شجره نامه انسان
بحث درباره اصل و نسب انسان هميشه مردم را مشغول داشته و مشغول ميدارد. جاي انسان در طبيعت مدتها است تعيين شده است. انسان از شاخه پستانداراني است كه در آن اسب، سگ، گاو، خوك، و گوسفند و ...هم قرار دارند.براي اين است كه به طور واضح ساختمان بدن و كار اندامهاي مختلف انسان مانند ساير پستانداران است. اما در شاخه پستانداران، انسان با ميمونهايي مانند ژيبون، اورانگاوتان، گوريل و شمپانزه مشابهت بيشتري دارد.
از نظر فیزیولوژی تفاوتهای فراوانی بین انسان و بقیه جانوران وجود دارد، که در ادامه به آن میپردازیم. اما از منظر تکامل اجتماعی-اقتصادی تنها یک تفاوت بین انسان و بقیهی جانوران به طور کلی وجود دارد، که پایهی اصلی تکامل اجتماعی اقتصادی و سیاسی جامعهی انسانی را تشکیل میدهد. این تفاوت چیزی نیست جزء نحوهی تامین مایحتاج زندگی به منظور زنده ماندن و بقای نسل.
به بیانی دیگر تا قبل از سه میلیون سال پیش، اجداد اولیه انسان همانند بقیه جانوران مواد غذایی مورد نیاز جهت زنده ماندن را بدون این که توان تغییر در طبیعت را داشته باشند، از طبیعت مانند میوهها و دانههای خوراکی و شکار به دست میآوردند. اما از سه میلیون سال پیش به تدریج اجداد اولیه انسان با ساختن و تولید کردن ابزارهای اولیه که از سنگ بودند، راه خود را با بقیه جانوران جدا کردند. یعنی به تدریج شروع به تولید و نیز تغییر شیوه توليد مایحتاج زندگی خود نمودند. هیچ جاندار دیگری قادر به توليد و تغییر شيوهی توليد مایحتاج روزانهی زندگی خود نیست.
ممکن است پرسیده شود که پس چرا زنبور عسل، عسل توليد میکند و نیز خیلی از جانوران مانند پرندهگان؛ عمل لانهسازی را خود انجام میدهد، مگر این توليد نیست؟
در پاسخ باید گفت زنبور عسل و لانهسازی پرندهگان یک عمل و رفتار خودبخودی و غریزی است که میلیونها سال است، آن را تکرار میکنند بدون این که توان تغییر در شيوهی توليد خود داشته باشند. در حالی که انسانها علاوه بر توليد، شيوهی توليد خود را هم تغییر میدهد؛ مثلا" نحوه توليد و ساختن خانهی مسکونی انسانها در 20 هزار سال پیش با امروز بسیار بسیار متفاوت است. این است تفاوت اصلی انسان با حیوان!
اما از نظر فیزیولوژی فرق بزرگي بين انسان با ديگر پستانداران وجود دارد. در انسان و شامپانزه نيمكرههاي مخ خيلي شباهت ظاهري به هم دارند اما از نظر وزن، بين مغز انسان و شمپانزه اختلاف وجود دارد. وزن مغز در يك شخص 14 كيلوگرمي 400 گرم است؛ اما وزن مغز يك شمپانزه 15 كيلوگرمي تقريبا" 100 گرم است. شيارهاي مخ در انسان فراوان و عميق است اما در شمپانزه شيارهاي مخ كمتر است و چندان عميق نيستند.
در بعضي از ميمونها دم حقيقي وجود ندارد اما انتهاي ستون مهره آنها را استخوان دم يا دنبالچه مينامند. در واقع دم در آنها تحليل رفته است. بقاياي دنبالچه كه در ميمونهاي شبيه انسان وجود دارد باقيمانده دم در اجداد خودشان كه ميمونهاي دمدراز بودهاند ميباشد. دنبالچهاي كه در انسان هم وجود دارد، به ارث به او رسيده است.
بعضي قسمتهاي بدن انسان از مو پوشيده شده اين مو از بقاياي موهاي انبوهي است كه در انسانهاي اوليه تمام بدنش را ميپوشانده. چنين اثري در انسان تحليل رفته است. اتفاق افتاده است كه يك پسر نوزاد، تمام بدنش از سر تا پا از مو پوشيده شده است. هستند نوزاداني كه يا دم دارند و يا در عوض 12 جفت دنده، 13 جفت دنده دارند. (ژيبون و شمپانزه و ساير ميمونها 13 دنده دارند.) اين اتفاقها، خويشاوندي انسان را با ميمونهاي آدم نما را نشان ميدهد.
جنين خوك، خرگوش، گربه، ميمون و انسان در مراحل اوليه تكامل تفاوت كلي با هم ندارند. حتي دانشمندان با تجربه هم نميتوانند به درستي بيان كنند كه كدام يك از جنينها بچه گربه يا ميمون يا انسان ميشود. زيرا جنين آنها بسيار به هم شبيه است. دليل اين شباهت اين است كه اين جنينها همگي متعلق به يك گروه از جانوران يعني پستانداران هستند، و از يك شاخه به وجود آمدهاند.
جنين انسان در ماههاي پنجم و ششم حاملهگي از موهاي نرم پوشيده شده است كه به تدريج اين موها از بين ميرود.
در هر ميليمترمكعب خون انسان حدود 5 ميليون گلبول قرمز وجود دارد. حال اگر مقداري خون گوسفند را با خون گرگ مخلوط كنيم گلبولهاي قرمز خون گوسفند بلافاصله خراب ميشود و از بين ميرود. اما اگر خون گرگ را با خون سگ مخلوط كنيم همه چيز خوب ميگذرد و تغييري حاصل نميشود. گلبولهاي قرمز خون سگ ميتوانند در خون گرگ و برعكس، زندگي كنند. اين كيفيت نشان ميدهد كه سگ و گرگ خويشاوندي نزديكي به هم دارند. سگها از اجداد گرگها بودهاند كه از قديم آنها را اهلي كردهاند. اگر اين عمل را با خون انسان و ميمونها انجام دهيم گلبولهاي قرمز خراب نميشوند. (با رعايت مثبت يا منفي بودن خون) زيرا انسان و ميمونها خويشاوندي خوني نزديكي به هم دارند.
نبايد فراموش كنيم كه بين انسان و ميمونها تفاوتهاي زيادي وجود دارد. مانند شكل ظاهري، ساختمان اسكلت، وزن مغز، استعداد انسان در فكر كردن و تكلم و زندگي اجتماعي انسان. براي اين تفاوتها است كه نبايد فكر كنيم كه نژاد انسان مستقيما" از ميمونها بوجود آمده و اشتباه است كه بگوييم انسان از ميمون است. نبايد بگوييم كه داروين گفته است انسان از نژاد ميمون است. بلكه گفته است ژيبون، گوريل، اورانگاوتان و شامپانزه با انسانهاي اوليه خويشاوندي دارند.
يعني بين انسان و ميمونهاي آدمنما اجداد مشتركي وجود داشته است. اين اجداد مشترك مانند ساقه درختي است كه شاخههايي دارد كه شاخههايي از آنها در مراحل تكامل باقيمانده و ميمونهاي آدمنماي امروزي هستند. شاخه ديگر تكامل زيادي حاصل كرده و از آن جوانههايي بوجود آمده است كه شكوفههاي آن نژاد انسان است كه به صورت طايفههاي مجزا پديدار گشتهاند.
بيشتر دانشمندان تابع اين نظر هستند كه انسان پتيكآنتروپ با اجداد انسان جد مشتركي داشتهاند. در اين زمان اجداد انسان تكامل حاصل كردهاند و خيلي از نظر تكامل به جلو رفتهاند اما تكامل انسان پتيكآنتروپ متوقف شده است. اجداد انسان بعد از چند ميليون سال نسبت به حيوانات ديگر خيلي تكامل حاصل كرده است. در نتيجه گذراندن اين مراحل تكامل تدريجي در زمانهاي بعد آدم سينآنتروپ يا انسان چين پيدا شده و بالاخره آدم هايدلبرگ و انسان نئاندرتال ظاهر گشته است كه از تكامل تدريجي آنها انسانهاي كنوني يعني هموساپينس به وجود آمدند.
اولين نژاد انسان هوموپريميژينوس (يعني نخستين نسل انسان) است. كه به تكامل خود ادامه داده و قدم به قدم بر اثر ساختن ابزار و تولید کردن نیازها، فكرش توسعه يافته و مسير بالاتري را طي كرده است. فكر آنها آن چنان تكامل يافت كه آنها را هوموساپينس( يعني انسان عاقل) ميگويند.
انسان تصادفا" به وجود نيامده بلكه مانند تمام موجودات ساكن كره زمين با گذشت ميليونها سال و با تكامل تدريجي به وجود آمده است. شكل ساده جانوران به تدريج پيچيده گشته و تحت تاثير قوانين طبيعت مراحل تكامل را طي نموده است. انسان هم مانند حيوانات تحت قوانين طبيعت تكامل تدريجي را پيموده است.
