نبردهاي طبقاتي در فرانسه
"توسعه پرولتارياي صنعتي، بنا به قاعدهي كلي، تابع توسعهي بورژوازيِ صنعتي است. تنها در زير سلطهي چنين بورژوازي توسعه يافتهاي است كه طبقه پرولتارياي صنعتي به موجوديتاش در گسترهي ملي دست مييابد و موفق ميشود انقلاباش را در حد و اندازهي ملي بالاتر برد؛ تنها در چنين شرايطي است كه پرولتاريا ابزارهاي توليدي مدرني ميآفريند كه در ضمن تبديل به وسايل رهاييِ انقلابيِ وي خواهند شد. تنها در سلطه بورژوازي است كه ريشههاي ماديِ جامعهي فئودالي برافكنده ميشوند و زمينهاي فراهم ميشود كه انقلاب پرولتاريايي را ممكن خواهد ساخت."..."حاكميت بورژوازي صنعتي فقط در جايي ميسّر است كه رشد صنعت بر همهي روابط مالكيت تاثير بارز گذاشته باشد، و صنعت هم نميتواند به چنين قدرتي دست بيابد مگر در جايي كه بازار جهاني را تسخير كرده باشد زيرا مرزهاي ملي براي توسعهي صنعت كافي نيست."
نبردهاي طبقاتي در فرانسه از 1848 تا 1850 / كارل ماركس؛ ترجمه باقر پرهام. نشر مركز، ويرايش دوم 1381 صص 22 -23
"كارگران فرانسوي قادر به برداشتن هيچ گامي به جلو، يا كم كردنِ حتا يك مو از سر بورژوازي، پيش از آنكه انبوه ملت كه ميان پرولتاريا و بورژوازي قرار دارد، يعني دهقانان و خردهبورژواها، در شورش خود بر ضد اين نظم، بر ضد سلطهي سرمايه، بر اثر جريان انقلاب ناگزير به پيوستن به پرولتاريا به عنوان پيشتاز خود شوند، نخواهد بود." همان منبع ص 24
"شورش پرولتاريا به معناي حذف اعتبار بورژوايي است، چرا كه به معناي الغاء نظام توليد بورژوايي و نظم مبتني بر آن است. اعتبار عمومي و اعتبار خصوصي دماسنج اقتصادياند كه با آن ميتوان شدت يك انقلاب را سنجيد. هر قدر اين دماسنج پايين بيايد نشانهي آن است كه حدّت و نيروي آفرينندهي انقلاب بالا ميرود." همان منبع ص28
"به طور طبيعي، انفجارهاي شديد بايد بيشتر در سرحدهاي بيروني ارگانيسم بورژوايي پيش بيايند، نه در قلب آن، زيرا در قلب امكان تنظيم و يافتن راهحلها هميشه بيش از جاهاي ديگر است." همان منبع ص158
"با توجه به اين رونق عمومي كه طي آن نيروهاي توليديِ جامعهي بورژوايي به همان نسبتي كه كل شرايط بورژوايي اجازهاش را ميدهد توسعه مييابند، موضوع يك انقلاب حقيقي نميتواند مطرح باشد. چنين انقلابي فقط در دورههايي امكانپذير است كه اين دو عامل، يعني صور توليدي مدرن و صور توليد بورژوايي با هم تعارض پيدا كنند." همان منبع ص158
