آیا شادی و نشاط، بخش جدای ناپذیر زندگی است؟

وبلاگ آموختن: هر ساله به وسیله‌ی تشکل‌هایی مردمان کشورهای جهان را از نظر شادی و نشاط رتبه‌بندی می‌کنند. مدتی پیش از سوی آن‌ها کشور ایران را در رتبه یکصد ودهمین (۱۱۰ ) کشورهای شاد جهان نشان  قرار دادند.

شکی در این نیست کە شادی و شور و نشاط حق طبیعی یک جامعه است. مردم نە تنها در ایران بلکە در همە جای این دنیا می توانند و می باید در شرایطی زندگی کنند کە شادی و نشاط، بخش جدای ناپذیر زندگی آنان باشد. اما همە امکانات و ملزومات چنین زندگی، یعنی شاد زیستن، امروز موجود است و هر روزە نیز تولید و باز تولید می شود. واقعیت این است کە این کرە خاکی هیچگاە بە این اندازە با وفور امکانات مادی برای زیستن با استاندارهای بالا روبرو نبودە است. اما در روزگار ما پیشرفت علم و دانش با آن قدرت شگفت انگیزش بە جای تأمین رفاە و آسایش در زندگی انسانها، خود موجبات گرسنگی و محرومیت را برای اکثریت مردم بە ارمغان آوردە است. در حقیقت بە همان سرعتی کە بشر بر طبیعت مسلط می شود، خود ظاهرا بە زیر سلطە ساختە دست خود در می آید.

اما چرا؟ دلیل آن روشن است، آنچە کە در امروز ما در زندگی خود شاهدیم، یعنی فقر، محرومیت ، درد و رنج بی شماری کە عملا شادی را از جامعە و از زندگی مردم دور کردە است، از آسمان نازل نشدە و بر پیشانی کسی حک نشدە است. در حقیقت زایدە مناسباتی است کە بر آنان و زندگی اجتماعی آنان حاکم شدە است. مناسباتی کە بە دلیل قوانین ذاتی حاکم بر آن، اکثریت مردم را از امکانات و ملزومات شاد زیستن در زندگی محروم کردە است. قوانینی کە سود پرستی عدە قلیلی در هر جامعە، جزء جدای ناپذیری از تداوم حیات آن است. مناسباتی کە همین عدە با تکیە بر زور و فریب توانستە اند ثروت و امکانات و همە ملزومات شاد زندگی کردن را در چنگال خود محصور کنند، در یک کلام مناسباتی کە تنها با تحمیل درد و رنج بر زندگی اکثریت مردم و محرومیت آنان از شادی و لذت بردن از زندگی تداوم آن ممکن و میسر می گردد.

نخستین عاملی که به ویژە در دورەهای اخیر در کاهش شادی در جامعه ایران موثر بوده، بی ثباتی آشکار و عیان در شرایط زندگی و معیشت مردم و عمیق تر شدن شکافهای طبقاتی است، که زندگی مردم بویژە کارگران و مردم زحمتکش را تحت تأثیر قرار دادە است. این بی ثباتی یا بە عبارت دقیقتر این سختی در تأمین مایحتاج اولیە زندگی، باعث شده است که بسیاری دچار عدم احساس امنیت در زندگی، دلهرە و اضطراب برای تأمین مایحتاج روزمرە زندگی خود و خانوادە شوند. استرس در زندگی کە نتیجە این وضعیت یعنی سیاست ها و عملکردهای دولتمردان حاکم است، در درازمدت شرایطی را در هر خانوادە شکل می دهد که مستقیما نە تنها شادی و نشاط را از بین می برد، بلکە خود موجبات بسیاری ناملایمات و ناهنجاری دیگر را فراهم می کند.

البتە جدا از مسائل مربوط بە کار و معیشت در زندگی، مسائل سیاسی؛ اجتماعی و فرهنگی را هم می توان از آن دستە از عوامل مهم دیگر بر شمرد کە بە نوبە خود در تلخ کردن زندگی و زدودن شادی و نشاط از زندگی مؤثرند. در جامعەای کە آزادهای سیاسی و اجتماعی هر روزە لگد مال می شود، جامعەای کە در آن تلاش می شود خشونت بە یک فرهنگ عمومی تبدیل گردد، جامعە ای کە نیمی از جمعیت آن یعنی زنان از حقوق فردی و اجتماعی خود محرومند، جامعەای دستگیری و زندان، اعدام، شکنجە و اذیت و آزار روالی معمول است، نباید از نبود شادی در آن جامعە در تعجب بود. حاکمینی کە شادی کردن و دوست داشتن و محبت کردن و عشق ورزیدن را گناە می داند، بدون شک در دراز مدت فرهنگ و روش زندگی مورد نظر خود را بە اشکال مختلف در جامعه تسری می دهند و تاثیرات مخربی بر ثبات روحی روانی جامعه می گذارد که زدودن شادی از زندگی یکی از عوارض آن است.

زمانی که در جامعه ارزش های کهنە و غیر علمی به صورت گسترده تولید و بازتولید و به خورد جوانان داده میشود. جوان نمی تواند و نمی باید محافظه کار باشد. باید پرسشگر و رادیکال و دخالتگر برای تغییر در وضعیت موجود باشد. برای شاد زیستن باید سوالها و خواسته های نسل جوان به رسمیت شناخته شوند. جوان باید توانایی و آزادی نقد کردن داشته باشد. آزادی ابراز عقیده داشته باشد. جامعە باید این توانائیها و تقویت آنها را سازمان دهد و مجاری لازم را بە این منظور تأمین نماید.  شاد باشید.

 

+ نوشته شده توسط سیاوش در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۵ و ساعت 0:3 |