ایلول گلچه کارا، دانشجوی دانشگاهی در استانبول با او موافق است.

او می‌گوید: «ما باید از شبکه‌های اجتماعی برای افزایش آگاهی در مورد سلامت جنسی زنان استفاده کنیم. در برابر محتوای تبلیغاتی که جراحی و استفاده از کرم‌ها را تشویق می‌کنند، ما باید محتوایی رهایی‌بخش تولید کنیم تا فشاری را که روی زن‌ها وجود دارد، کم کنیم.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۹ و ساعت 17:55 |

پنج نکته درباره زندگی خصوصی و حرفه‌ای آلن دلون

آلن دلون در کنار رومی اشنایدر، بازیگر

آلن دلون در کنار رومی اشنایدر، بازیگر

آلن دلون، ستاره سینمای فرانسه که روز یکشنبه ۲۸ مرداد پس از یک دوره بیماری در ۸۸ سالگی درگذشت، از شناخته‌شده‌ترین هنرپیشه‌های قرن بیستم جهان بود.

او که برای ایرانیان نیز بازیگری بسیار آشنا بود، در ایران بیشتر با صدای خسرو خسروشاهی شناخته می‌شد.

در اینجا پنج نکته درباره زندگی خصوصی و حرفه‌ای آلن دلون را مرور می‌کنیم:

ورود تصادفی به دنیای سینما

آلن دلون گفته بود که تصادفی وارد عرصه سینما شد و همیشه دوست داشت خودِ دوران کودکی‌اش باشد.

او در سال ۱۹۹۶ در گفت‌وگو با برنار پیوو، روزنامه‌نگار معروف فرانسوی گفت: «آنچه امروز هستم همان چیزی است که همیشه بوده‌ام. تمام زندگی من مجموعه‌ای از وقایعی بوده که هر کدام غیرمنتظره‌تر از دیگری بوده‌اند.»

آلن دلونبیشتر در این باره:

آلن دلون، ستاره سینمای فرانسه، در ۸۸ سالگی درگذشت

دلون تاکید کرد: «اتفاقی بازیگر شدم. هر کاری انجام دادم، تصادفی، شانسی یا ناگهانی بوده است. چیزی که برای باقی ماندن می‌دانستم، همان چیزی بود که در اوایل کودکی‌ام بودم، آن چیزی که مرا ساخت و هرگز تغییر نخواهم کرد. اسمش را بگذارید "بچه ولگرد" یا هر چیزی که می‌خواهید. من آن را انکار نمی‌کنم، آن را حاشا نمی‌کنم. از این که هستم احساس خیلی خوبی دارم چون خودم هستم».

جوزف لوزی کارگردان برخی از فیلم‌های دلون درباره او گفته بود که شخصیتی نسبتاً خود ویرانگر دارد و در جستجوی هویت خویش است.

دلون که سال ۱۹۳۵ در حومه شهر پاریس در فرانسه به دنیا آمد، با وجود شهرت بسیار، تلاش می‌کرد تا خودشیفته نباشد، هر چند که به گفته او، خودشیفتگی بخشی از وجود بازیگری است.

او گفته بود: «خودپرستی بخشی از وجود بازیگری تئاتر و سینماست، اما من احساس نمی‌کنم تافته جدابافته هستم. کسی هم نیستم که خودم را بپرستم. در این حرفه، فکر می‌کنم همکارانی بسیار جلوتر از من قرار دارند.»

تصور «رویایی» از سینما

به گفته منتقدان هنری، سایه روشنای شخصیت دوگانه او، در تمام مسیر بازیگری به این جذابیت افزوده بود و شخصیتی را ترسیم کرد که به‌ دنبال دوست داشته شدن نبود، بلکه تصویری تلخ و در عین حال انسان دوستی از خود نشان می‌داد.

اما سینما برای آلن دلون چه معنایی داشت؟ او خود گفته بود که سینما یک رویاست که نباید آن را کشت: «سینما رویا است. و ما آن را با روزمره کردنش با تبدیل آن به امری پیش پا افتاده، کشته‌ایم. سینما برای دیدن موجوداتی ساخته شده که هرگز آن موجودات نخواهیم بود.»

دوری موج نو از آلن دلون

آلن دلون با ظاهری جذاب و نبوغ سرشار درونی‌اش بزرگ‌ترین کارگردانان را مجذوب خود کرد و در همان جوانی و در اولین فیلم‌هایش مثل «ظهر بنفش» و «سامورایی» با چهره، نگاه و حرکات خاصش خوش درخشید.

روکو و برادرانش، کسوف، دایره سرخ، یوزپلنگ، استخر و پلیس از جمله دیگر فیلم‌های معروف او هستند.

گزارش تصویری: آلن دلون، بازیگر فرانسوی، در گذر زمانگزارش تصویری:

گزارش تصویری: آلن دلون، بازیگر فرانسوی، در گذر زمان

لوکینو ویسکونتی، ژان‌لوک گدار، ژان پی‌یر ملویل، میکل‌آنجلو آنتونیونی و لویی مال از جمله کارگردانانی بودند که با او همکاری کردند.

با این حال، کارگردانان جریان «موج نو» چندان رابطه خوبی با او نداشتند. خود دلون گفته بود که این دسته از کارگردانان مایل به بازی گرفتن از او نبودند. با این حال او در سال ۱۹۹۰ در فیلمی به نام «موج نو» از ژان لوک گدار بازی کرد.

بازیگری که نخل طلا دریافت نکرد

آلن دلون در سال ۱۹۸۵ جایزه سینمایی سزار و در سال ۱۹۹۱ نشان لژیون دونور فرانسه را از آن خود کرد.

او هفت بار نامزد دریافت نخل طلای کن شد، اما هرگز آن را دریافت نکرد.

با این حال، در سال ۲۰۱۹ جشنواره فیلم کن از او تجلیل کرد و به این بازیگر اسطوره‌ای نخل طلای افتخاری داده شد.

دلون در جشنواره کن در حالی که اشک می‌ریخت در سخنانی که بوی مرگ می‌داد گفت: «امشب برای من بیش از آن‌که پایان فعالیت حرفه‌ای باشد، به نظرم پایان زندگی است. مراسم امشب تا حدودی یک بزرگداشت پس از مرگ است، البته در زمان زنده بودن من.»

الن دلون در مراسم دریافت جایزه نخل طلای افتخاری

الن دلون در مراسم دریافت جایزه نخل طلای افتخاری

آلن دلون اولین بار با فیلم «لذت زندگی» در سال ۱۹۶۱ در جشنواره کن حضور یافت. بعد از آن با فیلم «کسوف» از آنتونیونی در سال ۱۹۶۲ به این جشنواره آمد و جایزه هیئت داوران آن سال را دریافت کرد. همچنین فیلم «یوزپلنگ» محصول سال ۱۹۶۳ با بازی آلن دلون برنده نخل طلای این جشنواره شد.

فیلم «آقای کلاین» از این بازیگر در جشنواره کن ۱۹۷۶ با برخورد سرد تماشاچیان و داوران مواجه شد. آلن دلون آخرین بار در سال ۲۰۱۳ در مراسم کن حضور یافته بود، اما پیش از آن به مدت ۱۰ سال به‌دلیل دلخوری از برگزارکنندگان جشنواره در آن شرکت نکرده بود.

او در گفت‌وگویی درباره موفقیتش در کار بازیگری گفت: «کارنامه حرفه‌ای هر کسی به تنهایی به دست نمی‌آید. این کارنامه ترکیبی از شرایط است. همیشه مجموعه‌ای از لحظه‌ها، مجموعه‌ای از موقعیت‌ها وجود دارد.»

دلون دیگر عوامل دنیای سینما را در موفقیت‌های خود دخیل می‌دانست: «این کارنامه با مشارکت فیلمنامه‌نویسان، نویسندگان و کارگردانان نیز به دست می‌آید و با بازیگران. همچنین می‌تواند توسط خودتان، استعدادتان، هوش حرفه‌ای‌تان و سرسختی‌تان شکل بگیرد.»

اما آنچه را دلیل اصلی موفقیت خود می‌دانست، اقبال مردم بود: «من یک بازیگر با سابقه طولانی، بازیگری را بدون تماشاگران نمی‌شناسم. مردم آن چیزی را می‌خواهند که در ابتدا بوده‌اید، آنان شما را دنبال می‌کنند، گاهی از شما خوششان می‌آید گاهی هم خیلی نه، اما این مردم هستند که موجب می‌شوند شما همچنان بازیگر بمانید.»

اظهارات و زندگی خصوصی جنجالی

آلن دلون، بازیگر فرانسوی، در مراسم خاکسپاری واسلاو هاول رئیس جمهوری فقید جمهوری چک در ۲۳ دسامبر ۲۰۱۱بیشتر در این باره:

آلن دلون، هنرپیشه نامدار فرانسه، تصمیم به مرگ خودخواسته گرفت

این اسطوره بازیگری که فعالیت حرفه‌ایش از اواخر دهه نود در سینما رو به افول گذاشت، در سال‌های اخیر برخی از مواضعش، از جمله به نفع رهبر راست افراطی، مجازات اعدام یا علیه همجنس‌گرایی، جنجالی شده بود.

در زمان اهدای جایزه نخل طلای افتخاری به دلون، برخی انجمن‌های فمینیستی به این جایزه اعتراض کردند و در طوماری با ۲۵ هزار امضا، این بازیگر را «نژادپرست، همجنس‌هراس و زن‌ستیز» خواندند.

همچنین اختلافات خانوادگی سال‌های آخر عمر او را تحت تاثیر خود قرار داده بود، اما همه این‌ها، موجب نشد که او در سینمای فرانسه و بلکه در سینمای جهان اسطوره باقی نماند.

کمتر از سه سال پیش، فرزند دلون به یک شبکه آلمانی گفت که پدرش اعلام کرده است انتخاب او، اتانازی یا «مرگ‌ خودخواسته» است که طی آن، فرد عامدانه به زندگی خود پایان می‌دهد تا از رنج و درد رهایی یابد.

خود آلن دلون پیشتر در سال ۲۰۱۸ از علاقه و آمادگی خود برای «ترک این دنیا» گفته بود.

درگذشت آلن دلون این جمله از گفتگویش در سال‌های پایانی عمر او را به یاد می‌آورد که گفته بود: «قهرمان همیشه باید بداند که چگونه بمیرد. من عاشق مردن بودم زیرا این یک نقطه پایان است.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ و ساعت 22:37 |

ذوب یخ‌های دائمی قطب شمال با افزایش دما خطر آزاد شدن یک «بمب جیوه‌ای» را در پی دارد

ذوب شدن یخ‌های قطب شمال

تغییرات آب و هوایی و گرم شدن کره زمین باعث می شود تا یخ‌های دائمی قطب شمال به طور مکرر ذوب شوند، همزمان جیوه محبوس در خاکی که برای هزاران سال در آن منطقه یخ زده بود نیز آزاد می‌شود.

رودخانه یوکان که از آلاسکا به دریای برینگ می‌ریزد، یخ‌های دائمی را در امتداد سواحل خود می فرساید و رسوبات را به پایین دست منتقل می‌کند.

با گرم شدن سیاره زمین، این یخ‌های دائمی قطب شمال که به نام‌های پایایخبندان، خاک همیشه یخ‌زده یا خاک مُنجَمد نیز شناخته می‌شوند، با سرعت بیشتری در حال فرسایش هستند و فلز سمی جیوه را در محیط آزاد می‌ کنند.

اگرچه جیوه آزاد شده از ذوب یخ‌های دائمی فعلا یک تهدید سمی فوری ایجاد نمی‌کند، اما انتظار می‌رود اثرات آن به مرور زمان افزایش یابد.

این جیوه به تدریج در زنجیره غذایی انباشته می‌شود و ماهی‌ها و حیات‌وحش شکار شده به یک خطر بالقوه برای انسان‌ها در آینده تبدیل می‌شوند.

مطالعه جدیدی که توسط محققان کالج ادبیات، هنر و علوم دانشگاه دورنسیف کالیفرنیای جنوبی منتشر شده است، به روش‌های دقیق‌تری برای ارزیابی میزان آلودگی جیوه در قطب شمال می‌پردازد.

اصلا چرا در قطب شمال جیوه وجود دارد؟

گردش طبیعی اتمسفر به این معنی است که آلاینده‌ها به سمت عرض‌های جغرافیایی بالاتر حرکت می‌کنند.

این امر منجر به تجمع جیوه در قطب شمال می‌شود که توسط گیاهان جذب می‌شود و سپس هنگامی که این گیاهان می‌میرند، به بخشی از خاک تبدیل می‌شوند. این حجم در بستر خاک منجمد - جایی که زمین در کل سال منجمد می‌ماند - یخ می‌زند و طی هزاران سال، غلظت جیوه در خاک جمع می‌شود. جیوه در این حالت یخ زده، خطرناک نیست.

این فلز سمی با ذوب شدن خاک آزاد می شود، فرآیندی که به دلیل تغییرات آب و هوایی بیشتر می‌شود. قطب شمال با سرعتی چهار برابر سریعتر از میانگین جهانی در حال گرم شدن است.

این جیوه که قبلاً برای هزاران سال در یخبندان دائمی به دام افتاده بود، اکنون با ذوب شدن یخ‌های دائمی در حال فرسایش و انتشار در محیط است.

این می‌تواند یک تهدید بزرگ زیست محیطی و بهداشتی برای ۵ میلیون نفر ساکن در قطب شمال و همچنین بیش از ۳ میلیون نفری باشد که در مناطقی زندگی می‌کنند که انتظار می‌رود تا سال ۲۰۵۰ یخبندان دائمی خود را به طور کامل از دست بدهند.

جاش وست، ، استاد علوم زمین و مطالعات زیست محیطی در دانشگاه دورنسیف کالیفرنیای جنوبی و یکی از نویسندگان این مطالعه می‌گوید: «ممکن است یک بمب جیوه‌ای عظیم در قطب شمال آماده انفجار باشد.»

خطر قرار گرفتن در معرض جیوه از طریق آب آشامیدنی حداقل است، اما بیشتر افراد از طریق رژیم غذایی خود با مقداری جیوه مواجه هستند. علاوه بر این، رسوبات فرسایش یافته اغلب در پایین دست رودخانه‌ها رسوب می‌کنند.

درک پویایی این جنبش برای ارزیابی مقیاس تهدید آن برای جوامع قطب شمال حیاتی است.

پیش بینی مشکل آلودگی جیوه قطب شمال

این پژوهش جدید بر روش دقیق‌تری برای اندازه‌گیری میزان جیوه آزاد شده از یخبندان دائمی توسط رودخانه‌ها و تخمین کل جیوه آماده برای رهاسازی تمرکز دارد.

روش‌های قبلی برای تخمین سطوح این فلز سمی با محدودیت‌هایی مانند عمق نمونه‌برداری از خاک مواجه هستند، که منجر به تنوع قابل‌توجهی در نتایج می‌شود. نمونه‌های قبلی فقط از سطح ۳ متری بالای یخ‌های دائمی برداشته شده بود.

در مقابل، این مطالعه، جیوه را در رسوبات کناره رودخانه‌ها و شن‌ها که به لایه‌های عمیق‌تر خاک می‌رسد، تجزیه و تحلیل کرد. این نشان داد که سطوح جیوه با برآوردهای مطالعات قبلی مطابقت دارد و نشان می‌دهد که روش آن‌ها احتمالاً دقیق است.

این گروه تحقیقاتی همچنین از ماهواره‌ها برای پیش‌بینی چگونگی تغییر مسیر رودخانه یوکان در سال‌های آینده و اینکه چگونه این تغییرات می‌تواند بر فرسایش سواحل رودخانه‌های مملو از جیوه تأثیر بگذارد، استفاده کرد. آن‌ها قصد دارند از این اطلاعات برای پیش بینی بهتر حرکت این آلاینده استفاده کنند.

محققان همچنین دریافتند که رسوب دانه‌های ریزتر حاوی جیوه بیشتری نسبت به رسوب‌های دانه درشت است. این نشان می‌دهد که انواع مختلف خاک می‌تواند خطرات متفاوتی داشته باشد.

ایزابل اسمیت، دانشجوی دکترای دانشگاه دورنسیف کالیفرنیای جنوبی و نویسنده مسئول این مطالعه می‌گوید: «در نظر گرفتن همه این عوامل باید تخمین دقیق‌تری از کل جیوه‌ای به ما بدهد که می‌تواند با ذوب شدن خاک‌های منجمد دائمی در چند دهه آینده آزاد شود.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ و ساعت 17:14 |

رنج تاریخی زن در "زنده باد تستوسترون" فریبا صدیقیم

اسد سیف

فریبا صدیقیم در آخرین رمان خود "زنده باد تستوسترون" کوشیده است به نقش زنان در جهان مردسالار حاکم بپردازد. اسد سیف، منتقد ادبی، در این یادداشت تلاش کرده تا از همین منظر نگاهی به کتاب و لایه‌های مختلف آن داشته باشد.

داستان پیوندی دیرین با انسان دارد. انسان نیازمند آن است. داستان هم که نخواند، خود هر روز ده‌ها داستان در خیال خویش می‌سازد تا بدین‌وسیله بار هستی را بر خویش تحمل‌پذیر گرداند. در همین داستان‌هاست که گاه غم‌ها فراموش می‌شوند و خوشبختی ذهن را اشغال می‌کند، پرسش‌ها به ذهن می‌نشینند، گاه خماری به سراغ آدم می‌آید و گاه نیز هشیارتر از پیش، چشم‌ها بیش از همیشه می‌بینند.

"زنده باد تستوسترون"

داستان "زنده باد تستوسترون" اثر جدید فریبا صدیقیم از آنجا آغاز می‌شود که راوی در یک گالری تابلویی می‌بیند با عنوان "بلادی مری. ملکه‌ای خونین. قرن پانزدهم" این تابلو او را به یاد "ملانی" رئیس شرکتی می‌اندازد که در آن کار می‌کند. راوی که زنی ایرانی، ساکن لس‌آنجلس است، در جست‌وجوی نام "بلادی مری"، گذشته از یک نوشیدنی الکلی ارغوانی‌رنگ که چند شاخه کرفس در آن انداخته‌اند، درمی‌یابد که اسم این نوشیدنی برگرفته از نام ملکه‌ای‌ست در انگلستان قرن شانزدهم که «صدها مرتد را در کشورش سوزاند و نابود کرد.»

راوی در کنجکاوی‌های خویش در فضای مجازی موفق می‌شود بلادی و مادرش را دگربار جان بخشد تا در برابرش بنشینند و سرگذشت خویش را بازگویند. در این واکاوی‌هاست که زندگی شحصی خود را با زندگی ملانی، رئیس شرکت، که خود را از نوادگان فروید می‌داند، درهم می‌آمیزد و در کنار زندگی بلادی قرار می‌دهد تا از لابه‌لای آن‌ها تاریخ دیروز را در هستی امروز جامعه بازجوید. در این بازکاوی‌هاست که زمامداری خونریز از تاریخ در کنار انسان‌های سلطه‌طلبی در جامعه مدرن امروز می‌نشینند تا در زمان و مکانی متفاوت رفتاری مشابه را بازآفرینند.

داستان با در هم‌ تنیدن هستی این سه شخصیت می‌کوشد معنایی برای زندگی در جهان امروز بیابد.

بلادی مری کیست؟

«...گفتم چوبه‌های دار را هم بر پا کنند. خدا تنوع را دوست دارد... مردم با ایمان‌شان و شمع‌هایی که در دست گرفته بودند آمده بودند از من بخواهند چرک و کفر را از شهر بزدایم... اگر شورش آن‌ها را سرکوب نمی‌کردم آن‌ها بودند که حالا داشتند از ما کباب درست می‌کردند... من مست از خدایم، همو که به خاطرش این حمام خون را به راه انداخته‌ام...»

مری که به علت کشتار پروتستان‌ها به Bloody Mary (مری خونریز) شهرت دارد، در فوریه ۱۵۴۷، پس از هانری هشتم، ملکه انگستان و ایرلند شد و به مدت شش سال سلطنت کرد. گردن زدن، به دار آویختن و در آتش سوزاندن مخالفان در زمان پادشاهی او امری رایج بود.

از اینکه بعدها نام او را بر یک نوشابه گذاشته‌اند، شاد است. می‌گوید: «این نام به من هدیه شده چون لب‌های شهر را با خون قرمز کرده‌ام.»

مری در رمان فریبا صدیقیم ظاهر می‌شود تا از علت کشتن‌ها بگوید و اینکه چگونه از سوی جامعه مردسالار طرد می‌شد و با چه شگردهایی توانست خود را بر این جامعه تحمیل کند. رویدادهای تاریخی زمان سلطنت مری را کم‌وبیش می‌توان در رفتارهای هرم قدرت در جهان و نیز در حاکمیت شیعیان بر ایران بازیافت. دیکتاتورها خدا و دین را بهانه می‌کنند تا بکشند و در پناه خون، تاریخی دیگر بیافرینند.

ملانی کیست؟

ملانی رییس شرکتی است که راوی در آن به کار مشغول است. ملانی خدای شرکت است. فرآورده‌های این شرکت با "زیبایی و سلامت" در رابطه‌اند. شرکت "زیباسازی و چروک‌محوکنی" در حرف "زیبایی و سلامت می‌فروشد". ملانی زنی‌ست ثروتمند، خودخواه، کارکشته و آشنا به جهان بازار. کارکنان شرکت بردگان او هستند در جامعه‌ای مدرن. ملانی در پیشبرد کار شرکت نان به نرخ روز می‌خورد. نه تنها فکر، بلکه تن و ثروت را نیز با هم به‌کار می‌گیرد تا راه‌های ترقی و سودآوری را در بازار پُررونق "صنایع زیبایی" دوام بخشد.

بازار و سرمایه زبان ویژه خود را دارند. اگر هدف سودآوری باشد، اخلاق ماسکی می‌شود تا تمامی زشتی‌ها، فساد و فریب‌ها، با ظاهری انسان‌دوستانه و به عنوان خدمت به مردم به نمایش در آیند. ملانی در کار خویش استاد است. در این راه با کارآمدترین وکیل‌های کشور نه تنها با پول، با تن خویش نیز وارد معامله می‌شود. او راه را برای چنین رفتاری برای کارمندان خود نیز باز می‌گذارد تا آنان نیز در راه سودآوری بیشتر شرکت، اینچنین پله‌های ترقی را بالا روند. شعار او در تبلیغات بازار این است که ما ‌می‌خواهیم «شاد باشیم و همه را شاد کنیم... می‌خواهیم رؤیاهایمان را به واقعیت تبدیل کنیم.»

ملانی قدرت خرید همه‌ چیز را دارد و راه‌های آن را نیز می‌داند. به ظاهر از جنبش "می‌تو" می‌گوید و به دفاع از آن برمی‌خیزد، در واقع اما عکس آن را در شرکت رواج می‌دهد، بی‌آنکه نشانی از آن به چشم آید.

نجیب‌ترین مرد دنیا کیست؟

راوی پیش از آنکه ایران را به قصد آمریکا ترک کند، همسری داشته که فکر می‌کرده "نجیب‌ترین مرد دنیا"ست. همسر اما هنوز چند ماهی از سفرش نگذشته، با صمیمی‌ترین دوست راوی همراه شده، دار و ندار مشترکشان را که قرار بوده بفروشد و بعد به او ملحق شود، بالا می‌کشد.

راوی فردی‌ست که نگاهی نقادانه به جهان دارد، اما در رفتار همان راهی را می‌پیماید که ملانی در پیش گرفته و یا پیش‌تر بلادی مری تاریخی پیموده بود. راوی می‌کوشد ماسک‌ها را یک‌به‌یک کنار زند و در پسِ ظاهر درخشان و زیبا، فساد و ننگ حاکم را بازبیند. او در آخرین فصل رمان، مست می ناب، این جهان را به دنیای دیکتاتورهای دیروز و امروز گره می‌زند تا رفتاری واحد را در کردار مشترک آن‌ها بازیابد. در اینکه: ما در کجای این جهان مردانه ایستاده‌ایم و چه راهی را در تاریخ پیموده‌ایم؟

می‌توان از صفحات کتاب بهره گرفت، تاریخ را با خیال در هم‌ آمیخت و رفتارها را به چالش گرفت. در این میان اما با "مسئولیت شخصی" چه می‌توان کرد؟ دریغ و درد که چه‌بسا آگاهانه راه‌های دیکته‌شده همچنان پیموده می‌شوند و تجربه‌های تلخ تکرار می‌گردند.

راوی با "مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری" آشناست و این واژه را نیز یک‌بار در فصل پایانی رمان به‌کار می‌گیرد، اما چرا به نقد خویش نمی‌نشیند و هر روز بیش از پیش در این دامچاله پیش می‌تازد، و باز اینکه چرا راوی در عالم مستی به این موقعیت می‌پردازد و نویسنده آخرین فصل رمان را که جشن بالماسکه است و راوی ملبس به لباس برده‌داران رومی در آن شرکت دارد، با شتابی متفاوت با دیگر فصل‌ها و چه بسا نالازم پیش می‌برد؟ این موضوعی‌ست که با به پایان رساندن رمان همچنان ذهن را درگیر خویش نگاه می‌دارد.

با این‌همه: "زنده باد تستوسترون" با زبانی شایسته و ساختاری بسامان نوشته شده و این خود لذت خوانش آن را زیادتر می‌کند. این رمان را نشر باران در سوئد منتشر کرده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ و ساعت 17:5 |

نگرشی دگر بر کودتای مرداد

نگرشی دگر بر کودتای مرداد

عصر ایران ؛ احسان اقبال سعید - گاه انگاره‌های تاریخی چنان قطعی و سیمانی می‌شوند که برای خود دیواری بلوکی تشکیل داده و هرگونه تشکیک در آن در حکم سنگیست که سرشکن است. اما انسان با پرسشگری و تردید است که می‌تواند تا آستانه دانایی راه ببرد و پایان بازی برای هر قصه بگذارد تا دیگرانی هم روایت، باور و نیز مستند خود را ارائه نمایند.

یکی از موارد همواره زنده و در حکم نقطه عطف تاریخ در سرزمین ما کودتای بیست و هشتم مرداد است. تا هنوز کتاب و مقاله در این باب بسیار تولید می‌شود و هر سال انگار چیز جدیدی بر ابعاد یا زوایای آن افزوده می‌شود.

برخی گزاره‌ها در تحلیل پیش، هنگام و پس از وقوع کودتا وجود دارد که آنها را نام برده و پس از آن راه تشکیک را پیش می‌گیریم:

ـ تا وقوع کودتا در ایران تمامیت نظام مشروطه، با آزادی مطبوعات و انتخابات آزاد و سایر ملزوماتش برقرار بوده است و با کودتا مشروطه و آزادی از میان رفته است.

ـ شاعران و نویسندگان و جماعت اهل هنر همگی با جنبش همراه و همدل بوده‌اند و پس از آن افسرده، عاصی و البته خراباتی و افتاده شده‌اند.

ـ علت انقــلاب اسلامی در سال 1357 کودتای بیست و هشتم مردادماه بوده است.

نگرشی دگر بر کودتای مرداد

برویم سروقت گزاره اول، با برآمدن رضاشاه از مجلس و انتخابات عملاً چیزی باقی نمانده بود. شاه پهلوی علناً مجلس را طویله می‌خواند و فهرست نمایندگان پیشتر تهیه و توشیح می‌شد. با افتادن رضاشاه و اشغال کشور قدرت میان دربار، توده‌ای‌ها، نیروهای خارجی، خوانین و بخش‌های دیگر تقسیم شد. نمایندگان مجلس با اعمال نظر و قدرت هرکدام از این طیف‌ها انتخاب می‌شدند. مثلاً در صفحات شمالی کشور نزدیکان به شوروی و توده‌ای‌ها و در جنوب نیروهای نزدیک به انگلستان و بخش‌هایی از خوانین و البته تعدادی هم نیروهای ملی و مذهبی به‌طور مستقل و با وثوق شخص به بهارستان راه می‌یافتند.

انتخاب جمهور مردم به علت فقر عمومی و بی‌سوادی محلی از اعراب نداشت. مجالس شانزدهم و هفدهم شورای ملی که در زمان دولتداری دکتر مصدق تشکیل شدند از نظر کیفیت و تأثیر با قبل و بعد از خود چندان تفاوت معناداری نداشتند.

از یاد نبریم که مجلس هفدهم که در زمان دولت خود دکتر مصدق تشکیل شد توسط خود ایشان منحل گردید و اتفاقاً دلیل سلطنت‌طلبان برای کودتا نبودن بیست و هشتم مرداد ماه دقیقاً همین است که در دوران غیبت مجلس شاه اختیار عزل نخست‌وزیر را دارد.

اگر همان مجلس براستی آزاد، یا مطبوع و مطلوب بود پس چرا خود نخست وزیر منتخب، ملی و قانونی آن را منحل نمود؟ آزادی مطبوعات البته کمی بهتر از سال‌های رضاخانی بود اما میان دوران پس از اشغال ایران تا کودتای مرداد تفاوت چندانی وجود نداشت. روزنامه‌ها گاه با نامه متفقین و گاه دادستانی ارتش موقوف می‌شدند اما با سربرگی نو زیر یک تابلوی جدید باز می‌گشتند. این از یک آزادی بیان نهادینه حکایت ندارد اما در اثر ناتوانی تام و تمام قدرت برای چنگ و دندان نشان دادن است و نه چیزی بیش از آن.

اگر به روزنامه‌های سال‌های بیست تا سی نگاهی بیفکنید انواع اتهام، مقاله، نقد و کاریکاتورهای تند را درباره صدر و ذیل مملکت می‌بیند و عملاً اتفاق نویی در سال‌های دولت ملی نیفتاده است. القصه آن که دولت ملی نتوانست و البته ملزومات بروکراسی و شرایط کشور هم همراهی کافی را نداشت تا در زمینه احیای روح آزادی‌خواهی نهفته در مشروطه گام متفاوتی با اسلاف خود بردارد. شاید اگر دولت مصدق هم درکار نبود نرم نرمک و با قدرت گرفتن دربار همان خزان بر سر انتخابات و مطبوعات و آزادی بیان می‌آمد و نوحه‌سرایی برای آن دوران به نظر مقداری اغراق‌آمیز می‌آید.

بیشتر اهل هنر و خصوصاً نوپردازان در آن دوران گرایش توده‌ای داشتند و چون هنوز تشت رسوایی جنایات استالین توسط خروشچف پایین نیفتاده بود و رسانه‌ها خبر از پشت پرده دیوار آهنین نیاورده بودند دل به رویای مد روز یعنی برابری و کشور شوراها سپرده بودند. بیشتر این جماعت با سیاست حزب توده در مورد دکتر مصدق همراهی داشتند که آن هم توسط مسکو عملاً توسط نیروهایی مثل عبدالصمد کامبخش و نورالدین کیانوری دیکته و انشا می‌شد.

بیشتر سروده‌ها و تولید آثار محزون در سال‌های پس از کودتا از جانب این هنرمندان برای سازمان افسری حزب بود که توسط بختیار کشف و بسیارانی به جوخه اعدام سپرده شدند. در یک بی‌زمانی تاریخی بعدتر این تولیدات به سوگ دولت دکتر مصدق تعبیر شدند و بخشی از همین هنرمندان فرصت‌طلبانه و پس از افتادن تشت رسوایی کشور شوراها و افرادی مثل خسرو روزبه و کیانوری مقصد و ضمیر اشعار را دگری معرفی نمودند. افسرگی و یاس‌سرایی سال‌های پس از آن نیز همه‌گیر نبود و بسیاری از اهل هنر یا همرا و یا همکار دستگاه شدند(توللی، گلستان، و...) و بعضاً با فرارسیدن زمزمه‌های انقلاب بار دیگر فیل‌شان یاد خال هندوی قدیم کرد. این نوعی خواندن تاریخ از آخر است.

این‌که ریشه و علت انقلاب اسلامی در سال پنجاه و هفت کودتای بیست هشتم مردادماه سال سی و دو بوده است نیز از آن گزاره‌هایی است که نیاز به تعمق و البته تأمل دارد. دکتر مصدق مشروطه‌خواه بود و به پادشاهی باور داشت. پشت قرآن مهر کرده بود که هرگز درصدد برانداختن سلطنت نباشد. همراهانش هم عموماً از خانواده‌های قدیمی و رده بالای بوروکراسی در ایران بودند.

دولت ملی می‌خواست دست تحقیر و غارت بریتانیا در مسئله نفت را کوتاه کند. این رسالت اصلی دولت دکتر مصدق بود و نه چیزی بیشتر از آن. دعواهای بعدی با شاه و نیروهای مذهبی نیز بر سر روش‌های بکار گرفته شده برای رسیدن به آن مهم بود و البته خودخواهی‌ها و تفرقه‌های خاص فرهنگ سیاسی ایران.

دکتر مصدق هم مثل دولت‌های پیش از خود، از ائتلاف و اختلاف با نیروهای دیگر میدان پروایی نداشت. از قدرت جریان مذهبی برای بسیج عمومی و البته از سر راه برداشتن رزم‌آرا استفاده می‌کرد و البته سرلشکر زاهدی و علی امینی هم از اعضای کابینه بودن و این امر کاملاً طبیعی می‌نمود و چیز خلاف آمدی هم نبود.

مصدق و یارانش هرگز درصدد تغییر نظام مشروطه سلطنتی در ایران نبودند. حتی فردای کودتای ناکام بیست و پنج مرداد در ایران در برابر پافشاری دکتر فاطمی وزیر خارجه برای اعلام انقراض سلطنت و اعلام جمهوری دکتر مصدق مقاومت کرد و پس از کودتا هم تنها فاطمی جوان به مجازات سخت دچار شد.

یاران دکتر مصدق که در جریان نهضت نفت همراه او بودند هیچ‌کدام نظر تغییر ساختار نداشتند، حتی تا یک سال قبل از بپا خواستن شعله‌های انقلاب خواهان اجرای قانون مشروطه، اصلاح امور هستند و البته این‌که به بازی گرفته شوند و نه بیش از آن.

نسل جوان حاضر در جریان پیروزی انقلاب عموماً بالیده بعد از کودتا بودند و یا در زمان کودتا دوران خردی را سپری می‌کردند. اینان خواهن رفع ظلم و تعدی و نیز تحقیر و دخالت بیگانه در سرنوشت کشور بودند و جماعتی هم البته دیدگاه‌های تند چپگرایانه در اشکال مختلفش داشتند.

حالیا به داوری این نگارنده علی‌رغم محترم و محتشم بودن دولت دکتر مصدق و تلاش‌های صورت گرفته برای بهبود شرایط کشور در آن دوران، نقشی بیش از حقیقت برای آن سال‌ها در تقویم ذهنی ایرانیان نشسته است و این وزنه برای آن که نقطعه عطف خوانش تاریخ ایران شود کمی نامتناسب است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ و ساعت 17:4 |

بیماری «آبلهٔ ام» چیست و چطور منتقل می‌شود؟

یک کودک مبتلا «آبله ام» در کنگو

یک کودک مبتلا «آبله ام» در کنگو

بیماری «آبله ام» که پیشتر با نام آبلهٔ میمون شناخته می‌شد، اولین بار در سال ۱۹۵۸ و پس از شیوع بیماری‌هایی «شبه‌آبله» در میمون‌ها شناسایی شد. تا مدت‌ها بیشتر موارد انسانی آن در افرادی در آفریقای مرکزی و غربی مشاهده شده بود که با حیوانات آلوده تماس نزدیک داشتند.

در سال ۲۰۲۲ برای اولین بار تأیید شد که این بیماری ویروسی از طریق روابط جنسی نیز منتقل می‌شود و شیوع آن در بیش از ۷۰ کشور جهان که پیش از آن موارد آبلهٔ ام را گزارش نکرده بودند، تأیید شد.

تعداد موارد انسانی ابتلا به آبلهٔ ام در هفته‌های گذشته به‌طرز چشم‌گیری افزایش یافته است. هفتهٔ گذشته مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها در اتحادیهٔ آفریقا گزارش داد که آبلهٔ ام دست‌کم در ۱۳ کشور آفریقایی شناسایی شده است.

این مرکز همچنین افزود که در مقایسه با مدت زمان مشابه در سال گذشته میلادی، موارد ابتلا به این بیماری ۱۶۰ درصد و مرگ‌ومیرها نیز ۱۹ درصد بیشتر شده است.

آبله ام می‌تواند با تاول‌های چرکین روی پوست همراه باشد

علائم آبلهٔ ام چیست؟

در این همه‌گیری تازه، برخلاف همه‌گیری‌های قبلی این ویروس، علائم خفیف‌تری در بیماران دیده می‌شود و زخم‌ها که پیشتر روی سینه، دست‌ها و پاها دیده می‌شد، بیشتر روی اندام تناسلی ظاهر می‌شود. همین امر تشخیص این بیماری را دشوارتر می‌کند.

تب، سردرد، درد عضلانی و تورم غدد لنفاوی، ازجمله زیر بازوها و دو طرف و پشت گردن، از دیگر علائم این بیماری است.

این عفونت‌ها می‌توانند دو تا چهار هفته ادامه داشته باشند و تشخیص آن با نمونه‌برداری از مایعات حاصل از ضایعات پوستی ممکن است.

آبلهٔ ام چطور گسترش می‌یابد؟

به‌طور کلی دو سویهٔ اصلی از این ویروس وجود دارد که با عناوین «تبارشاخهٔ ۱» و «تبارشاخهٔ ۲» شناخته می‌شود. هر تبارشاخه یک گروه گسترده از ویروس‌ها است که طی دهه‌ها تکامل یافته و از نظر ژنتیکی و بالینی متمایز است.

هر دو این سویه‌ها می‌توانند از طریق تماس مستقیم با حیوانات وحشی آلوده و یا از طریق تماس نزدیک، شامل تماس جنسی یا صمیمانه با فرد مبتلا، منتقل شوند.

انتقال این ویروس همچنین از طریق تعاملات طولانی‌مدت و رودررو مانند صحبت کردن نیز ممکن است.

از سوی دیگر، ویروس آبلهٔ ام می‌تواند از طریق تماس با اشیاء، پارچه‌ها و سطوحی که پس از استفادهٔ فرد مبتلا ضدعفونی نشده‌اند نیز به هرکسی منتقل شود. این شامل مواردی مانند لباس، رختخواب، حوله یا اسباب‌بازی‌های جنسی می‌شود.

چه زمانی یک فرد می‌تواند آبله ام را منتقل کند؟

بر اساس اعلام مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحده، یک فرد مبتلا از زمانی که علائم بیماری بر بدن او ظاهر می‌شود تا زمانی که ضایعات پوستی به‌طور کامل بهبود یابد و یک لایه پوست تازه بر روی آن تشکیل شود،‌ می‌تواند ناقل ویروس آبلهٔ ام باشد.

بنا به اعلامیه‌ای که در وب‌سایت این سازمان منتشر شده،‌ برخی افراد ممکن است ویروس آبلهٔ ام را از یک تا چهار روز پیش از ظاهر شدن علائم به دیگران منتقل کنند.

آیا واکسنی برای آبلهٔ ام وجود دارد؟

اگر چه موارد خفیف ابتلا به آبلهٔ ام می‌توانند خودبه‌خود بهبود یابند، اما هنوز درمان یا واکسن تأییدشده‌ای برای آن وجود ندارد.

در حال حاضر مطالعاتی بر روی داروی ضد ویروسی تکوویریمات که در ابتدا برای درمان آبله طراحی شده بود و با نام تجاری تی‌پاکس فروخته می‌شود، در حال انجام است.

سازمان غذا و داروی ایالات متحده واکسن JYNNEOS به عنوان واکسن آبله را نیز برای موارد شدید آبلهٔ ام در افراد بالای ۱۸ سال تأیید کرده است.

«احتمال شیوع آبله ام در ایران کم است»

یک پزشک متخصص در تهران می‌گوید که علائم آبله با تب و درد عضلانی شروع می‌شود و وقتی به برجستگی‌های قرمز رنگ دردناکی می‌رسد که داخل آن مایع جمع ‌می‌شود.

حسین کیوانی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران و متخصص ویروس‌شناسی بالینی، در گفت‌وگو با رادیو فردا، شیوع سویه جدید این بیماری را در گروه یک ویروس آبله اِم طبقه‌بندی کرده و سرعت انتشار آن را از طریق روابط جنسی بسیار زیاد می‌داند.

به گفته او، آخرین بار سازمان جهانی بهداشت در دهه ۸۰ میلادی برای واکسیناسیون علیه آبله شرایط اضطراری اعلام کرد.

آقای کیوانی تصریح کرد: از آن‌جا که از آن زمان تا کنون واکسیناسیون علیه آبله عمومیت نداشته، سازمان جهانی بهداشت با دیده شدن موارد این بیماری در کشورهای آفریقایی نظیر کنگو، برونئی، روآندا و کنیا هشدار داده و برای کشورهایی که احتمال شیوع بیماری وجود دارد برنامه واکسیناسیون گذاشته است.

این پزشک ویروس‌شناس بر این باور است که در ایران به‌دلیل شمار کم و کنترل‌شده میمون‌ها و رفت‌وآمدهای محدود توریستی به کشورهای آفریقایی، احتمال شیوع این بیماری کم است و «نگرانی‌هایی از جنس کرونا وجود ندارد».

به گفته آقای کیوانی، احتمال ابتلای افراد در سن پایین به این بیماری بیشتر است و در صورت ابتلا، در کنار هر گونه روش درمانی باید دوران ابتلا سپری شود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ و ساعت 0:59 |

روش عجیب دولت رئیسی برای استقراض از سیستم بانکی

دالغا خاتین‌اوغلو

در حالی که دولت سیزدهم قول داده بود از نظام بانکی کشور استقراض نکند، آمارهای بانک مرکزی از ۲.۵ برابر شدن حجم استقراض دولت از بانک‌های کشور خبر می‌دهد. یادداشتی از دالغا خاتین‌اوغلو، تحلیلگر اقتصادی.

آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد که بدهی دولت و شرکت‌های دولتی به بانک مرکزی و دیگر بانک‌های کشور در خردادماه امسال مجموعا به رقم هزار و ۵۶۰ تریلیون تومان اوج گرفته که ۱۳۸ درصد بیشتر از زمان روی کار آمدن دولت رئیسی است.

مقامات دولت سیزدهم بارها مدعی شده‌اند که دولت استقراض از بانک مرکزی را متوقف کرده، اما آمارهای این نهاد مالی نشان می‌دهد، بدهی دولت به این نهاد مالی ادامه داشته و حتی در خرداد امسال نسبت به خرداد سال گذشته ۷۲ درصد نیز جهش یافته است.

در کنار این موضوع، دولت استقراض غیرمستقیم از بانک مرکزی را نیز شدت بخشیده است؛ به‌طوری که در کنار استقراض مستقیم از بانک مرکزی، این نهاد مالی به بانک‌های کشور وام‌های کلان داده و بدین ترتیب دست دولت برای استقراض گسترده از دیگر بانک‌های کشور نیز باز شده است.

برای نمونه، دریافت وام بانک‌های کشور از بانک مرکزی در خرداد امسال نسبت به خرداد پارسال ۲.۷ برابر و نسبت به زمان روی کار آمدن دولت رئیسی تقریبا ۵.۵ برابر شده است.

در واقع طی دوره یادشده، بانک مرکزی ۵۴۴ تریلیون تومان به بانک‌های کشور وام داده و این بانک‌ها نیز ۶۲۶ تریلیون تومان به دولت قرض داده‌اند.

دقیقا مشخص نیست با توجه به اینکه ریال ایران طی سه سال گذشته بیش از نیمی از ارزش خود را از دست داده، دست به دست کردن وام‌های میان بانک مرکزی و بانک‌های کشور و نهایتا تحویل آن به دولت چه عواقبی خواهد داشت؛ چرا که حتی با احتساب نرخ بهره بانکی، با توجه به سقوط سهمگین ارزش ریال طی سه سال گذشته، بخش اعظمی از ارزش پولی که دولت از بانک‌ها دریافت کرده، عملا از بین رفته است.

نکته اینجاست که هفت بانک ایرانی در مجموع ۴۶۰ هزار میلیارد تومان زیان انباشته دارند و آینده آنها نیز در هاله‌ای از ابهام است.

در مجموع، به رغم وعده دولت ابراهیم رئیسی برای اجتناب از استقراض، دستگاه دولتی کلا بیش از ۹۰۰ تریلیون دلار از بانک مرکزی و دیگر بانک‌های کشور طی سه سال گذشته استقراض کرده است. بخش اعظم این استقراض توسط خود دولت و بخش دیگر توسط شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی انجام شده است.

کسری بودجه

علت استقراض گسترده دولت از بانک‌های کشور، ادامه کسری شدید بودجه است. در حالی که بانک مرکزی از ابتدای سال ۱۴۰۲ گزارش‌های مربوط به تحقق بودجه دولتی را متوقف کرده، اما آخرین گزارش آن نشان می‌دهد که بودجه دولت سیزدهم در اولین سال کاری خود، یعنی سال ۱۴۰۱، حدود ۴۷۳ تریلیون تومان تراز عملیاتی منفی داشته است که حتی با احتساب واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای، باز هم ۲۱۶ تریلیون تومان کسری بودجه داشته است.

استقراض دولت برای جبران کسری بودجه تنها منحصر به دولت سیزدهم نیست و بعد از اعمال تحریم‌های آمریکا علیه ایران، از دوران ریاست‌جمهوری حسن روحانی مرسوم است.

نقدینگی و تورم

استقراض‌های گسترده طی سال‌های گذشته باعث شده نقدینگی در کشور به رقم نجومی ۸۳۵۴ تریلیون تومان اوج بگیرد و نتیجه اینکه، نرخ تورم در ایران از ۹ درصد در سال ۱۳۹۷ به بالای ۴۰ درصد طی سه سال گذشته رسیده است.

ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که تنها در کشورهای انگشت‌شماری در جهان چنین نرخ تورم بالا و ادامه‌داری وجود دارد.

برای مقایسه، متوسط نرخ تورم جهانی در سال گذشته میلادی ۶.۸ درصد بود، در حالی که در ایران ۴۱.۵ درصد بود.

علت نرخ تورم نسبتا بالا در جهان نیز مربوط به تهاجم روسیه به اوکراین و تنش‌های خاورمیانه است؛ وگرنه در سال‌های گذشته این رقم حول و حوش سه درصد در نوسان بوده است.

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده است که تورم جهانی در سال آینده به ۴.۵ درصد کاهش یابد، در حالی که این رقم برای ایران ۳۲.۵ درصد خواهد بود.

صندوق توسعه ملی ایران نیز می‌گوید، دولت تاکنون ۱۰۰ میلیارد دلار از این نهاد استقراض کرده و توان پرداخت آن را ندارد.

مجموع بدهی دولت به بانک‌ها و صندوق توسعه ملی معادل سه سال بودجه عمومی دولت است و معلوم نیست این بدهی‌ها چگونه تسویه خواهند شد.

در کنار این استقراض‌ها، دولت بدهی‌های کلانی نیز به شرکت‌های خصوصی، از بخش عمران تا داروسازی، صاحبان نیروگاه‌های برقی خصوصی و گندم‌کاران دارد.

بنابر گزارش بانک مرکزی، دولت سیزدهم در کنار بازپرداخت بدهی‌های داخلی، حدود ۴.۵ میلیارد دلار نیز بدهی خارجی تسویه کرده و نهایتا بدهی خارجی ایران در خرداد امسال به حدود چهار میلیارد و ۳۶۳ میلیون دلار رسیده که دولت چهاردهم متعهد است دو میلیارد دلار آن را در کوتاه‌مدت و بقیه را در میان‌مدت تسویه کند.

با توجه به آنچه گفته شد، دولت مسعود پزشکیان راه بسیار ناهمواری برای سامان دادن به اقتصاد ایران در پیش دارد؛ خصوصا اینکه عباس عراقچی، وزیر خارجه پیشنهادی او، برای کسب رای اعتماد در مجلس شورای اسلامی، اخیرا در اجلاس دو کمیسیون مجلس صراحتا اعلام کرد که «برجام قابل احیا نیست» و «تخاصم با آمریکا ادامه خواهد یافت».

دقیقا مشخص نیست آیا این اظهارات صرفا "تقیه" برای کسب رای اعتماد مجلس است یا برنامه ایران برای رسیدن به توافقی جدا از برجام با آمریکا یا واقعا آنگونه که آقای عراقچی عنوان کرده، محور فعالیت او تمرکز بر "محور مقاومت"، "بی‌اثرسازی، دور زدن تحریم‌ها یا لغو آن" به همراه "همکاری دیپلماسی و میدان" خواهد بود؛ راهکاری که در سه سال گذشته نیز آزموده شده و در این یادداشت تنها به بخش کوچکی از عواقب اقتصادی آن اشاره شد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۲۶ و ساعت 22:23 |

می‌خواهید ۱۰۰ سال عمر کنید این چهار مورد را دریابید

عکس تزئینی است

تعداد صدساله‌های جهان از ۱۵۱ هزار نفر در سال ۲۰۰۰ به ۵۷۳ هزار نفر در سال ۲۰۲۱ افزایش یافته است.

مردم بیشتر عمر می‌کنند و می‌توان انتظار داشت که در سال‌های آینده تعداد بیشتری از افراد به سن ۱۰۰ سالگی برسند.

صدساله‌ها نمونه‌ای از پیری موفق هستند، که اغلب کمتر به بیماری‌های مزمن مبتلا می‌شوند و تا سن ۹۰ سالگی فعالیت‌های روزانه خود را به طور مستقل انجام می‌دهند. در حالی که ژنتیک در طول عمر افراد نقش دارد، عوامل قابل تغییر بیش از ۶۰ درصد از پیری موفق را تشکیل می‌دهند.

اما چه عواملی به افراد برای رسیدن به سن ۱۰۰ سالگی کمک می‌کند؟ برای یافتن پاسخ، سبک زندگی و عادات بهداشتی صدساله‌ها و افراد نزدیک به صدسالگی (افراد ۹۵ تا ۹۹ ساله) در سراسر جهان بررسی شده‌اند.

در این مسیر، ۳۴ تحقیق که از سال ۲۰۰۰ به بعد منتشر شده‌اند، بررسی شدند. بر اساس این تحقیق که در وبسایت «The Conversation» منتشر شده است، چهار عامل کلیدی شناسایی شدند که به طول عمر بسیار زیاد کمک می‌کنند.

۱- رژیم غذایی متنوع با مصرف کنترل‌شده نمک

صدساله‌ها و افراد نزدیک به صدسالگی معمولاً رژیم غذایی متعادل و متنوعی داشتند. آن‌ها به طور متوسط بین ۵۷ درصد تا ۶۵ درصد از انرژی دریافتی خود را از کربوهیدرات‌ها، ۱۲ درصد تا ۳۲ درصد را از پروتئین‌ها و ۲۷ درصد تا ۳۱ درصد را از چربی‌ها تأمین کرده‌اند.

رژیم غذایی آن‌ها شامل غذاهای اصلی مانند برنج و گندم، میوه‌ها، سبزیجات و غذاهای غنی از پروتئین مانند مرغ، ماهی و حبوبات به همراه مصرف متوسطی از گوشت قرمز بود.

این الگوی غذایی که شباهت‌هایی به رژیم مدیترانه‌ای دارد، با کاهش خطر مشکلات جسمانی و مرگ و میر مرتبط است.

همچنین بیشتر صدساله‌ها رژیم غذایی کم‌نمک را ترجیح می‌دادند. در این بررسی مشخص شد که میزان متوسط مصرف روزانه سدیم حدود ۱.۶ گرم بوده است، رقمی که پایین‌تر از حد توصیه‌شده توسط سازمان جهانی بهداشت است. بنا به توصیه سازمان جهانی بهداشت، میزان مصرف روزانه سدیم باید کمتر از ۲ گرم باشد که معادل حدود ۵ گرم نمک است.

رژیم غذایی سنتی اوکیناوایی که به دلیل رعایت آن توسط صدساله‌های ژاپنی در جزیره اوکیناوای ژاپن شناخته شده است، حاوی حدود ۱.۱ گرم سدیم است.

بررسی‌ها نشان دادند که مصرف بیشتر نمک (افرادی که غذاهای شور را ترجیح می‌دهند یا نمک اضافی به غذاهای خود اضافه می‌کنند) با افزایش ۳.۶ برابری خطر نقص عملکرد جسمانی نسبت به افرادی که مصرف نمک کمتری دارند، همراه است.

نتایج تحقیقات نشان می‌دهند که برای داشتن یک رژیم غذایی سالم باید مقدار زیادی غلات کامل، سبزیجات ریشه‌ای، حبوبات، میوه‌ها و سبزیجات را گنجاند، مصرف گوشت قرمز را به حداقل رساند و به جای از پروتئین‌های کم‌چرب مانند مرغ، ماهی و پروتئین‌های گیاهی روی آورد، و میزان نمک موجود در غذاها را کنترل کرد.

۲- کاهش مصرف داروها

صدساله‌ها از بیماری‌های مزمن کاملاً در امان نیستند، اما معمولاً بسیار دیرتر از میان‌سالان به این بیماری‌ها دچار می‌شوند.

بیش از نیمی از افرادی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند، با مشکلات رایجی مانند فشار خون بالا، زوال عقل یا اختلالات شناختی مواجه بودند. پژوهشگران دریافتند که این افراد به طور متوسط از ۴.۶ نوع دارو استفاده کرده‌اند. داروهای مصرفی شامل داروهای فشار خون و داروهای بیماری‌های قلبی بودند.

این داده‌ها مشابه نتایج یک پژوهش در اسپانیا است که نشان می‌دهد صدساله‌ها به طور متوسط از ۴.۹ نوع دارو استفاده می‌کردند اما افرادی که صدساله نبودند به طور متوسط از ۶.۷ نوع دارو استفاده می‌کردند.

کمتر مصرف کردن داروها توسط صدساله‌ها ممکن است به این معنی باشد که آن‌ها وضعیت سلامتی بهتری دارند. البته اطلاعات مربوط به مصرف داروها معمولاً توسط خود افراد گزارش می‌شود و ممکن است دقیق نباشد.

پلی‌فارماسی یا مصرف همزمان پنج دارو یا بیشتر در افراد مسن شایع است. مصرف همزمان چند دارو به صورت نامناسب با افزایش خطرات جانبی مانند افتادن یا اختلالات شناختی همراه شود.

از آنجا که بیماران ممکن است نتوانند بر نوع یا تعداد داروهای تجویز شده کنترل داشته باشند، پزشکان باید داروها را فقط در صورت ضرورت تجویز و آن‌ها را از مزایا و خطرات داروها آگاه کنند.

۳- خواب کافی و آرام

کیفیت و کمیت خواب بر سیستم ایمنی بدن، هورمون‌های استرس و عملکردهای کاردیومتابولیک مانند چاقی، فشار خون بالا و دیابت تأثیر می‌گذارد. خواب مناسب و کافی با افزایش سلامتی جسمی و روانی و کاهش خطر بیماری‌های مزمن مرتبط است.

بر اساس داده‌های این پژوهش، ۶۸ درصد از صدساله‌ها از کیفیت خواب خود رضایت داشتند. در مقابل، نتایج یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۰ که در ۱۳ کشور انجام شد، میزان رضایت از خواب در میان بزرگ‌سالان بین ۲۹ درصد تا ۶۷ درصد متغیر بود.

مدت زمان خواب مناسب بین هفت تا هشت ساعت در شب است. حفظ یک روال خواب منظم، ایجاد محیط آرام، ورزش منظم و مدیریت استرس از جمله مواردی است که برای دستیابی به خواب مناسب توصیه می‌شوند.

۴- محیط زندگی

بیش از ۷۵ درصد از صدساله‌ها و افزاد نزدیک به صدسالگی که در این تحقیق بررسی شدند، در مناطق روستایی زندگی می‌کردند.

این موضوع در «منطقه‌های آبی» که به دلیل داشتن تعداد زیاد افراد صد ساله معروف هستند، مشاهده می‌شود. این مناطق شامل اوکیناوای ژاپن، ساردینیا در ایتالیا، شبه‌جزیره نیکویا در کاستاریکا و ایکاریا در یونان هستند.

طول عمر زیاد افراد در این مناطق ممکن است تا حدی به ارتباط بین طبیعت و سلامتی مربوط باشد. برای مثال، زندگی در طبیعت و محیط‌های سبز با کاهش استرس، افسردگی، فشار خون، دیابت نوع ۲ و بیماری‌های قلبی مرتبط است که می‌تواند به افزایش امید به زندگی کمک کند.

سایر عوامل مهم

در این تحقیق، همه رفتارها و عادات روزانه مرتبط با طول عمر بررسی نشده‌اند. تحقیقات نشان می‌دهند که سیگار نکشیدن، پرهیز از نوشیدن الکل یا محدود کردن آن، فعالیت بدنی منظم و داشتن روابط اجتماعی به افزایش احتمال رسیدن به سن ۱۰۰ سالگی کمک می‌کنند.

البته رعایت توصیه‌های پیشین تضمین نمی‌کند که یک فرد حتماً به سن ۱۰۰ سالگی خواهد رسید. همچنین برخی از افرادی که به سن ۱۰۰ سالگی رسیده‌اند، رفتار یا عاداتی داشتند که غیر معمول به نظر می‌رسد.

در هر حال بسیاری از افراد مسن در تلاشند تا سبک زندگی سالم‌تری را به منظور پیشگیری و مدیریت بیماری‌های مزمن در پیش گیرند.

پس هرچه زودتر بتوانید تغییرات مثبت در سبک زندگی و عادات خود ایجاد کنید، موقعیت بهتری برای داشتن زندگی طولانی و سالم خواهید داشت.

صدساله شدن یک تلاش مادام‌العمر است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۵ و ساعت 19:57 |

آهن موجود در گوشت قرمز خطر ابتلا به دیابت را افزایش می‌دهد

در تازه‌های پزشکی هفته می‌خوانید: آهن موجود در گوشت قرمز خطر ابتلا به دیابت را افزایش می‌دهد. حتی نوشیدن کمی الکل خطر مرگ زودهنگام را افزایش می‌دهد. مصرف کافی منیزیم، آلزایمر را از شما دور می‌کند.

یک مطالعه جدید هشدار می‌دهد که گوشت قرمز حاوی نوعی آهن به نام "آهن هِم" است که می‌تواند خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را در افراد افزایش دهد.

به گزارش نشریه پزشکی "Health Day"، محققان آمریکایی در مطالعه‌ای که ۱۳ اوت در ژورنال "Nature Metabolism" منتشر شد، اعلام کردند افرادی که بیشترین مواد غذایی سرشار از آهن هِم (که به طور عمده در گوشت قرمز و سایر فرآورده‌های حیوانی موجود است) مصرف می‌کنند، ۲۶ درصد بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ قرار دارند. این مطالعه به تجزیه و تحلیل نمونه خون بیش از ۳۷۵ هزار نفر پرداخته است.

بیشتر بخوانید: خطر ابتلا به دیابت، حتی با مصرف دو وعده گوشت قرمز در هفته

نتایج همچنین نشان داد که "آهن غیر هِم" که در غذاهای گیاهی یافت می‌شود، هیچ ارتباطی با دیابت نوع ۲ ندارد.

فرانک هو، پروفسور تغذیه و اپیدمیولوژی در دانشگاه هاروارد معتقد است که این مطالعه بر اهمیت انتخاب‌های غذایی سالم در پیشگیری از دیابت تأکید می‌کند.

به گفته او، کاهش دریافت آهن هِم، به ویژه از طریق گوشت قرمز، و اتخاذ یک رژیم غذایی گیاهی می‌تواند راهبرد موثری در کاهش خطر ابتلا به دیابت باشد.

آهن هِم از هموگلوبین، پروتئین خون که انتقال اکسیژن در گلبول‌های قرمز را تسهیل می‌کند، به دست می‌آید. این نوع آهن معمولاً در گوشت، مرغ و غذاهای دریایی یافت می‌شود و راحت‌تر از آهن غیرهِم جذب بدن می‌شود.

حتی نوشیدن کمی الکل خطر مرگ زودهنگام را افزایش می‌دهد

افراد بالای ۶۰ سال که به طور منظم الکل مصرف می‌کنند، در معرض خطر مرگ زودهنگام ناشی از سرطان و یا بیماری‌های قلبی عروقی قرار دارند و این را محققان اسپانیایی بر اساس تازه‌ترین مطالعه خود اعلام کرده‌اند.

به گزارش نشریه پزشکی "Web MD"، این مطالعه که در نشریه "JAMA Network Open" منتشر شده، ناقض تحقیقات گذشته است که تاکید داشتند مصرف یک یا دو نوشیدنی الکلی در روز نه تنها خطرناک نیست، بلکه برای سلامت قلب نیز مفید است.

تصویر گیلاس شرابتصویر گیلاس شراب

حتی یک نوشیدنی الکلی در روز نیز خطر مرگ ناشی از سرطان را "۱۱ درصد" افزایش می‌دهدعکس: imago images/Westend61

محققان داده‌های سلامتی بیش از ۱۳۵ هزار شهروند بریتانیا را که همگی حداقل ۶۰ سال سن داشتند، برای ۱۲ سال تجزیه و تحلیل کردند.

نتایج نشان داد که مصرف بیش از حد الکل خطر مرگ زودرس را تا ۳۳ درصد، خطر مرگ ناشی از سرطان را تا ۳۹ درصد و خطر مرگ ناشی از بیماری‌های قلبی عروقی را تا ۲۱ درصد افزایش می‌دهد. با این حال محققان اعلام کردند که حتی یک نوشیدنی الکلی در روز نیز خطر مرگ ناشی از سرطان را "۱۱ درصد" افزایش می‌دهد.

دکتر روزاریو اورتولا، سرپرست تیم تحقیق و استادیار پزشکی پیشگیرانه دانشگاه اتونوما در مادرید تاکید کرد که نوشیدن الکل احتمالا خطر ابتلا به سرطان را "از اولین قطره مصرف" افزایش می‌دهد.

مطالعه جدید همچنین نشان داد که نوشیدن الکل فقط با وعده‌های غذایی، خطر مرگ ناشی از سرطان را تعدیل می‌کند. این کاهش خطر می‌تواند به دلیل جذب کندتر الکل در هنگام خوردن غذا باشد.

گزارش جدید موسسه نظرسنجی گالوپ نشان داده که به طور کلی، نگرش آمریکایی‌ها نسبت به تأثیرات الکل بر سلامتی در حال تغییر است، به طوری که ۶۵ درصد از جوانان (۱۸ تا ۳۴ سال) می گویند که نوشیدن می‌تواند اثرات منفی بر سلامتی داشته باشد. این در حالیست که فقط ۳۹ درصد از بزرگسالان ۵۵ ساله یا بالاتر موافق خطرناک بودن الکل برای سلامت هستند. گالوپ گزارش داد که در حال حاضر بزرگ‌ترین شکاف در دیدگاه بین افراد جوان و مسن در مورد نوشیدن الکل وجود دارد.

مصرف کافی منیزیم، آلزایمر را از شما دور می‌کند

یک مطالعه جدید از محققان استرالیایی نشان داده که پیروی از یک رژیم غذایی غنی از منیزیم خطر آسیب به DNA و اختلالات دژنراتیو مزمن از جمله آلزایمر را کاهش می‌دهد. این مقاله در "مجله اروپایی تغذیه" منتشر شده است.

تصویری از غذاهای حاوی منیزیمتصویری از غذاهای حاوی منیزیم

غلات کامل، سبزیجات با برگ سبز تیره، آجیل، لوبیا و شکلات تلخ همگی غذاهای غنی از منیزیم هستند عکس: Channel Partners/Zoonar/picture alliance

به نوشته مدیکال اکسپرس، دانشمندان دانشگاه استرالیای جنوبی با جمع‌آوری و تجزیه و تحلیل نمونه‌های خون ۱۷۲ فرد میانسال، ارتباط قوی بین سطوح پایین منیزیم و مقادیر بالای اسید آمینه سمی به نام "هموسیستئین" پیدا کردند. هموسیستئین حاوی گوگرد است.

این ترکیب سمی به ژن‌های بدن آسیب می‌زند و افراد را مستعد ابتلا به بیماری‌های آلزایمر و پارکینسون، بیماری‌های گوارشی، طیف وسیعی از سرطان‌ها و دیابت می‌کند.

غلات کامل، سبزیجات با برگ سبز تیره، آجیل، لوبیا و شکلات تلخ همگی غذاهای غنی از منیزیم هستند که به بدن در تولید انرژی، استحکام دندان‌ها و استخوان‌ها، تنظیم قند خون و فشار خون، سلامت قلب، ماهیچه‌ها و کلیه‌ها کمک می‌کنند.

به گفته محققان مصرف کم منیزیم (کمتر از ۳۰۰ میلی گرم در روز) می‌تواند خطر ابتلا به بسیاری از بیماری‌ها را افزایش دهد و منجر به آسیب DNA شود.

منیزیم چهارمین ماده معدنی فراوان موجود در بدن انسان است و بیش از ۲۰۰ آنزیم برای فعال کردن فرآیندهای حیاتی در بدن به آن نیاز دارند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۵ و ساعت 18:30 |

نیاز "عشقی تاریک" در فریاد خاموش لورکا

اسد سیف

"دیوان تاماریت" و "غزلواره‌های عشق تاریک" در شمار آن دسته از شعرهای لورکا هستند که برای نخستین‌بار به فارسی برگردانده شده‌اند؛ شعرهایی که شاعر در آنها از احساس جنسی خود می‌گوید. نگاه اسد سیف، منتقد ادبی، به این کتاب.

فدریکو گارسیا لورکا مشهورتر از آن است که از زندگی شخصی او چیزی گفته شود. "دیوان تاماریت" و "غزلواره‌های عشق تاریک" اما درست با آن بخش از هستی او در رابطه است که در ایران در سایه قرار دارد. در این شعرها لورکا از احساس جنسی خویش می‌سراید، راز هم‌جنس‌خواهی خود را به گل و گیاه، به طبیعت و پدیده‌های آن گره می‌زند تا از آن نمادی بسازد برای بیان احساسی که در آن سال‌ها در شمار تابوها بود در اسپانیا و سرکوب می‌شد. این عشق به عنوان احساسی طبیعی، قصد دارد در تاریکی حاکم شکوفا شود، ببالد و جان گیرد. جامعه اما آن را برنمی‌تابد. از نگاه دین گناه است و از دید جامعه فساد.

لورکا و عشق تاریک

این اشعار چند سال پس از قتل شاعر به دست فاشیست‌ها، در آگوست ۱۹۳۶ منتشر شد. در این شکی نیست که زمزمه‌های هم‌جنسگرا بودنش نیز در این جنایت نقش داشته است. لورکا در این اشعار از "من" خویش می‌گوید؛ از نیاز به بازگویی احساس خود در آزادی، و ترس و هراس عمیق از آشکار شدن آن. و این سبب شده تا اروتیسم حاکم بر این شعرها سراسر در نمادهایی خود را بازیابند که فهم آن در آن سال‌ها اندکی دشوار بود. او مجبور بود حضور معشوق را در پس رنگ‌ها و گل‌ها بپوشاند، از "بلبل مجروح عشق میان لب‌ها" بگوید و از "عطر ماگنولیای تاریک تن" تا کسی به راز "جنگل زخم‌های تازه" و "حضور ترسناک" عشقی ناخوشایند پی نبرد.

"عشق تاریک" در این شعرها چیزی نیست جز فریاد رسای کسی که نمی‌تواند از احساس طبیعی خود سخن بگوید: «بگذر از لجاجت سنگی‌ام/ همدرد باش و بگذر از جدال/ من از عشقم/ طبیعی‌ام/ و این منم» و این‌جاست که عشق با ناامیدی درمی‌آمیزد، خطرناک می‌شود، امکان حضور در جامعه نمی‌یابد، در سینه شاعر "خفته" می‌ماند. شور جنسی در "صدای آتشین یخ" منجمد می‌شود و لذت با هراس شعله‌ور می‌شود تا در سوت "پاسبان شب" بمیرد.

لورکا در این شعرها که سراسر زندگی‌ست، بارها آرزو می‌کند در رهایی از رنج‌های زمینی بمیرد. راستی را این چه زندگی‌ست که فکر و احساست تابو شوند و بوی مرگ دهند. با این "کودک تاریک" زندگی چه باید کرد: «آسمان و زمین بر دست‌هایم زنجیر می‌بافتند/ آسمان و زمین بر زخم‌هایم شلاق می‌زدند». جامعه نمی‌خواهد صدای نعره او را که: «لعنتی‌ها من زندگی شخصی خودم را می‌خواهم»، بشنود. او پیش از آنکه با رگبار گلوله فاشیست‌ها، با تنی غرق در خون، بر زمین بغلتد، در افکار عمومی جامعه، در نگاه همان‌هایی که «جسم تو را می‌خواهند و جان کندن مرا»، مرده بود.

جایگاه لورکا در شعر جهان

لورکا از جمله شاعرانی‌ست که بر قله شعر قرن بیستم جهان قرار دارد. در عرصه‌های موسیقی، تئاتر، نقاشی، هنرپیشگی، هنر آفرید. با تنی رنجور و غمگین، اسیر افکار جامعه‌ای سنتی و مردسالار بود. در طرفداری از زحمتکشان و ستمدیدگان، در راه دستیابی جامعه به عدالت اجتماعی مبارزه می‌کرد. باید سال‌ها از مرگ دلخراش او می‌گذشت تا اسپانیا به این فرزند غمگین خویش افتخار کند.

Buch-Cover I Diwan des Tamarit, Sonette der dunklen LiebeBuch-Cover I Diwan des Tamarit, Sonette der dunklen Liebe

عکس: Payam Publications

لورکا شاعری نوآور بود. با هم‌آمیزی شعر کلاسیک اسپانیا با شعر مدرن، تحولی در شعر پدید آورد. اندلس در شعرهای لورکا جانی دیگر به خود می‌گیرد. عناصری از سنت‌های بومی در آثار او به شکل مدرن بازآفرین می‌شوند. کولی‌ها و موسیقی فلامنکو، پا به پای ترانه‌های عامیانه و اسطوره‌های بومی در شعرهایش رختی نو بر تن می‌کنند. انسان، عشق، عدالت اجتماعی در آثار لورکا با زبان و احساسی ناب، بُعدی جهانی به خود می‌گیرد و همین سبب شده تا از او شخصیتی جهانی بسازد. نمی‌توان تأثیر لورکا را بر بسیاری از شاعران و نویسندگان در جهان نادیده گرفت. سبک و توانایی او در آفرینش تصاویری زنده و ملموس از موقعیت‌های انسان، میراث اوست برای نسل‌های بعد تا به کشف جهانی دیگر در شعر موفق گردند. در این شکی نیست که مقاومت او در برابر فاشیست‌ها، در نماد شدن شخصیت او نیز نقش داشته است.

در اشعار لورکا عشق‌های ناکام، همچون عشق‌های خودش، همیشه به تراژدی تبدیل می‌شوند، و این‌ها با احساسی ناب بیان می‌گردند. او این زبان شاعرانه را در بیان این احساس‌ها در نمایشنامه‌نویسی نیز به کار گرفت و آن را با تکنیک‌های سورئالیستی در هم آمیخت تا از واقعیت و خیال جهانی دیگر خلق کند و این برایش موفقیت به همراه داشت.

علی فرداد که خود شاعری‌ست خوش‌ذوق، شعرهای این دو دفتر را با وسواسی کم‌نظیر از آلمانی و در مقایسه با متن اسپانیایی به فارسی برگردانده است. اسماعیل خویی در ستایش شعرهای لورکا با برگردان فرداد یادآور می‌شود که با خواندن آن‌ها با لورکای دیگری نیز آشنا شده که پیش از این در زبان فارسی حضور نداشت. به گفته او، همه از عاشقانه‌های لورکا می‌گویند، بی‌آنکه جنس این عشق را بشناسند: «شخصیت لورکا دانسته و نادانسته در ترجمه‌های فارسی او پس زده می‌شود... انگار می‌خواهد پنهان بماند از دیگران. علت این چگونگی هم البته همجنسگرا بودن لورکاست و سرنوشت خون‌آلودی که این نازنین داشت.»

علی فرداد در نظر دارد به همین شکل، دیگر کتاب‌های شعر لورکا را به فارسی برگرداند. در این راستا نخست این مجموعه را که دربرگیرنده آخرین شعرهای این شاعر است و کمتر به فارسی ترجمه شده، برگزیده است. این اثر را انتشارات "گوته و حافظ" (پیام) در ۱۳۷ صفحه در آلمان منتشر کرده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۳ و ساعت 21:49 |

بهترین راه برای شستن میوه‌ها و سبزیجات قبل از مصرف چیست؟

شستن میوه و سبزیجات

خوردن روزانه میوه و سبزیجات یک راه عالی برای سالم ماندن محسوب می‌شود، فقط ابتدا باید مطمئن شوید که آن‌ها را به درستی شسته‌اید.

هرچند بیشتر مردم از خطراتی که گوشت خام و ماهی می‌تواند برای سلامتی داشته باشد آگاه هستند، بسیاری محصولات تازه را «ایمن» می‌دانند.

این در شرایطی است که هر سال از هر ده نفر یک نفر با خوردن مواد غذایی آلوده بیمار می‌شود و تقریباً ۴۶ درصد از این موارد بیماری‌های منتقله ناشی از مصرف میوه و سبزیجات است.

واقعیت این است که بیشتر محصولات تازه در فضای باز رشد می‌کنند، جایی که هر کسی یا هر چیزی (مانند حشرات و پرندگان) می‌توانند آن‌ها را لمس کنند.

این بدان معناست که علاوه بر کثیفی، محصولات شسته‌نشده ممکن است حاوی انواع مختلفی از مواد بالقوه مضر از جمله باکتری‌ها، قارچ‌ها، ویروس‌ها و آفت‌کش‌ها باشند.

محصولات تازه همچنین ممکن است در طول مراحل بسته‌بندی، آماده‌سازی یا نگهداری آلوده شوند. حتی محصولاتی که در گلخانه‌ها به صورت ایزوله رشد می‌کنند نیز می‌توانند حاوی میکروب‌ها و آفت‌کش‌ها باشند. در نتیجه شستن میوه‌ها و سبزیجات از اهمیت واقعی برای ایمنی مواد غذایی برخوردار است. اما بهترین راه برای انجام آن چیست؟

شستن سبزیجات تازه برای جلوگیری از ابتلا به بیماری‌ها توصیه می‌شود

شستن سبزیجات تازه برای جلوگیری از ابتلا به بیماری‌ها توصیه می‌شودعکس: کانوا

پرایمورس فریستون، مدرس ارشد میکروبیولوژی بالینی در دانشگاه لستر بریتانیا، در این باره می‌گوید: «ابتدا دستان خود را بشویید. این از آلودگی میکروب‌های روی پوست به محصولی که تمیز می‌کنید جلوگیری می‌کند.»

ساده‌ترین و ایمن‌ترین راه برای شستن محصولات تازه با دست، زیر آب جاری و سرد است. میوه‌ها و سبزیجات را با دستان خود بمالید تا آلودگی، آفت‌کش‌ها و برخی میکروب‌های سطحی از بین برود.

این کار را آنقدر ادامه دهید تا سطح دیگر کثیف به نظر نرسد. اگر می‌خواهید محصول را در آب خیس کنید، مطمئن شوید که به جای سینک ظرفشویی (که ممکن است پر از میکروب باشد) از یک کاسه تمیز استفاده کنید.

هرگز محصولات را با مواد شوینده یا سفید‌کننده‌ها نشویید، زیرا پوست برخی از میوه‌ها و سبزیجات متخلخل است و می‌تواند این مواد شیمیایی را جذب کند. این نه تنها می‌تواند طعم و بافت آنها را تغییر دهد، بلکه می‌تواند آن‌ها را برای مصرف خطرناک کند.

برخی از روش‌های شیمیایی بی‌خطر نیز برای تمیز کردن میوه‌ها و سبزیجات شما وجود دارد. برای مثال سرکه و جوش شیرین هر دو می‌توانند برای شستن محصولات تازه استفاده شوند. آنها می‌توانند تجمع باکتری‌ها و آفت‌کش‌ها را روی محصولات کاهش دهند.

برای شستشو می‌توانید از سرکه سیب استفاده کنید. در هر فنجان آب فقط از نصف فنجان سرکه استفاده کنید، محصول را به مدت دو تا سه دقیقه خیس کنید و گهگاه آن را هم بزنید. سپس حداقل یک دقیقه آن را زیر آب سرد شیر بشویید.

یکی از معایب استفاده از سرکه این است که اسید استیک موجود در آن می‌تواند طعم و بافت را تغییر دهد و این به ویژه در مورد میوه‌های نرم صادق است.

برای جوش شیرین، حدود ۰.۸۴ گرم به ازای هر ۱۰۰ میلی‌لیتر آب ( کمتر از شش قاشق غذاخوری) رشد میکروب‌ها را در محصولات تازه متوقف می‌کند.

برای پرهیز از ابتلا به بیماری شستن میوه و سبزیجات باید به دقت انجام شود

برای پرهیز از ابتلا به بیماری شستن میوه و سبزیجات باید به دقت انجام شودعکس: کانوا

همچنین اثبات شده است که خیساندن به مدت ۱۵ دقیقه با جوش شیرین تقریباً تمام آثار آفت کش‌ها را از محصولات تازه از بین می‌برد.

میوه‌ها و سبزیجات را به مدت ۱۵ دقیقه در یک کاسه تمیز خیس کنید و هر از گاهی هم بزنید. از آنجایی که جوش شیرین قلیایی است، خیساندن بیش از یک ربع و عدم شستشوی کامل ممکن است پوست میوه‌ها و سبزیجات ظریف را از بین ببرد و بر بافت و طعم آنها تأثیر بگذارد.

با این حال تحقیقاتی که اثر شستن سیب‌ها را با آب تنها به تنهایی در مقابل خیساندن آنها در جوش شیرین مقایسه کرد، نشان داد که آب تقریباً به اندازه جوش شیرین در از بین بردن آفت‌کش‌ها مؤثر است.

بنابراین بر اساس مجموعه شواهدی که در حال حاضر در اختیار داریم، آب به تنهایی هنوز بهترین راه برای تمیز کردن محصولات تازه است و هیچ مزیت واقعی برای استفاده از سرکه یا جوش شیرین وجود ندارد.

برای شستن سبزیجاتی مانند کاهو، کلم، کلم بروکلی، گل کلم و کلم پیچ برگ‌ها یا گلچه‌ها را جدا کرده و به صورت جداگانه به مدت یک دقیقه زیر شیر آب بشویید.

در نهایت توجه داشته باشید که هیچ روش شستشوی خانگی نمی‌تواند تمام میکروب‌هایی را که ممکن است در میوه‌ها و سبزیجات وجود داشته باشند به طور کامل از بین ببرد. این تنها پخت و پز با حرارت بالای ۶۰ درجه سانتیگراد است که می‌تواند این کار را انجام دهد.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۳ و ساعت 17:37 |

کشف تازه دانشمندان از وجود اقیانوس‌های عظیم در زیر سطح مریخ

تصویر کاوشگر از سطح مریخ

تحقیقات جدید دانشمندان نشان می‌دهد که مریخ هرچند ممکن است بیابانی خشک و بی‌آب و علف به نظر برسد، اما در درون شکاف‌های سنگی زیرزمینی خود دارای اقیانوس‌های عظیمی از آب است.

یافته‌های پژوهشگران بر اساس اندازه‌گیری‌های لرزه‌ای از فضاپیمای رباتیک سطح‌نشین مریخ ناسا به نام «مارس این‌سایت» (Mars InSight) است که بیش از ۱۳۰۰ مریخ‌لرزه را، پیش از این که دو سال پیش برای همیشه از کار بیافتد، شناسایی کرده بود.

واشان رایت، محقق در موسسه اقیانوس‌شناس دانشگاه کالیفرنیا سن‌دیگو که هدایت این تحقیق را برعهده داشت، در این باره می‌گوید: «این آب که گمان می‌رود در عمق ۱۱.۵ تا ۲۰ کیلومتری در پوسته مریخ قرار داشته باشد به احتمال زیاد میلیاردها سال پیش زمانی که مریخ رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و احتمالا اقیانوس‌ها را در خود جای داده بود از سطح به اعماق آن رفته است.»

وی اضافه کرد: «البته فقط به این دلیل که ممکن است آب همچنان در درون مریخ محبوس شده باشد به این معنی نیست که در آن‌جا الزاما حیات وجود دارد. در واقع یافته‌های ما می‌گویند محیط‌هایی زیرزمینی وجود دارند که احتمالاً قابل حیات هستند.»

تیم محققان مدل‌های کامپیوتری را با خوانش‌های فضاپیمای این‌سایت شامل سرعت مریخ‌لرزه‌ها ترکیب کرد و دریافت که وجود آب زیرزمینی محتمل‌ترین توضیح برای داده‌های به دست آمده است.

آقای رایت می‌گوید اگر موقعیت کاوشگر در منطقه «الیسیوم پلانیتیا» (Elysium Planitia) در نزدیکی خط استوای مریخ معرف بقیه سیاره سرخ باشد، آب زیرزمینی موجود برای پر کردن یک اقیانوس سرتاسری به عمق یک تا دو کیلومتر کافی است.

محققان می‌‌گویند در مریخ اقیانوس‌های عظیم زیرسطحی قرار دارد

محققان می‌‌گویند در مریخ اقیانوس‌های عظیم زیرسطحی قرار داردعکس: آسوشیتد پرس

دانشمندان می‌گویند برای تایید وجود آب و جستجوی نشانه‌های بالقوه حیات میکروبی، نیاز به مته‌ها و سایر تجهیزات است.

اگرچه فرودگر «این‌سایت» دیگر کار نمی‌کند، با این حال پژوهشگران به تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از سال ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۲ ادامه می‌دهند تا اطلاعات بیشتری را در مورد سطح داخلی مریخ به دست آورند.

بیش از ۳ میلیارد سال پیش، مریخ آب‌های سطحی خود را با نازک شدن جو از دست داد و این سیاره به دنیای خشک و غبارآلود امروزی تبدیل شد.

دانشمندان بر این باورند که بیشتر آب‌های باستانی تبخیر شده یا در زیر سطح مدفون مانده‌اند.

نتایج مطالعات تازه در نشریه علمی «پیشرفت‌های آکادمی ملی علوم» آمریکا منتشر شده است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۳ و ساعت 13:44 |

ناصر پاکدامن؛ روشنفکر مبارزی که معتقد بود «آینده از آن ماست»

ناصر پاکدامن در روز سوم اردی‌بهشت‌ماه درگذشت

توضیح تصویر،ناصر پاکدامن در روز سوم اردی‌بهشت‌ماه درگذشت

اطلاعات مقاله

  • نویسنده,علی امینی نجفی
  • شغل,پژوهشگر مسائل فرهنگی
  • ۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۲۵ آوریل ۲۰۲۳

ناصر پاکدامن، که در روز سوم اردی‌بهشت‌ماه درگذشت، در عرصه‌های گوناگون - از جمعیت و اقتصاد تا فرهنگ و ادب - آثار زیادی از خود به جا گذاشت. اما بی‌گمان برجسته‌ترین اثر او، خودش بود.

او تلاشی سترگ و دلیرانه به کار بست تا از آفت‌ها و بلایای زمانه در امان بماند و شرافتمندانه زیست کند، به هر ترفند و تدبیری از گزند دام و دد برهد و به ابتذال و روزمرگی تن ندهد. اینکه در برابر وسوسه‌های شیرین روزگار تسلیم نشوی، زرق و برق مال و مقام چشم حقیقت‌جویت را کور نکند، به آپارتمانی محقر و زندگی مقتصدانه بسازی، اما تن به سازش و خودفروشی ندهی، بس دشوار است و تنها درخورد آزادگان و پاکدامنان.

و او به گواهی آشنایان و نزدیکانش چنین زیست و از زندگی خود الگویی ساخت، چه بسا دست‌نیافتنی برای شاگردان بی‌شمارش. او در این «فن شریف» مهارت یافته بود که نه به فرومایگی تن دهد و نه دم در کشد و به کنج عزلت و فراموشی پناه ببرد. در سراسر زندگی نیز بر آنچه درست و برحق می‌شناخت، پای فشرد و هرگز از راه حقیقت و صداقت پای پس نگذاشت.

پاکدامن پس از دریافت دیپلم دبیرستان در دانشگاه تهران در رشته اقتصاد تحصیل کرده و با رتبه اول لیسانس گرفته بود. در سال ۱۳۳۴ به فرانسه اعزام شد و تحصیلات دانشگاهی خود را تا اخذ دکتری ادامه داد. بازگشت او به ایران، به خاطر پیکار سیاسی او با گرایش چپ مستقل٬ در چارچوب «جامعه سوسیالیست‌های ایرانی در اروپا» با چند سال تأخیر در سال ۱۳۴۶ صورت گرفت.

او در آن روزها با هدف تدریس به ایران برگشت و جز کار دانشگاهی شغل و مقامی قبول نکرد. دانش‌آموختگان اقتصاد تا آستانه انقلاب ۱۳۵۷ از این استاد پردانش و دلسوز خاطراتی فراموش‌نشدنی دارند.

پاکدامن در جریان انقلاب هم در سازماندهی و هدایت «سازمان ملی دانشگاهیان» شرکت داشت و هم در چارچوب فعالیت «کانون نویسندگان ایران» علیه سانسور و اختناق نقشی برجسته ایفا کرد.

برپایی جمهوری اسلامی، کارزار «انقلاب فرهنگی» و استیلای ایدئولوژی دینی بر جامعه، ادامه کار دانشگاهی ناصر پاکدامن را مانند صدها مقام و شخصیت علمی دیگر ناممکن ساخت. او چندی زندگی مخفیانه در پیش گرفت و سرانجام در اواخر سال ۱۳۶۰ ایران را ترک گفت و در فرانسه سکونت گزید.

پاکدامن در تبعیدگاه پاریس در کنار تدریس در دانشگاه، با توش و توانی فزاینده در مبارزه برای دموکراسی و برقراری نظامی بر پایه قانونمندی و حقوق شهروندی در ایران مشارکت داشت.

بازنشستگی او از شغل دانشگاهی در پایان دهه ۱۹۹۰ فرصتی بود تا از امور معیشتی کناره گیرد و خود را یکسره وقف فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی کند.

در عرصه فرهنگ و ادبیات

علی امینی در کنار ناصر پاکدامن در پاریس

توضیح تصویر،علی امینی در کنار ناصر پاکدامن در پاریس

در سال‌هایی که غلامحسین ساعدی در پاریس نشریه الفبا را منتشر می‌کرد، همواره از پشتیبانی دوست نزدیکش پاکدامن برخوردار بود.

پس از مرگ نابهنگام ساعدی در آذرماه سال ۱۳۶۴، پاکدامن بر آن شد که تلاش فرهنگی ساعدی را با نشر مجله‌ای تازه دنبال کند. حاصل این تلاش، فصلنامه «چشم‌انداز» بود که او در کنار محسن یلفانی و شهرام قنبری سرپرستی‌اش را به عهده داشت و به رغم دشواری‌های توان‌فرسا به دست اهل فرهنگ رساند.

پاکدامن در چارچوب فعالیت‌های مطبوعاتی و انتشاراتی در رشته گسترده‌ای از حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی مقاله و نقد و بررسی منتشر کرد. از جمله کارهای ارزنده او ارائه روزشماری موشکافانه از آخرین مراحل زندگی صادق هدایت است؛ نویسنده‌ای که پاکدامن به او سخت ارادت داشت. در همین راستا او با تلاشی فراوان نامه‌های هدایت به دوستش شهید نورائی را گردآوری کرد و با تعلیقات و یادداشت‌هایی سودمند به چاپ سپرد.

از تلاش‌های دیگر او تحقیقی ژرف و گسترده در ماجرای قتل احمد کسروی، پژوهشگر و تاریخ‌نگار ایرانی است که به دست اسلامگرایان افراطی کشته شد. در این پژوهش همانند بسیاری از دیگر کارهای پاکدامن روحیه سخت‌کوش و نگاه دقیق و موشکافانه او نمایان است.

از هر کار ارزنده و اثر ارزشمندی، به ویژه از سوی جوانان لذت می‌برد و در معرفی آن می‌کوشید.

فروتنی، شاید به همان اندازه پاکدامنی، برازنده نام این مرد وارسته بود، آنچنان که بسی کمتر از آنچه می‌دانست به قلم و زبان می‌آورد. از خودپسندی بیزار بود و فضل‌فروشی و گنده‌گویی را به مسخره می‌گرفت.

از ویژگی‌های دلپذیر او که تنها دوستان نزدیکش با آن آشنا بودند، عشق او به میراث هنری ایران بود. با شوقی غریب خواهان ثبت و حفظ تمام دستاوردهای پنهان و ناشناخته این میراث گرانبار بود. (از این نظر به دوست دانشورش ایرج افشار نزدیک بود). به هر چیز ایرانی عشق می‌ورزید، از فرش و مینیاتور تا موسیقی و رقص و آشپزی، و در هر زمینه تا حد ایران‌شناسی یکه و ممتاز آگاهی داشت.

اما پاکدامن در عین حال شهروند جهان بود و با نگاهی پرستایش به دستاوردهای بشری می‌نگریست. نه تنها از آخرین فیلم‌ها و نمایشگاه‌ها و آثار هنری باخبر بود، که می‌توانست درباره هر یک حرف و نظری ارائه دهد سرشار از ریزبینی و نکته‌سنجی.

گفتگو از ایران را همیشه با عبارت «آینده از آن ماست!» پایان می‌داد و اندوه حسرتبارش را با لفاف طنز می‌پوشاند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۲ و ساعت 22:53 |

«امام صادقی‌ها» با اقتصاد ایران چه کردند؟

«امام صادقی‌ها» با اقتصاد ایران چه کردند؟

خبرآنلاین نوشت: دولت سیزدهم با حضور پرتعداد دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق فعالیت خود را آغاز کرد و در این مسیر هر روز به شمار فارغ‌التحصیلان این دانشگاه در پست‌های مدیریتی افزوده شد .با این حال آمار و ارقام اقتصادی ارائه شده از سوی مراکز رسمی نشان می‌دهد عملکرد این دسته از مدیران در عرصه اقتصاد نه تنها به بهبود منجر نشده بلکه تعمیق بحران در اقتصاد ایران را به همراه داشته است.

اقتصاد ایران از ناترازی‌های بزرگ رنج می‌برد. ناترازی انرژی بحران برق و گاز و بنزین را پیش پای اقتصاد ایران قرار داده و از سوی دیگر ناترازی بودجه کسری بودجه سنگینی را هر سال روی دست اقتصاد می‌گذارد تا موتور تورم همچنان روشن بماند. ناترازی صندوق‌های بازنشستگی چون بمب ساعتی آینده اقتصاد ایران را تهدید می‌کند و بازار کار ایران نیز از ناترازی شدیدی در رنج است.

این‎ها مشتی نمونه‌ی خروار در اقتصاد کشوری است که از تورم مزمنی با عمر بیش از چهار دهه در رنج است. از این منظر تورم ایران را یکی از دیرپاترین تورم‌ها در جهان ارزیابی می‌کنند و دولت سیزدهم نیز در شرایطی در پاستور مستقر شده بود که به دلیل تشدید تحریم‌های ایران در سال ۱۳۹۷، غول تورم بار دیگر از شیشه بیرون خزیده بود.

هر چند دولت سیزدهم با شعارهای بزرگ روی کار آمد و وعده نصف شدن تورم، کاهش قیمت خودرو، تک رقمی شدن تورم در ایران، رشد اقتصادی بالا، ساخت سالانه یک میلیون مسکن، ایجاد سالانه یک میلیون شغل را مطرح کرد اما با این حال در عمل نتوانست به این آرزوها جامه‌ی عمل بپوشاند.

در این فضا مردانی به حلقه‌ی مدیریتی ایران ورود پیدا کردند که اغلبشان فارغ‌التحصیل دانشگاه امام صادق(ع) بودند. این دانشگاه که با هدف کادرسازی برای نظام جمهوری اسلامی راه‌اندازی شده بود، حالا شمار بالایی از فارغ‌التحصیلانش را از پل مدیریت به دستگاه‌ های اجرایی متعدد گسیل کرد تا وزارت امور اقتصادی و دارایی، سازمان برنامه و بودجه، صدا وسیما، وزارت خارجه و دیگر نهادهای ایران شاهد ورود حلقه‌ای جدید از مدیران باشند.

وضعیت اقتصادی بهتر شد؟

آرزوهای بزرگ اما در دوره کوتاه فعالیت دولت سیزدهم نتوانست محقق شود. بررسی آمارهای رسمی نشان می‌دهد رشد اقتصادی در ایران در سال‌های ۱۴۰۰ تا پایان سال ۱۴۰۲ در محدوده چهار درصد بوده است. به گواه آمار رسمی در سال ۱۴۰۰ رشد اقتصادی ۴.۴ درصدی محقق می‌شود و در سال ۱۴۰۱ این رقم به چهار درصد می‌رسد. سال ۱۴۰۲ رشد اقتصادی به ۴.۵ ردصد رسید که البته برای اقتصاد ایران رشدی اندک محسوب می‌شود چرا که نوسان رشد و عقبگرد مداوم سبب شده اقتصاد ایران با وجود مثبت شدن رشد سه ساله هنوز نتواند به جایگاه پیشین خود بازگردد.

در عین حال نرخ تورم ایران نیز تا پایان سال ۱۴۰۲ همچنان در محدوده بالاتر از ۴۰ درصد ماند. آمارهای ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد نرخ تورم در سال ۱۴۰۰ یعنی سالی که نیمی از آن دولت سیزدهم در حال فعالیت بود به ۴۰.۲ درصد رسید.

بر اساس این گزارش نرخ تورم در سال ۱۴۰۱ نیز برابر با ۴۵.۸ درصد و نرخ تورم در سال ۱۴۰۲ برابر با ۴۰.۷ درصد برآورد شد . این در حالی است که وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت سیزدهم پیش از آن که ردای وزارت را بپوشد اعلام کرده بود که هر رییس‌جمهوری انتخاب شود نرخ تورم تا پانزده درصد کاهش خواهد یافت .

متغیر اقتصادی دیگری که می‌توان مد نظر قرار داد، کسری بودجه است. کسری بودجه در ایران طی سال‌های استقرار دولت سیزدهم کاهش نیافت و بودجه های تدوینی از سوی این دولت که ادعای اصلاح ساختار بودجه را داشت، با کسری به تصویب رسید و اجرا شد. بنا بر اعلام رحیم ممبینی، معاون سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۴۰۱ کسری بودجه عمومی در محدود ۳۰۴ هزار میلیارد تومان، کسری بودجه عمومی در سال ۱۴۰۲ ، در حدود ۳۸۰ هزار میلیارد تومان و در سال ۱۴۰۳ بنا بر اعلام سخنگوی دولت ، بهادری جهرمی چیزی در حدود چهارصد هزار میلیارد تومان است.

مرکز پژوهش‌ها ذنیز در گزارشی مبسوط اعلام کرده است: «شرایط فعلی بودجه‌ریزی در ایران، یکی از نتایج بی‌عملی و عدم اقدام موثر دولت در جهت اصلاحات بودجه‌ای در سال‌های اخیر است.» و اگر این وضعیت تداوم داشته باشد «رویه فعلی در سال‌های آینده برقرار خواهد بود و حتی شدیدتر نیز می‌شود.» بنا بر گزارش این مرکز، «انباشت سریع بدهی عمومی ناشی از کسری بودجه‌های مداوم می‌تواند در آینده نزدیک به بروز بحران اقتصادی بینجامد و برای خروج از شرایط خطیر کنونی هیچ راهی جز تن دادن به اصلاحات ساختاری و همه‌جانبه بودجه وجود ندارد.»

مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به آمارهای اقتصادی نسبت تشکیل سرمایه ثابت ناخالص به تولید ناخالص داخلی اضافه می‌کند: «این نسبت در سال ۱۳۹۰ بیش از ۲۶ درصد بوده، اما طی یک روند کاهشی به کمتر از ۱۵ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است. کاهش نرخ سرمایه‌گذاری، در سال‌های اخیر کاهشی بوده و این امر، نه فقط موجب می‌شود ظرفیت جدید برای رشد اقتصادی فراهم نشود، بلکه ممکن است به آستانه‌ای برسد که حتی ظرفیت‌های مولد فعلی نیز دچار استهلاک و فروسایی شود.»

تراز تجاری ایران طبق آمارهای اعلامی گمرک نیز از منفی ۴.۵ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۰ به منفی ۶.۵ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۱ و منفی ۱۶.۸ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲ رسیده است.

ادعاهای بزرگ، عمل‌های کوچک

هر چند دانش‌آموختگان دانشگاه امام صادق(ع) پیش از فعالیت دولت سیزدهم نیز در عرصه‌ی مدیریتی حضور داشتند اما هیچ‌گاه در چنین ابعادی به عرصه‌ی مدیریت کلان در ایران ورود نکرده بودند.

یکی از شاخص‌ترین چهره‌های امام صادقی در دولت سیزدهم حجت‌الله عبدالملکی بود، کسی که سخنانش در باب بی‌تاثیری تحریم‌ها و اینکه تحریم ایران به اقتصاد آمریکا ضربه وارد کرده، بارها از سوی کارشناسان و افکار عمومی به چالش کشیده شد . او مدعی ایجاد شغل با یک میلیون تومان بود، در حالی که در دوره فعالیت دولت سیزدهم قیمت یک کیلو و نیم گوشت به یک میلیون تومان رسید.

عبدالملکی حتی اطلاعاتی گمراه کننده در خصوص اینکه کره‌ای‌ها پارکینگ را طوری می‌سازند که خودروی آمریکایی نتواند وارد آن شود، داده بود.

او اولین خروجی دولت سیزدهم بود که با افکار و عقاید عجیب و ساده‌سازی بیش از حد مسائل بر مسند وزارت تعاون، کار ور فاه اجتماعی تکیه زد.

احسان خاندوزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی که بارها و بارها دولت روحانی را دولت پیرمردها نامیده بود و سرمایه‌ی دولت سیزدهم را جوانی می‌دانست بر مسند وزارت امور اقتصادی و دارایی تکیه زد.

داوود منظور از معاونت مالیاتی وزارت امور اقتصادی و دارایی راهی سازمان برنامه و بودجه شد. میثم نیلی نیز پس از جنجال بسیار بر سر غیرقانونی بودن حضورش در مسند معاونت رییس جمهوری و ریاست سازمان اداری و استخدامی در این پست باقی ماند. رییس کل پیشین بانک مرکزی و رییس سازمان بورس اوراق بهادار یعنی علی‌اکبر صالح آبادی و مجید عشقی نیز هر دو دانش اموخته‌ی دانشگاه امام صادق بودند.

این‌ها مشتی از خروار است.

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۱ و ساعت 13:57 |

«همه مشکلات خود را به گردن عطارد بیندازید»: حرکت بازگشتی عطارد چه تأثیری بر ما می‌گذارد؟

زنی در حال کار با موبایل

سه یا چهار بار در سال ، سیاره عطارد در شبکه‌های مجازی ترند می‌شود.

دلیل ترند شدن آن‌ یک کشف جدید علمی یا مأموریت فضایی جدید نیست بلکه کسانی که به طالع بینی اعتقاد دارند ، وقتی این سیاره وارد دوره مدار برگشتی خود می‌شود، آن را دلیل بدشانسی می‌دانند.

عطارد نزدیک‌ترین سیاره به خورشید و کوچک‌ترین سیاره منظومه شمسی است . مدار برگشتی عطارد، پدیده‌ای در ستاره‌شناسی است که در آن به نظر می‌رسد سیاره در حال چرخش در خلاف جهت طبیعی خود است و در جهتی که دیگر ستارگان منظومه شمسی در چرخش هستند، حرکت نمی‌کند.

این پدیده برای همه سیاره‌های منظومه شمسی اتفاق می‌افتد و دلیل آن این است که همه این سیاره‌ها با سرعت‌های مختلفی نسبت به هم، دور خورشید می‌چرخند.

در دوره‌های مدار برگشتی چنین به نظر می‌رسد که عطارد در آسمان ، به سمت عقب حرکت می‌کند. این وضعیت ناشی از خطای دید ما که از زمین به آن نگاه می‌کنیم است. این حرکت ظاهراً رو به عقب به این دلیل چنین به نظر می‌آید که زمین و عطارد با سرعت‌های متفاوتی به دور خورشید می‌چرخند.

عطارد یک مدار کامل خود را سریع‌تر از کره زمین طی می‌کند. وقتی عطارد در حال سبقت گرفتن از کره زمین است ، برای ما که روی کره زمین هستیم چنین به نظر می‌رسد که عطارد دارد در خلاف جهت حرکت می‌کند .درحالی‌که چنین نیست و عطارد همچنان در حال طی کردن مدار عادی خود به دور خورشید است.

این موقعیت شبیه وقتی است که یک اتومبیل از اتومبیل دیگر در جاده سبقت می‌گیرد و چنین به نظر می‌رسد که اتومبیل کم‌سرعت تر در مقایسه با اتومبیلی سریع‌تر در حال سبقت گرفتن است، رو به عقب حرکت می‌کند.

بعضی از طالع‌بینان این پدیده ستاره‌شناسی که برای هزاران سال مشاهده‌شده است را زمان بدشانسی و خراب شدن ارتباطات می‌دانند که به شکل گسترده بر فعالیت‌های روزمره تأثیر می‌گذارد.

چندین عکس گرفته شده توسط ناسا از سیارات و ماه و زمین

منبع تصویر،GETTY IMAGES

عطارد در هرسال، سه یا چهاردر وضعیت مدار برگشتی قرار می‌گیرد و این دوره هر بار سه هفته طول می‌کشد که درمجموع یک‌چهارم سال را تشکیل می‌دهد.

این پدیده در سال ۲۰۲۴، در این روزها ، در بریتانیا رخ خواهد داد. در مناطق دیگر جهان ، با اختلاف چند ساعت، اتفاق خواهد افتاد.

  • از اول آوریل تا ۲۵ آوریل
  • از ۵ اوت تا ۲۸ اوت
  • از ۲۵ نوامبر تا ۱۵ دسامبر

مجموعه ای از کارت های آموزشی که سیارات را نشان می دهد که توسط جیمز رینولدز و پسران، لندن، منتشر شده است.

منبع تصویر،GETTY IMAGES

دارا پاتل، کارشناس فضایی در مرکز ملی فضا در لستر بریتانیا می‌گوید:« هرچند ستاره‌شناسی و طالع بینی درگذشته ریشه‌های مشترکی داشتند، اما امروزه تصور کلی علمی این است که پدیده‌های ستاره‌شناسی مانند مدارهای برگشتی تأثیر قابل پیش‌بینی بر زندگی افراد ندارند.»

اما باوجود نبودن هیچ تائید علمی، عقاید خرافی درباره این پدیده ستاره‌شناسی و به‌طورکلی طالع بینی، همچنان تخیل مردم را به خود مشغول می‌کند.

درحالی‌که ستاره‌شناسی ستارگان را به‌عنوان پدیده‌های فیزیکی، شیمیایی و ریاضی بررسی می‌کند تا به درکی از جهان هستی برسد، طالع بینی به تأثیراتی که ادعا می‌شود علامت‌های زودیاک، سیاره‌ها و اجرام آسمانی بر انسان‌ها دارند می‌پردازد.

طالع بینی ریشه در تمدن‌های کهن بین‌النهرین در هزاره سوم قبل از میلاد دارد و بعدازآن به هند رسید.

طالع بینی در دوران هلنیستی تمدن یونان باستان شکل امروزی خود را پیدا کرد.

آن‌طو که دانشنامه بریتانیکا توضیح می‌دهد طالع بینی از طریق سنت‌های یونانی به فرهنگ اسلامی راه پیدا کرد و بعد در قرون‌وسطی به دنبال مطالعه متن‌های عربی ، دوباره به اروپا بازگشت.

طالع بینی و پیشگویی‌های روزانه شبه‌علم تلقی می‌شوند. معتقدان به آن‌ها باور دارند سیاره‌ها،موقعیت و حرکت آن‌ها، تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره ، احساسات، افکار ، آینده و سرنوشت ما دارد.

در تمدن‌های اولیه، لازم بود به شکلی تلاش کنند درکی و توضیحی برای پدیده‌های طبیعی پیدا کنند تا بتوانند وضعیت آب‌وهوا ، زمان بارش باران، رطوبت و دمای هوا، وزش باد و نور خورشید را پیش‌بینی کنند. در آن زمان ، این شیوه‌ها ، ابزارهایی حیاتی برای ادامه بقا بودند.

یونانی‌ها عطارد را باخدای خود هرمس مرتبط می‌دانستند که خدای شانس، محافظت، باروری، موسیقی و حیله‌گری بود.

در اساطیر رومی، عطارد مرکوریوس ( مرکوری ) نام داشت . او خدای بازرگانی و ارتباطات و پیام‌آور خدایان بود. علاوه بر این وظایف، او راهنمای روح‌ها به جهان زیرزمین بود.

۱۹۷۳: شبیه سازی فضاپیمای مارینر ناسا که به مقصد خود یعنی سیاره عطارد رسید

منبع تصویر،GETTY IMAGES

هیچ دلیل و مدرک علمی مبنی بر اینکه مدار برگشتی هیچ سیاره‌ای بتواند بر زندگی ما تأثیر داشته باشد، وجود ندارد.

بر اساس تئوری‌های روانشناسی شناختی، اعتقاد انسان‌ها به طالع بینی و علامت‌های زودیاک ریشه در « سوگیری تأییدی» دارد که یکی از سوگیری‌های معمول در ذهن انسان است.

سوگیری تأییدی به معنی تمایل انسان به باور کردن یا به یادآوردن اطلاعاتی است که با اعتقادات قدیمی و نهادینه‌شده فرد هماهنگی دارد و فرد به‌صورت انتخابی و با سوگیری ، داده‌ها را بدون وجود مدرک موثق علمی تفسیر و قبول می‌کند.

زینب عجمی ، روانشناس بالینی که در اوکراین در حال کمک روانشناسی است، به بی‌بی‌سی می‌گوید:« مردم تمایل دارند چیزهایی را باور کنند که به آن‌ها احساس آرامش و راحتی بدهد و لازم نیست برایش مغزشان دائماً ایده‌ها و موقعیت‌ها را بررسی و تحلیل کند.»

او اضافه می‌کند:« طالع بینی توضیحی سریع و آسان برای هر آنچه ممکن است برای مردم پیش بیاید ارائه می‌دهد بی‌اینکه لازم باشد افراد دلایل واقعی و محتمل که موقعیت چندلایه را ایجاد کرده است را بررسی و آزمایش کنند .»

باوجود فقدان مدارک علمی ، بسیاری از مردم طالع بینی را نوعی ایده پردازی، سرگرمی یا آرامش معنوی می‌دانند.

میریل حمل، متخصص ریکی که نوعی روش طب مکمل است از بیروت به بی‌بی‌سی می‌گوید:« بسیاری از مردم طالع بینی را بی‌پایه و باوری غلط می‌دانند.»

نمودار آموزشی که توسط لایتون برادرز ترسیم و چاپ شده و توسط جان بتز لندن، انگلستان در حدود سال ۱۸۵۰ منتشر شده است

منبع تصویر،GETTY IMAGES

ریکی یکی از انواع محبوب درمان مکمل است که نوعی انرژی‌درمانی محسوب می‌شود. اما هیچ شواهد علمی در مورد تأثیر آن وجود ندارد.

خانم حمل معتقد است افرادی که به تأثیر مدار برگشتی عطارد اعتقاد دارند باید در این روزها از خریدهای بزرگ و برنامه‌های مهم زندگی اجتناب کنند.

او می‌گوید:« مهم است نسبت به تأثیر سیاره‌های دیگر و تأثیر آن‌ها آگاه باشیم و بر اساس آنچه اعتقادداریم رفتار کنیم البته به شرطی که به‌نوعی رفتار وسواس گونه تبدیل نشود.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۱ و ساعت 13:50 |

سیب‌ها را پوست بگیرید؛ پژوهش تازه ثابت کرد که با شستن سموم از بین نمی‌روند

عکس تزئینی

یک پژوهش تازه ثابت کرد که سطح آفت‌کش‌ها در ۲۰ درصد از میوه‌ها و سبزیجات آزمایش‌شده به حدی است که «خطرات قابل‌توجهی» برای سلامت انسان دارد.

یافته‌های یک مطالعه علمی جدید، نگرانی‌های مصرف‌کنندگان در مورد اثرات باقی‌مانده آفت‌کش‌ها بر روی محصولات باغی را تقویت می‌کند و شواهد تازه‌ای ارائه می‌کند که شستن میوه‌ها قبل از خوردن آن‌ها هم نمی‌تواند مواد شیمیایی سمی مختلفی را که معمولاً در کشاورزی استفاده می‌شوند، از بین ببرد.

این مقاله در اوج بحث‌های جاری در مورد میزان آلودگی مواد غذایی با آفت‌کش‌ها و خطرات بالقوه آن برای سلامتی در روز چهارشنبه ۷ اوت (۱۷ مرداد ۱۴۰۳) در مجله «نانو لترز - Nano Letters» متعلق به انجمن شیمی آمریکا منتشر شد.

سازمان غیرانتفاعی «کانسی‌یومر ریپورتس» در ماه مه اعلام کرد که بر اساس تجزیه و تحلیلی که از داده‌های جمع‌آوری شده توسط وزارت کشاورزی ایالات متحده تهیه کردند، مشخص شد که ۲۰ درصد از ۵۹ گروه از میوه و سبزیجات مختلف دارای بقایای آفت‌کش‌ها در سطوحی هستند که «خطرات قابل توجهی» برای مصرف‌کنندگان ایجاد می کند.

هدف اصلی این مقاله جدید به اشتراک گذاشتن جزئیات فنی فرآیندی است که نویسندگان برای تشخیص ردیابی بهتر آفت‌کش‌ها در خوراکی‌ها توسعه داده‌اند. با این حال، نویسندگان خاطرنشان کردند که آگاهی‌بخشی به مصرف‌کنندگان در مورد ناکارآمدی شستشوی میوه بسیار مهم است، چرا که شستشو با شیوه های رایج ممکن است ایمنی لازم را فراهم نیاورد.

در این مقاله آمده است: «تمیز کردن میوه‌ها به شکل سنتی آن نمی‌تواند آفت‌کش‌ها را به طور کامل از بین ببرد.»

به عنوان مثال، پس از شستن یک سیب به روش مرسوم، محققان دریافتند که «نتایج تصویربرداری ثابت می‌کند که آفت‌کش‌ها از لایه پوست به لایه گوشتی میوه نفوذ می‌کنند.» نویسندگان با استفاده از فناوری پیشرفته در یافتند که وقتی پوست سیب به همراه مقداری از لایه پالپ برداشته شد، آلودگی آفت‌کش‌ها کاهش می‌یابد.

دونگدونگ یه، استاد دانشکده مواد و شیمی چین در دانشگاه کشاورزی آنهویی و نویسنده اصلی این مقاله گفت: «این پژوهش که در حوزه مطالعات ایمنی مواد غذایی طبقه‌بندی می‌شود، با هدف ارائه راهنمایی‌های بهداشتی به مصرف‌کنندگان تهیه شده است.» وی در ادامه توضیح می‌دهد که «به جای ایجاد دلهره‌‌های بی‌خود و بی‌جهت، این تحقیق به سادگی نشان می‌دهد که کندن پوست میوه، برخلاف روش معمول شستشو می‌تواند به طور موثر تقریباً تمام بقایای آفت‌کش‌ها را از بین ببرد.»

مایکل هانسن، محقق ارشد کانسی‌یومر ریپورتس گفت که این پژوهش جدید می‌تواند برای دانشگاهیان و کارشناسان دولتی در درک بهتر ماندگاری آفت‌کش‌ها در غذاها و نحوه محافظت بهتر از مصرف‌کنندگان مفید باشد.

هانسن خاطرنشان کرد: «این تحقیق برای درک چگونگی نفوذ این آفت‌کش‌ها ارزشمند است،‌ چرا که گواه علمی دیگری است که به شما می‌گوید فکر نکنید شستن تنها به شما کمک می‌کند.»

خطرات ناشی از آفت‌کش‌ها

درست است که خطرات سلامتی ناشی از آفت‌کش‌ها قبلا هم در چندین مطالعه علمی بررسی شده است، اما بیشتر آن‌ها به جای پرداختن به رژیم‌های غذایی مصرف‌کننده، تمرکز مطالعاتی خود را بر روی کاربرد آن توسط کشاورزان قرار داده‌ بودند. کما اینکه وزارت کشاورزی ایالات متحده و سازمان غذا و داروی آمریکا هم معتقدند که باقی‌مانده آفت‌کش‌ها در غذاها اگر در محدوده قانونی قرار بگیرند، به طور کلی برای سلامتی نگران‌کننده نیستند.

این دو نهاد ده‌ها سال است که سطوح باقی‌مانده آفت‌کش‌ها را در غذاها ردیابی می‌کنند و یافته‌های خود را سالانه گزارش می‌دهند.

در آخرین گزارش وزارت کشاورزی آمریکا در مورد آفت‌کش‌ها، این آژانس خاطرنشان کرد که ۹۹درصد از غذاهای آزمایش شده دارای بقایای آفت‌کش در محدوده قانونی هستند و بنابراین «خطری برای سلامت مصرف کنندگان ندارند و ایمن هستند.»

این نتیجه‌گیری با یافته‌های کانسی‌یومر ریپورتس در تضاد است. کانسی‌یومر ریپورتس استدلال می‌کند که محدودیت‌های قابل قبول دولت زیادی موسع است.

بنا به یافته‌های وزارت کشاورزی آمریکا، بیش از ۷۲ درصد از ۱۰ هزار نمونه غذای دارای بقایای آفت‌کش قابل تشخیص بودند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در جمعه ۱۴۰۳/۰۵/۱۹ و ساعت 19:11 |

چرا احتمال دارد موجودات فضایی از وجود انسان‌ها باخبر باشند

نیمه‌ای از کره زمین در تاریکی فضا

منبع تصویر،NASA/JSC

توضیح تصویر،این نما از ماه در مدار زمین، توسط یک فضاپیمای ساخته دست بشر از فاصله‌ای بیش از ۳.۹ میلیون مایل گرفته شده است، اما نزدیک‌ترین ستاره بسیار دورتر از این است.

این احتمال هست که ستاره‌شناسان بیگانه از سیاره‌های دوردست، در حال رصد و نظاره کردن ما هستند. در آن صورت چه چیزی را خواهند دید؟

اکنون مدت‌ها است که سرگرم جستجو در آسمان‌ها هستیم. اما با وجود دهه‌ها گوش فرا دادن به امواج رادیویی و جستجو برای یافتن نشانه‌هایی از جهان‌های دیگر که حتی اندکی قابل زیست باشند، آنچه تاکنون یافته‌ایم بسیار ناچیز بوده است.

با وجود اینکه ستاره‌شناسان علاوه بر یک سیگنال رادیویی عجیب، در چند مورد محدود گزینه‌هایی را برای احتمال وجود حیات در دیگر نقاط کیهان شناسایی کرده‌اند، تا کنون هیچ‌گونه شواهد ملموسی مبنی بر وجود حیات بیگانه تشخیص داده نشده است.

اما اگر چنین چیزی وجود داشته باشد چطور؟ و اگر آنها هم در جستجو برای پیدا کردن ما باشند، آیا به وجود حیات در کره زمین پی خواهند برد؟

این پرسشی است که دانشمندان طی سال‌های اخیر در شرایطی که ناخواسته حضورمان را در کهکشان مخابره می‌کنیم، با آن مواجه بوده‌اند. جکلین فهرتی، اختر فیزیکدان در موزه تاریخ طبیعی آمریکا می‌گوید: «آینه را در فضا به سمت خودتان بگیرید، و ببینید آنها از ما چه خواهند دید؟ ما در جستجو هستیم. و این بدان معناست که احتمال دارد ساکنان جهان‌های دیگر هم در حال جستجو باشند».

تا به امروز بیش از ۵۵۰۰ سیاره فراخورشیدی را شناسایی کرده‌ایم: سیاره‌هایی که به دور ستاره‌های دیگر در کهکشان ما می‌گردند. اما چنین مشاهداتی هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارند. احتمالا تریلیون‌ها جهان دیگر در کهکشان راه شیری پراکنده شده‌اند. ما جستجو برای شکار نشانه‌های شیمیایی حاکی از فعالیت بیولوژیکی را در اتمسفر برخی از این سیاره‌ها آغاز کرده‌ایم. همچنین در جستجوی نشانه‌هایی از فناوری‌های احتمالی مورد استفاده توسط گونه‌های زیستی هوشمند هستیم: مثل امواج رادیویی که به شکل هدفمند یا تصادفی به سمت ما ارسال شده باشند.

زمین در حدود یک قرن است که آشکارا حضور خود را در کهکشان اعلام می‌کند. به گفته هوارد آیزکسون، ستاره‌شناس در دانشگاه کالیفرنیا این موضوع در فاصله سال‌های ۱۹۰۰ تا شروع جنگ جهانی دوم، زمانی که مخابره امواج رادیویی با قدرت بیشتری انجام می‌شد، بیش از همیشه قابل تشخیص بود. او می‌گوید: «این فرستنده‌ها باید قوی‌تر می‌بودند زیرا گیرنده رادیوهایی که مردم از آنها استفاده می‌کردند، به اندازه امروز حساس نبود».

از برنامه‌های تلویزیونی گرفته تا ارتباطات ماهواره‌ای، امروزه ما همچنان به مخابره امواج، اما به شکلی که کمتر قابل شناسایی است، ادامه می‌دهیم. توماس بیتی، ستاره‌شناس در دانشگاه ویسکانسین در آمریکا می‌گوید: «ایستگاه‌های رادیویی امواج‌شان را به سمت فضا مخابره نمی‌کنند. آنها این کار را به سوی زمین انجام می‌دهند». احتمال شناسایی امواج در شیوه‌های جدیدتر ارتباطی نظیر تلفن‌های همراه به مراتب کمتر هم می‌شود.

نورشهرها از بیرون از زمین در شب

منبع تصویر،NASA/JSC

توضیح تصویر،آلودگی نوری شهرهای ما از ایستگاه فضایی بین‌المللی قابل مشاهده است. اما به احتمال زیاد این نور در حدی گسترده نیست که بتواند توجه ستاره‌شناسان بیگانه در فواصل دوردست را به خود جلب کند

اما تمام امواجی که تولید می‌کنیم، آنچنان هم ضعیف نیستند. در سراسر منظومه شمسی چندین سفینه فضایی داریم که از آنها برای کاوشگری در مکان‌هایی از جمله مریخ، مشتری و حتی در فواصل قابل دسترس در نزدیکی خورشید استفاده می‌کنیم. دورترین آنها وویجر ۱، کاوشگر فضایی ناسا است که در فاصله ۲۴ میلیون کیلومتری زمین قرار گرفته، و برای ارتباط با آن به شبکه قدرتمندی از آنتن‌های ماهواره‌ای در سطح زمین نیاز داریم که با عنوان «شبکه فضای دوردست ناسا» شناخته می‌شوند.

آیزکسون در آوریل امسال محاسباتی انجام داد تا دریابد آیا احتمال دارد بخشی از این امواج مخابراتی که قدرت آن به ۲۰ کیلووات می‌رسد، پس از رسیدن به فضاپیماهای دوردست و ادامه یافتن مسیرشان در فضا، به ستاره‌های دیگر برسند. او متوجه شد که تاکنون چهار ستاره و تمامی سیاره‌هایی که به دور آنها می‌گردند، این امواج را دریافت کرده‌اند، و به احتمال زیاد هزار ستاره دیگر هم تا سال ۲۳۰۰ میلادی این امواج را خواهند گرفت. آیزکسون می‌گوید: «این امواج قطعا به عنوان امواج مصنوعی شناسایی خواهند شد». تا سال ۲۰۳۱ نزدیک‌ترین ستاره فرصت دارد که علاوه بر دریافت این امواج، پیام خود را برای ما ارسال کند که این می‌تواند موضوع جالبی برای مطالعات ما در آینده باشد.

اما اگر ستاره‌شناسان بیگانه فعالانه پیگیر شناسایی حیات در دیگر نقاط کیهان باشند چطور؟ آنها ممکن است حتی پیش از دریافت امواج رادیویی از سوی ما، برای مشاهده سیاره ما تلاش کنند. اگر آنها بتوانند هنگام عبور سیاره ما از مقابل خورشید - که از آن با عنوان گذر یاد می‌شود – عبور نور خورشید از درون جو زمین را مشاهده کنند، قادر خواهند بود به تنوع گازهای موجود در آن پی ببرند.

فهرتی در سال ۲۰۲۱ پی برد نزدیک به ۲ هزار ستاره که در فاصله ۳۰۰ سال نوری از زمین قرار گرفته‌اند، در عمل قادر به مشاهده این گذر خواهند بود، که به گفته او این شامل جهان‌های بسیاری خواهد بود.

پال ریمر، اخترشیمیدان در دانشگاه کمبریج بریتانیا می‌گوید اکسیژن، نیتروژن و بخار آب بهترین نشانه‌های حیات در سیاره ما هستند که طی گذر زمین از مقابل خورشید قابل شناسایی خواهند بود. به گفته ریمر شناسایی بخار آب، حاکی از وجود اقیانوسی با ثبات روی زمین است.

دی‌ اکسید نیتروژن همچنین می‌تواند سرنخی را درباره وجود نوعی گونه‌حیاتی هوشمند در سیاره قابل سکونت ما به دست دهد. هکتور سوکاس ناوارو، اخترفیزیکدان در موسسه اخترفیزیک جزایر قناری در اسپانیا می‌گوید «این گاز در واقع یکی از محصولات جانبی حاصل از احتراق است. بنابراین ممکن است آنها این طور استنتاج کنند که ما اینجا مشغول سوزاندن برخی مواد هستیم».

کلروفلوئوروکربن‌های حاصل از ائروسل‌ها (هواپخش‌‌ها)، مبردها و دیگر منابع‌ هم می‌توانند نشانه‌هایی از وجود فعالیت‌ صنعتی در سیاره ما باشند. میسی هیوستون، ستاره‌شناس در دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: «ما اطمینان داریم که این ترکیبات تنها در نتیجه استفاده از فن‌آوری قابل تولید هستند».

با این حال یکی از آشکارترین نشانه‌های وجود تکنولوژی در زمین، نه از راه شناسایی آلاینده‌های موجود در جو و امواج رادیویی، بلکه از راه مشاهده آلودگی نوری شهرها است. بر اساس محاسبات بیتی در سال ۲۰۲۱، سدیم ساطع‌شده از چنین نورهایی در اتمسفر یک سیاره قابل شناسایی هستند. او می‌گوید: «این نور ویژگی‌های طیفی بسیار حادی دارد که هیچ‌گاه در جریان فرایندهای طبیعی حاصل نمی‌شود».

زمین در شرایط فعلی احتمالا به اندازه‌ای شهریت پیدا نکرده است که نور آن بر اساس مولفه‌های تلسکوپ‌هایی که ما در اختیار داریم، قابل تشخیص باشد. شهرها کمتر از یک درصد از کل مساحت کره زمین را تشکیل می‌دهند. چنین چیزی با مفهوم جهان‌شهر – به معنای شهری که سراسر یک سیاره را پوشانده است – که نمونه آن را در شهر خیالی کوروسانت در جنگ ستارگان دیده‌ایم، بسیار متفاوت است. با این وجود بیتی می‌گوید اگر توسعه شهرها با سرعت فعلی ادامه یابد، تا سال ۲۱۵۰ شهرنشینی تا ۱۰ برابر سطح فعلی افزایش خواهد یافت، و ما احتمالا برای تلسکوپ‌های پیشرفته مانند یک چراغ چشمک‌زن درخشش خواهیم داشت.

اما احتمال دارد تمدن‌های بیگانه صاحب تلسکوپ‌های پیشرفته‌ای باشند که هم‌اکنون امکان مشاهده ما را دارند. بیتی می‌گوید: «این احتمال که ستاره‌شناسان بیگانه با یک تلسکوپ‌ فضایی ۱۰۰ متری همین حالا مشغول مشاهده ما باشند، بسیار ممکن است».

حتی در صورتی که ستاره‌شناسان بیگانه تلسکوپ کوچک‌تری داشته باشند که تنها بتواند سیاره ما را در حد یک نقطه محو مشاهده کند، باز هم آنها می‌توانند به قابل سکونت‌ بودن زمین پی ببرند. جاناتان جیانگ، اخترفیزیکدان در آزمایشگاه پیش‌رانش جت در ناسا معتقد است با در نظر گرفتن شیب و گردش زمین، می‌توان از نور ساطع‌شده از سیاره ما برای ترسیم یک نقشه نسبتا ساده از سطح آن استفاده کرد، که در آن خشکی‌ها، اقیانوس‌ها و حتی خطوط ساحلی نشان داده می‌شود. جیانگ که در سال ۲۰۱۸ از یک سفینه فضایی در منظومه شمسی برای نشان دادن این شیوه در زمین استفاده کرده بود، می‌گوید: «همین قدر که بتوانید یک نقطه نورانی را ببینید، می‌توانید آن را تجزیه و تحلیل کنید».

همه این‌ها این پرسش را مطرح می‌کند که آیا ما واقعا مایل هستیم که قابل شناسایی باشیم. بیتی می‌گوید: «در فیلم‌ها همیشه به ما حمله می‌شود».

اما در واقعیت دانشمندان بیشتر مایل هستند که حضور ما را برای جهان‌های دیگر قابل تشخیص کنند. آنها حتی گهگاه پیام‌هایی را از عمد به سوی کیهان مخابره می‌کنند. از جمله یک سیگنال رادیویی قدرتمند حاوی تصویر ساده‌ای از بشر که در سال ۱۹۷۴ توسط رصدخانه رادیویی آرسیبو در پورتوریکو ارسال شد. بث بیلر، ستاره‌شناس در دانشگاه ادینبورگ در بریتانیا می‌گوید: «من واقعا نگران سناریوهای روز استقلال نیستم».

نمای بیرونی از یک رصدخانه در شب هنگام

منبع تصویر،GETTY IMAGES

توضیح تصویر،ستاره‌شناسان از رصدخانه‌های رادیویی برای جستجوی سیگنال‌های فضایی در آسمان‌ها استفاده می‌کنند. اما امواج رادیویی که خودمان مخابره می‌کنیم هم می‌تواند با تجهیزات مشابه در جهان‌های دیگر قابل تشخیص باشد

در حالیکه بشر همچنان به تغییر کره زمین ادامه می‌دهد، اگر فرض را بر این بگیریم که خودمان از راه‌هایی نظیر جنگ به حیات‌مان بر این سیاره خاتمه ندهیم، احتمالا زمین بیش از پیش قابل شناسایی خواهد شد. سوکاس ناوارو می‌گوید: «حتی احتمال دارد که روزی ستاره‌شناسان بیگانه بتوانند توده ابر ماهواره‌ای که اطراف سیاره ما در حال چرخش است را شناسایی کنند. برای چنین چیزی باید یک میلیارد بار بیشتر از تعداد فعلی ماهواره داشته باشیم. اما ما ظرف چند دهه از یک اتومبیل به بیش از یک میلیارد اتومبیل رسیدیم».

شاید اگر مشتاق هستیم که خودمان اولین تماس را برقرار کنیم، لازم است که برای شناسایی شدن، باز هم پیام‌هایی نظیر آنچه که از رصدخانه آرسیبو ارسال شد را مخابره کنیم. تاکنون تنها چند تلاش مشابه در این زمینه صورت گرفته است. ریمر می‌گوید: «اگرفقط من تصمیم‌گیرنده بودم، همواره حضورمان را اعلام می‌کردم و امیدوارم می‌بودم که کسی پاسخ آن را بدهد. اما این تنها نظر من است. این موضوعی است که به اعتقاد من نیاز به یک تصمیم‌ جهانی دارد».

بیتی می‌گوید اگر توافق عمومی وجود داشته باشد، یک ایده می‌تواند ساختن سازه‌های غول‌آسا در فضا، نظیر یک مثلث یا مربع به بزرگی یک سیاره با استفاده از موادی باشد که مصنوعی بودن آن برای ستاره‌شناسان بیگانه به راحتی قابل تشخیص است. او می‌گوید: «اگر واقعا بخواهیم، این اصلی‌ترین شیوه برای جلب توجه است».

در حال حاضر نشانه‌های وجود ما ساده‌تر از این ایده، اما همچنان قابل شناسایی هستند. ست شوستاک، ستاره‌شناس ارشد در موسسه ستی در آمریکا می‌گوید: «آنها {بیگانگان} برای شناسایی ما نیاز به معجزه ندارند. بلکه باید تکنولوژی مشابه ما را در مقیاس بزرگ‌تری داشته باشند».

سوال اصلی که باید بپرسیم این است: آیا کسی به این سمت نگاه می‌کند که ما را ببیند؟

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۸ و ساعت 22:55 |

کدام مدیران دولت سیزدهم ، حقوق نجومی گرفته‌اند؟

کدام مدیران دولت سیزدهم ، حقوق نجومی گرفته‌اند؟

به گفته رییس سازمان اداری و استخدامی «افزایش هریک درصد حقوق کارمندان در بودجه عمومی دولت، ماهانه هزار میلیارد تومان هزینه دارد.» هنگام تصویب بودجه، جنجال زیادی برای «۲۰ درصد» افزایش حقوق کارمندان دولت ایجاد می‌شود، اما کسی از حقوق‌های بالاتر از سقف بودجه حرفی نمی‌زند که به جیب مدیرانی می‌رود که نام و نشانی از آن‌ها در دسترس نیست، چراکه به گفته مرکز پژوهش‌های مجلس، بیش از ۸۳درصد از هزینه‌های جاری دولت به حقوق و دستمزد اختصاص پیدا می‌کند.

به گفته احمدرضا دستغیب، رئیس دیوان محاسبات، «شمار کسانی که طی سال گذشته مازاد بر سقف حقوق و مزایا دریافتی داشته‌اند، ۱۰ هزار و ۱۷۴ نفر بوده است.»

به گزارش اعتماد، منظور از سقف حقوق، عدد ۵۵ میلیون تومانی است که به عنوان یک سقف برای حقوق و مزایای کارکنان دولت در بودجه سال ۱۴۰۲ گنجانده شد.

با اینکه آقای دستغیب اشاره‌ای نکرده که میزان دریافتی این ۱۰ هزار و ۱۷۴ نفر چقدر بوده، اما قدر مسلم این را می‌دانیم که در بدنه دولت سیزدهم کسانی بوده‌اند که سقف حقوق را شکسته و به اصطلاح «نجومی‌بگیر» شده‌اند.

پیش از این، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رییس قوه قضاییه عنوان کرده بود که «افزایش حقوق مدیران در دولت سیزدهم جهش بسیار زیادی کرده است.» او گفته بود: «در دولت قبلی مدیری نبوده که حقوق ۱۰۰ میلیون بگیرد، اما افرادی با متوسط دریافت ماهیانه ۲۰۰ میلیون در این دولت حضور داشته‌اند.» دیوان محاسبات که نهاد نظارتی زیرنظر مجلس محسوب شده، وظیفه کنترل و نظارت بر اجرای بودجه‌های سنواتی و قوانینی را دارد که توسط مجلس تصویب می‌شود.

اما به گفته رییس این دیوان، «نام دستگاه‌هایی که بیشتر از سقف تعیین شده در قانون بودجه ۱۴۰۲، حقوق و مزایا پرداخت کرده‌اند در دسترس دیوان محاسبات نیست.» بنابراین او از نهاد‌های دولتی درخواست کرده که این دستگاه‌ها به دادسرای دیوان معرفی شوند. آقای دستغیب همچنین خواستار شفافیت دقیق گزارش تفریغ بودجه ۱۴۰۲ درباره حقوق و مزایای دستگاه‌های کشور شده است. او گفته است: «پرداخت حقوق در شرکت‌های شبه‌دولتی و نیمه‌دولتی هم باید بررسی شود، اما در افکار عمومی فقط نام دستگاه‌های اجرایی در افکار عمومی مخاطب مطرح می‌شود.»

قانونی که اجرا نمی‌شود

براساس ضوابط اجرایی قانون بودجه ۱۴۰۲ در قالب تصویب‌نامه هیات وزیران که به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ شده است، تمام دستگاه‌های دولتی تا پایان خردادماه سال ۱۴۰۲ موظف به ثبت یا به‌روزرسانی تمامی اطلاعات کارکنان در سامانه یکپارچه نظام اداری (سینا) شده‌اند.

به عبارت دیگر، سامانه «سینا» برای شفافیت و مشخص کردن حقوق و مزایایی درست شده که قرار است به کارمندان و مدیران دولتی پرداخت شود، اما مشخص نیست که اگر این سامانه کارکرد درستی داشته، چرا بیش از ۱۰ هزار نفر از مدیران دولتی دریافتی بالاتر از سقف ۵۵ میلیون تومانی داشته‌اند و حتی به قول رییس قوه قضاییه، تا ۲۰۰ میلیون تومان نیز حقوق و مزایا دریافت کرده‌اند؟

تا پیش از راه‌اندازی این سامانه، فرآیند پرداخت حقوق و مزایا به کارکنان دولت بسیار عجیب و غریب بوده است: به این صورت که ماهانه هر دستگاه دولتی بنا بر ردیف بودجه‌ای و اظهار خودش «یک عدد کلی از خزانه» دریافت می‌کرد و حقوق کارمندان و مدیران خود را می‌داد. این فرآیندی بود که به پرداخت حقوق و پاداش‌های کلان منجر شد و جنجال حقوق‌های نجومی را در سال ۹۵ و ۹۶ رقم زد؛ بنابراین راه‌اندازی سامانه «سینا» در بودجه ۱۴۰۰ گنجانده شد تا بدین‌ترتیب، حقوق مدیران و کارمندان دولت به‌طور مستقیم از خزانه واریز شود.

چند شرکت دولتی داریم؟

اصلا چند دستگاه دولتی داریم؟ تا پیش از راه‌اندازی سامانه «سینا» نهایت جزییاتی که در پاسخ به این سوال دریافت می‌کردید مربوط به پیوست سه قانون بودجه بود. یعنی عنوان حدود ۶۰ شرکت وجود داشت که یک صورت مالی داشتند. اما تصویری منسجم از شرکت‌ها تحت کنترل دولت وجود نداشت. در عمل شاید حتی خود یک وزیر نیز نمی‌دانست که چه شرکت‌هایی در زیرمجموعه آن‌ها وجود دارد! اما هم‌اکنون مشخص شده که حدود ۶۰درصد بودجه کشور (حدود ۳۰۰۰ هزار میلیارد تومان) مربوط به شرکت‌های دولتی است.

تعداد شرکت‌های دولتی موردنظر در گذشته بیش از ۳۰۰ شرکت بود، اما امروز حدود دو هزار شرکت هستند که زیرمجموعه دولت قرار دارند. به‌طور مثال سازمان گسترش و نوسازی صنایع موسوم به ایدرو ۲۶۰ شرکت زیرمجموعه دارد. یا تامین اجتماعی‌۲۵۰ و سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) ۱۵۰ شرکت زیرمجموعه دارد و جالب اینکه این مسیر تازه در حال کشف است! قانون‌گذار برای پرداختی همه نهاد‌های دولتی قاعده پرداخت گذاشته است. برای دریافتی هر فرد در دولت برای سال جاری، عدد ۷۰ میلیون تومان تعیین شده است.

ذی‌حساب‌ها، دیوان محاسبات و سازمان بازرسی در هر شرکت دولتی حضور دارند و هیچ شرکت دولتی نمی‌تواند بیش از این رقم پرداخت کند و همه دریافتی یک فرد از اضافه کار تا حقوق نباید از سقف تعیین شده بیشتر باشد. اما به گفته مدیرکل دفتر امور شرکت‌های دولتی وزارت امور اقتصادی و دارایی «حقوق‌های نجومی که امروز از آن می‌شنوید مربوط به شرکت‌هایی است که به نام دولت است.

به‌طور مثال ۵ درصد ایران‌خودرو دراختیار دولت است. البته سهام‌های تودلی وجود دارد، اما در عمل این شرکت دیگر دولتی نیست، بنابراین در خصولتی‌ها ممکن است حقوق‌های نجومی وجود داشته باشد که باید بررسی شود که آیا براساس وضعیت شرکت چنین رقمی منطقی هست یا خیر.»

حقوق‌های نجومی و فشار به منابع

به گفته رییس سازمان اداری و استخدامی «افزایش هریک درصد حقوق کارمندان در بودجه عمومی دولت، ماهانه هزار میلیارد تومان هزینه دارد.» هنگام تصویب بودجه، جنجال زیادی برای «۲۰ درصد» افزایش حقوق کارمندان دولت ایجاد می‌شود، اما کسی از حقوق‌های بالاتر از سقف بودجه حرفی نمی‌زند که به جیب مدیرانی می‌رود که نام و نشانی از آن‌ها در دسترس نیست، چراکه به گفته مرکز پژوهش‌های مجلس، بیش از ۸۳درصد از هزینه‌های جاری دولت به حقوق و دستمزد اختصاص پیدا می‌کند.

درخواست از رییس‌جمهور

در پایان این گزارش یک درخواست هم از آقای پزشکیان داریم. مسلم است که کارگزارانی در دستگاه اجرایی خدمت می‌کنند و ارزش خدمات آن‌ها هم قطعا بیشتر از ۷۰ میلیون تومان در ماه است. از جمله پزشکان متخصصی که در بیمارستان‌های دولتی کار می‌کنند و به قصد خدمت به طبقات اکثرا محروم اجتماعی حتی قید کار در بیمارستان‌های خصوصی را زده‌اند. یا مدیران متخصص و ارزش آفرینی که ثروت می‌آفرینند. اما زمانی که چنین فاصله‌ای بین حداقل حقوق و سقف پرداخت به وجود می‌آید، هستند کسانی که دست به سوءاستفاده از شرایط زده و قانون را هم دور می‌زنند.

مدیران شرکت‌های دولتی و خصولتی که با استفاده از این مجوز قانونی و سقف تعیین شده عملا به شکاف و تبعیض‌های ناروا در دستگاه‌های اجرایی دامن می‌زنند که نه تنها عدالت را زیر پا می‌گذارند بلکه بهره‌وری در یک دستگاه عریض و طویل را نیز پایین می‌آورند. در واقع با این شیوه پرداخت‌ها، دیگر معیار و ملاک پرداختی نحوه کار و ارزش‌آفرینی نیست، بلکه مهم این است که در کجا و با چه عنوانی استخدام شوید.

در کدام کشور صنعتی بین حداقل حقوق با سقف حقوق این میزان فاصله و شکاف وجود دارد؟ از آقای پزشکیان درخواست داریم با ورود مستقیم به چنین پرداختی‌هایی، از همین نقطه شروع کنند. جایی که با صد‌ها شرکت تودلی و پیچیده، منابعی که با تورم موجود بسیار هم گران تمام می‌شوند؛ به نام برخی مدیران دولتی به غارت می‌روند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۸ و ساعت 17:59 |

جوانان بنگلادش و امکان گذار دموکراتیک از پایین / اینتیفار چودری

«ما مستقل هستیم!»، پسرعموی 26 ساله‌ام، از شاهباغ، محله ای در داکا، پایتخت بنگلادش، در حالی که میلیون‌ها نفر به راهپیمایی اعتراضی بزرگ روز دوشنبه به مجلس این کشور پیوستند، چنین شعار داد.

بلافاصله، رسانه‌های اجتماعی مملو از خبر درباره‌ی «استقلال جدید» شد – نخست‌و‌زیر شیخ حسینه، که بیش از 15 سال بر بنگلادش مستبدانه حاکم بود، در مواجهه با مطالبه‌ی جسورانه‌ی عمومی برای استعفای او، ناگزیر از فرار شد و اینک بنگلادشِ آزاد باردیگر زاده شد.

این اوج شگفت‌انگیز چند هفته ناآرامی بود که منجر به کشته شدن حدود 300 نفر و بازداشت هزاران نفر شد.

اکنون، معترضان جوانی که جرقه‌ی اعتراضات را برافروختند، از فرصتی واقعی برای مشارکت در گفتمان سیاسی در یک سیستم حکومتی قبلاً تبعیض‌آمیز برخوردارند. آیا دولت موقت گوش خواهد داد – و تغییری واقعی در کشور ایجاد خواهد کرد؟

در هفته‌های اخیر چه گذشت؟

اعتراضات دانشجویی ماه گذشته بر سر یک نظام سهمیه‌بندی آغاز شد که 30 درصد مشاغل دولتی را به کهنه‌سربازان جنگ آزادی بنگلادش در سال 1971 و بستگان آنها اختصاص می‌داد. دانشجویان خواستار نظامی مبتنی بر شایسته‌سالاری شدند و نظام فعلی را غیرعادلانه و تبعیض‌آمیز ارزیابی کردند.

با رشد اعتراضات، رژیم دموکراتیک تقلبی بنگلادش به‌کلی فروریخت. دولت اینترنت موبایل را قطع کرد، منع رفت‌و‌آمد و شلیک به معترضان را در سرتاسر کشور اعمال و ارتش و پلیس را در خیابان‌ها مستقر کرد.

واکنش خشونت‌آمیز دولت به‌سرعت تظاهرات را به یک «قیام مردمی» تمام‌عیار با هدف سرنگونی حسینه و حزب عوامی لیگ او تبدیل کرد.

پس از چند روز درگیری شدید بین دانشجویان معترض، پلیس و فعالان حزب حاکم، دادگاه عالی سهمیه‌ی جانبازان و بستگان آن‌ها را به تنها 5 درصد مشاغل کاهش داد. با وجود این امتیاز، معترضان کماکان خواستار پاسخ‌گویی برای کسانی بودند که در چند هفته‌ ناآرامی کشته شدند.

دولت با این ادعا که درخواست استعفای حسینه توسط حزب اپوزیسیون ملی‌گرای بنگلادش (BNP) و حزب جماعت اسلامی که اکنون ممنوع است، طرح شده تلاش کرد تقصیر را به گردن آنان بیندازد.

نخست‌وزیر به معترضان برچسب اغتشاش‌گر و مجرم زد که باید با آنها به‌شدت برخورد کرد، و این امر منجر به از بین رفتن شدید اعتماد سیاسی شد. هنگامی که حسینه روز شنبه پیشنهاد ملاقات با رهبران دانشجویان را داد، یکی از هماهنگ‌کننده‌های تظاهرات دانشجویی قاطعانه پاسخ رد داد.

روز یکشنبه یکی از مرگبارترین روزها در تاریخ ناآرامی های داخلی بنگلادش بود که طی آن حداقل 98 نفر کشته و صدها نفر زخمی شدند.

احساسات ضد دولتی به‌سرعت گسترش یافت و مواردی مانند ارعاب معترضان توسط دولت، محروم‌ساختن مجروحان از مراقبت‌های پزشکی و دستگیری هزاران نفر به دلیل استفاده از حقوق دموکراتیک خود، منجر به تشدید اعتراضات شد.

با افزایش ناآرامی‌ها، تسلط حسینه بر قدرت ضعیف شد تا اینکه سرانجام به‌ناگزیر فرار کرد.

نابرابری و خشم عمیق

در حالی که اعتراضات دانشجویی در ابتدا نظام سهمیه‌بندی را هدف قرار داد، نارضایتی عمومی گسترده‌تر به‌سرعت پدیدار شد. بنگلادشی ها به خاطر فضای سیاسی سرکوبگرانه، اقتصاد روبه‌ضعف و ناتوانی دولت در مقابله با مسائل مبرمی مانند نابرابری، بیکاری جوانان و تورم بالا، خشمگین بودند.

این نارضایتی علی‌رغم این واقعیت است که بنگلادش از زمان بازگشت حَسینه به قدرت در سال 2009 به موفقیت اقتصادی قابل‌توجهی دست یافته که عمدتاً صنعت پوشاک محرک آن بوده است.

بنگلادش به یکی از سریع‌ترین اقتصادهای در حال رشد در منطقه تبدیل شده است. درآمد سرانه در دهه‌ی گذشته سه برابر شده و بیش از 25 میلیون نفر در 20 سال گذشته از فقر خارج شده‌اند.

با این حال، توزیع ثمرات اقتصادی نابرابرانه و به نفع ثروتمندانی بوده که تمایل به حمایت از «عوامی لیگ» دارند. 10 درصد ثروتمندترین جمعیت، 41 درصد از درآمد کشور را در اختیار دارند، در حالی که 10 درصد پایینی تنها 1.3 درصد درآمد را دریافت می‌کنند.

موفقیت اقتصادی این کشور به ویژه در برآورده کردن آرزوهای نسل جوان شکست خورد. تا سال 2023، 40 درصد از افراد 15 تا 29 ساله ذیل «NEET»[1] طبقه‌بندی شدند – که به معنای «نه‌شاغل، و نه در حال تحصیل یا مهارت‌آموزی» است. فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نسبت به همتایان کم‌سواد خود با نرخ بیکاری بالاتری روبرو بوده‌اند.

افزایش تورم به نزدیک به 10 درصد و افزایش هزینه‌های زندگی، این سختی‌ها را تشدید کرده است. هزینه‌های آب و برق افزایش یافت زیرا دولت قیمت برق و گاز را در طی یک سال سه بار افزایش داد.

بنابراین، اعتراضات به سهمیه‌بندی ریشه‌های عمیقی داشت. و این خشم نزد جوانان نومید و به لحاظ سیاسی به‌حاشیه رانده شده بسیار آشکار بود. خواسته‌های آنها روشن بود: آنها خواهان برگزاری انتخابات عادلانه، پاسخ‌گویی دولت و احیای هنجارهای دموکراتیک بودند.

گذار از پایین به بالا به دموکراسی

بنگلادش از زمان جنگ استقلال خود در سال 1971 علیه پاکستان، به هیچ عنوان دموکراسی نبوده است. کشور گرفتار فساد، سرکوب آزادی بیان و مطبوعات و سرکوب آشکار مخالفان شده است. این سرکوب شامل دستگیری‌های سیاسی، ناپدید شدن و قتل‌های غیرقانونی می‌شود.

انتخابات نیز آزاد و منصفانه نبوده است. برای مثال، انتخابات بسیار پرمسأله‌ در ژانویه که حَسینه را برای چهارمین دوره‌ی متوالی به قدرت بازگرداند، توسط مخالفان اصلی او تحریم شد. بسیاری از رهبران آنها به زندان افتادند.

اما اعتراضات اخیر امید به گذار به دموکراسی از پایین را ایجاد کرده است.

شمار انبوه جوانان و همچنین روحیه، انعطاف‌پذیری، سرکشی و همبستگی آنان، نقشی اساسی در سرنگونی دولت حَسینه ایفا کرده است. آن‌ها بر فناوری نیز تبحر داشتند و در شرایط مسدود شدن اینترنت تلفن‌های همراه به طرز هوشمندانه‌ای از اینترنت برای بسیج معترضان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، استفاده می‌کردند.

با این حال، گذار واقعاً دموکراتیک در بنگلادش اکنون نیازمند انتخابات رقابتی و شکل جدیدی از حکمرانی است. در حالی که ارتش وعده‌ی تشکیل دولت موقت فراگیری شامل همه‌ی احزاب را داده است، هنوز مشخص نیست که آیا و چگونه رهبران جوانان برسر میز تصمیم گیری دعوت خواهند شد یا خیر.

جوانان بنگلادشی – به‌ویژه زنان جوان – با وجود تحصیلات عالی و تعهد به دموکراسی، توسط ساختارهای سیاسی سنتی، سلسله‌مراتبی و مردسالار به‌حاشیه رانده شده‌اند. برای مثال، در سال 2022، تنها 0.29 درصد از نمایندگان مجلس زیر 30 سال و 5.71 درصد زیر 40 سال بودند.

خلاء قدرت کنونی فرصت مهمی برای توانمندسازی سیاسی جوانان این کشور است. آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی که منجر به اعتراضات شد، عمدتاً مسائل مربوط به جوانان است. بدون حضور و مشارکت سیاسی کافی، خطر به‌حاشیه رانده شدن بیشتر، افزایش بی‌اعتمادی به روند سیاسی و فروپاشی احتمال دموکراتیک وجود دارد.

در حالی که راه پیشارو مملو از چالش است، جوانان بنگلادش آمادگی خود را برای مبارزه برسر حقوق و آینده‌ی خود نشان داده‌اند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۷ و ساعت 17:58 |

خیاطی که شاگردانش را با اتو داغ کرد

خیاطی که شاگردانش را با اتو داغ کرد (+عکس)

نهرو خالدی یکی از این شاگردان این خیاطی گفت: ۱۲ ساله، دانش‌آموز کلاس ششم و ۲۰ روز شاگرد این خیاط (امیر کیوان) بودم. دوست داشتم برای آینده خود حرفه‌ای یاد بگیرم. پدرم کارگر و در عراق مشغول کارگری است. دو نفر دیگر از دوستانم ریبین قادری و مانی دانش هستند که با هم مشغول کار در این خیاطی بودیم.

یک استادکار خیاطی در مریوان برای تنبیه شاگردانش، بخشی از بدن آنها را سوزاند که به گفته پدر یکی از این افراد، محاکمه این خیاط، پس از اعلام گزارش پزشکی قانونی آغاز می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بسیج ، روز گذشته تصویری مبنی بر سوزاندن پشت سه شاگرد در یک کارگاه خیاطی با اتوبخار در مریوان در فضای مجازی استان دست‌به‌دست می‌شود که صحت‌وسقم این اقدام تلخ در حال پیگیری است.

اسماعیل احمدی فرماندار شهرستان مریوان در پاسخ به این سؤال که آیا سوزاندن پشت سه شاگرد در یک کارگاه خیاطی مریوان صحت دارد یا خیر؟ اظهار داشت: متأسفانه بله صحت دارد، از روز گذشته پس از انتشار این تصویر و اطلاع از این اتفاق ناخوشایند و هماهنگی‌های مربوطه، بلافاصله دادستانی و دستگاه قضایی ورود کرده و دراین‌رابطه پرونده قضایی تشکیل شده است.

خیاطی که شاگردانش را با اتو داغ کرد (+عکس)

وی با بیان اینکه پرونده قضایی برای فرد خاطی در دادستانی شهر مریوان تشکیل شده است، افزود: صبح امروز نیز دادستان شهرستان مریوان با خانواده‌های شاگردان دیدار کرده و دستورات لازم را به پزشکی قانونی جهت معاینه و پیگیری صادر کرد.

فرماندار شهرستان مریوان تصریح کرد: در حال حاضر روند پرونده در حال جریان و بررسی است و مردم نیز بسیار روی این قضیه حساس شده‌اند و افکار عمومی جریحه‌دار شده است به‌طوری‌که بسیاری از شهروندان با بنده تماس گرفته و درخواست پیگیری موضوع و برخورد قانونی با فرد خاطی را داشته‌اند.

احمدی گفت: ما هم نگران و بسیار ناراحت هستیم و یقیناً دستگاه قضایی حکم لازم برای فرد خاطی را صادر خواهد کرد.

نهرو خالدی یکی از این شاگردان این خیاطی گفت: ۱۲ ساله، دانش‌آموز کلاس ششم و ۲۰ روز شاگرد این خیاط (امیر کیوان) بودم. دوست داشتم برای آینده خود حرفه‌ای یاد بگیرم. پدرم کارگر و در عراق مشغول کارگری است. دو نفر دیگر از دوستانم ریبین قادری و مانی دانش هستند که با هم مشغول کار در این خیاطی بودیم.

وی درباره علت سوزاندن پشتشان عنوان کرد: در آن روز که این اتفاق برایمان افتاد، ظهر بود که کارمان تمام شده بود، دوستم ریبین قادری که دستش به طور مادرزادی مشکل دارد یک تیکه از پارچه از دستش افتاد، از زمین بلندش کرد و وقتی بلند شد پشتش به میز خیاطی استاد افتاد، بعد استاد از ما عصبانی شد و گفت بیاید کارتان دارم، چه برخوردی با شما بکنم خوب است؟ گفتیم با چوب گذشته ما را بزن!

این شاگرد خیاطی در پاسخ به این سؤال که آیا استاد قبلاً هم شما را کتک زده بود، مدعی شد: اره، قبلاً هم با چوب و سیلی ما را می‌زد. این بار گفت شما را می‌سوزانم. اول پشت دوستم مانی دانش، بعد ریبین قادری و آخر خودم را سوزاند، طاقت نیاوردم آن‌قدر داغ بود که از دستش فرار کردیم.

پدر نهرو خالدی از شاگردان این خیاطی نیز در این باره مدعی شد: ۱۶ روز گذشته این اتفاق افتاد و موضوع از طریق دادگستری و دادستانی مریوان در جریان بود، پزشکی قانونی رفتیم و منتظر نتیجه جواب این مرکز هستیم. روز گذشته به دلیل طولانی‌شدن پروسه این پرونده، با هماهنگی وکیلم تصمیم گرفتم عکسی که خودم از سه نفر گرفته بودم، پخش کردم.

محمد صالح خالدی، در پاسخ به این سؤال که آیا این استاد خیاطی دستگیر است یا در حال فعالیت؟ گفت: روز اول ۴۸ ساعت زندان شد؛ اما بعد از آن با سند آزاد شد. اکنون در مغازه‌اش در حال فعالیت است. امروز صبح با دادستان مریوان نشست داشتیم و اعلام کردند که پس از نتیجه پزشکی قانونی، فرد خاطی محاکمه خواهد شد. انتظار می‌رود که پروانه کسب این فرد خاطی باطل و برابر قانون با او برخورد شود و به سزای اعمال خود برسد تا دیگر چنین اتفاقات ناخوشایندی تکرار نشود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۷ و ساعت 16:16 |

ناهید اسلام ؛ این جوان 27 ساله رهبر اعتراضات بنگلادش است

ناهید اسلام ؛ این جوان 27 ساله رهبر اعتراضات بنگلادش است

ناهید اسلام در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: بنگلادش ۱۷۰ میلیونی هرگز به حکومت فاشیستی باز نخواهد گشت و همچنین از دانشجویان خواست از اقلیت هندو و عبادتگاه های آن‌ها محافظت کنند.

ناهید اسلام دانشجوی جامعه شناسی از داکا است. این جوان 26 ساله به عنوان یک شخصیت محوری در تحولات سیاسی اخیر بنگلادش ظاهرا شده است. اسلام اعتراضات دانشجویی را رهبری کرد که در نهایت منتج به سقوط سلطه 15 ساله شیخ حسینه نخست وزیر بنگلادش شد.

شیخ حسینه

ناهید اسلام

نقش ناهید اسلام در رویدادهای بنگلادش زمانی برجسته شد که وی به عنوان هماهنگ کننده جنبش دانشجوئی متکی به نسل Z علیه سهمیه های مشاغل دولتی در کشور دست به اعتراضی زد که به تدریج تبدیل به کارزای برای برکناری شیخ حسینه از قدرت شد.

از اواسط ماه ژوئیه بود که شهرت ناهید اسلام در سراسر بنگلادش پیچید و شرایطی را ایجاد کرد تا این جوان تبدیل به یک شخصیت ملی شود. در این زمان بود که پلیس، اسلام و تعدادی دیگر از دانشجویان دانشگاه داکا را در جریان سرکوب معترضان بازدداشت کرد.

ناهید اسلام/ Nahid Islam

ناهید اسلام

به رغم درگیری های خشونت آمیزی که 300 کشته برجای گذاشت، این جنبش ادامه یافت و در نهایت شیخ حسینه ناچار به کناره گیری از قدرت شد. اغلب کشته شدگان دانشجویان جوان بودند.

طی رویدادهای روزهای اخیر، ناهید اسلام و دیگر رهبران جنبش دانشجویی دیدارهایی را با فرمانده ارتش بنگلادش در برنامه کار دارند. گفتنی است فرمانده ارتش بنگلادش روز دوشنبه با اعلام استعفای شیخ حسینه از سمت نخست‌وزیری، اعلام کرد که ارتش این کشور یک دولت موقت تشکیل خواهد داد.

البته ناهید اسلام بارها اعلام کرده که دانشجویان هیچ دولتی که تحت حمایت یا هدایت ارتش باشد را نمی پذیرند. وی همچنین از محمد یونس برنده جایزه نوبل حمایت کرده تا به عنوان مشاور ارشد کنار دولت موقت باشد و تاکید کرده جایگزین دیگری را برای این پست قبول نمی کند.

وی همچنین پستی را در فیس بوکش منتشر کرده بود با این مضمون که: هیچ دولتی به جز دولت مورد نظر جنبش دانشجویی پذیرفته نخواهد شد.

ناهید اسلام روز دوشنبه در حالی که کنار دیگر رهبران جنبش دانشجویی بود، گفت: به خون‌هایی که شهدا برای هدفمان ریخته‌اند، خیانت نخواهیم کرد.

او در سخنان خود وعده داد که آن‌ها قصد دارند با ایجاد تغییرات بنیادی در بنگلادش، این کشور را به یک کشور دموکراتیک‌ و عدالت محور تبدیل کنند.

ناهید اسلام در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: بنگلادش ۱۷۰ میلیونی هرگز به حکومت فاشیستی باز نخواهد گشت و همچنین از دانشجویان خواست از اقلیت هندو و عبادتگاه های آن‌ها محافظت کنند.

ناهید اسلام در سال ۱۹۹۸ در داکا به دنیا آمده، متأهل است و یک برادر کوچک‌تر به نام نکیب دارد. پدرش معلم و مادرش خانه‌دار است. او با انتشار پیام‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و پافشاری بر مواضع خود در مسیر آرمان‌‌هایش موفق شد حمایت قابل توجه نسل Z بنگلادش را به خود جلب کند و با کمک آنها شیخ حسینه را سرنگون کند.

روزهای پرالتهاب بنگلادش

درگیری های بنگلادش

درگیری های بنگلادش

درگیری های بنگلادش

درگیری های بنگلادش

درگیری های بنگلادش

درگیری های بنگلادش

درگیری های بنگلادش

+ نوشته شده توسط سیاوش در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۷ و ساعت 0:46 |

کاهش شدید قدرت خرید مردم ایران؛ بررسی دلایل و پیامدها

کاهش شدید قدرت خرید مردم ایران؛ بررسی دلایل و پیامدها

یک پژوهش جامع نشان می‌دهد که قدرت خرید مردم ایران در سه سال گذشته به شدت کاهش یافته است. نوسانات ارزی، افزایش قیمت‌ها و حذف ارز ترجیحی از جمله دلایل اصلی این کاهش هستند.

یک پژوهشگر با اشاره به ادامه کاهش قدرت خرید مردم در سه سال گذشته گفت: روند کاهش قدرت خرید مردم در سه سال گذشته شدت گرفت اما شیب این کاهش قدرت خرید در سال 1401 بیشتر و در سال 1403 کمتر بود.

به گزارش ایلنا، ناصر پاشاپور نیکو، در پاسخ به سوال ایلنا مبنی بر اینکه رفتار بازار برای مصرف کالاهای اساسی پس از جهش ارزی و افزایش قیمت رسمی این کالاها چگونه بوده و در سه سال گذشته وضعیت قدرت خرید مردم چگونه بوده‌است،اظهار داشت: از سال 1380 تا 1403، داده‌هایی را جمع‌آوری کردیم که در سه دسته بازار، رسانه و مصرف‌کننده قرار می‌گیرند. داده‌های مربوط به رسانه‌ها این را نشان می‌دهد که مخاطب چه برنامه‌ای‌ را دوست دارد و تحت تاثیر چه برنامه‌ای قرار دارد. گروه دوم بررسی بازار است که نشان می‌دهد چه محصولی در خرده‌فروشی‌ها برای خریداران آماده است و گروه سوم هم اطلاعاتی است که از خود مصرف‌‌کننده تهیه می‌شود.

وی افزود: این داده‌ها به ما نشان می دهند که پرش ارزی و افزایش قیمت‌ها بر روی تمام محصولات اثر می‌گذارند و اساسا هر تغییری در اکوسیستم رخ دهد از جمله افزایش قیمت‌ها، موجودی مواد اولیه برای تولید، تغییر شرایط آب و هوایی و ... اثر خود را در مصرف نشان می‌دهد.

این پژوهشگر با بیان اینکه در این مدت کاهش قدرت خرید مردم ادامه داشت، گفت: طبیعی است که با افزایش قیمت‌ها قدرت خرید هم کاهش پیدا کند. با حذف ارز ترجیحی یا همان 4500 تومانی شاهد کاهش قدرت خرید مردم بودیم و این روندی است که در دو، سه سال گذشته شدت گرفته، شیب این کاهش قدرت خرید در سال 1401 بیشتر بود و در سال 1403 کمتر بود. این تغییرات ناگزیر است و تورم محصول نهایی را افزایش می‌دهد.

پاشاپورنیکو ادامه داد: وقتی این افزایش قیمت‌ها رخ می‌دهد، تولیدکنندگان به ویژه گروهی که تولیدکنندگان مواد مصرفی مدت‌دار هستند ناگزیر شروع به ارایه تخفیفات و افزایش تبلیغات مستقیم هستند.

وی با بیان اینکه پژوهش و داده‌های حاصل از آن در اقتصاد و شرایط رقابتی اهمیت پیدا می‌کند، اظهار داشت: وقتی پژوهشی بیش از دو دهه در بازارهای ایران ادامه می‌یابد یعنی مصرف کننده دارد. اما عده‌ای از این داده‌ها استفاده نمی کنند و می‌توان گفت که کمتر از 10 درصد شرکت‌های بی تو سی از داده‌های حاصل از پژوهش استفاده می‌کنند و مابقی شرکت‌ها هنوز هم در شرایط سعی و خطا پیش می‌روند.

این پژوهشگر تاکید کرد: امروز بازار و اقتصاد ایران رقابتی نیست و رقابت‌ها تنها در تولید و دریافت ارز ترجیحی بوده و قطعا در شرایطی داده‌های به دست آمده از پژوهش‌ها مهم است که رقابت سالم وجود داشته باشد.

پاشاپور با تاکید بر اینکه امروز با عدم دانش استفاده از داده‌ها مواجه هستیم، گفت: برای خوانش و تحلیل این داده‌ها و تسلط بر آن باید تحلیل و تحلیل‌گر وجود داشته باشد و این داش باید اقتصاد ایران ارتقا پیدا کند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۶ و ساعت 22:28 |

رهبر انقلاب نسل زد در بنگلادش؛ ناهید اسلام کیست و چگونه مردم را علیه دولت شیخ حسینه بسیج کرد؟

اعتراضات در بنگلادش

ناهید اسلام، دانشجوی جامعه‌شناسی در دانشگاه داکا است که اغلب در ملاعام با پیشانی‌بند منقش به پرچم بنگلادش حاضر می‌شود.

او رهبری اعتراضاتی را بر عهده داشت که منجر به استعفا و فرار شیخ حسینه، نخست‌وزیر بنگلادش شد که قدرت را برای ۱۵ سال متوالی در اختیار داشت.

این دانشجوی ۲۶ ساله، هماهنگ‌کننده یک جنبش دانشجوییِ متکی به نسل زِد علیه سهمیه‌های مشاغل دولتی در بنگلادش بود که به تدریج به کارزاری برای برکناری شیخ حسینه از قدرت تبدیل شد.

ناهید اسلام در اواسط ژوئیه به شهرت ملی رسید و آن زمانی بود که پلیس بنگلادش او و تعدادی از دانشجویان دانشگاه داکا را در جریان سرکوب اعتراض‌های مرگبار بازداشت کرد.

با وجود سرکوب خشونت‌آمیز اعتراض‌ها در بنگلادش که نزدیک به ۳۰۰ کشته برجای گذاشت که بیشتر از میان دانشجویان جوان بودند، این جنبش ادامه یافت و در نهایت به استعفای شیخ حسینه و فرار او به هند منجر شد.

ناهید اسلام و دیگر رهبران جنبش دانشجویی بنگلادش قرار است روز سه‌شنبه با ژنرال وکر-اوز-زمان، فرمانده ارتش این کشور دیدار کنند. فرمانده ارتش بنگلادش روز دوشنبه با اعلام استعفای شیخ حسینه از سمت نخست‌وزیری، اعلام کرد که ارتش این کشور یک دولت موقت تشکیل خواهد داد.

ناهید اسلام با تأکید بر اینکه دانشجویان هیچ دولتی که تحت هدایت یا حمایت ارتش بنگلادش باشد را نمی‌پذیرند، پیشنهاد داده است که محمد یونس، برنده جایزه نوبل به عنوان «مشاور ارشد» انتخاب شود.

او روز سه‌شنبه ۶ اوت در یک پست فیس‌بوکی نوشت: «هیچ دولتی به جز دولتی که ما پیشنهاد کرده‌ایم، پذیرفته نخواهد شد.»

ناهید اسلام روز دوشنبه در کنار دیگر رهبران جنبش دانشجویی گفته بود: «ما به خون‌هایی که شهدا برای هدفمان ریخته‌اند، خیانت نمی‌کنیم.» او در سخنان خود وعده داد که آن‌ها قصد دارند با ایجاد تغییرات بینادی در بنگلادش، این کشور را به یک کشور دموکراتیک‌تر و عادلانه‌تر تبدیل کنند.

ناهید اسلام در سخنان خود با تأکید بر اینکه بنگلادش ۱۷۰ میلیون نفری هرگز به «حکومت فاشیستی» باز نخواهد گشت، از دانشجویان خواست از اقلیت هندو و مکان‌های عبادت آن‌ها محافظت کنند.

او که در سال ۱۹۹۸ در داکا به دنیا آمده، متأهل است و یک برادر کوچک‌تر به نام نکیب دارد. پدرش معلم و مادرش خانه‌دار است. او با انتشار پیام‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و نیز نشان دادن پایمردی خود در مسیر آرمان‌‌هایش موفق شد، حمایت قابل توجه نسل زدِ بنگلادش را به خود جلب کند.

نکیب اسلام، دانشجوی جغرافیا در گفتگو با رویترز گفت که برادرش «استقامت فوق‌العاده‌ای» دارد و همیشه بر ضرورت تغییرات در بنگلادش تأکید داشته است.

او با اشاره به بازداشت و شکنجه برادرش توسط پلیس، گفت: «با وجود همه این‌ها، او به مبارزه ادامه می‌دهد. ما به او اعتماد داریم که تسلیم نخواهد شد. به او افتخار می‌کنیم.»

سابرینا کریم، استادیار دانشگاه کرنل که تحقیقاتی در زمینه خشونت‌های سیاسی داشته است در گفتگو با رویترز، روز دوشنبه را روزی تاریخی برای بنگلادش توصیف کرد.

او گفت: «این ممکن است اولین انقلاب موفقیت‌آمیز رهبری شده توسط نسل «زد» (Z) باشد. حتی اگر ارتش در این فرایند دخیل باشد همچنان امیدی به انتقال دموکراتیک وجود داشته دارد.»

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۶ و ساعت 22:26 |

تداوم سقوط شاخص بورس جهانی باعث نگرانی شده است

سیر نزولی شاخص‌ها بورس جهانی سهام باعث نگرانی از پیامدهای رکود در آمریکا شده است. کاهش شاخص‌های سهام فناوری و ضررهای سنگین در بیت‌کوین و دیگر رمزارزهای از این پیامدهای تلقی می‌شوند. این روند همچنان ادامه دارد.

در آغاز هفته جاری، اعصاب سرمایه‌گذاران در بورس‌های سهام در سراسر جهان به هم ریخت. سقوط ناگهانی شاخص بورس در روز جمعه دوم اوت (۱۲ مرداد) به طور یکپارچه امروز دوشنبه ۵ اوت هم ادامه یافت.

اواخر هفته گذشته، در پی گزارش غیرمنتظره در مورد بازار کار ضعیف در آمریکا به ترس از رکود در ایالات متحده و در نتیجه کاهش قابل توجه رشد اقتصاد جهانی دامن زد و باعث سقوط شدید بازارهای سهام شد.

به گزارش خبرگزاری آلمان، فعالان بازار بر این باورند که این احتمال وجود دارد که بانک مرکزی ایالات متحده زمان مناسب برای کاهش نرخ بهره را از دست داده و احتمالا نرخ بهره را دیرهنگام کاهش داده است.

خبرهای بد در مورد شاخص رشد اقتصادی، که مدتی پیش به دلیل افزایش امید به کاهش نرخ بهره مثبت تلقی می‌شد، اکنون به عنوان خبری بد تلقی می‌شود، زیرا به ترس از رکود دامن زده است. از منظر ژئوپلیتیکی، این وضعیت با حمله احتمالی ایران به اسرائیل، همچنان بسیار متشنج است.

تغییر شاخص سهام فناوری پررونق

علاوه بر داده‌ها در مورد بازار کار ضعیف ایالات متحده، اخیراً ارقام سه ماهه ناامیدکننده‌ای از بخش سابقاَ پررونق فناوری آمریکا نیز اضافه شده است. به گفته خرده‌فروشان، تبلیغ پیرامون موضوع روند رو به رو رشد رونق هوش مصنوعی (AI) ممکن است بیش از حد بوده باشد. به دنبال گزارشی مبنی بر به تعویق انداختن عرضه تراشه‌های هوش مصنوعی جدید شرکت "انویدیا" (Nvidia) به دلیل به اصطلاح نقص‌های طراحی، امروز دوشنبه، شاخص سهام‌های فناوری در بورس‌های آسیایی ضربه دیدند.

"انویدیا" یکی از ذینفعان اصلی موضوع پررونق هوش مصنوعی بود که اخیراً نیروی محرکه رشد عمومی بازار سهام تلقی می‌شد.

یوخن اشتانزل، تحلیلگر از شرکت معاملات بورس "سی‌ام‌سی مارکتس" نوشت: «سرمایه‌گذاران در حال حاضر با دو واقعیت ناخوشایند روبرو هستند. از یک طرف، توسعه و رشد هوش مصنوعی با هزینه‌های هنگفتی همراه است که سود‌ها را کاهش می‌دهد و ناگهان ارزش‌گذاری بالای سهام را اغراق‌‌آمیز نشان می‌دهد. و از سوی دیگر، سیاست‌های پولی محدودکننده بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی آمریکا در حال حاضر تأثیر خود را گذاشته است.»

اوج‌گیری فشارسنج ترس

در اروپا، سیر نزولی شاخص‌های بازار بورس از صبح امروز دوشنبه آغاز شد. شاخص بورس آلمان "داکس" (DAX) به طور موقت حدود سه درصد کاهش یافت و به سمت مرز ۱۷هزار واحد حرکت کرد. زیان برای شاخص منطقه یورو EuroStoxx 50 به همین ترتیب بالا بود.

در ایالات متحده، معاملات آتی شاخص سهام فناوری نزدک ۱۰۰ در روز دوشنبه، دوباره حاکی از کاهش حدود چهار درصدی بود. این فشارسنج ترس از سال ۲۰۲۰ بدین سو بی‌سابقه بوده است.

کاهش ۱۲درصدی قیمت سهام در ژاپن

کاهش قیمت سهام در اروپا در مقایسه با Nikkei 225 ژاپن که در روز دوشنبه بیش از دوازده درصد کاهش قیمت داشت، تقریباً ناچیز است. از آنجایی که شاخص بورس پیشرو توکیو در حال حاضر بیش از ۲۰درصد از رکوردی که در ماه ژوئیه به آن رسیده بود، از دست داده است، معامله‌گران بازار سهام در مورد بازار نزولی صحبت می‌کنند. این بدان معنی است که بدبینی بر بازار سهام حاکم است و با کاهش قیمت نمود بیشتری می‌یابد. افزایش قابل توجه اخیر در ارزش "ین"، واحد ملی پول ژاپن، تأثیر عمده‌ای بر قیمت سهام شرکت‌های ژاپنی داشته که وابسته به صادرات هستند.

برخلاف اروپا و ایالات متحده، کاهش نرخ بهره در ژاپن موضوعیتی ندارد. بانک مرکزی ژاپن به احتمال زیاد می‌تواند نرخ بهره را افزایش دهد.

روند نزولی بیت کوین

این واقعیت که سرمایه‌گذاران در هر دو سوی اقیانوس اطلس از سرمایه‌گذاری‌های پرخطر در ابتدای هفته اجتناب می‌کنند را می‌توان با نگاه کردن به ارزهای دیجیتالی که معامله با آنها فعالیتی سودآور و بسیار سوداگرانه تلقی می‌شوند، مشاهده کرد.

بیت کوین همچنان ارزش زیادی را از دست داد. قیمت این قدیمی‌ترین و شناخته شده‌ترین رمزارز در پلتفرم معاملاتی بیت‌استمپ به زیر ۵۰هزار دلار و به پایین‌ترین سطح خود از ماه فوریه بدین سو رسید. علاوه بر بیت کوین، سایر ارزهای دیجیتال نیز به سبب عرضه زیاد تحت فشار شدید قرار داشتند و از بهایشان کاسته شد.

واحدهای پولی که امن تلقی می‌شدند، مانند ین ژاپن و فرانک سوئیس، از عدم اطمینان زیاد در بازارهای مالی سود بردند. دلار آمریکا به سطح ۰،۸۴۴۸ فرانک سوئیس سقوط کرد. این پایین‌ترین سطح از ماه ژانویه بدین سو بوده است. اوراق قرضه دولتی آلمان که امن تلقی می‌شدند، همچنان مورد تقاضا بودند.. ارزش نوسان‌آمیز طلا روز دوشنبه در حدود ۲۴۲۲ دلار آمریکا در هر اونس (حدود ۳۱.۱گرم) باقی ماند. در اواسط ماه ژوئیه، قیمت طلا به رکورد ۲۴۸۳ دلار رسیده بود.

+ نوشته شده توسط سیاوش در سه شنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۶ و ساعت 0:30 |

رژیم گیاه‌خواری مطلق در کوتاه مدت پیری بیولوژیکی را «آهسته می‌کند»

یک مطالعهٔ جدید از دانشگاه استنفورد نشان می‌دهد که رژیم گیاه‌خواری مطلق می‌تواند فرآیند پیری را در سطح مولکولی در مدت کوتاهی مانند هشت هفته، کندتر کند.

این پژوهش که در مجله «بی‌ام‌سی مدیسین» منتشر شده است، بخشی از پروژه‌ای به نام «مطالعه دوقلوهای استنفورد» است که همچنین موضوع سریال مستند جدید نتفلیکس با عنوان «شما همان چیزی هستید که می‌خورید: یک آزمایش با دوقلوها» نیز بوده است.

این تحقیق شامل ۲۲ جفت دوقلوی همسان بود که به طور تصادفی به دو گروه مختلف تقسیم شدند. نیمی از شرکت‌کنندگان به یک رژیم گیاه‌خواری مطلق سالم اختصاص داده شدند و نیمی دیگر به یک رژیم همه‌چیز‌خوار سالم.

در طول چهار هفته اول، وعده‌های غذایی توسط یک شرکت تحویل غذا تهیه می‌شد و در نیمه دوم، شرکت‌کنندگان خودشان مسئول تهیه غذا بودند.

دکتر کریستوفر گاردنر، استاد پزشکی و دانشمند تغذیه در دانشگاه استنفورد و نویسنده اصلی این تحقیق گفت: «اصطلاحات گیاه‌خوار و همه‌چیز‌خوار بسیار گسترده هستند و ممکن است انتخاب‌های غذایی ضعیفی داشته باشید که با این الگوهای غذایی سازگار باشند.»

وی افزود: «هر دو گروه دستور داده شدند که رژیم‌هایی با سبزیجات و فیبر بالا مصرف کنند در حالی که غلات تصفیه شده و شکر را به حداقل برسانند.»

در پایان نتایج نشان داد شرکت‌کنندگانی که رژیم گیاه‌خواری مطلق داشتند کالری کمتری مصرف کردند، وزن بیشتری کاهش دادند و بهبودهای قابل توجهی در سطح کلسترول بد و انسولین ناشتا نشان دادند.

اما نکته جالب‌تر، بهبود نشانگرهای اپی‌ژنتیکی مرتبط با پیری در این گروه بود. نشانگرهای اپی‌ژنتیکی مانند ساعت‌های مخفی در ژن‌های انسان هستند که سن بیولوژیکی ما را تعیین می‌کنند. بر این اساس، شما ممکن است چهل ساله باشید، اما سن بیولوژیک شما می‌تواند بر اساس عواملی مانند رژیم غذایی و ورزش متفاوت باشد.

دکتر وارون دواراکا، مدیر بیوانفورماتیک و محقق اصلی در TruDiagnostic در این باره گفت: «تغییرات اپی‌ژنتیکی می‌توانند بیان ژن را تغییر دهند و شما را بیشتر یا کمتر مستعد ابتلا به اشکال مختلف بیماری کنند.»

این مطالعه نشان می‌دهد که حتی تغییرات کوتاه‌مدت در رژیم غذایی می‌تواند تاثیرات قابل توجهی بر روی پیری بیولوژیکی داشته باشد. با این حال، دواراکا هشدار می‌دهد که نتایج این مطالعه به دلیل محدودیت زمانی نمی‌تواند اثرات بلندمدت رژیم گیاه‌خواری مطلق یا همه‌‌چیزخواری را به طور دقیق ارزیابی کند.

او خاطرنشان کرد: «ما نمی‌توانیم چیزی فراتر از هشت هفته بگوییم زیرا، به عنوان مثال، یک رژیم گیاه‌خواری مطلق بدون مکمل ویتامین ب‌۱۲ می‌تواند اثرات مخربی بر سلامت داشته باشد.»

مطالعات بیشتری برای ارزیابی اثرات بلندمدت رژیم‌های گیاهی بر پیری بیولوژیکی و دیگر شاخص‌های سلامتی مورد نیاز است. با این حال، این مطالعه نشان می‌دهد که رژیم غذایی و سبک زندگی می‌توانند نقش مهمی در کاهش سرعت پیری بیولوژیکی ایفا کنند.

+ نوشته شده توسط سیاوش در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۱۵ و ساعت 0:19 |