پشت به آفتاب در حسرت انرژی های پاک
آلمان وترکیه جمعیتی مشابه به ایران دارند. هر دو کشورهایی با دمایی به مراتب سردتر از ایران؛ اما مصرف انرژی فسیلی در آن کشورها بسیار پایین تر. دلیل آن چیست؟
گفته می شود" تولید انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی و غیره) آلمان ۱۲۳ برابر ایران است. همچنین تولید برق آبی در آلمان دو برابر ایران و تولید برق هستهای پنج برابر ایران و مصرف ذغالسنگ آلمان نیز ۲۹ برابر ایران است." پس کشور آلمان ازظرفیت های انرژی های تجدید پذیر به خوبی استفاده می کند و ما در حالی که از نظر سرزمینی و آفتاب تابان، شرایط مناسب تری نسبت به آلمان داریم، سرمایه گذاری چندانی در این حوزه صورت نگرفته است.
در واقع علت اصلی مصرف بالاتر گاز ایران از آلمان در این نکته است که اگر چه ظرفیت تنوع در انرژی تجدید پذیر ایران بسیار بیش تر از آلمان است؛ اما ۶۸ درصد کل مصرف انرژی کشور به گاز وابسته است.نمونه دیگر؛ ترکیه همسایه ایران با جمعیتی مشابه است. ایران پنج برابر ترکیه مصرف گاز دارد، اما از طرفی ترکیه ۳۵ برابر ایران تولید انرژی خورشیدی و بادی، ۹ برابر ایران تولید برق آبی و ۲۲ برابر ایران مصرف زغالسنگ دارد. نتیجه اینکه، آلمان و ترکیه با اقتصادی چند برابر ایران و با جمعیتی مشابه، مصرف انرژی یکسانی با ایران دارند.
نتیجه:
این که ایران سومین تولیدکننده بزرگ گاز جهان است و با این همه باز هم با کسری گاز مواجه است، به طنز تلخی می ماند که در کم تر کشوری می توان شاهد آن بود. علت اصلی آن نیز می توان در عدم سرمایه گذاری و توسعه دیگر انواع انرژی های دیگر دانست.تحریم ها از یک سو و مدیریت ناکارآمد از سویی دیگر، آن قدر برای کشور گران تمام شده است که حتی با داشتن ثروت عطیم گاز، زمستان که از راه می رسد در اضطراب کمبود آن هستیم. گفته می شود ایران سالانه ۲۴۰ میلیارد متر مکعب مصرف گاز دارد که تقریبا معادل ۶۰ درصد مصرف گاز ۲۷ عضو اتحادیه اروپا و تقریبا یک چهارم قاره اروپا است. چرا ما باید به قدر ۶۰ درصد ۲۷ عضو اتحادیه اروپا گاز مصرف کنیم؟
این میزان مصرف گاز ایران تنها متوجه شهروندان نیست؛ بلکه آمارهای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که سالانه ۲۵ میلیارد متر مکعب از گاز تولیدی ایران در مرحله تولید، انتقال و توزیع تلف میشود.از طرفی یک سوم گاز مصرفی ایران در نیروگاهها استفاده میشود و به خاطر راندمان پایین نیروگاهها، بخش قابل توجهی از گاز تحویلی در پروسه تبدیل به برق تلف میشود.
این شیوه حکم رانی و سیاست گذاری در مصرف مهم ترین منبع انرژی کشور تا کی باید ادامه داشته باشد و چرا استفاده از خورشید تابان بعنوان منبع ای مهم تر و پاک تر همچنان در سایه بی تدبیری مغفول مانده است؟ اساسا وضعیت منابع طبیعی کشور چقدر مورد دغدغه جدی مسئولان است ؟
رهبران جهان در حالی که برنامه ریزی های گسترده ای در حوزه های انرژی طی سال های گذشته داشته اند؛ اما همچنان رخدادهای شدید آب و هوایی ( Extreme Weather Events) بعنوان مخاطرات جدی دو سال آینده و "کمبودهای منابع طبیعی" بعنوان دیگر مخاطره جدی ۱۰ سال آینده بشریت ، در پنجاه و چهارمین اجلاس داوُس سوئیس مورد توجه خود قرار داده اند. ما در کجای این داستان قرار داریم و تا کی باید در عطش چند دلارسرمایه گذاری ورقابت های کشورهای همسایه باشیم؟ کافی است تحولات کشورهای عربی در حوزه های انرژی، توسعه انرژی خورشیدی و بادی و تغییرات آب و هوایی را طی چند سال گذشته ببینیم.
دکتر سریع القلم طی گزارشی که از اجلاس داووس به رسانه ها داده است، در این زمینه می نویسد"با توجه به گرم شدن درجه هوا در منطقۀ عربی خلیج فارس طی دو دهۀ آینده، این دولتها با ایجاد رقابت میان شرکتها به ارائه روشهای مقابله با گرما از طریق هوش مصنوعی مبادرت ورزیدهاند. اگر هوش مصنوعی در یک کشور رایج نشود، عملاً حکمرانی سنتی بوده و از کوران تحولات بین المللی عقب میماند."
به نظر می رسد برای دریافت عمق تحولات جهانی در حوزه های انرژی و اینکه چرا نزدیک به ۸۰ درصد مباحث میزگردها و کارگاههای داووس ۲۰۲۴ ، حول محور IT و هوش مصنوعی است، ابتدا باید سایه جنگ وتحریم از کشور برای همیشه جدا شود. آن گاه می توان مسیری نو درانداخت و رو به آفتاب ایستاد و از سرچشمه اصلی سیراب شد. اگر غیر از این باشد ما در حسرت پیشرفت سایر ملل خواهیم ماند و آن چنان که در مرثیه احمد شاملو آمده است" ... همچنان دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را..."
